« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1404/01/31

بسم الله الرحمن الرحیم

مفاسد اختلاط انساب در تلقیح بیگانه/مسائل مستحدثه باروری /فقه پزشکی

 

موضوع: فقه پزشکی/مسائل مستحدثه باروری /مفاسد اختلاط انساب در تلقیح بیگانه

 

بررسی حکمی سقط جنین و زمان تعلق دیه

دست‌کم این یک خطای عقلی و خلاف عرفِ رایج است؛ به‌قدر مفاد روایات، هر دو حالت مصداق قتل نفس است. این‌که تفکیک قائل شویم و بگوییم فرزند پس از ولادت با جنینِ در رحم متفاوت است، مبنای درستی ندارد. در عرف لغوی و عامه، به این امر سقط گفته می‌شود، لکن از نظر حکمی، چه پیش از آن و چه پس از آن، تماماً قتل نفس محسوب می‌شود و تفاوتی میان این دو مرحله وجود ندارد. یکی از پژوهشگران میان این دو حالت تمایز قائل شده و فرزندِ متولدشده را از جنینِ در رحم جدا دانسته بود و بر پایه این تمایز، مطالبی را استنباط می‌کرد؛ نکته قابل توجه این بود که وی این فرض را پایه و اصل قرار داده و بر آن تأکید فراوان می‌ورزید، در حالی که این مبنا از اساس نادرست است.

نکته دوم که شاید شایسته باشد در صورت ملاقات به یکی ازفاضلان متذکر شویم، این است که ایشان نیز در بیانات خود اظهار می‌داشتند تعلق دیه پس از حلول و تعلق روح صورت می‌پذیرد؛ در حالی که دیه از همان ابتدای انعقاد نطفه تعلق می‌گیرد. ظاهراً این پندار نادرست درباره تعلق دیه تنها پس از ورود روح، در میان برخی از طلاب و محصلین نیز جا افتاده است. اصرار وی به حدی بود که بنده در صحت یافته‌های خود دچار تردید شدم و به ایشان عرض کردم که مجدداً بررسی فرمایند؛ زیرا پندار لزوم حلول روح برای وجوب دیه قتل، خطای فاحشی است و مشاهده شد که متعدد از طلاب دچار این اشتباه برداشتی هستند.

در حالی که به محض انعقاد نطفه، آن پدیده یک موجود زنده و متشخص است. نکته شگفت‌انگیزتر اینکه آن فاضل محترم مدعی بودند جنین پیش از تعلق روح، حیوان است و پس از حلول روح به انسان تبدیل می‌شود! گویی حقیقت حیوانی دارد و با تعلق روح، انسان می‌گردد. در حالی که با رجوع به آیات، روایات و منابع اصیل فکری خودمان، روشن می‌شود که آن موجود از همان لحظه نخست، انسان است. در تمامی مراحل علقه، مضغه و مراتب دیگر، ماهیت انسانی حفظ شده و صرفاً مراحل تکامل جسمانی طی می‌شود، هرچند که میزان دیه در مراحل اولیه کمتر تعیین شده است. طرح این مسایل ضرورتی تام دارد، چرا که مبنای استنباط‌های بعدی آنان قرار گرفته است. در پژوهش و مقاله‌ای که تنظیم شد و به حدود بیست صفحه رسید، مبانی بسیار مستحکمی تدوین گردید و ارائه شد که فرصت مغتنمی برای پرورش دقیق مطالب فراهم آورد.

تحلیل واژگانی والد و والده در قرآن کریم

در آن مقاله، تفاوت میان واژگان «والد» و «والده» با «ابوین» و سایر حالات جنین در رحم بر پایه آیات قرآن کریم تبیین گردید. طبق ترجمه و تحلیل دقیق واژگانی، «والد» و «والده» دقیقاً صاحبان نطفه (اسپرم و تخمک) هستند. حتی برخی از اعلام نظیر مرحوم آیت‌الله خویی و به تبع ایشان علامه طباطبایی به آیه‌ای استناد فرموده بودند که پاسخ آن داده شد؛ یعنی برخی از علما خود پاسخ داده بودند و ما نیز نکته‌ای بر آن افزودیم. از سوی دیگر، مشهور فقها که صاحب اسپرم و تخمک را پدر و مادر می‌دانند، به آیه استناد نکرده بودند و ادله دیگری داشتند، اما ما توانستیم از خود آیه نیز استنباط کنیم. آیه‌ای که به موضوع حمل اشاره دارد، دلالت بر حمل شایع دارد؛ چرا که از قدیم الایام رسم شایع بر این بوده است که صاحب تخمک، خود زایمان و پرورش را نیز بر عهده داشته است. در ادامه اگر فرصت باشد، نکته دیگری را معروض می‌دارم...

ـ بله، بفرمایید.

پاسخ به شبهه لزوم تجویز شرعی مسائل مستحدثه

یکی از بانوان دارنده مدرک دکتری که در نوبت اول به ایراد سخن پرداخت، به وجود اختلاف‌نظر میان علما اشاره نمود و این پرسش را مطرح کرد که چرا فقها فتوایی بر جواز این امور صادر نمی‌کنند؟ گویا تصور برخی از اساتید و عموم مردم بر این پایه است که هر مسئله مستحدثه‌ای که پدید می‌آید، علما باید فوراً آن را امضا و تجویز نمایند تا همگان آزادانه عمل کنند.

ـ این در حالی است که بسیاری از جوامع، اعم از مسیحی و غیر آن، قانونی ساختن این موضوع را نپذیرفته‌اند.

بله، دقیقاً نکته در همین است.

ـ آنان با ملاحظه شاخص‌ها و تبعات، ادله را برای جواز کافی ندانسته‌اند.

بله، شگفت‌آنکه کشوری مانند چین صرفاً تحت شرایط خاصی آن را پذیرفته است، اما در گزارش‌های پایانی نشست مشخص گردید که حتی در ایالات متحده آمریکا که از پیشگامان عرصه پزشکی است، تنها در برخی ایالات مجاز بوده و در بسیاری از ایالت‌ها ممنوع اعلام شده است.

ـ البته در آمریکا نگاه به نهاد خانواده اهتمام بالایی ندارد و شاخص‌های دیگری ملاک است.

بله، در حال حاضر حتی شخص ترامپ و هم‌فکرانش بر مسائل خانوادگی تأکید دارند؛ در آن‌جا جامعه دو دسته است؛ دسته‌ای سنت‌گرا و دسته‌ای دارای گرایش‌های ساختارشکنانه اروپایی هستند.

ـ بله، دیدگاه دسته‌ای که نگاه سنتی‌تر دارند از استحکام بیشتری برخوردار است.

نکته قابل توجه این است که این تصور اشتباه باید اصلاح شود و بنده آمادگی دارم در جلسات آتی درباره آن مناظره کنم. نباید این پندار وجود داشته باشد که با بروز هر موضوعی، حتماً باید فتوایی بر حلّیت آن صادر گردد؛ همان‌گونه که در مسیر معروض داشتم، برخی می‌گویند چون نگهداری سگ شیوع یافته است، فقها حکم به طهارت آن دهند تا مردم به زحمت نیفتند! برخی خود را نماینده کل جامعه می‌دانند و خواهان تغییر احکام شرعی به نفع تمایلات خود هستند. آن خانم نیز مدعی بود اگر زنی ناچار به استفاده از اسپرم فرد دیگری شد و فرزندآوری صورت گرفت، چرا نباید راه حلال برای آن پیش‌بینی شود تا مرتکب حرام نشوند؟ گویی وظیفه شرع این است که برای رفع اتصاف به حرام، هر فعل حرامی را حلال کند!

این تحلیل از اساس نادرست است و باید در مراکز علمی مورد نقد و تذکر قرار گیرد. فتوا تابع تمایلات شخصی نیست، بلکه مستند به منابع اصیل شرعی و ملاحضات مصالح و مفاسد در مسائل مستحدثه است. این موضوع دارای مفاسد بسیار عظیمی است. همان‌طور که در اواخر نشست برخی اساتید اشاره کردند، افرادی با تمکن مالی بالا اقدام به ایجاد سلسله و لشکری از فرزندان برای خود کرده‌اند؛ فردی مدعی شده است ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ فرزند از نطفه او از طریق لقاح آزمایشگاهی پدید آمده‌اند و همه را فرزندان خود می‌داند! این قبیل اقدامات مفاسد بسیار عجیبی به همراه دارد.

نقد استدلال به آیه اصلاح زوج و مفاسد اختلاط انساب

نکته دیگری که ما فرصت بیان کامل آن را نیافتیم، استدلال یکی از اساتید به داستان حضرت زکریا علیه‌السلام و آیه ﴿وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ﴾ بود. ما در جلسه اشکال کردیم که تصریح قرآن بر اصلاحِ خودِ همسر است. نباید با توجیهات گوناگون، تکلف ورزید؛ چراکه اصلاح خودِ زوجین از طریق فناوری‌های نوین نظیر سلول‌های بنیادی کاملاً امکان‌پذیر است. وقتی پاسخ دادند که این روش پرهزینه است، گفتیم ایجاد فرزندی که پدر و مادر واقعی‌اش مشخص نباشند و مسئولیت او را نپذیرند، هزینه‌های اجتماعی و مفاسد سنگین‌تری دارد؛ لذا باید از نطفه خود زوجین استفاده شود. اشکالات دیگری نیز مطرح بود.

ـ موارد دیگر را نیز بیان فرمایید.

بله، این مسئله تبعاتی دارد که بسیاری از کشورها پس از مشاهده آن آسیب‌ها، از پذیرش آن سرباز زدند؛ از جمله اختلاط انساب، ابهام در مسئله ازدواج و محرمیت، و پیچیدگی‌های ارث. البته صورت اولیه که فقهای مشهور اجازه داده‌اند—یعنی نطفه متعلق به زن و شوهر شرعی بوده و صرفاً از رحم اجاره‌ای استفاده شود—بسیار ساده‌تر است؛ زیرا والدین نسَبی مشخص هستند، احکام ارث و محرمیت روشن است و زن صاحب رحم نیز حکمی شبیه به رضاع پیدا می‌کند. اما اگر مجوز کلی صادر شود، مسئله جنبه سرگرمی و اباحه‌گری پیدا خواهد کرد. در ویدئویی مشاهده کردم که در برخی جوامع غربی جشنی برپا می‌کنند شبیه به جاهلیت که با قرعه و آتش‌بازی مشخص می‌کردند پدر فرزند کدام‌یک از افراد حاضر است!

اگر این امور بدون ضابطه آزاد گردد، مبدأ مفاسد عظیمی خواهد شد. اگر امتزاج نطفه زن و مرد اجنبی مجاز شمرده شود، افراد بدون تقید اخلاقی، صرفاً برای آزمایشِ ترکیب ژنتیکی خود با دیگران، اقدام به تولید فرزند در دستگاه یا رحم دیگری می‌کنند. در نتیجه فرزندانی بدون پدر و مادر مشخص پدید می‌آیند؛ درست مانند زمان جاهلیت که درباره نسب عمروعاص ادعا می‌شد شبیه ابوسفیان است اما عاص او را به خود منتسب کرد! این امر جامعه را دچار بلبشو می‌کند، به‌ویژه آنکه افراد فاقد تقید، شدیداً پیگیر دریافت مشروعیت برای این رفتارهای ساختارشکنانه هستند.

یکی دیگر از اساتید به تجاری شدن و ایجاد بازار مالی سنگین در حوزه پزشکی اشاره کرد و گفت: اگر به این امور مشروعیت مطلق داده شود، مهار آن مانند مسئله خلق پول در بانک‌ها غیرممکن خواهد شد؛ چنان‌که امروزه مهار اقدامات ناصواب بانک‌ها دشوار شده است.

ـ البته صور حلال آن نیز وجود دارد.

بله، اگر از ابتدا دقت شود، فرض اول که فقها اجازه فرموده‌اند معقول است؛ اما استفاده از نطفه اجنبی باید محدود و ممنوع گردد. اگرچه زنای مصطلح رخ نداده، اما فرزند حاصله، عملاً بی‌سرپرست و دارای هویت نامشخص خواهد بود و تجمیع چندین والد برای یک فرد ایجاد ابهام می‌کند.

در جمع‌بندی پژوهش خود بر اساس آیات قرآن کریم دریافتیم که واژگان «والد» و «والده» و «ولد» صرفاً بر صاحبان اسپرم و تخمک دلالت دارند، اما واژه «اب» و «ابوین» مفهوم عام‌تری دارد. ما در عرف نیز به پدر بزرگ، یا فرد مسن در اجتماع، یا خدمتگزار مدرسه، اطلاق «بابا» یا «پدر» می‌کنیم.

ـ در مدارس تعبیر «بابای مدرسه» رایج بوده است.

بله، این نکته باید مد نظر باشد. در قرآن کریم و ادعیه، نظیر تعبیر اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ یا دعاهای حضرت ابراهیم علیه‌السلام، همواره واژه «والدین» به کار رفته که نشان‌دهنده نقش اصیل صاحبان نطفه است.

نکته دیگری که یکی از حاضران ادعا می‌کرد این بود که اسپرم اصل است و تخمک صرفاً محیطی برای پرورش آن است، پس رحم نیز محیطی بزرگ‌تر برای همین پرورش است! در حالی که قرآن کریم چنین ادعایی را تأیید نمی‌کند. قرآن میان رحم و نطفه تفاوت قائل است و رحم ظرف دوم رشد محسوب می‌شود.

ـ آیا آن فرد از اساتید دانشگاه بود؟

بله، یکی از اساتید جلسات پایانی بود. وی تخمک و رحم را یکسان می‌دانست، در حالی که بدون تخمک اصلاً لقاح و تکوین صورت نمی‌پذیرد. تخمک علت مستقیم و اولیه است و رحم علت غیرمستقیم. یکسان انگاشتن تخمک و رحم خطای علمی و تحلیلی است.

مهم‌ترین اقدام، تدوین مقاله‌ای جامع در بررسی مفاسد و آسیب‌های بی‌شمار این مسئله است؛ مفاسدی که حتی در زمان جاهلیت نیز تجربه شده بود.

ـ بررسی آسیب‌ها و منافع در کنار یکدیگر.

پیشنهاد ما تأکید بر آیه وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ و درمان خود زوجین بود. وقتی گفتند گاهی اصلاح زوجین ممکن نیست و آنان کلاً نازا هستند، پاسخ دادیم این موارد در اقلیت است.

ـ بله، تعداد آن موارد کمتر است.

موضوع دیگر این است که طبق روایات و آیات، حکمت الهی گاه بر عدم اعطای فرزند تعلق گرفته است. همچنین برخی اساتید نقل می‌کردند که بعضی بانوان مجرد اظهار می‌دارند تمایلی به ازدواج و داشتن همسر ندارند، اما خواهان داشتن فرزند از طریق دریافت نطفه هستند! این رفتارها نشان‌دهنده گسست کامل از تعهدات خانوادگی است.

ـ این رفتار حتی از نگهداری سگ به جای فرزند نیز انحراف‌آمیزتر است.

بله، این گرایش‌ها ابعاد حادتری از انحرافات اجتماعی را نشان می‌دهد. بنابراین لازم است مقاله‌ای جامع از سوی نماینده دفتر تهیه شود تا ضمن تبیین ابعاد موضوع و پاسخ به ایرادات، منافع آن برای خانواده‌های متدینی که خواهان حفظ کیان خانواده خود از طریق روش‌های مشروع هستند، تبیین گردد.

ـ اخیراً مباحثی مطرح شده که آیا فقه جامعیت لازم برای تحلیل این ترجیحات را دارد یا خیر؛ مثلاً انتخاب میان سرپرستی فرزند از شیرخوارگاه یا فرزندآوری مستقیم، که هر یک دارای مزایا و معایبی است و اراده طرفین نیز باید ملحوظ گردد.

بله، این ابعاد باید سنجیده شود.

ـ در نوشته‌های آقای حسینی نیز نوعی تفکیک میان عرصه اخلاق، فقه و حقوق دیده می‌شد که نوعی تعریض به جامعیت فقه داشت. در حالی که اگر فقه مستند به قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام به صورت کامل تبیین شود، واجد جامعیت بوده و ابعاد حقوقی، اخلاقی و اجتماعی را توأمان در بر می‌گیرد. نگاه تک‌بعدی صحیح نیست. تا زمانی که ابعاد فقهی به نحو جامع بررسی نشود، نمی‌توان فتاوا را در مقام اجرا پیاده کرد. گاهی حکمی در مقام افتاء و به لحاظ ادله اولیه بدون مانع است، اما در مقام اجرا مانند آن است که چیزی به حسب ظاهر فقهی و با شستن در آب کر پاک شود، اما به لحاظ پزشکی حاوی میکروب و بیماری‌زا باشد؛ لذا رهایی از آن نیازمند تدابیر بهداشتی و درمانی تکمیلی است. فقه دارای جامعیتی است که نباید با برخورد خشک و صرفاً انتزاعی با ادله، از ابعاد و تبعات بیرونی آن غفلت ورزید.

نباید تنها به ظاهر طهارت بسنده کرد و مسائل بهداشتی را نادیده گرفت؛ مانند خبازی که با دست غیربهداشتی خمیر نان را آماده کند.

ـ مانند کشاورزان یا خبازانی که بر دست خود آب دهان می‌اندازند؛ به لحاظ فقهی نجس نیست و حتی سوء مؤمن شفابخش است، اما کار او از نظر رعایت جامعیت و بهداشت دچار اشکال است.

آیا فعل چنین نانوایی حلال و شایسته است؟

ـ از منظر فقهی محض نجس نیست، اما رعایت جامعیت قضیه در فقه اقتضا می‌کند که این‌گونه رفتارهای آسیب‌زا نفی شود.

این جزئیات می‌تواند در قالب الگوها و ضوابط پیشرفته ارائه شود. غربی‌ها تحت عنوان «اخلاق حرفه‌ای» یا «اخلاق کاربردی» به این ریزه‌کاری‌ها پرداخته‌اند، که در ادبیات دینی ما همان سنجش اولویت‌ها در تعارض‌های اخلاقی و عملی است. آیا می‌توان این جامعیت را در فقه پیاده کرد؟

ـ روش ما معکوس است؛ ما می‌خواهیم از فرع به اصل برسیم، اما آنان از اصل به فرع می‌رسند. گیر اصلی در همین جاست.

یعنی آنان عمل‌گراتر هستند؟

ـ آنان از مقام عمل به احکام می‌رسند، اما ما ابتدا حکم را صادر می‌کنیم و سپس در مقام عمل دچار ناکارآمدی می‌شویم.

نقد تلقی ناباروری به عنوان بیماری و تبیین جامعیت فقه

اشکال مهمی که در آن‌جا مشهود بود و به دلیل پرهیز از چالش با برخی بزرگان مطرح نساختم، این است که تمام مسئله ناپدیداری و عدم باروری را به عنوان «بیماری» تلقی کرده‌اند و استفاده از اسپرم یا تخمک بیگانه را تحت عنوان «درمان پزشکی» به فقها عرضه داشته‌اند. فقها نیز بر اساس جواز عامِ درمان، حکم به عدم مانعیت داده‌اند. در حالی که موضوع فرزندآوری، مسئله «انسان‌سازی» است، نه صرفاً درمان دو فرد. باید بررسی شود که آیا تکوین فرزندی با این وضعیت پیچیده اجتماعی و اخلاقی، متناسب با صلاح خانواده، جامعه و خود آن فرزند هست یا خیر؟ همان‌گونه که تولید فرزندی با اختلالات شدید ژنتیکی و ناقص‌الخلقه را به دلیل عدم تناسب تجویز نمی‌کنید، در مسائل اجتماعی و اخلاقی نیز اگر تناسب حفظ نشود و مفاسد ایجاد گردد، نباید حکم به جواز داد.

ثبت و تحقق روح کلمه و معانی مورد نظر شارع و عقل سلیم، شرط اصلی است؛ در غیر این صورت جامعه دچار گرفتاری خواهد شد.

ـ بله، این نکته بدیهی است. امروزه افراد در معرض این ابتلا و امتحان قرار دارند.

آیا همگان مورد ابتلا هستند؟

ـ عبارت نبتلیه صرفاً مربوط به انسانِ متولدشده نیست، بلکه شامل والدین، نطفه و فرایند زناشویی نیز می‌شود که آیا بر اساس موازین درست و با ذکر «بسم الله» صورت گرفته است یا خیر.

حقیقت انسانیت و تعریف انسان در قرآن کریم

درباره تعریف انسان در قرآن کریم، حقیقت انسانیت از چه زمانی تحقق می‌یابد؟ آیا اطلاق انسان در همه مراتب یکسان است؟

قرآن کریم می‌فرماید: ﴿هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا﴾ یعنی زمانی بر انسان گذشت که پدیده‌ای قابل ذکر نبود.

ـ یعنی در مراحل اولیه صرفاً نطفه‌ای اندک بوده است.

در تعابیر حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده است که انسان در ابتدای امر «بنهایة العدم مقروناً» بوده است؛ یعنی معدوم مطلق نیست، اما به غایت عدم نزدیک است. علامه جوادی آملی نیز در تفسیر آیه به این تعابیر استناد فرموده‌اند. مراحل تکوین وجود دارد، اما اطلاق انسان بر نطفه محل بحث است.

ـ بله.

البته تحقق بالقوه آن قطعی است، اما اطلاق بالفعل «انسان» از چه زمانی است؟

ـ با توجه به استناد به آیات...

قرآن کریم می‌فرماید: ﴿أَوَلَمْ يَرَى الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ﴾ که می‌توان از آن نیز بهره گرفت.

ـ این اطلاق مربوط به شرایطی است که فرد به فعلیت رسیده باشد.

در مرحله اولیه شیئاً مذکورا نبوده است.

ـ اما قرآن از همان منشأ با تعبیر «انسان» یاد کرده است.

اکنون که به مرحله خطاب رسیده، به او یادآوری می‌شود که در گذشته پدیده‌ای قابل ذکر نبوده است. همچنین به نظر می‌رسد واژه «انسان» در قرآن غالباً بر موجودی اطلاق شده که اهلیت تکلیف و حضور در عالم تکلیف را دارد.

تعبیر قرآنیِ ﴿ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا﴾ آخَرَ بیانگر نشأت گرفتن و بروز حقیقت انسانی است. برخی بر مراحل علقه و مضغه اشکال کرده‌اند، اما قرآن می‌فرماید: ﴿إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ﴾. مراحل بعدی و رشد دست و پا و اندام‌ها، جنبه‌های مادی و حیوانی تکامل است که در سایر حیوانات نیز طی می‌شود.

ـ ادعای حیوان بودن جنین پیش از روح، شاید اشاره به همین بعد جسمانی و حیوانی داشته است.

بعد جسمانی انسان با حیوان متفاوت است، چرا که جسم انسان قابلیت پذیرش روح انسانی را دارد، اما جسم حیوان مانند میمون هرگز چنین قابلیتی را ندارد. فرضیه داروین نیز فاقد اثبات علمی است و تنها در میان عوام شایع شده است. شباهت‌های ظاهری دلیل بر هم‌همانی نیست. تعبیر ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ همان‌گونه که علامه طباطبایی فرموده‌اند، به معنای ورود به نشأه‌ای نو و آفرینشی جدید است.

انسان دارای دو بعد مادی و معنوی است، و بعد مادی او نیز با سایر موجودات متفاوت است. اگر نطفه حیوانی در رحم انسان قرار گیرد یا بالعکس، ماهیت آن تغییر نمی‌کند. همان‌طور که اگر از تلقیح نطفه دو حیوان نجس، حیوانی پاک مانند شتر یا گوسفند متولد شود، تابع احکام شتر و گوسفند خواهد بود. چنانچه موجودی با حقیقت و آثار انسانی متولد شود، احکام انسان را دارد و ما نمی‌توانیم مجعول لفظی ایجاد کنیم، بلکه معنا و آثار، خود متجلی می‌شوند.

ـ احکام از طریق آثار شناخته می‌شوند.

با کشف معنا و کشف آثار، احکام بار می‌شود. حقیقت انسان ناطقه با سلب روح انسانی از بدن نفی می‌شود؛ چنان‌که با مرگ، بدن باقی‌مانده دیگر «انسان» نیست، بلکه «بدنِ انسان» است. حقیقت انسانی باید در تمامی مراحل مد نظر باشد.

ـ پس از مفارقت روح، اطلاق انسان بر بدن مسامحه است.

از آیات قرآن کریم چنین دریافت می‌شود که «انسان» به موجودی گفته می‌شود که مرکب از جسم و روح بوده و دارای اهلیت تکلیف باشد؛ پس از مفارقت روح نیز از آن با تعبیر «نفس» یاد می‌شود: ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ﴾.

ـ آیا این تعریف مختص دیدگاه شماست؟

انسان حقیقتی است که روح ناطقه به بدن او تعلق گرفته باشد.

این حقیقت در مرحله نطفه به جسم تعلق می‌گیرد و مراحل نباتی و حیوانی را طی می‌کند.

ـ آیا در مراحل اولیه حضور ندارد؟

خیر، به صورت بالفعل حضور ندارد.

در همایشی در دانشگاه تهران، یکی از اساتید محترم بیان داشت که اذان و اقامه‌ای که در کودکی در گوش وی خوانده شده، آثارش در رفتار امروزش هویداست. این امر نشان می‌دهد که او در تمام مراحل، حقیقت انسانی داشته و حتی اعمال والدین پیش از انعقاد نطفه در سرنوشت کودک تأثیرگذار است.

در حدیث قدسی والایی آمده است: عَبْدِي أَطِعْنِي أَجْعَلْكَ مِثْلِي. اطاعت الهی انسان را به مقام خلافت الهی و کمال حقیقی انسانیت می‌رساند.

آیات مربوطه را قرائت فرمایید.

 

دلالت آیات قرآن بر حداقل زمان حمل

مهم‌ترین مستند قرآنی در این باره آیه شریفه است: ﴿وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا﴾. در این آیه، ضمیر «حملته» به «انسان» بازمی‌گردد که نشان می‌دهد موجودِ درون رحم نیز در مسیر انسانیت است.

البته تا پیش از مرحله احساسِ حمل، صرفاً سلول‌هایی در حال رشد هستند، اما با پیدایش دشواری حمل (کرهاً)، خصوصیات پدیده مشخص‌تر می‌شود. همچنین در سوره مبارکه لقمان آمده است: ﴿وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ﴾. در این آیه شکر والدین در کنار شکر الهی قرار گرفته است. فقها از ترکیب این دو آیه (سی ماه مجموع حمل و فصال، و دو سال یعنی بیست و چهار ماه برای فصال)، حداقل زمان بارداری را شش ماه استنباط کرده‌اند. در تاریخ نیز آمده است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام با استناد به همین دو آیه، زن بارداری را که در شش ماهگی فرزند آورده بود از حکم رجم نجات دادند و خلیفه دوم نیز به این استدلال تسلیم شد. امکان زیست و کمال خلقت جنین در شش ماهگی از نظر پزشکی و مبانی فلاسفه‌ای چون ابن‌سینا و سقراط نیز قابل بررسی است.

پژوهش بسیار شایسته و مستحکمی توسط فضلا تدوین شده است. ان‌شاءالله این مقاله علمی و حوزوی به نتایج مبارکی برسد.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo