1405/07/06
بسم الله الرحمن الرحیم
لزوم پیوند و ارتباط با امام زمان علیه السلام در مشکلات جامعه/پیوند با امام زمان علیه السلام /اخلاق اجتماعی
محتويات
1- ۱- بحث اخلاقی (حلیة النبی و نصرت الهی)1.1- ۱.۱- قاعده الهی «نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ» و نصرت اقلیت موحد
1.2- ۱.رسالت تبیین و تجدید عهد با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
1.3- ۱.مبانی توحیدی و ولایی در برابر محاسبات مادی دشمنان

موضوع: اخلاق اجتماعی/پیوند با امام زمان علیه السلام /لزوم پیوند و ارتباط با امام زمان علیه السلام در مشکلات جامعه
1- ۱- بحث اخلاقی (حلیة النبی و نصرت الهی)
باز خدا را شاکریم که در محضر آیات الهی و کلمات ائمه و فقه اهلبیت (سلام الله علیهم اجمعین) هستیم. «ربّ أنعمتَ فَزِد»؛ خدا را شاکریم به عدد کلماتش که انشاءالله توفیقات خاص، نصیب همه ما بشود. طبق روال سالیان گذشته که معمولاً احادیث اخلاقی را میخواندیم، در حدیث اخلاقیای که مورد توجه بود، در حدیث «حلیة رسول الله (صلوات الله و سلامه علیه)» بودیم که حضرت امام مجتبی (علیهالسلام) از حضرت سرّ الانبیاء و المرسلین راجع به صورت، سیما، خُلق و خَلق حضرت سؤال کردند و حضرت شروع به توضیح دادن فرمودند.
1.1- ۱.۱- قاعده الهی «نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ» و نصرت اقلیت موحد
متأسفانه حوادثی بر این مملکت گذشت که خدای تبارک و تعالی این مردمان را نصرت و یاری کرد و نصرت و یاری هم خواهد کرد. جمله «نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ»[1] از آقا رسول الله (صلوات الله و سلامه علیه)، یک قانون و ضابطهای است که گرچه از زمان حضرت شروع شده، اما در زمان ایشان پایان نیافته است. این «نُصِرتُ بِالرُّعبِ»، یک قانون الهی برای همه کسانی است که در نظام مُلک، «اقلّ عدداً» هستند. در سیر معکوس نصرت الهی، نصرت و پیروزی از آنِ کثرت نیست؛ بلکه از آنِ اقلیتی است که اهل توحید و موحد باشند. چه بسا افرادی که «اقلّ عدداً» هستند، اما «اکثر نصرتاً» میباشند. در اینجا جا دارد از همه سرداران، امیران، بزرگان و حتی مقام معظم رهبری عزیز تشکر بکنیم که با ابتکارهای علمی و عملی، جَبهه و جِبهه اسلامی را به نحو شایسته راهنمایی، هدایت و حمایت میکنند. در تاریخ نقل شده است در حملهای که کفار قریش (امویها و سفیانیها) از مکه برای تصرف مدینه حرکت کرده بودند، پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) در وادی نرسیده به مدینه ابتکاری به خرج دادند و به صحابه دستور دادند که شبهنگام در گوشههای مختلف بیابان آتش روشن کنند. مأموران و جاسوسان دشمن وقتی برای خبرگیری نزدیک دروازه مدینه رسیدند، دیدند در نقاط مختلف بیابان آتش روشن است. از آنجا که در آن زمان روشن کردن آتش، نشانه کثرت جمعیت بود، بازگشتند و گزارش دادند که بیابان پر از جمعیتی است که به دفاع از شهر و دیارشان آمدهاند؛ لذا دشمن از بین راه بازگشت. وقتی خبر را در مسجد مدینه به پیامبر رساندند، حضرت تبسمی کردند و فرمودند: «نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ».[2] سپس ائمهی ما این قاعده را پروراندند و ادامه دادند. اکنون نیز ماجرا بر همین منوال است؛ اگر ما با اراده، جدیت، اعتقاد و باور به پیروزی حرکت کنیم، گرچه «اقلّ عدداً» باشیم، قطعاً پیروز خواهیم بود. این یک قانون حتمی است: ﴿کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ﴾؛[3] مشروط بر اینکه آن باور و ایمان لازم را برای جلب نصرت الهی در عمل محقق سازیم.
1.2- ۱.رسالت تبیین و تجدید عهد با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
شما فضلا باید نقطهنظرهای مقام معظم رهبری را تبیین کنید. بهترین مبیّن فرمایشهای ائمه و بهترین مبیّن فرمایشهای رهبری که وحدت بر محور ایشان میچرخد، شما هستید. مردم نیازمند تبیین و حضور عزیزانی مثل شما در میان خود هستند و باید از همت و صلابت مردم تشکر کرد. ما باید همواره عرض حاجت به محضر امام زمان و اهلبیت (علیهمالسلام) داشته باشیم؛ چون بیصاحب نیستیم. مرحوم آیتالله بهاءالدینی که در دوران بمبارانهای قم حدود شش هفت سال بینالطلوعین خدمتشان مشرف میشدم، فرمودند در آن ایام که مردم میپرسیدند از شهر خارج بشویم یا خیر، سر را بلند کردم و دیدم حضرت صاحبالامر (علیهالسلام) به من نگاه میکنند و فرمودند: «ما هوای شما را داریم». این کلام بسیار بزرگی است. حضرت هوای ما را دارند، به شرطی که ما نیز همانند جناب سلمان فارسی باشیم. وقتی از امام صادق (علیهالسلام) پرسیدند چرا همیشه از سلمان فارسی یاد میکنید؟ فرمودند: «سلمان فارسی، سه خصلت داشت؛ یکی اینکه هوای او هوای امیرالمؤمنین بود و خواسته و اراده او را بر خواسته خود ترجیح میداد».[4] لذا باید این دعا را پیوسته در قنوتها و حالات خوش خواند: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا (إمَامِنَا) وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ (أی تظافر) الزَّمَانِ عَلَیْنَا».[5] و بهویژه این فراز را اضافه کرد: «وَ لَا تَجْعَلْ أَکْبَرَ هَمِّنَا دُنْیَانَا وَ لَا مَبْلَغَ عِلْمِنَا (عَمَلِنَا) وَ لَا تُسَلِّطْ عَلَیْنَا مَنْ لَا یَرْحَمُنَا».[6] اگر عالمی دنیازده شد، کلامش بیاثر میشود؛ و اگر به علم بما هو علم توجه استقلالی کرد، در حجاب اکبر قرار میگیرد و ارتباطش با ولیّ قطع میشود و انسان تنها میماند.
1.3- ۱.مبانی توحیدی و ولایی در برابر محاسبات مادی دشمنان
دشمنان ما حقیقت اسلام و امامت را درک نکردهاند و از سر بیمعرفتی سخن میگویند. شیعه به امامی قائل است که تمام هستی را دست و جوارح او میداند؛ امامی موجود، موعود، معصوم، مدیر، مدبّر، علیم و حکیم که هرچه اراده کند، اراده خداست. «إذا شِئنَا، شاءَ الله».[7] محاسبات دشمن اگر بخواهد واقعی باشد، باید روی این حقیقت صورت گیرد. تمام پیامهای مقام معظم رهبری با توسل و تمسک به امام عصر (علیهالسلام) ختم میشود. بر اساس آیه شریفه ﴿وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً﴾،[8] این نصرت و پیوند آشکار است. در آیه آخر سوره آلعمران نیز ﴿وَ رَابِطُوا﴾[9] به معنای مرابطه و پیوند با امام زمان و ائمه (علیهمالسلام) است.[10] حتی اگر مرابطه از رباطالخیل و اسبان مجاهدین باشد: ﴿وَ الْعَادِیَاتِ ضَبْحاً﴾،[11] آنان حافظان نظام امامت و سلطنت الهی هستند. اگر ما حتی از تمام تعلقات و تعقلات بشری منقطع شویم، به حقیقتی متصلیم که عالم در برابر آن متحیر است؛ هرگاه او اراده کند، تمام ناوگان عالم از کارایی ساقط خواهد شد. اراده او در گرو تلاش مؤمنان منتظر است: ﴿إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ﴾[12] که یک قضیه شرطیه متصله حقیقیه است و مقدم و تالی آن انفکاکناپذیرند. مرحوم علامه حلی در تعریف امامت فرمودهاند: «نظام امامت در شیعه، نظامی الهیِ متصل به معصوم است».[13] عصمت یعنی در دریافت از مبدأ وحی، معصوم است، در ابلاغ و پرداخت به دیگران معصوم است، و در ارادهها و سخنانش معصوم است: ﴿وَ مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَی﴾.[14] لذا برای رزمندگان اسلام دعا میکنیم: «اللَّهُمَّ عَجِّلْ فِی فَرَجِ وَلِیِّنَا وَ انْصُرْ جُیُوشَنَا وَ اقْضِ حَوَائِجَنَا» و «اللَّهُمَّ اکْتُبِ الصِّحَّةَ وَ السَّلَامَةَ وَ النُّصْرَةَ وَ الْفَتْحَ عَلَی الْغُزَاةِ وَ الْمُجَاهِدِینَ وَ عَلَی کُلِّ مَنْ نَصَرَ الدِّینَ». سلام بر ائمه و انصار دین الله، ترسیم مسیر صراط مستقیم است و حدیث حلیة النبی نیز برای تدوین همین جهت است.