« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد ابوالفضل عادلی‌نیا

1403/06/25

بسم الله الرحمن الرحیم

/ شهادت زنها/شهادت بر شهادت

 

موضوع: شهادت بر شهادت/ شهادت زنها/

بحث ما در سال گذشته، بحث شهادات بود، رسیدیم به اینجا که شهادت علی الشهادة معتبر است یا خیر که فی الجمله بحثش گذشت.

شهادت زنان بر شهادت

آنچه که امروز مورد بحث ما هست، این است که آیا شهادت زنها بر شهادت جایز است یا خیر؟ به عبارت دیگر، شهادت فرع زنها قبول هست یا خیر؟

مرحوم امام در مسئله 7 می فرمایند: «لا تقبل شهادة النساء على الشهادة فيما لا تقبل فيها شهادتهنّ منفردات أو منضمّات، فهل تقبل فيما تقبل شهادتهنّ كذلك؟ فيه قولان، أشبههما المنع».[1]

مرحوم امام برای شهادت زنها، دو حالت درست می کند یا به عبارت دیگر اول دو تصویر را برای ذهن ما درست می کند:

1. ما باشیم و شهادت زنها، آیا شهادت زنها اصلا جایز هست یا خیر؟ ما دو صورت نسبت به زنان داریم، در برخی از موارد شهادت زنها منفردا و به تنهایی جایز است، مثل جایی که مردها توان یا اجازه نگاه کردن ندارند، خانم ها می تواند در آن مورد منفردا شهادت بدهند مثل بکارت، و در برخی از موارد زنان می توانند با مردان منضمّا شهادت دهند مثل نکاح.

حال سوال این است که در جایی که زن ها منضمّا یا منفردا شهادت بدهند، می تواند بر شهادت فرد دیگری شهادت بدهند یا خیر؟ مثلا بگویند دیدیم که آن زن این شهادت را داد، بله ما شنیدیم که آن مردم آن شهادت را داد، آیا باید در جای دیگر مجوز داشته باشند یا اگر مجوز نداشتند هم می توانند شهادت بدهند.

به عبارت دیگر در شهادت بر شهادت، زن باید اجازه شهادت انفرادی را داشته باشد تا شهادت بدهد یا اگر مجوز شهادت انفرادی هم نداشت، می تواند شهادت بدهد.

از لحن عبارت مرحوم امام برداشت می شود که اگر جایی اجازه شهادت انفرادی را نداشت، نمی تواند شهادت بر شهادت بدهد، کسی در اصل نمی تواند شهادت بدهد، نمی تواند شهادت فرع هم بدهد.

پس بحث حضرت امام در کجاست؟ بحث ایشان در جایی است که لا اقل برای زن جایز باشد که منفردا شهادت بدهد، مثل عذرا و... یا اینکه منضمّا بتواند شهادت بدهد، یعنی در شهادت اصل مجوّز داشته باشد تا بحث کنیم شهادت زن بر شهادت جایز است یا خیر؟

از فرمایش مرحوم امام استفاده می شود که باید مجوّز داشته باشد یا منفردا یا منضماً که بحث کنیم شهادت زن بر شهادت جایز است یا خیر.

ما بنا را بر این می گذاریم که زن ها مجوز شهادت انفرادی را دارند یا با مردان می توانند منضمّا شهادت بدهند، سوال این است که شهادت بر شهادت زنان جایز است یا خیر، شاهد اول می تواند مرد باشد یا خیر، حال زنان می توانند بر شهادت ایشان شهادت بدهند یا خیر؟

حضرت امام فرموده اند شبیه ترین قول یا بهترین قول این است که زنان نمی توانند شهادت بر شهادت بدهند، یک مرد می تواند بگوید فلانی اینجوری می گفت اما زنها نمی توانند شهادت بر شهادت بدهند.

اقوال در مسئله

ضمن اینکه حضرت امام این مطلب را مطرح کرده اند، من بررسی کردم و دیدم فقهاء بر دو دسته هستند:

دسته اول: برخی مثل حضرت امام می گویند جایز نیست. زنان نمی توانند بگویند زید این را گفت، مثلا من واقعه را حساً دیدم و برای خانم ها تعریف کردم، خانم ها نمی توانند شهادت بدهند که فلانی واقعه را دیده است.

دسته دوم: برخی قائل به جواز هستند.

دلیل قائلین به عدم قبول شهادت زنان بر شهادت

حالا ببینیم آنهایی که می گویند شهادت زنان بر شهادت جایز نیست، حرفشان چی هست.

برخی گفته اند ادله عدم قبول شهادت زنان، باید ببینیم مورد شهادت زنان کجا هست؟ گفته اند چند مورد شهادت زنان جایز هست:

1. هر جایی که متعلّق شهادت مال نیست، زنان حق شهادت ندارند، یعنی هر جا که مال هست، زنان حق شهادت دارند.

2. جایی که محل دید آقایان است و قلمروی شهادت آقایان هست، زنان حق ورود ندارند، فقط زنان می توانند در مواردی که لا یستطیع الرجل النظر فیه، جایی که مردها یا اجازه ندارند یا توانایی ندارند یا حرام هست نگاه کنند، زنان در اینجاها می توانند شهادت بدهند.

3. طلاق نباشد.

پس نتیجه چه شد؟

1. باید مال باشد.

2. محل قلمرو و نظر مردان نباشد.

3. غیر از طلاق باشد.

حال سوال، آیا شهادت علی الشهادة، از این سه مورد هست یا خیر؟ می گویند ادله منع، شامل این موررد می شود، زیرا شهادت زنان بر شهادت، از این سه مورد نیست، پس شهادت زنان بر شهادت، قبول نیست.

ایشان اینجوری گفته اند.

و یکی از ادله ای که از ظاهرش منع فهمیده می شود، روایتی[2] است که در آن دارد جایز نیست برای زنها شهادت دادن الا در دین، اما در غیر از دین، شهادت زنان جایز نیست. شهادت علی الشهادة هم غیر از دیون است و قبول نمی شود، بله اگر دیون بود، شهادت زنها جایز بود اما شهادت زنان بر شهادت، جزء غیر از دیون است و جایز نیست.

همچنین آنچه که دلالت بر عدم جواز زنان، منفرداً دارد، تا به حال بحث منضمات بود، در برخی جاها ادله ای داریم که می گویند زنان به تنهایی نمی توانند شهادت بدهند، و آن در غیر بکارت و نفساء، زنان حق شهادت ندارند منفردات. وقتی این را می بینیم، می فهمیم که شهادت زنان بر شهادت جایز نیست.

تا اینجا یا زنان شهادتشان بر شهادت یا منفردا یا منضما جایز نبود، حال سوال این است اگر در جایی شهادت زنان منفردا یا منضما قبول شد، آیا می توانند شهادت علی الشهاده بدهند یا خیر؟

اول بحث دو قسم کردم، برای اینجا بود. سوال ما این است که خانمهایی هستند که در مواردی می توانند منفردا شهادت بدهند، یا می توانند منضمّا به رجال شهادت بدهند، حال سوال این است زنان که منفردا و منضما می توانند شهادت بدهند، شهادت بر شهادت جایز است و قبول می شود یا خیر؟

امام رحمة الله علیه فرمودند فیه قولان، اینجا دو قول است، شبیه ترین و بهترین این دو قول، منع است.

من فی الجمله اشاره ای داشته باشم منع قوی تر است یا جواز قوی تر است؟ وقتی کتب فقهاء را بررسی می کنیم، ظاهرا امام فرموده است اشبههما المنع، احساس می کنم نظر مرحوم امام، مطابق با قاعده و قول اقوی باشد، قول اقوی منع است.

جمعی از فقهاء از قبیل ابن ادریس در سرائر، محقق در شرایع و علامه در قواعد و تحریر گفته اند شهادت زنان بر شهادت مطلقا حتی در موارد جواز شهادت زنان منفردا و منضمّا جایز نیست. فخر المحققین و شهید اول در نکت و شهید ثانی در مسالک و غیر ایشان، قائل به همین قول شده اند و می گویند شهادت زنان بر شهادت مطلقا مورد قبول نیست.

برخی دیگر از قبیل شیخ طوسی در کتاب خلاف که ایشان ادعای اجماع کرده است که شهادت زنان بر شهادت مورد قبول واقع می شود و در جایی از کتاب مبسوطش قائل به جواز شده است. هم چنین ابن جنید و علامه در مختلف، قائل به جواز شهادت زنان بر شهادت شده اند.

دلیل بر جواز

دلیل اول: اجماع است.

اشکال: شیخ طوسی در مبسوط ادعای اجماع کرده، این همه از متأخّرین می گویند شهادت زنان بر شهادت جایز نیست، پس اجماعی نیست که بخواهند به آن تمسّک کرده است.

دلیل دوم: عمده دلیل بر جواز این است که مقصود از جواز شهادت زنان در اخبار جواز، اعم است از شهادت زنان بر خود این اشیاء و شهادت دادن آنها بر آنچه که تعلّق به آن اشیاء دارد. به عبارت دیگر شما می گوئید زنان می توانند منفردا شهادت بدهند و می توانند در اصل منضما شهادت بدهند، پس شهادت در فرع هم می توانند بدهند، به عبارت دیگر جواز را اعم گرفته اند.

اشکال: البته برخی از بزرگان گفته اند یکی اعمی می گیرد و یکی اخص می گیرد، ولی آنچه که ما از عبارت می فهمیم، این است که جواز به اصل مربوط است نه به فرع.

یعنی عموما بزرگان نتوانسته اند تعمیم را استفاده کنند و اجماع هم گفتیم صحیح نیست، پس دلیلی برای جواز نداریم. حال از آن طرف ادله منع که روایت و حصر و... بود، قوی یا اقوی است، یکی از ادله ظاهر قول امام است که می گوید الا فی الدیون، شهادت زنان جایز نیست الا در دیون، این حصر است و نشان می دهد در غیر دیون منع است، اگر منع است چطوری جواز را از آن در می آورید.

فلذا نظر مرحوم امام که فرمود اشبههما المنع، مورد قبول است و نظر ما هم همین است و طبق قاعده است.

این مسئله هفتم از تحریر و مسئله هشتم ان شاء الله سیأتی.


logo