1405/07/06
بسم الله الرحمن الرحیم
لزوم توجه به نفس خود/تفسیر آیه 105 /تفسیر سوره مائده
محتويات
1- تفسیر آیه 1051.1- کیفیت آغاز سوره مبارکه مائده
1.2- نقش «بسم الله الرحمن الرحیم» نسبت به آیات بعد از آن
1.3- پیوستگی آیات و جایگاه آیه ۱۰۵ سوره مائده
1.4- دلالت «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ» بر وجوب
1.5- تفسیر آیه در پرتو آیه پیشین
1.6- ارتباط آیه به آیه و ارتباط آیات به آیات
1.7- مراتب ایمان
1.8- فاعلیت عقل و قابلیت نفس و تبیین قابلیت نفس
1.9- صورت انسانی، برزخ و معاد
1.10- حشر وحوش و مراتب آن
1.11- حیوان، فردی دارای انواع و اجناس
1.12- مراتب اُنس و ارتباط با آیات قرآن کریم
1.13- جایگاه آیه پس از آیات ولایت، وفا، حج و ابلاغ ولایت
1.14- حرامخواری، دلیل شهادت حضرت سیدالشهداء (علیهالسلام) و شهادت رهبر انقلاب
1.15- معرفت نفس، امالمعارف و بستر معارف
1.16- عمومیت خطاب در این آیه
1.17- برخی از موضوعات آیه
1.18- پیوستگی این آیه با آیات قبل و بعد از آن

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیه 105 /لزوم توجه به نفس خود
1- تفسیر آیه 105
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ﴾.[1]
1.1- کیفیت آغاز سوره مبارکه مائده
بار دیگر خدا را به عدد آیاتش و کلماتش شاکریم که در محضر آیات الهی هستیم. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ﴾؛[2] پیشتر عرض شد که سوره مبارکه با خطاب «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» آغاز میشود و با امر «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» نشر پیدا میکند.
1.2- نقش «بسم الله الرحمن الرحیم» نسبت به آیات بعد از آن
عرض شد در محضرتان که آیات پس از «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ» همه بیانگر آیه شریفه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ» هستند؛ و به عبارت بهتر، هر آیهای منزلی از منازل سیر و سلوکی علمی و عملی آیه کریمه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ» است.
1.3- پیوستگی آیات و جایگاه آیه ۱۰۵ سوره مائده
ما در ارتباط آیات به آیات، بر این عقیده و باوریم که آیات الهی یک سلسله پیوسته به هم است که هر یک در جایگاه خودش مبین یک سیر علمی و عملی است و همینطور بیانگر یک ارتباط علمی و عملی با آیات قبل و آیات بعد از خود است. این آیه ۱۰۵ سوره مبارکه مائده که در محضرتان تقدیم شد، یکی از سورههایی است که بیشترین خطاب ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا﴾ در آن آمده است؛ همین سوره مبارکه مائده است که با این خطاب خاص آغاز میشود. ما یک خطاب عامِ عام داریم: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ﴾؛ ﴿يَا أَيُّهَا اَلْنَّاس﴾ و یک خطاب خاصِ عام داریم؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا﴾، اما با وصف خاص است، یعنی با وصف ایمان. و بعد با تعبیر ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾ آمده است.
1.4- دلالت «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ» بر وجوب
ما در مباحث خارج اصولمان، در محضر اعزه که تشریف داشتند، عرض کردیم: گاهی از اوقات ما صیغه و وزن امر نداریم که دال بر وجوب باشد، اما گاهی از اوقات یک جمله خبریه یا یک جمله حالیه داریم که از آن وجوب استفاده میشود. اینجا همینطور است؛ ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾ میتوانیم بگوییم که دال بر وجوب است و میتوانیم این حرف را داشته باشیم که اولین واجبها و وجوبها را بیان میکند. به عبارت بهتر، «ثَبِّتِ الأرض ثم النقش»؛ آن ضربالمثل معروف که تا زمینی نباشد، نقشنگاری نیست، تا صفحهای نباشد، این بچه نمیتواند نقاشی بکند. ما تا صفحه دلمان فعال نشود، آیات الهی بر دلمان نقش نمیبندد.
1.5- تفسیر آیه در پرتو آیه پیشین
این آیه را با توجه به آیات قبلی ملاحظه کنید؛ آخرین آیه این بود: ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ﴾.[3] چون قرآن و حضرت حق میگوید ﴿تَعَالَوْا اِلَی کَلِمَةٍ سَوَاءٌ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ﴾.[4] دعوتش همیشگی و جاودانی و کلی است. ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ﴾؛ وقتی یهود و نصارا و سایر مردم را به آیات الهی دعوت میکنند، حرفشان ﴿قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا﴾ میباشد؛ ما بر تقلید کورکورانه گذشتهها باقی هستیم و همانی که یافتیم ما را کفایت میکند. بعد برهان میآید: ﴿أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ﴾؛ ولو اینکه پدرانشان نمیدانند و هدایت نشدهاند.
1.6- ارتباط آیه به آیه و ارتباط آیات به آیات
در ارتباط آیه به آیه و ارتباط آیات به آیات، باز همان روشی که در محضرتان بارها عرض کردیم: اگر میخواهیم بگوییم تفسیر آیه و آیات این است، ما باید هم آیه را ببینیم، هم آیات را ببینیم؛ بعد از اینکه آیه و آیات را دیدیم، بگوییم نظر حضرت حق این است. اینجا این ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا﴾ به لحاظ آیه قبلی است. وقتی خطاب میکند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا﴾، آن آیه قبل این بود که وقتی میگوییم بیایید ﴿إِلَىٰ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ﴾، اینها ایمان نمیآورند؛ شاید اسلامی داشته باشند، اما ایمانی ندارند؛ تازه در اسلامشان هم تأمل و شک است. وقتی چنین باشد، اصلاً این خطاب ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا﴾، یعنی اینها اولین مرحله باور را گذراندهاند. اولین مرحله باور این است که دیگر به سراغ باور تقلیدی و اعتقاد تقلیدیشان نروند. آمدند یک قدم جلوتر گذاشتند و آن گام جلوترشان این است که رسیدند که یک ایمانها و باورهایی وجود دارد.
1.7- مراتب ایمان
چون میدانید ایمان مراتبی دارد: ایمان تقلیدی، ایمان برهانی، ایمان ایقانی و ایمان شهودی. اینها همه دارای مراتباند و هر مرتبهای بعد از مرتبه دیگر است.
1.8- فاعلیت عقل و قابلیت نفس و تبیین قابلیت نفس
وقتی چنین باشد، خطاب میکند: کسانی که ایمان آوردید، ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾؛ بر شماست نفوس و نفسهای شما. تعبیر را ببینید: ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾؛ اولاً «نفس» نیامد، «أنفس» آمد. یعنی هر مرحلهای از کمالاتی که شما میآیید، باز مراحل دیگری است که این نفس میشود برای مراحل دیگری. خدا درجات حضرت علامه حسنزاده - که سالگردشان هم چند روز قبل گذشت - را متعالی کند. ایشان بارها میفرمودند: «نفس قابل است و عقل فاعل است». تعبیر بسیار زیبایی است. در هر مرحلهای که شما بیایید، عقل، حالت فاعلیت دارد و نفس، حالت پذیرش و قابلیت دارد. وقتی چنین شد، این مطلب مهم استفاده میشود که نفوس هر مرحلهاش، گرچه نفس به فعلیت رسیده است، این به فعلیت رسیدنش با صورتهای پیشینش همه پیشزمینه میشود برای قابلیت و پذیرایی صورتهای بعدی. اگر قرار باشد تشبیهی داشته باشیم، فرق هیولای اولی با پذیرش صورت و صورتهای بعدی، با قابلیت اشیا این است که هیولا رَقّ منشور است؛ یعنی صفحهی بیرنگی است که تمام رنگها بر آن مینشیند. اما بعد با هر صورتی که ضمیمه میشود، پیشنیاز میشود برای پذیرش صورتهای دیگر. این کار دنیاست تا میرسد به عالم آخرت. نکته بسیار مهمی است در اینجا که تقاضا میکنم به این نکته هم عنایت کنید.
1.9- صورت انسانی، برزخ و معاد
در نتیجه صورت انسانیه در این عالم مادی ما و در این عالم اجسام، جنس و نوعی که دارای انواع و افراد است، با همین تعبیر [مطرح میشود]. اما در فردای قیامت و در نتیجه دیگر انسان از جنسالاجناس شروع میکند تا میرسد به جنس سافلی که هیولا بودن و حیوان بودن انسان است، تا میرسد به انسانیتی که صورت نوعیه انسان است، تا میرسد به زید و عمرو و بکر و افراد انسانی که تشخص انسانیت است. این سیر در این دنیاست. این انسان وارد عالم برزخ که میشود، سیرش یک جور دیگری میشود. به عبارت بهتر، فردی میشود که دارای انواع و دارای اجناس است. نکته بسیار مهمی است در بحث سیر و سلوک و در بحث مبدأ و معاد. به عبارت بهتر، همه این صورتهایی که پیش میآید در طول همدیگر هستند؛ هیچ در عرض همدیگر نیستند که با همدیگر تنافی داشته باشند؛ گرچه به لحاظی شاید در عرض هم باشند. مثل اینکه میگوییم صورت جسمیه زید با صورت جسمیهی عمرو با هم تفاوت دارد، اما در صورت نوعیه، واحد هستند. بعد همین زید و عمری که در اینجا در صورت نوعیه که میگوییم ماهیت نوعیه، ماهیتشان یکی است، اما افرادشان متعدده است. هرچه که جلوتر برود، یعنی در عالم برزخ قرار بگیرد، نوعساز میشود.
1.10- حشر وحوش و مراتب آن
در آیه شریفه ﴿وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ﴾؛[5] این حشر وحوش ، یک معنایش این است که وحشیها محشور میشوند. چون ما دو گونه حیوان داریم: حیوان اهلی داریم و حیوان وحشی داریم؛ که شاید این انسان هم از حیوانهای اهلی باشد. اما ﴿وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ﴾، طبق این آیه همه حشر و نشر دارند؛ حیوانات هم دارای حشرند. اما یک احتمال دیگری این است که نعوذ بالله این حشر وحوش از خود این انسان هم خارج نیست. به عبارت بهتر، وقتی که - نعوذ بالله - به ﴿أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ﴾[6] و به مرحلهی چهارپایان رسید؛ یعنی در شهوت و غضب و اینها و سبعیت بود، این جز مرحلهی انعام چیز دیگری ندارد؛ یعنی این وحشی بوده است. حالا این با وحشیت هم محشور میشود. و این نکته بسیار مهمی است.
1.11- حیوان، فردی دارای انواع و اجناس
ما بحمدالله به این نتیجه رسیدیم که حیوان فردی است که دارای انواع است. یعنی این حیوانیت آمد در این انسانیت تعین پیدا کرد، این انسانیت در این افراد و اشخاص ظهور پیدا کرد. حالا این اشخاص، جنسساز و نوعساز شدهاند. چون عرضمان این است که ماهیت متشخصه و مخصصه است که تخصیصبردار است و بعد تبدیل به یک کلی و انواع مختلف میشود. حرف هر دو یکی است، منتها ما یک مقدار توضیح بیشتری دادیم. در عین حال اولین مرحله آیه کریمه و آیه شریفه این است که شما نفوستان را دریابید: ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾؛ یعنی مراقب نفوس خود باشید.
1.12- مراتب اُنس و ارتباط با آیات قرآن کریم
این آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾ ما به این جهت خیلی عنایت داریم که هر موقع میخواهید به لطافتها و ظرافتها و هدایتهای آیات برسید، قرآن و آیه را پیش رویتان بگذارید. این هم که فرمودند «تلاوت الآیات، قرائت الآیات، تدبر الآیات»؛ این «قرائت آیات»، یعنی خواندن آیات برای خودتان؛ «تلاوت الآیات»، یعنی پشت سر آیات حرکت کردند؛ «تدبر الآیات»، یعنی آیات را پس و پیش با همدیگر لحاظ کردند؛ و بعد تفکر و عمل به آیات، یعنی مجموع را گرفتند و نتیجه را گرفتند. نکند ما در بین راه نتیجه بگیریم. ببینید دقتی که من الان در محضرتان عرض میکنم، عنایت داشته باشید.
1.13- جایگاه آیه پس از آیات ولایت، وفا، حج و ابلاغ ولایت
طبق این آیه ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾، این «عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ» بعد از ۱۰۴ آیه مطرحشده در سوره مبارکه مائده است. آیه ابلاغ و ولایت را پشت سر گذاشتیم،[7] آیه وفا را پشت سر گذاشتیم،[8] آیات حج و از همه مهمتر آیات صید و غذا و حلیت را پشت سر گذاشتیم.[9] در آن آیه قبل از این آیه، اینکه بعضی از حیوانات برای شما مجاز به اکل نیست، همه اینها را پشت سر گذاشتیم.[10] عرض من این است که محبت کنید؛ ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا﴾ در اینجا اگر این «آمنوا» را قرار باشد بسط بدهیم، بسط آن به این است: کسانی که شما به باور وفای به عقل رسیدید، به باور ولایت رسیدید، به باور این رسیدید که باید مراقب خوراکتان هم باشید.
1.14- حرامخواری، دلیل شهادت حضرت سیدالشهداء (علیهالسلام) و شهادت رهبر انقلاب
وجود نازنین حضرت سیدالشهداء (علیهالسلام) در تحلیل شهیدِ مؤمنکشتن امویها، در کربلا فرمودند: «مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ»؛[11] شما حرامخوار شدید که ولی را شهید کردید. الان هم عرض میکنیم: آنهایی که رهبر میکنند و رهبران میکشند و مقام معظم رهبری شهید را شهید میکنند، اینها اهل باور نیستند؛ حرامخوارند و اهل تجاوزند. اولین حرامخواریشان این است که آمدند سرزمینهای مسلمانان را اشغال کردند. حتی اگر در آنجا (فلسطین) کِشت و زرعی داشته باشند، اصلاً زندگی داشته باشند، همهاش حرام است. کسی که اینگونه باشد، جز حرام از او برنمیآید.
1.15- معرفت نفس، امالمعارف و بستر معارف
همین یهود و نصارایی که آیات قبل در آن بود، قرآن در اینجا میگوید: کسانی که به باور رسیدید: ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾؛ مراقب خودتان باشید. ﴿عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾ یعنی آیه میگوید اگر شما به خودتان برسید، بعد به این نتیجه میرسید که ﴿مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا﴾ اصلاً چیزی نیست. آیه چند مطلب را میخواهد مطرح کند: یک، معرفت نفس را به عنوان امّالمعارف مطرح میکند. دو، معرفت نفس را به عنوان بستر و زمینهی همه معارف؛ یعنی ما سرمایه داریم، این سرمایه را باید در جریان بگذاریم. و علاوه بر اینکه این نکته مهمی است که از آیه مطرح میشود: معرفت نفس، بستر همهی ایمانهای ابتدایی و پیشین و فعلی و آینده خواهد بود. و این نکته مهمی است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ﴾. «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ»؛[12] این در همین جا مطرح است.
1.16- عمومیت خطاب در این آیه
و نفس در آنجا هم که نفس مطرح شد، ما گفتیم نفس، کلمهای است که افادهی جمع میکند. حالا در اینجا جمعی است که افادهی عموم و عمومی میکند؛ که هم خود نفس عموم است، هم «أنفس»؛ یعنی عام در عام؛ یعنی هیچ فردی و هیچ انسانی و هیچ حالتی خارج از این خطاب الهی نیست. آن هم ﴿عَلَيْكُمْ﴾؛ تعبیر «عَلَيْكُمْ» را ببینید، نگفت «عَلَيْهِمْ»، گفت «عَلَيْكُمْ». کسی که به این حضور آیات برسد، میتواند این ادراک را داشته باشد.
1.17- برخی از موضوعات آیه
در آیه چند موضوع مطرح است: موضوع معرفت نفس، موضوع ایمان، و موضوع دیگری که در اینجا مطرح است، این است که دیگران هزاران ضلالت داشته باشند، به شما ضرر ندارند؛ اما وقتی که شما در هدایت باشید. و بعد تعبیر ﴿إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا﴾ و تعبیر آخر ﴿فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ﴾.
1.18- پیوستگی این آیه با آیات قبل و بعد از آن
آیات الهی هم پیوستگی با آیات قبل دارند، هم رسیدگی به آیات بعد دارند؛ یعنی باز خودشان بستر و زمینه میشوند برای آیات بعدی، و هم تجمیعی است برای آیات قبل و بعد. و علاوه بر این، هر آیهای هم یک دستور مستقلی مطرح میکند. و عرض ما در آیات این است: یعنی در عین حال که پیوسته به قبل است و زمینه بعد است و نتیجهی خود است، اما این که نتیجهی خود هست، یعنی یک دستورالعمل جدید است. و این نکتهی بسیار مهمی است که آیات را اینگونه دنبال بکنید، بعد ببینید که چطور این آیات سریان و جریان دارد. رَزَقَنَا الله ایَّانَا و إیَّاکُم. این سریان آیات الهی و دقت در این آیات الهی است.