« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1403/09/21

بسم الله الرحمن الرحیم

پیوند مباحث اخلاقی با موضوعات اقتصادی در متون دینی/اخلاق کاربردی و اجتماعی /اخلاق اسلامی

 

موضوع: اخلاق اسلامی/اخلاق کاربردی و اجتماعی /پیوند مباحث اخلاقی با موضوعات اقتصادی در متون دینی

 

سنت الهی در هلاکت اقوام ظالم و بزهکار

شایسته است نکته‌ای علمی و معرفتی از این آیه شریفه استخراج و تبیین گردد؛ آیه سیزدهم از سوره مبارکه یونس. ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ وَمَا كَانُوا لِیُؤْمِنُوا كَذَٰلِكَ نَجْزِی الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ﴾ در این آیه شریفه، قاعده و ضابطه‌ای بسیار بنیادین و مهم در خصوص استیصال و نابودی تام و ریشه‌ای اقوام و آحاد انسانی مطرح گردیده است. مفاد عبارت ﴿وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ﴾ دلالت بر این دارد که مقصود، قرون و نسل‌های متمادی ساکن در بلاد و قریه‌های گوناگون هستند که مرتکب افساد و تباهی گشته‌اند؛ و تعبیر ﴿مِنْ قَبْلِكُمْ﴾ ناظر به سلف و پیشینیان مخاطبان است که متصف به صفت شنیع ظلم گشتند، آن‌گونه که می‌فرماید ﴿لَمَّا ظَلَمُوا﴾. افزون بر این، در انتهای آیه شریفه با به‌کارگیری واژه ﴿الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ﴾ جرم و بزهکاری آنان مسلم شمرده شده است؛ چه اینکه هم متصف به ظلم بوده‌اند و هم مرتکب جرم، چنان‌که مفاد ﴿لَمَّا ظَلَمُوا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ﴾ بر این حقیقت گواهی می‌دهد. حق‌تعالی به سوی این اقوام، فرستادگان و پیامبرانی گسیل داشت؛ لیکن علی‌رغم بعثت انبیاء عظام، راه هدایت را نپذیرفته و به مسیر ستمگری خویش اصرار ورزیده و برنامه‌های جائرانه خود را تداوم بخشیدند. شایان ذکر است که رسولان الهی همراه با بینات تشریف آوردند، چنان‌که می‌فرماید ﴿جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ﴾ یعنی همراه با براهین متقن، مستحکم و معجزات آشکاری که فاقد هرگونه ابهام و پیچیدگی بوده و حقیقت آن برای همگان ظاهر و هویدا بوده است. مع‌الوصف، آنان حریم الهی را پاس نداشته و به تکذیب و ایذای انبیاء همت گماشتند، تا آنجا که مصداق تعبیرِ ﴿وَمَا كَانُوا لِیُؤْمِنُوا﴾ گردیدند. شاکله و عناد این اقوام به گونه‌ای بود که اساساً امکان گرایش به ایمان و همراهی با رسولان در آنان سلب شده بود، آن‌گونه که حق‌تعالی تبیین می‌فرماید ﴿وَمَا كَانُوا لِیُؤْمِنُوا كَذَٰلِكَ نَجْزِی الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ﴾ با تأمل در این پدیده استیصال و هلاکت، مبرهن می‌شود که این امر اختصاص به یک یا دو قوم خاص ندارد، بلکه یک سنت لایتغیر الهی است؛ به این بیان که هرگاه ظلم و جور آحاد یا اقوامی به سر حد کمال برسد و پیمانه عملشان لبریز گردد ــ نظیر تمثیل مشهوری که ناظر بر سرنگونی فواره در اوج بلندی است ــ این سقوط و اضمحلال پس از تراکم ظلم و جور رخ خواهد داد. اینان مرتکب جرم گشتند و به سبب جرم مشهود خویش مستحق این کیفر شدند، چنان‌که در فراز پایانی آیه شریفه مسطور است ﴿وَمَا كَانُوا لِیُؤْمِنُوا كَذَٰلِكَ نَجْزِی الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ﴾ بدین ترتیب و براساس این ضابطه، بزهکاران و مجرمان از حیث پاداش و جزای اعمالِ خود مجازات می‌گردند. حقیقتِ جزا، عینیتِ خودِ اعمال است که به عنوان پاداش یا کیفر ظهور می‌یابد و این پدیدار شدنِ اثر عمل، یک امرِ تکوینی، عقلانی و طبیعی است که حضرت باری‌تعالی آن را به عنوان یک سنت قطعی مقرر داشته است.

مفهوم خلافت الهی در زمین و سنت سنجش اعمال

آفریدگار منان در آیه بعدی می‌فرماید ﴿ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِی الْأَرْضِ﴾ در مقابل، مؤمنان صالح، وارستگان و شایستگان را نیز مخاطب قرار داده و آنان را به عنوان جانشینان و خلفای خود بر روی زمین منتصب نموده است. کسانِ بعدی می‌آیند که عهده‌دار خلافت الهی در زمین می‌گردند، موظفند تکالیف و فرامین الهی را به نحو شایسته اجرا نموده و بدان عمل نمایند. از همین روی، متصف به وصف خلیفه گشته‌اند؛ چرا که وظیفه تنفیذ و پیاده‌سازی احکام الهیه بر عهده آنان نهاده شده است، آن‌گونه که قرآن کریم تصریح می‌فرماید ﴿ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِی الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ﴾ بدین معنا که پس از زوال آن قوم ستمگر و مجرم، شما به عنوان جانشینان در زمین مستقر شده‌اید. شایان ذکر است که واژه خلفا به صیغه جمع استعمال گردیده است؛ به‌کارگیری صیغه جمع در قالب کلمه ﴿خَلَائِفَ﴾ گویای آن است که تک‌تک آحاد به نحو عام استغراقی، متصف به این عنوان بوده و هر یک مستقلاً جانشین الهی ﴿فِی الْأَرْضِ﴾ به شمار می‌آیند. در این فراز، دو نکته ظریف علمی نهفته است؛ نخست، تعبیرِ ﴿فِی الْأَرْضِ﴾ است که خلافت را به بقعه یا جغرافیا خاصی محدود نمی‌سازد، بلکه هر موضعی از عالم که صدق عنوان زمین بر آن تحقق یابد، قلمرو خلافت و جانشینی شما خواهد بود؛ و نکته دوم، تعبیر ﴿مِنْ بَعْدِهِمْ﴾ است که نشان می‌دهد این توفیق پس از زوال و هلاکت آن قوم گناهکار و مجرم به شما واگذار شده است. آیه شریفه با کمال صراحت و وضوح، این سنت لایتغیر ربوبی را تبیین می‌فرماید: ﴿وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ وَمَا كَانُوا لِیُؤْمِنُوا كَذَٰلِكَ نَجْزِی الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ﴾ ملاحظه بفرمایید که پروردگار متعال بدین گونه جزا و عقوبت مقتضی را بر قوم مجرم جاری می‌سازد. سپس در ادامه می‌فرماید ﴿ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ﴾ که نوبت به آزمایش و ابتلاء شما فرا می‌رسد تا آشکار گردد که تا چه میزان از این فرصت مغتنم بهره‌برداری معنوی خواهید کرد. بر اساسِ ﴿ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِی الْأَرْضِ﴾ شما به عنوان خلفا و جانشینان در پهنه زمین، ﴿مِنْ بَعْدِهِم﴾ْ یعنی پس از سرنگونی و هلاکت آن قوم تباهکار مستقر گشته‌اید. نهایتاً نوبت به غایتِ این خلافت می‌رسد که حاوی نایاب‌ترین معانی و هشدارهای تربیتی است؛ آنجا که با عبارتی رسا و پرمحتوا می‌فرماید ﴿لِنَنْظُرَ كَیْفَ تَعْمَلُونَ﴾ اکنون که منصب خلافت ﴿فِی الْأَرْضِ﴾ به شما تفویض شده است، ملاک سنجش الهی عملکرد شما خواهد بود تا معلوم گردد طریقت و مشی عملی شما چگونه است؛ آیا به طاعت و عمل صالح گرایش دارید و در مسیر صواب گام برمی‌دارید، یا اینکه شما نیز جا پای همان اقوام سلف گذارده و با تکرار افعال جائرانه آنان، مقتضیات اضمحلال و نابودی خویش را فراهم می‌آورید. نکته بسیار حائز اهمیت و عمیق علمی آن است که این فرصت اعطا شده، در واقع مهلتی موقت برای ابتلاء و آزمایش است تا آشکار گردد که شما چگونه و با چه کیفیتی عمل خواهید کرد، چنان‌که می‌فرماید ﴿كَیْفَ تَعْمَلُونَ﴾ در این موضع نیز با تکرار تعابیر ﴿كَیْفَ تَعْمَلُونَ﴾ و ﴿لِنَنْظُرَ كَیْفَ تَعْمَلُونَ﴾ بر لزوم عبرت‌آموزی از انقضاء و منقضی شدن آن قوم ظالم و قوم مجرم تأکید شده است؛ چرا که اکنون شما به عنوان خلفا و جانشینان الهی پس از آنان مستقر شده‌اید، چنان‌که می‌فرماید ﴿جَعَلْنَاكُمْ خَلَائِفَ فِی الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ﴾ تا در بوته آزمایش مشخص گردد ﴿لِنَنْظُرَ كَیْفَ تَعْمَلُونَ﴾ که چطور عمل می‌کنید و در ساحت رفتار و کردار خویش چه کارنامه‌ای ارائه می‌دهید.

تداوم حاکمیت با کفر و زوال آن با ظلم

چنان‌که در حدیثی شریف و مأثور وارد شده است که الْملْكُ یَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَلَا یَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ آری، این گزاره کاملاً متین و صحیح است؛ حاکمیت و قدرت با کفر تداوم می‌یابد، لیکن با ورود ستمگری و تعدی به حقوق عامه، بنیان آن حکومت فروپاشیده و ریشه‌کن خواهد شد؛ چه اینکه لَا یَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ

تحلیل اخلاقی غرور حاکمان و سرنوشت غافلان

آری؛ همواره این پرسش معرفتی مطرح است که چرا ارباب قدرت و اصحاب حکومت پس از استقرار بر اریکه حاکمیت، دچار کبر، نخوت و غرور گشته و با تکبر و خودخواهی گام برمی‌دارند؟ منشأ این امر همان غرور ناشی از قدرت است که انسان را مستبد می‌سازد. این رذیلت اخلاقی، فرد را در خدمت ظلم درآورده و او را همچون سربازی قرار می‌دهد که مجری اوامر باطل گشته و در نهایت کیفرِ عملِ جائرانه خویش را دریافت خواهد کرد، چنان‌که حقیقتاً مصداق تامِ آیه کریمه ﴿تِلْكَ الْأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ﴾ آشکار می‌گردد. حتی وضعیت ساختارهای دفاعی و نظامی معاصر نیز مؤید همین سنت‌های اجتماعی و تاریخی است. چنان‌که حضرت باری‌تعالی می‌فرماید ﴿إِنَّ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ آیَاتِنَا غَافِلُونَ﴾.

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo