1403/12/01
بسم الله الرحمن الرحیم
انحصار جواز تلقیح به موارد اضطرار/تلقیح مصنوعی /فقه پزشکی
موضوع: فقه پزشکی/تلقیح مصنوعی /انحصار جواز تلقیح به موارد اضطرار
لزوم صیانت از نسل و انضباط روابط خانوادگی در شریعت
در مباحث پیشین، معاریض و مبانی اصلیِ موضوع تا حدودی تبیین و تقدیم محضر گردید. از منظر اسلام، این امر مسلم و قطعی است که از مجموع احکام، تعالیم و گزارههای روایی موجود در باب تربیت بشر و ویژگیهای انسانی که شایسته است عابدی مخلص در پیشگاه حضرت احدیت باشد و مورد عنایت حضرت حقتعالی قرار گیرد، و همچنین از بررسی مستندات مرتبط با صیانت از نسل، طهارت آن و اهمیتی که برای جایگاه والدین و خصوصیات ژنتیکی و نسلی آنان لحاظ شده است، به این نتیجه رهنمون میشویم که شارع مقدس بههیچوجه به بروز هرجومرج در نهاد خانواده و روابط نسلی رضایت ندارد. این نابسامانی و عدم انضباط در احراز انتسابهای خانوادگی، مطلقاً مطرود نظر شارع مقدس است. اگر قائل به وجود حکم تکلیفی در این خصوص باشیم که بیشک چنین است، حکم تکلیفی اقتضا دارد که از اقدامات منتهی به چنین پیامدهایی اجتناب شود تا اختلال و ناپایداری در انساب و پیوندهای اختصاصی ناظر بر ابوت و امومت رخ ندهد.
جایگاه احکام وضعی و تکلیفی در حفظ نسل
ثانیاً، فراتر از جنبههای تکلیفی، احکام وضعی مقرر از سوی شارع مقدس نیز مورد توجه است. با مداقه در این احکام درمییابیم همانگونه که احکام تکلیفی با عنایت و دقتی بیبدیل تشریع شدهاند، احکام وضعی نیز در انطباق کامل با همان مبانی صادر گردیدهاند؛ بهویژه آنکه موضوعات مرتبط با احکام تکلیفی نیز بهدقت تبیین شدهاند. تبیین خصوصیات موضوعات متناسب با احکام تکلیفی چنان با ظرافت و تحدید علمی صورت گرفته است که مجال هیچگونه تردیدی باقی نمیگذارد. بیتردید شارع مقدس اهمیت بسزایی برای این امور قائل شده و موضوعات احکام تکلیفیه را با امعان نظر خاصی تشریح نموده است. در مرتبه بعدی، احکام مرتبط با جهات تکوینی و تشریعی و آثار وضعی مترتب بر آنها نیز تفصیلاً تبیین فرموده است. از این رو، از مجموع این ادله چنین استنباط میشود که بیانضباطی در مقوله نسل و رهاسازی روابط نسبی به هر نحو و از سوی هر شخص و مرجعی، ابداً مورد تأیید و امضای شارع نیست، بلکه این امر تحریم گردیده و غیرجایز شمرده شده است.
انحصار جواز تلقیح مصنوعی به موارد اضطرار و ضرورت
: در پیشینه ذهنی بنده نیز روایتی از پیامبر اکرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ وجود دارد که تذکر فرمایند از گزینش همسرانی که در بستر و محیط نامناسب رشد یافتهاند اجتناب شود؛ به تعبیری از خَضْرَاءُ الدِّمَنِ پرهیز گردد. بله، در نتیجه اسلام خواهان آن است که بستر تکوین و تربیت آلوده نگردد.
کاملاً همینگونه است. طهارت نسل و ارتباط استوار با باریتعالی اهمیت زایدالوصفی دارد؛ بهگونهای که تشبیه مذکور، یعنی رویش گیاه در زبالهدان، نباید درباره نسل انسان صادق باشد. با توجه به این اصل قطعی و متیقن، مسئله لقاح مصنوعی در وهله نخست باید مقید به عنوان ضرورت و اضطرار باشد؛ به این معنا که تنها در فرضی که اضطرار حاصل شود، اقدام به تلقیح مجاز شمرده میشود. در غیر از موارد اضطراری، حاکمیت اسلامی و آحاد جامعه که در این عرصه تکالیفی بر عهده دارند، موظف به رعایت هستند تا فراتر از دایره ضرورت، این موضوع اساساً عملیاتی نگردد. تکوین نسل انسانی را نمیتوان با تکثیر گزینشی دامها و حیوانات مقایسه کرد که بر اساس ویژگیهای ظاهری، میزان بهرهدهی شیر یا دیگر منافع مادی، سفارش نسل خاصی داده میشود؛ شأن نسل انسانی منزه از این شبیهسازیهاست.
بنابراین، گام نخست تبیین این قاعده متیقن است که بر اساس مجموع روایات و توضیحات ارائهشده، بیانضباطی در این حوزه مطرود شارع است؛ از اینرو، جواز تلقیح منحصراً به موارد اضطراری محدود میشود. منظور از اضطرار، همانگونه که پیشتر تبیین گردید، شرایطی است که زوجین پس از مراجعه به مراکز تخصصی و پزشکی ذیربط، ابتلای خود به ضرورت و ناتوانی از باروری طبیعی را احراز نمایند. در موضع اضطرار، صدور مجوز جهت بهرهگیری از شیوههای لقاح و تلقیح مصنوعی مجاز خواهد بود. شایسته است اعضای محترم و پژوهشگران، خود نیز به بررسیهای تکمیلی پرداخته و بر اساس سیره جاری در سایر دروس، مباحثه و کنفرانسی جامع در این خصوص ارائه دهند و ابعاد موضوع را واکاوی کنند. این نکته نخست.
بنابراین، بدون تحقق ضرورت، اقدام به این امر حتی به صورت آزمایشگاهی نیز فاقد توجیه است؛ و در موارد آزمایشگاهی نیز باید تمامی جوانب احتیاطی کاملاً مراعات گردد؛ چرا که موضوع، تکوین و ایجاد خلقت یک انسان است. نمیتوان با نسل انسان همچون حیوانات آزمایشگاهی رفتار نمود؛ زیرا کرامت و شأن او، شأن انسانیت است. این مطلب اول.
الزامات حقوقی و حاکمیتی در ثبت مشخصات ژنتیکی و هویت نوزاد
مطلب دوم آنکه، پس از احراز اضطرار و اثبات ضرورت و مراجعه به مراجع ذیصلاح، چنین به نظر میرساند که هم حاکمیت و هم مراکز درمانی مجری این فرآیند، ملزم و مکلفاند مشخصات ژنتیکی، پیشینه نسلی و ویژگیهای هویتی طرفین را بهطور کامل ثبت و ضبط نمایند تا در آینده تالی فاسدی نظیر شبهه در انتساب نسلی، خلط محارم و ازدواجهای غیرشرعی ناشی از جهل به موضوع پدید نیاید. از این رو، تنظیم دقیق و انضباط کامل در این امر ضروری است. این تصور عامیانه که هویت صاحب نطفه مکتوم بماند و تصور شود تکلیفی بر آن مترتب نیست، فرضیهای کاملاً نادرست است؛ بلکه منشأ نطفه باید کاملاً معین و مشخص باشد. امور مادی و مالی مرتبط با این موضوع را میتوان از طریق اسناد رسمی مکتوب و محکم در دفاتر اسناد رسمی اسقاط یا معین نمود؛ زیرا مباحث مالی کاملاً مجزا از مقوله محرمیت و روابط اصیل انسانی است. در این راستا میتوان مقررات ویژهای وضع نمود تا روابط مالی نفی یا در چارچوب ضوابط خاصی اثبات گردد. به عنوان مثال، چنانچه انتساب فرزندی به شخصی محرز گردید و در خصوص توارث میان آنان تامل شد، هرچند قواعد ارث از منظر شرعی معین و حق این فرزند مشخص است، اما مانعی ندارد که والدین متقاضی و مضطر، به منظور حفظ انتظام خانواده و صیانت از نظام جامعه انسانی، تعهدات مالی مابهازای ارث را متقبل شوند و نهادهای حاکمیتی نیز اجرای این توافقات را تضمین نمایند. در امور اجتماعی، ضمانت و نظارت حاکمیتی همواره موجب ثبات و آرامش خاطر آحاد جامعه میگردد؛ چنانکه اعتبار اوراق بهادار همچون چک و سفته نیز ناشی از پشتوانه حمایتی و قانونی حاکمیت است که آرامش روان جامعه را تأمین میکند.
سؤال یکی از حضار: حاکمیت نیز باید...
بله، دغدغه شما کاملاً صائب است؛ مراد ما حاکمیتی عادل و قابل اعتماد است که برنامهریزیهای آن بر مدار حساب و ضابطه استوار باشد. بنابراین، با فرض ضمانت حاکمیت بر توافقاتی که به لحاظ موضوعی و حکمی معین شدهاند، به جهت اعتبار این پشتوانه قانونی، تزلزلی در توافقات رخ نخواهد داد. در نتیجه، اولاً اقدام به این امر منوط به احراز ضرورت قطعی و اضطرار واقعی زوجینی است که از موهبت فرزند محروم ماندهاند؛ ثانیاً، تدوین ضوابطی منضبط و جامع که دربرگیرنده تمامی جهات حقوقی و اجرایی باشد، ضرورت دارد.
ضرورت وضع قوانین مدون و تبیین حقوق قانونی طفل حاصل از تلقیح
بدیهی است حصول این انضباط و ضمانت حاکمیتی، مستلزم وضع قوانین مدون در قوه مقننه و تایید آن از سوی شورای محترم نگهبان است. افزون بر این، شایسته است حقوقدانان ابعاد حقوقی موضوع را تبیین نمایند و از منظر فقهی نیز بر اساس روشهای متداول، نظرات اجتهادی فقهای عظام و معتبر یا شورایی فقهی اخذ گردد.
سؤال یکی از حضار: در متن قانون موجود، مسئله تلقیح جنین مطرح گردیده است؛ لکن حضرتعالی اشاره فرمودید که اجمال دارد که آیا تکوین این جنین از نطفه غیر موجب اشکال در روابط و سایر جهات حقوقی میشود یا خیر. بند دیگری نیز مقرر میدارد که فرآیند باید مطابق موازین شرع باشد؛ به این معنا که محاکم قضایی در صورت مواجهه با اجمال و ابهام، موظف به رجوع به مراجع معتبر فقهی و فتاوای فقها هستند.
بله، نکته مورد اشاره شما در متن قانون مبرهن است. هدف قانونگذار در مرحله نخست، تصویب اصل جواز این عمل در مجلس شورای اسلامی بوده است که پس از تأیید شورای محترم نگهبان و ابلاغ از سوی ریاست محترم جمهوری، قابلیت اجرایی یافته و مراجع قضایی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ملزم به تبعیت از آن گردیدهاند. این مصوبه صرفاً ناظر بر اصل جواز موضوع بوده و به جزییات و فروعات نپرداخته است؛ از این رو مقرر گردیده است که وزارت بهداشت با همکاری نهادهای ذیربط، دستورالعملهای تفصیلی و آییننامههای اجرایی مجزایی را جهت تبیین خصوصیات و نحوه اجرای قانون تدوین نماید.
جهت خروج ضابطهمند و منقح از این چالش فقهی، شایان ذکر است پس از احراز اضطرار و تایید ضرورت توسط مراجع قانونی، وجود آییننامهها و مقررات جامعی ضرورت دارد که وضعیت حقوقی و اجتماعی طفل متولدشده را بهوضوح تبیین کند؛ از جمله مشخص ساختن خانواده منتسب، خصوصیات اخلاقی و مادی، و شرایط ناظر بر محیط پرورشی و تربیتی وی. با ضابطهمند شدن این امور، عمل تلقیح به عنوان یک ضرورت ثانویه تلقی گردیده و فرزند متولدشده حکماً تالیتلوِ فرزندان متولد از طرق طبیعی خواهد بود و تمامی احکام مترتب بر آنان را دارا خواهد شد. به نظر میرساند درج این شروط و قیود بلامانع باشد؛ به این نحو که تمامی حقوق، ویژگیها و تکالیف ناظر بر رابطه فرزندی و ابوت واقعی در مورد فرزند حاصل از لقاح مصنوعی نیز جاری گردد. حقوق شرعی و قانونی این طفل نباید هیچگونه کاستی نسبت به فرزندان طبیعی داشته باشد، بلکه صیانت از حقوق این صنف از کودکان به جهت موقعیت خاص آنان باید با استواری و تاکید بیشتری اعمال شده و حاکمیت نیز ضامن حسن اجرای آن گردد.
بررسی شقوق و اقسام مختلف تلقیح مصنوعی از منظر فقهی
سؤال یکی از حضار: بدین ترتیب، شأن این فرآیند همچون اصالت خانوادههای جلیلالقدری نظیر بیت شریف حضرت آیتالله قاضی طباطبایی یا نوادگان جلیل علامه طباطبایی است که شرافت، فضیلت و طهارت نسل آنان مبرهن است؛ همانند سادات مکرم که دارای ویژگیها و امتیازات خاصی در انتساب خانوادگی هستند.
بله، هدف صیانت از این قبیل ارزشهای نسلی و محکم ساختن بنیانهای نظام خانوادگی است. این موضوع به عنوان اصل کلی بحث باید با استواری حفظ گردد. در مرحله بعد، بررسی فروع و شقوق مختلف موضوع مطرح است. شایسته است جناب آقای برادری در صورت آمادگی، کنفرانسی ارائه نموده و اقسام و شقوق مختلفی را که دیروز طرح فرمودند، بر روی تابلو نگارش نموده و تبیین نمایند تا با مشارکت تمامی فضلا، احکام فقهی هر یک از شقوق را بهتفکیک استخراج نماییم. با توجه به فرصت مقتضی جهت نگارش مقالات علمی، امید است فضلا اهتمام ورزیده و مقالات پژوهشی ارزشمندی در این زمینه تدوین گردد. بفرمایید، ظاهراً با کنار زدن پرده و نگارش مطالب بر روی تابلو، امکان بهرهمندی جمعی و تشریح جامع فروض بهنحو مطلوبتری فراهم خواهد شد.
بر اساس برنامهریزیهای انجامشده، میتوان این مبحث را در قالب سه فرض کلی ارائه نمود؛ شیوهای که جناب آقای برادری دیروز طراحی فرمودند، طرحی منقح و متناسب یافتم. چنانچه فضلای محترم قالب یا ساختار مناسبتری مدنظر دارند، ارائه بفرمایند؛ زیرا این پژوهش هم در مجامع دانشگاهی مورد بهرهبرداری قرار خواهد گرفت و هم ممکن است در آینده به عنوان مبنای قانونگذاری استفاده شود. هر روشی را که برای تبیین شیواتر موضوع مناسبتر میبینید، برگزینید.
سؤال یکی از حضار: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ با توجه به مباحث علمی و فقهی که طی دو سال گذشته مورد پیگیری قرار گرفته و تاثیراتی که دانش فقه بر این موضوع نهاده است، گزارشی ارائه میکنم تا در صورت وجود خلل علمی، حضرتعالی اصلاحات لازم را اعمال فرمایید.
بله، در دوران فراگیری کرونا نیز پیرامون این موضوع مباحثاتی داشتیم و یادداشتها، مکتوبات و فایلهای صوتی آن جلسات همچنان در دسترس است.
سؤال یکی از حضار: چنانچه احکام و مسائل مربوط به درمان ناباروری را مدنظر قرار دهیم...
سؤال یکی از حضار: در گام نخست با یک تقسیمبندی دوگانه مواجه میشویم...
سؤال یکی از حضار: نخست، مسائل و احکام پیش از تولد و دوم، مسائل و احکام پس از تولد. این تقسیمبندی اولیه موضوع است.
بسیار عالی، کاملاً صحیح است.
سؤال یکی از حضار: بخش نخست، مسائل پیش از تولد است.
بله، ادامه بفرمایید.
سؤال یکی از حضار]: به استحضار فضلای گرامی میسازد که احکام پیش از تولد خود به سه بخش فرعی تقسیم میگردد؛ اول، احکام و مسائل مرتبط با مقدمات تلقیح که دو کنشگر اصلی یعنی بیمار و درمانگر در آن نقشآفرینی میکنند. دوم، مسائل و احکام ناظر بر ایجاد نطفه که به دو مرحله پیشینی و پسینی تقسیم میشود. در مرحله پیشینی که نمودار آن را ترسیم خواهم کرد، ابتدا باید دید از نظر ثبوتی چه تعداد فرض برای تلقیح قابل تصویر است و در مرتبه بعد، فواید و کاربردهای علمی آن چیست.
بله.
سؤال یکی از حضار: در مباحث پسینی نیز این پرسش مطرح است که پس از تکوین نطفه و انجام تلقیح، آیا بیمار یا درمانگر مجاز به اتلاف و از بین بردن آن هستند یا خیر؟ همچنین از حیث طهارت مولد و انتساب حلالزادگی یا حرمتزادگی چه حکمی جاری است؟ این موارد از فروعات پسینی تلقیح و ایجاد نطفه به شمار میروند. در خصوص مرحله پس از تولد نیز...
سؤال یکی از حضار: با عذرخواهی از حضار، فروض ناظر بر تکوین نطفه از مرد اجنبی و انتقال آن به زن پذیرنده نیز مطرح است که در جدول شماره یک منعکس خواهد شد. پس از تولد نیز مباحث به سه حوزه تقسیم میشوند: احکام محرمیت، احکام نسب و احکام توارث. این موارد ناظر بر پذیرش یا عدم پذیرش حقوقی طفل حاصل از نطفه است که موضوع محرمیت پس از تولد را پیش میکشد.
و نیز مسائل و احکام مربوط به ازدواج با محارم و غیرمحارم.
سؤال یکی از حضار: بله، برای نمونه طفلی که متولد شده است، آیا مجاز به ازدواج با دختر صاحب رحمی که در آن رشد یافته (در فرض عدم تعلق تخمک به صاحب رحم) میباشد یا خیر؟ این فروض متنوع است.
بله، موضوع شبهه رضاع و مسائل پیرامون آن در اینجا مطرح است.
سؤال یکی از حضار: این تقسیمبندی اولیه ناظر بر حالات ایجاد نطفه بود؛ اما حالات دیگری نیز وجود دارد که ناظر بر پرورش نطفه است. با کسب اجازه، مطالب تابلو را پاک نموده تا نمودار جدید را ترسیم کنم. احکام ناظر بر پرورش نطفه دارای دو شق کلی است: پرورش در رحم یا پرورش در خارج از رحم. پرورش در رحم خود به دو فرض اولیه تقسیم میشود: نخست آنکه صاحب رحم، صاحب تخمک نیز باشد؛ دوم آنکه صاحب رحم و صاحب تخمک متفاوت باشند. در فرض دوم، دو حالت متصور است: یا میان صاحب رحم و صاحب اسپرم رابطه محرمیت برقرار است یا چنین محرمیتی وجود ندارد.
سؤال یکی از حضار: آیا محرمیت داشته باشه شوهرش میشه؟ خیر، محرمیتی خارج از رابطه زوجیت مدنظر است؛ مانند رابطه خواهر و برادر، خاله یا عمه.
مانند آنکه صاحب اسپرم، برادر صاحب رحم باشد؟
بله، در این صورت رابطه خواهر و برادری میان آنان حاکم است. در بخش نخست نیز تفکیکهای مشابهی پدید میآید و چهار حالت متصور خواهد بود.
سؤال یکی از حضار: فروضی که در آنها محرمیتی وجود ندارد نیز باید به شقوق فرعیتر تقسیم گردند.
کاملاً صحیح است؛ در آنجا نیز تفکیک فرعی امکانپذیر است. به عنوان مثال، زن پذیرنده ممکن است دارای همسر باشد و همسر او...
سؤال یکی از حضار: در حالتی که میان صاحب رحم و صاحب اسپرم رابطه محرمیت برقرار نباشد، اما میان صاحب اسپرم و صاحب تخمک علقه زوجیت یا محرمیت وجود داشته باشد، یا اینکه نسبت به هم اجنبی باشند...
بله، این فرض نیز یکی از شقوق متصوره است که در صورت الحاق به مباحث، واجد اهمیت علمی خواهد بود.
احکام فقهی پرورش نطفه در رحم و خارج از آن و اجاره عناصر جنسی
تقسیمبندی مذکور ناظر بر فرآیند پرورش نطفه در رحم بود. در فرض پرورش آزمایشگاهی نطفه، دو حالت متصور است: نخست آنکه مواد مغذی مصرفی جهت رشد و تکثیر نطفه با منشأ انسانی تهیه شود، و دوم آنکه دارای منشأ غیرانسانی باشد. تغذیه با منشأ انسانی نیز خود به دو شق تقسیم میشود: تهیه مواد از صاحبان اسپرم و تخمک، یا تهیه آن از اشخاص ثالث. این شقوق، فروض متفاوتی هستند که در ذهن پدیدار گشته و احکام وضعی و تکلیفی متناسب با پرورش نطفه را مشخص میسازند. چنانچه حضار محترم نظرات تکمیلی دارند، ارائه فرمایند.
سؤال یکی از حضار: مفهوم و حکم اسپرم اجارهای چیست؟
بله، این فرضیه نیز دارای ابعاد فقهی خاصی است که تصویر آن ممکن است. در مباحث مکتوب این فرض را آوردهایم تا فضلا پیرامون آن تبادل نظر نمایند.
سؤال یکی از حضار: مقصود از تخمک اجارهای چیست؟ آیا ناظر بر اجاره اسپرم و تخمک است؟
بله، قالب اجاره در اینجا مطرح میشود؛ بدین صورت که اسپرم یا تخمک را نگهداری نموده و با فرآیندهای علمی تکثیر میکنند. در برخی موارد، صاحبان اصلی خواستار اتلاف اصل آن هستند، اما مراکز درمانی آن را جهت بهرهبرداری در سالهای آتی نگهداری میکنند و منفعت مترتب بر آن، امکان استفاده از تکثیر نطفههای جدید است که در قالب اجاره تصویر میشود.
فرض دیگر که هنوز صحت علمی و پزشکی آن بهطور کامل محرز نگردیده، آن است که زوجه به منظور تقویت تخمک خویش، تخمک دیگری را اجاره نماید، یا زوج جهت تقویت اسپرم خود، اسپرم دیگری را اجاره کند و پس از اتمام فرآیند تقویت، اصل آن را مسترد بدارند؛ این یک فرضیه علمی است که در صورت امکان تحقق طبی، شایسته بررسی است. امروزه مسائلی در علم پزشکی پدید آمده که مایه شگفتی است و پیشتر در محافل علمی مطرح گردیده و با واکنشهای متفاوتی روبرو شده است؛ از جمله شیوههای درمانی مرتبط با پیوند میکروبیوتای مدفوع جهت بهبود عملکرد دستگاه گوارش. این فرآیند که پیش از این در عرف ناپسند تلقی میگردید، امروزه به عنوان یک روش درمانی نوین مطرح است. در این شیوه، مواد ترشحی سودمند را از شخص سلیم اخذ نموده و در قالب کپسولهای دارویی به بیمار تجویز میکنند تا موجب بازسازی عملکرد معده و روده گردد. این از جمله روشهای نوین طبی است. در فرض موضوع بحث نیز، اگر روزی علم به فناوری عبور دادن و تأثیرگذاری اسپرم یا تخمک جهت تقویت بیولوژیک سلولهای جنسی دست یابد، فرض اجاره به این نحو تبیین میگردد.
اکنون به بررسی جدولی میپردازیم که محور اصلی درس امروز است. در گام نخست بررسی صورتهای لقاح، با چهار عنوان اصلی مواجه هستیم که هر یک شقوق متعددی دارند و از تلاقی و ضرب این شقوق در یکدیگر، فروض گوناگونی حاصل میشود. عنوان نخست، انتساب و رابطه میان صاحب اسپرم و تخمک است؛ عنوان دوم، محل تحقق لقاح؛ عنوان سوم، وضعیت پرورش نطفه؛ و عنوان چهارم، هویت صاحب تخمک است.
این عناوین چهارگانه خود دارای اقسام متعددی هستند که از ضرب در یکدیگر فروض نهایی را تولید میکنند.
در خصوص پرورش نطفه در درون رحم یا پرورش آزمایشگاهی، دو حالت کلی متصور است که هر یک احکام تکلیفی و وضعی خاص خود را اقتضا میکنند.