1404/01/30
بسم الله الرحمن الرحیم
تعیین و تغییر جنسیت در انعقاد نطفه/احکام جنین /فقه پزشکی
موضوع: فقه پزشکی/احکام جنین /تعیین و تغییر جنسیت در انعقاد نطفه
همانگونه که در این جلسه ملاحظه فرمودید، اینجانب بر لزوم عنایت و توجه ویژه به درک دقیق معانی تأکید ورزیدم؛ چرا که سیاق کلام نیز در نهایت به معانی بازمیگردد و سیاق آیات شریفه قرآن کریم و احادیث شریف، همگی باید به معنا معطوف گردند.
بررسی آیات سوره طارق و مرجع ضمیر در یخرج
از جمله این موارد، آیه شریفه مشهوری در سوره مبارکه طارق است که درباره خلقت انسان بحث میکند. همواره در این محل و هنگام مغرب، نوار صوتی خاصی پخش میشود و این آیه شریفه مکرراً به گوش میرسد که میفرماید انسان از چه چیز آفریده شده است؟ ﴿خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ﴾
انسان باید بنگرد و دقت نظر کند؛ نظاره و نظری علمی و دقیق که انسان از چه چیز آفریده شده است؟ ﴿خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ﴾ در ابتدا این صفت برای آن آب ذکر شده است، یعنی آبی جهنده؛ این آبِ جهنده حرکت میکند تا در افقِ تکامل، به سوی انسان شدن پیش برود؛ بدین معنا که انسان از منیِ جهنده و آبی با جهش آفریده شده است.
در اینجا برخی از مفسران گذشته، مرجع ضمیر در فعل «یَخْرُجُ» را به انسان بازگرداندهاند؛ بدین صورت که انسان ﴿یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ﴾ این معنا بسیار نیکوتر و صحیحتر است؛ زیرا برخی دیگر ضمیر «یَخْرُجُ» را به سبب قرب لفظی به «مَاءٍ دَافِقٍ» بازگرداندهاند، در حالی که آبِ واردشده خارج نمیشود، بلکه باید ابتدا با تخمک زوجه آمیخته شده و رشد کامل یابد تا محقق گردد. بنابراین، ارجاع ضمیر «یَخْرُجُ» به انسان صحیحتر است؛ یعنی انسان ﴿یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ﴾
این امر همان نقطهای است که ما برای رشد این نطفه اصالت قائل شدهایم. خروج انسان از میان صُلب و تَرائب، یعنی از میان استخوانهای پشت و استخوانهای سینه صورت میپذیرد. برخی مباحث، این امر را به مرد منتسب کردهاند که امروزه نیز در اذهان غالب است؛ حال آنکه معنای صحیح این است که این مفاهیم به زوجه مربوط میشود. هنگامی که انسان در شرف تکوین است و تحقق مییابد، از میان استخوانهای پشت و سینه خارج میگردد؛ چرا که رحم در میان این دو قرار گرفته و نگهدارنده آن در رحم، همین استخوانهای پشت و مجموعه استخوانهای سینه است. عمده مطلب آن است که این مقطع، مهمترین مرحله خلقت انسان است و مراتب بعدی که در آیات دیگر بدان اشاره شده مانند علقه و مضغه، همگی در همین حوزه صُلب و ترائب رخ میدهد که مربوط به زن است، نه مرد.
تفسیر آیه انه علی رجعه لقادر
عبارتِ ﴿إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ﴾ بیانگر آن است که خداوند متعال در همینجا میفرماید در روزی دیگر نیز توانایی بازگرداندن او را دارد؛ یعنی اگر انسان خارج شد، حیات یافت، سپس درگذشت و متلاشی گردید، خداوند متعال بر اعاده و بازگرداندن او قادر است.
گروهی نیز ﴿إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ﴾ را به معنای ارجاع به آن قوّت و قدرتی تفسیر کردهاند که او را به انسانی کامل مبدل میسازد؛ بدین معنا که تا زمانی که جنین در رحم است، اوصاف کامل انسانی را ندارد، اما هنگامی که خارج شد، خداوند قادر است او را به انسانی کامل دارای چشم، گوش، حواس و سایر ویژگیها بازگرداند و وجهی از معنا را به این سمت سوق دادهاند.
با این حال، جمعی دیگر آن را به معاد و قیامت تفسیر نمودهاند؛ بدین بیان که همانگونه که انسان توانست از رحم مادر خارج شود، از رحم دنیا نیز به عالم عقبی منتقل میگردد و خداوند بر بازگرداندن او در عالم عقبی قادر است.
چنین به ذهن خطور میکند که چون از ابتدا در ﴿فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ﴾ بحث خلقت انسان مطرح است، عبارتِ ﴿إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ﴾ نیز متناسب با خلقت، به همان آفرینش انسان بازگردد؛ یعنی خداوند قادر است انسان را به یک انسان کامل تبدیل و ارجاع دهد. البته واژه «رَجع» دو معنا برمیتابد: نخست، بازگرداندن و آغاز مجدد که به قیامت مربوط میشود؛ و دوم، سوق دادن و اعاده انسان از مراحل طیشده به سوی یک انسان کامل، که این نیز معنایی دیگری برای «رَجع» است.
مفهوم ماء مهین و سلاله در سوره سجده
همچنین آیات دیگری وجود دارد که توجه به آنها ضروری است. در بخشی از سوره مبارکه سجده آمده است ﴿ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِینٍ﴾
بسیاری از مفسران خواستهاند «مَهین» را به معنای آبِ بس حقیر و پست معنا کنند، با این استدلال که دارای رایحه خاص یا نجاست ظاهری است و مواردی از این دست؛ تا بدین وسیله اثبات کنند انسان از مبدئی پست آفریده شده است. اما گروهی خرده گرفتهاند که این مایع با سایر مایعات متفاوت است؛ این همان مایعی است که -چنانکه در جلسات گذشته اشارت رفت- واجد مواد غذایی لازم برای حیات میلیونی سلولهاست و در درون خود، زمینه تغذیه و بقا را داراست؛ مایعی که حیات و زنده ماندن در آن جریان دارد. همانگونه که در آیه دیگری خداوند متعال پس از ذکر مراحل علقه و مضغه، در پایان میفرماید ﴿فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ﴾ و در هیچ موضع دیگری عبارت «أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ» را به کار نبرده است، بلکه در اینجا خلقت خویش را با این وصف ستوده که توفیق توضیح آن آیه نیز حاصل گشت.
حال این سؤال مطرح میشود که «مَاءٍ مَهِینٍ» را در اینجا چگونه باید معنا نمود؟ آیه کریمه در مقام بیان نسل انسان میفرماید ﴿ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِینٍ﴾ بدین معنا که اگرچه در ظاهر آن را مایعی میبینید، اما در واقع عصاره و «سُلاله» است. احتمال دارد واژه «سُلاله» ناظر به سلسلهها و ارتباطات متوالی باشد. با فرض پیدایش این مایع از پیِ این سلسلهها، معنا بس دقیق میگردد؛ یعنی سلسلههای فراوانی به هم پیوستهاند تا در منتهیالیه و تنزلِ آن، این مایع پدید آید. ملاحظه میفرمایید که معنا تا چه حد لطیف و ظریف میگردد. سلسلههای متعددی دست به دست هم دادهاند تا نهایتاً این «مَاءٍ مَهِینٍ» در مرتبه نازلتر پدید آید. اطلاق «مَهین» از آن روست که در ذیل و پایینِ آن سلسلهها جای گرفته است؛ یعنی از آغازِ فرایندِ تکوین نسل، تا این سلسلهها تحقق نیابند، این غایت و حاصلِ نهایی پدیدار نخواهد گشت.
تقسیم مقدمه در کلام اصولیان
همانطور که بزرگان و محققان به زیبایی تبیین فرمودهاند، مقدمه بر دو قسم تقسیم میگردد: نخست، مقدماتی که جنبه تبعی دارند؛ بدین معنا که واجد ویژگیهای خاصی در وجود خود هستند، اما از حالت استقلالی برخوردار نمیباشند.
فقها نیز در این باره فرمودهاند که این سنخ مقدمات، «مقدمات تهیهای» هستند؛ مقدماتی که غرض از آنها تمهید و آمادهسازی است. اگرچه وجود این مقدمه ضروری است، اما جنبه تحلیلی دارد؛ بدین معنا که در حقیقت و مصداق ذیالمقدمه اثر مستقیمی ندارد و فاقد استقلال است. از این رو، مقدمه به دو بخش تقسیم شده است: یکی مقدمه تحلیلی که وجوب آن، صرفاً وجوب مقدمی است. چنانکه در علم اصول مکرراً ملاحظه فرمودهاید، برای مقدمه واجب، وجوب استقلالی قائل نشدهاند، مانند نصب نردبان برای صعود به پشتبام. این مثال از آن رو مطرح شد که نشان دهد این مقدمه جنبه تهیهای دارد و نه استقلالی؛ لذا آن را واجب تهیهای دانستهاند، نه واجبی که در ذات و حقیقتِ ذیالمقدمه تأثیرگذار باشد.
در مقابل، قسم دیگری وجود دارد که واجد وجوب استقلالی است و برخی آن را اساساً از مقوله مقدمه خارج میدانند. در مواردی که مقدمه از نوع تهیهای نبوده بلکه مقدمه نفسی و دارای استقلال باشد، در عین وجوب، تحقق ذیالمقدمه بدون این پایه و روش امکانپذیر نخواهد بود. این پایه و میزان باید لزوماً همراه آن باشد؛ زیرا جنبه استقلالی دارد و مراحل بعدی بر پایه همین استقلال طی میشود. چنانکه در علوم فیزیک، ریاضیات، علوم طبیعی و نیز در طب، پزشکان غالباً برای مراحل بعدی، حالت استقلالی قائل هستند؛ از این رو تحصیل چنین مقدمهای، تحصیلی استقلالی محسوب میگردد.
تطبیق بحث بر آفرینش انسان
بنابراین، معنای آیه شریفه آن است که هنگامی که اراده الهی بر تکوین نسل انسان قرار میگیرد، آن را ﴿مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِینٍ﴾ قرار میدهد؛ یعنی نطفهای که از سلاله و مرتبه نازلتر حاصل شده و ریزش یافته است. مفهوم «مَهین» در هر موضعی باید متناسب با همان موضوع سنجیده شود، نه آنکه صرفاً به جهات ظاهری نظیر رایحه آن توجه گردد. برخی بر این باورند که رایحه آن نامطبوع است، در حالی که تعفنهای بعدی دارای حکمی جداگانهاند و این ماده رایحه خاص خود را دارد. فارغ از بحث طهارت و نجاست در فقه اهلسنت (مانند شافعیان که آن را طاهر میدانند) یا در فقه امامیه که تطهیر آن را برای طهارتِ نماز لازم میدانند، اصلِ خلقت انسان از چنان عظمت و ارزشی برخوردار است که خداوند متعال در خلقت هیچ موجود دیگری چنین تعبیری به کار نبرده است. انسان با موهبتِ داشتنِ گوش، چشم و قابلیت ارتباط با عالم بالا، به چنان عظمتی دست مییابد که خداوند متعال در خلقت او عبارتِ ﴿فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ﴾ را بیان داشته و تبریک فرموده است.
بدین ترتیب مفهوم «مَاءٍ مَهِینٍ» و صدور آن از سلاله آشکار گردید. انسانِ حاصل از این فرایند به مقامی میرسد که در حدیث قدسی آمده است لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاكَ یعنی اگر وجود مقدس پیامبر خاتم و انسان شایسته نبود، افلاک آفریده نمیشد. همچنین در عظمت ليلةالمعراج آمده است ﴿فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى﴾ که نشاندهنده درجه کمالی انسان و عروج او از عالم ماده به ماورای آن و عالم مجردات است.
نطفه امشاج و مسئله تعیین جنسیت جنین
پیشتر معنای اجمالی آیه شریفه ﴿إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ﴾ در سوره مبارکه انسان (یا دهر) بیان گردید که میفرماید ما انسان را از نطفه آفریدیم. در آیات قبلی تعابیر «مَاءٍ مَهِینٍ» و «مَاءٍ دَافِقٍ» ذکر شده بود و در اینجا تعبیر «نُطفه» به کار رفته است. برخی لفظ نطفه را صرفاً به مرد اطلاق نمودهاند تا مرحله «أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ» فرارسد؛ اما اگر نطفه را ناظر به ترکیبِ مایع مرد و تخمک زن بدانیم که مجموعاً نطفه امشاج را میسازند، اطلاق نطفه بر آن به اعتبار مراحل بعدی همچون علقه و مضغه و نیل به مراتب بالاتر، صحیح خواهد بود.
در این موضع، نکته ظریف و دقیقی وجود دارد که از منظر پزشکی و علمی نیز به اثبات رسیده است؛ و آن اینکه جنسیت (مذکر یا مؤنث بودن) در خودِ نطفه اولیه تعیین میگردد، نه آنکه در مراحل بعدی پدید آید. اگرچه در مراحل بعدی رشد، با تصویربرداری سونوگرافی ظواهر آن قابل مشاهده است، اما ذات و ساختار جنسیتی از همان نخستین لحظه انعقاد نطفه محقق شده است.
مستحضر هستید در روایات وارد شده است که اگر زوجه در ماه چهارم بارداری به پهلوی راست بخوابد و سوگند یاد کند که نام فرزند را محمد بگذارد، به شرط آنکه والد خلف وعده نکند، فرزند پسر خواهد شد. این سنخ روایات ناظر به مرتبه کمال فرزند است، نه تعیین اصل تکوین؛ بدین معنا که کمالِ وجودی فرزند با تسمیه به نام نامی حضرت محمد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ محقق میگردد. روایات متعددی در سایر موارد نیز وجود دارد که مفاد آنها متوجه جهت کمال است و نباید آن را با اصل تکوین جنین خلط نمود.
بنابراین، این دستورالعمل که پیش از چهارماهگی زن به پهلوی راست بخوابد و نام محمد را برگزیند، ناظر به بعدِ کمالی است. این امر بسیار روشن است و تنافی با تکوین ندارد؛ چنانکه جنابعالی که در اوج کمال هستید و از محضرتان بهرهمند میشویم، وجودتان متصف به کمال است. کمالِ این فرزند نیز با نام مبارک محمد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ حاصل میشود. در خصوص فرزند دختر نیز تسمیه به نام مبارک فاطمه سلاماللهعلیها موجب کمال خواهد بود. تفصیل این مبحث به جلسه دیگری موکول میگردد.
نتیجه آنکه تعیین جنسیت، پس از مرحله علقه یا مضغه رخ نمیدهد، بلکه از همان ابتدای انعقاد نطفه، سیرِ تکوینِ ذکورت یا انوثت مشخص میگردد.
امکان تغییر جنسیت پس از انعقاد نطفه
پرسشی که سابقاً مطرح نمودم این است که آیا تغییر جنسیت پس از تحقق امکانپذیر است؟ زیرا امروزه برخی خواهان فرزند پسر یا دختر هستند و در ابتدای امر اقداماتی صورت میگیرد؛ اما آیا پس از تحققِ جنسیت ذکور، امکان تبدیل آن به انثى یا بالعکس وجود دارد؟ این یک مسئله علمی است که تاکنون پاسخ قطعی بدان داده نشده اما شایسته بررسی جدی است.
پاسخ فعلیِ متخصصان آن است که آنچه در نطفه اولیه مقدر شد، اصل است. آنان مدعی هستند در آغاز میتوانند دخالتهایی داشته باشند، اما پس از آن، پاسخی علمی ارائه نشده است. بر فرض که دانش بشری توانایی چنین تغییری را داشته باشد، این امر نافیِ جریانِ طبیعی و میزانِ نخستین آفرینش نیست. در همان لحظات اولیه، جنسیت تعیین میشود، در حالی که والدین در آن لحظه آگاهی ندارند. اگر بنا بر مداخله باشد، نیازمند حضور در همان لحظه نخستین است. فعلاً این مسئله را باید به پاسخهای آینده دانش علوم تجربی واگذار نمود.
پاسخ به شبهه منشأ نطفه
در اینجا شبههای مطرح شده است مبنی بر اینکه اگر منشأ نطفه بیضه باشد، چگونه با تعبیر «مَاءٍ مَهِینٍ» سازگار است؟ با تبیینی که گذشت و معنا نمودنِ «مَهین» به عنوان مرتبه نازلِ برخاسته از سلسلهها و تغذیه کامل بدن، شبهات فوق مرتفع میگردد. زیرا اگر تمامی بدن منتفی باشد و صرفاً بیضه فرض شود، نطفهای تشکیل نخواهد شد. نطفه برآمده از مجموع تغذیه بدن و طی سلسلهمراتب است؛ حتی اگر در آزمایشگاه نگهداری شود، مبدأ اولیه آن از همان سلسلهها ناشی شده است. پاسخ کاملاً روشن و مبرهن است.
دلالت آیه سوره نجم بر منشأ جنسیت
مطلب بعدی در سوره مبارکه نجم است که پاسخ جناب آقای فتحآبادی نیز در آن مشهود است؛ آنجا که میفرماید ﴿وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثَى مِنْ نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى﴾ عبارت «إِذَا تُمْنَى» به معنای زمانی است که انزال و امناء رخ میدهد. رضواناللهتعالیعلیه مرحوم آیتالله حاج شیخ مرتضی حائری میفرمودند: انسان هیچ قدرت و دخالت دیگری ندارد جز آنکه امناء صورت پذیرد. با استناد به عبارتِ ﴿مِنْ نُطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى﴾ این نطفه را به حوزه مرد منتسب میدانم.
همچنین خلقت زوجین (نر و ماده) از نطفه، بدین معناست که ذکورت و انوثت از همین نطفه نشأت میگیرد. از ظهور و سیاق آیه شریفه برمیآید که حقیقتِ تکوینِ زن و مرد در نطفه نهفته است. اگرچه امکان مداخلات بعدی موضوع دیگری است، اما جریان طبیعی بیانگر آن است که زوجین از نطفهای که امناء میشود پدید میآیند.
مراحل ششگانه تکامل جنین در سوره مؤمنون
در سوره مبارکه مؤمنون نیز آیاتی وجود دارد که مفسر یکدیگرند. قرآن کریم در سورههای مختلف، مراحل تکامل جنین را پس از استقرار در رحم تبیین میفرماید. نطفه ابتدا وارد لوله رحم شده و پس از طی آن، خود را به جدار رحم میرساند و با اتصال به آن، در قرار مکین شروع به رشد میکند. علت ناباروری در برخی موارد، عدم توانایی نطفه در عبور از لوله رحم و لانهگزینی در جدار آن است که منجر به بارداری خارج از رحم و سقط جنین میگردد؛ زیرا روند طبیعی مستلزم عبور از لوله و استقرار در جدار رحم است.
به آیات ۱۲ تا ۱۴ سوره مبارکه مؤمنون توجه فرمایید: ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَكِينٍ﴾ وجه تمایز این آیه با آیه ﴿ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِینٍ﴾ در آن است که در اینجا منشأ اولیه آفرینش انسان، سلالهای از گل (طین) تصریح شده است.
این سلسلهها بیانگر آن است که اصلِ این سلاله به خاک بازمیگردد؛ چرا که مواد غذایی مصرفی مانند حبوبات و گندم، همگی محصول زمین بوده و پس از طی این سلسلهمراتب و فرایندی لطیف، به نطفه تبدیل شدهاند.
بنابراین آیه شریفه ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ﴾ هم ناظر به آفرینش نخستین حضرت آدم علیهالسلام از گل است و هم ناظر به ابدان انسانها که از فرآوردههای خاکی نشأت گرفته است؛ و هر دو وجه صحیح میباشد.
فرزند کوچکتر اینجانب (محمدهادی) گاه مزاحهایی مطرح میکند؛ چنانکه جناب آقای دکتر عامری همواره پیشنهاد مینمودند در سفرها ایشان را همراه ببریم. وی میگفت: هنگامی که گل وجودی حضرت آدم علیهالسلام را شکل دادند تا زیر نور آفتاب قوام یابد، برای سنجش میزان قوام آن، با انگشت موضعی را فشردند و اثر آن باقی ماند. اگرچه این سخن در قالب مزاح مطرح شده، اما تمثیل مناسبی است برای تبیین اینکه منشأ اولیه حضرت آدم و نیز سایر انسانها (از طریق محصولات و درختانی که از زمین میرویند) کلاً به خاک بازمیگردد.
در آیه شریفه ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَكِينٍ﴾ ملاحظه میگردد که نطفه، نظیر آیه سوره نجم، در قرار مکین استقرار مییابد. علمای اعلام مراحل ششگانه تطور جنین در رحم مادر را بر اساس قرآن کریم تفکیک نمودهاند که شامل طیِ شش مرحله عظیم است و قرآن کریم جزئیات آن از جمله استخوانبندی و رشد را بیان فرموده است.
پس از استقرار در قرار مکین، مرحله ﴿ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً﴾ فرامیرسد که عبارت است از لخته خونی قوامیافته و دارای حالت ژلهای. سپس ﴿فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً﴾ محقق میشود که اهل لغت «مُضغه» را به قطعه گوشتی جویدهشده تشبیه کردهاند. در مرحله بعد، ﴿فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا﴾ است که از آن قطعه گوشت، استخوان پدید میآید و سپس ﴿فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا﴾ که بر استخوانها گوشت پوشانده میشود. این مراحل همگی در قرار مکینِ رحم (حتی در فرض رحم جایگزین) طی میگردد.
تبیین مفهوم انشاء در آیه ثم انشأناه خلقا آخر
مرحوم علامه طباطبائی رضواناللهتعالیعلیه با بهرهگیری از مفردات راغب، تبیین ظریفی ذیل عبارتِ ﴿ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا﴾ آخَرَ ارائه دادهاند. سؤال این است که چرا تعبیر «أَنْشَأْنَاهُ» به کار رفته و نفرموده است «ثم خلقناه»؟
«إنشاء» از ریشه «نشَأَ» است. به جوان نورستهای که قدرت مییابد در زبان عربی «ناشئ» اطلاق میشود. احتمال دارد واژه «نَشاء» که در مناطق خطه شمال (مانند مازندران) برای کاشت برنج به کار میرود نیز از همین ریشه عربی باشد؛ چنانکه واژه «کَلَأ» نیز در آن گویشها به معنای گیاه به کار میرود (چنانکه در نصابالصبیان نیز بدین معنا آمده است). نَشاء یعنی بوتهای که رشد کرده و آماده کشت در زمین اصلی است. حتی اطلاق «ناشی» در زبان فارسی نیز شاید ناظر به همین مرحله ابتداییِ رشد و ناشکیباییِ اوایل جوانانی باشد که مستعد پرورش است.
بنابراین پس از مراحل ﴿فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا﴾ به عبارتِ ﴿ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا﴾ آخَرَ میرسیم که بیانگر آفرینش نوینی است؛ زیرا ظهور نشأت انسانی رخ داده است و در همین موضع است که ذات اقدس الهی میفرماید ﴿فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ﴾
در ذیل این مراحل ششگانه و مباحث مربوط به نفخ روح، نکات علمی و رواییِ دیگری وجود دارد که با توجه به ضیق وقت، ادامه آن به جلسه آینده موکول میگردد.