1403/06/21
بسم الله الرحمن الرحیم
پیوند مباحث اخلاقی با موضوعات اقتصادی بر اساس آموزههای قرآنی/اخلاق کاربردی و اجتماعی /اخلاق اسلامی
موضوع: اخلاق اسلامی/اخلاق کاربردی و اجتماعی /پیوند مباحث اخلاقی با موضوعات اقتصادی بر اساس آموزههای قرآنی
مقدمه و پیشینه بحث اقتصاد و اخلاق
یک مبحث بسیار حائز اهمیت در این مقام وجود دارد که پیرامون این آیه شریفه توجه وافری بدان معطوف میگردد. در این فرصت، ما هم به جنبهی اخلاقی و هم به جنبهی اقتصادی آن که با مباحث اقتصاد ما تناسب تام دارد، خواهیم پرداخت. روزهای چهارشنبه فضلای محترم پیشنهاد فرمودند که مبحثی پیرامون اقتصاد داشته باشیم؛ در حالی که پیش از این مبحثی اخلاقی برقرار بود که با روش و مبنای خاصی جریان داشت و بسیار نافع و شایسته بود. اما در وضعیت کنونی در صدد آن هستیم که آن مباحث را با موضوعات اخلاقیِ کاربردی، اجتماعی و نظایر آن متناسب و هماهنگ سازیم.
دلالت آیه شریفه بر حرمت تحریم طیبات
﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ﴾ این خطاب متوجه تمامی اهل ایمان است که پاکیزهها و طیباتی را که حضرت حق برای شما حلال فرموده است، بیهوده بر خود حرام مگردانید ﴿لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ﴾
بررسی ابعاد و اقسام تعدی و تجاوز در آیه
در مقابل آن نیز میفرماید که به دیگران آسیب و ضرر نرسانیم که موضوع بحث امروز ماست ﴿وَلَا تَعْتَدُوا﴾ یعنی از حدود الهی تجاوز نکنید و زیادهروی روا مدارید، بلکه حد وسط و اعتدال و اقتصاد را مراعات کنید. مقتضای بحث اخلاق این است که انسان در این مرتبه از میانهروی و حد وسط برخوردار باشد، حلالهای الهی را پذیرا شده، بدان توجه کند و عمل نماید و بیهوده آنها را بر خود تحریم نکند. همچنین نباید از میزان بهرهمندی خویش تجاوز کرده و در صدد محدود ساختن یا تضییع حقوق دیگران برآید؛ آیا رواست که به حقوق دیگران تعدی شود؟ خیر ﴿وَلَا تَعْتَدُوا﴾ البته ما واژهی تعتدوا را در این مقام عام فرض نمودیم، چرا که متعاقب آن میفرماید ﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ﴾ یعنی همانا خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد. این تجاوزگری و تعدی را میتوان به چند وجه و چند نحو معنا کرد؛ نخست تعدی و تجاوز به حقوق دیگران که امری مبرهن است؛ دوم تعدی و تجاوزی است که از باب افراط و تفریط، انسان در حق خویش مرتکب میشود؛ چنانکه در خواب، استراحت و امور روزمره وی جاری است. گاه شخص مدعی میشود که چون این زمینها حلال الهی است، هر روز به تملک اراضی و احیای آنها و زمینخواریهای گسترده مبادرت ورزد و تمام دغدغهی شبانهروزی و تلاش او صرفاً معطوف به این امر باشد. متأسفانه امروزه برخی اشخاص دچار این نقیصه شدهاند، به گونهای که این خصلت جزئی از وجود و ذات آنان گشته است. هر مسئولیت و سمتی نیز که به این افراد واگذار میگردد، سرانجام به همین رویکرد ناصواب باز میگردند و این امر مقتضای ذات و وجودشان شده است که از خداوند منان طلب هدایت آنان را داریم؛ اینان عرصه را بر همگان و بر دولت و ملت تنگ میسازند و در این مسیر به نقشهکشی و برنامهریزی میپردازند. متأسفانه این افراد حد معینی برای زیادهخواهی خود نمیشناسند و آیه شریفه میفرماید ﴿وَلَا تَعْتَدُوا﴾ که این خود نوعی تعدی و تجاوز به نفس خویشتن و تعدی به قانون و میزان قلمداد میشود.
تبیین اصول شناختی ظهور نهی از تعدی
احتمال میرود که مفاد این آیه شریفه بیشتر ناظر به این معنا باشد، هرچند که ظهور اولیهی آن را بیشتر ناظر به غیر و اضرار به غیر میدانیم. در علم اصول مبحث مفصلی مطرح است که ظهور را چگونه معنا میکنیم و علمای عظام چه دیدگاهی پیرامون آن ابراز داشتهاند؛ همچنین برخی از اعاظم سلف مسلکی خاص داشتند و ما نیز روش ویژهای برای آن مقرر نمودیم که آن نظریه در ذهن سروران ارجمندی که در آن جلسات حضور داشتند، محفوظ است. در این مقام گمان ما بر این است که ظهور آیه بیشتر به ﴿لَا تُحَرِّمُوا﴾ معطوف میگردد؛ یعنی ﴿لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ﴾ مقتضی آن است که چیزهای پاکیزهای را که برای شما مقدر شده است بر خود حرام نسازید. عبارت وَلَا تَعْتَدُوا هر دو جنبه را در بر میگیرد؛ بدین معنا که تجاوز نکنید، به گونهای که این امر یا به حرمت طیبات منتهی گردد یا به عدم بهرهمندی از آنها منجر شود؛ زیرا نهی ﴿وَلَا تَعْتَدُوا﴾ به نهی ﴿لَا تُحَرِّمُوا﴾ تعلق دارد و انفکاک آنها از یکدیگر ممکن نیست. به بیان دیگر، باید حد وسط را در موضوع ﴿لَا تُحَرِّمُوا﴾ رعایت نمایید و نهی ﴿وَلَا تَعْتَدُوا﴾ ناظر به این جهت است. بر پایهی این تفسیر، دامنهی بحث بسیار گسترده و ظهور آن کاملاً آشکار میگردد؛ چرا که دلالت تام دارد بر اینکه هر فعلی که مکلف در مقام انتفاع از طیبات انجام میدهد نباید منجر به تعدی و تجاوز گردد، و چنانچه به تعدی نینجامد، همان حد اعتدال و میانهروی مطلوب حاصل خواهد شد؛ این امر مقتضای اخلاق جمیع مؤمنین است ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا﴾
واکاوی واژه اکل و عمومیت مفهوم مصرف در رزق الهی
شایسته است آیه بعدی را نیز به جهت ارتباط موضوعی قرائت نماییم ﴿وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا﴾ در این تعبیر، واژهی «کلوا» همانطور که در سایر آیات قرآن کریم نظیر ﴿وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ﴾ وارد شده، همواره به معنای مطلقِ مصرف و انتفاع است؛ یعنی بهرهمند شدن و مصرف نمودن. بدین ترتیب، این اکل الزماً منحصر در خوراک نبوده، بلکه مواردی چون پوشاک را نیز شامل میشود، چرا که پوشش نیز نوعی مصرف و بهرهمندی است و از مصادیق ﴿مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ﴾ به شمار میآید؛ اعم از البسه، کفش و هر آنچه مایه رزق و روزی انسان است. البته خوراک فرد اعلای آن محسوب میشود که آدمی تناول میکند، اما سایر جهات انتفاعی نیز نوعی اکل و مصرف به شمار میروند؛ بنابراین مفاد ﴿وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ﴾ یعنی از هر آنچه خداوند برای شما حلال قرار داده مصرف نموده و بهرهمند شوید. این قبیل تعابیر اکل به معنای مصرف و انتفاع است؛ یعنی به سراغ آنها رفته و پوشاک، پایافزار و مسکن خود را تهیه نمایید. همانگونه که در آیهی معظمهی ﴿وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ﴾ مبرهن است که اموال همواره خوردنی مادی نیستند، بلکه در عبارت ﴿وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ﴾ مقصود عام است و صرفاً به رزق خوراکی نظیر آب و نان محدود نمیشود، بلکه هر چیزی را که مایه رزق انسان باشد در بر میگیرد؛ یعنی از هر آنچه خداوند روزی شما ساخته تناول و مصرف کنید، اعم از پوشاک، پایافزار، زندگی، مسکن و غیره. چنانچه ما در لفظ تصرفی روا نداریم، حقیقت لفظ اکل را از ظاهر آیه اخذ میکنیم، مگر آنکه مانعی بیرونی ما را از این ظاهر بازدارد و مجبور به رفع ید از آن شویم؛ لذا تا زمانی که قرینهی صارفهای بر خلاف ظاهر وجود نداشته باشد، متن را بر همین ظاهر حمل مینماییم.
استشهاد به داستان حضرت نوح در تبیین مفهوم اهل
این مطلب یادآور ماجرای جد ما، والد گرامی پدرمان، مرحوم آخوند ملاحسین است که با علمای عامه در سامرا مباحثهای داشتند و این مناظره به درازا کشید. بحث به این مرتبه رسید که آنان مدعی شدند شما فضلای شیعه آیاتی را که در شأن همسران پیامبر اکرم صلواتاللهعلیهوآله نازل شده است به حضرت زهرای مرضیه سلاماللهعلیها و اهلبیت تطبیق میدهید و معنای دیگری اراده میکنید؛ نظیر آیه شریفه ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾ که اهل سنت آن را ناظر به زوجات پیامبر میدانستند. در مقابل، استدلال آن بزرگوار بر این مبنا استوار بود که ما باید از سیاق خود قرآن کریم استظهار کنیم که واژهی «اهل» بر چه کسانی صدق میکند؛ ایشان به قضیهی حضرت نوح علیهالسلام استشهاد فرمودند که با وجود انتساب فرزندی و علقهی نسبی، باریتعالی خطاب به نوح میفرماید ﴿قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ﴾ به چه علت؟ به دلیل آنکه ﴿إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ﴾ یعنی عمل او غیر صالح بوده و با وجود عمل غیرصالح، دیگر در زمرهی اهل قلمداد نمیشود. در پی این استدلال، آنان مدعی شدند که این سخن مایه جسارت به زوجات پیامبر است و از روی تعصب مذهبی که بدان مبتلا بودند، به مجادله پرداختند. یا الله.
تاکید بر اباحه مصرف و اذن انتفاع از رزق طیب
باری، در این مقام نیز آنان واژهی «اهل» را به غلط معنا کردند، اما در خصوص واژهی «کلوا» ظاهراً دلیلی وجود ندارد که ما را از حمل بر معنای عام بازدارد ﴿كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ﴾ دلالت بر عمومیت دارد و شامل هر چیزی است که حقتعالی به عنوان رزق و روزی به شما عطا فرموده است، اعم از مسکن و دیگر نعمات؛ چنانکه مردم بر سردر منازل خویش آیه شریفه ﴿هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي﴾ را مرقوم میدارند و برخی نیز آیه شریفه ﴿مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا﴾ را نقش میکنند که گزینش بسیار شایستهای است تا مانع از اعتراض دیگران گردد ﴿كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ﴾ یعنی مصرف کنید و مورد استفاده قرار دهید. ظاهراً واژهی اکل در کاربرد لغوی خود نیز بیشتر به معنای مصرف کردن و انتفاع است؛ هرچند ذهنیت غالب ما بدواً معطوف به خوراکیها میگردد. به هر تقدیر، با هر مبنایی که معنا شود، دلالت آن روشن است ﴿كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا﴾ بنابراین این آیه شریفه مؤید و تاکیدکنندهی ﴿لَا تُحَرِّمُوا﴾ است؛ یعنی چیزها را بر خود حرام نسازید، بلکه از آنچه حلال و پاکیزه است بهرهمند شوید و مصرف کنید.
قاعده تفسیری رفع شبهه از آیات مجاور و جمع بندی بحث
﴿وَاتَّقُوا اللَّهَ﴾ یعنی تقوای الهی را پیشه سازید؛ تقوایی که ناظر به رزق و مواهب الهی است. حقیقت این تقوا در این مقام چیست؟ دوری از زیادهروی، پرهیز از تعدی و عدم تضییع حقوق دیگران و حقوق الهی است؛ تمام این جهات در عبارت ﴿وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ﴾ جمع است. از آنجا که شما به باریتعالی ایمان دارید، مقتضای ایمانتان مواظبت، مراقبت و دقت وافر در انجام شایستهی این امور است. آیات بعدی نیز کمابیش در ادامهی همین مبحث قرار دارد. شایان توجه است که اساتید بزرگوار ما و بیش از همه، اخوی معظم ما همواره میفرمودند هر آیهای و هر شبههای که در ذهن مکلف خطور کند، آیات شریفه این اعجاز را دارند که پاسخ آن شبهه را یا در آیهی قبل یا در آیهی بعد از آن ودیعه نهادهاند؛ یعنی هیچ شبههای بدون پاسخ در متن قرآن باقی نمیماند، منتهی این امر مستلزم دقت و تتبع است تا آشکار گردد چگونه پاسخ شبههی ذهنی در آیات پیشین یا پسین بیان شده است.