1404/09/22
بسم الله الرحمن الرحیم
برهان بر وحدت خداوند در ردّ بر عقیدهی تثلیث مسیحیت/تفسیر آیه 73 و 74 /تفسیر سوره مائده
محتويات
1- خلاصه جلسه گذشته2- تفسیر آیه 73
2.1- مرز میان توحید و شرک در این آیه
2.2- برهان وحدت خداوند در این آیه در ردّ بر عقیدهی مسیحیت
2.2.1- وحدت خداوند، وحدت من جمیع الجهات
2.2.2- دوئیت برای خداوند، مقدمهی نیاز خداوند
2.2.3- عدم امکان جمع محتاج و غنی در آنِ واحد
2.2.4- محال بودن صفات واجب و ممکن در خداوند
2.3- کلمهی توحید، یکی از شرایط ورود به بهشت
2.4- سخت بودن اقرار به توحید در لحظهی مرگ
2.5- عذاب دردناک، در انتظار قائلین به تثلیث و توبه نکردن از این اعتقاد باطل
3- تفسیر آیه 74
3.1- توبه از اعتقاد باطل به تثلیث، سبب تبدیل عذاب به رحمت

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیه 73 و 74 /برهان بر وحدت خداوند در ردّ بر عقیدهی تثلیث مسیحیت
﴿لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾.[1]
﴿أَفَلاَ يَتُوبُونَ إِلَى اللّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ﴾.[2]
1- خلاصه جلسه گذشته
خدا را شاکریم که در محضر آیات الهی هستیم؛ به خصوص آیات توحیدی که مهمترین آیات است. نکاتی تقدیم شد. بزرگترین برهان بر توحید حضرت حق در این آیه مطرح میشود. عقاید مسحیت که قائل به اُقنومهای سهگانه هستند، یعنی اَب و ابن و روح القدس را خداوند در این آیه ردّ میکند و این عقاید را باطل و کفر میداند. اگر کسی قائل به شرک ذاتی باشد، در زمرهی کفّار است.
2- تفسیر آیه 73
2.1- مرز میان توحید و شرک در این آیه
کسانی که این حرف را میزنند، حتما کفر روزیدهاند. با لام تأکید و «قد» تحقیق و فعل ماضی که برای تحقق است، سه تأکید مهم بیان شده است. توضیح دادیم که اگر بگوییم خدا چهارمِ سومین است، این اعتقاد، همان توحید است، ولی اگر بگوییم سومِ سومین است، شرک است. در دومی، جزئیت و ترکیب درست میشود؛ در حالی که خداوند، بسیط مطلق است؛ ولی چهارم از سوم یا پنجم از شش، یا هرچه بالا برویم، اگر یکی افزوده شود، معیّت مطلقه و معیّت قیّومیّه است.
2.2- برهان وحدت خداوند در این آیه در ردّ بر عقیدهی مسیحیت
2.2.1- وحدت خداوند، وحدت من جمیع الجهات
«وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ إِلَهٌ وَاحِدٌ»؛
این برهانِ «ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ» است که کفر است. خداوند، عِدل «ثالِثُ ثَلاثَة» را بیان میفرماید. خداوند واحد است و آن که واحد باشد، من جمیع الجهات واحد است. کسی که وجوب داشته باشد، وحدتش از ذاتش جدا نیست. خداوند، ذاتی نیست که «ثبت له الوحدة»، تا وحدت غیر حقیقی و عددی داشته باشد. اِلَه و خدا که آمد، وحدت نیز پشت سرش هست. برهان وحدت، همان برهان وجود است. برهان صدیقین، هم وحدت را ثابت میکند و هم ذات را.
2.2.2- دوئیت برای خداوند، مقدمهی نیاز خداوند
ذات ازلی که هست که هست که هست، قطعا باید واحد باشد. همین که دو شد، به تعبیر حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام): «فَمَنْ وَصَفَ اللهَ سُبْحَانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ».[3] دو، یعنی مرتبهی دیگر دارد که خودِ نیاز است. همینقدر که معبود و اله آمد، باید یکی باشد. ﴿لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا﴾.[4] برهان تمانع را که گفتیم.
2.2.3- عدم امکان جمع محتاج و غنی در آنِ واحد
«وَمَا مِنْ إِلَهٍ»؛
شاید آلهه متعدد باشد، ولی اله، جز واحد نیست. مسیحیت گفتند که اب که هو الله و ابنی که هو الله و روح القدسی که هو الله است. این، معنایش این است که ممکن، واجب شود؛ یعنی محتاج، غنی شده است. چیزی که عبادت شده است، حقش عبادت است.
2.2.4- محال بودن صفات واجب و ممکن در خداوند
هر صفتی که برای غیر به امکان ثابت است، برای خداوند به وجوب ثابت است؛ چرا که واجب الوجود من جمیع الجهات، واجب الوجود است. «هو الله»، جز واحد چیز دیگری نیست. ذات، متعدد نیست. هر یک را که بگوییم خدا است، در خدایی باید مشترک باشند که محال است. همان ذاتی که شما بگویید هست و ضرورت ازلی ثابت کردید، باید یکی باشد و نمیتواند الههای مختلف باشد.
2.3- کلمهی توحید، یکی از شرایط ورود به بهشت
کلمهی توحید، «لا اله الا الله» را ثابت میکند؛ «قولوا لا إله إلا الله تفلحوا».[5] عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ يَوْمٍ جَالِساً وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فِيهِمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع إِذْ قَالَ مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ دَخَلَ الْجَنَّةَ فَقَالَ رَجُلَانِ مِنْ أَصْحَابِهِ فَنَحْنُ نَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّمَا تُقْبَلُ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مِنْ هَذَا وَ مِنْ شِيعَتِهِ الَّذِينَ أَخَذَ رَبُّنَا مِيثَاقَهُمْ فَقَالَ الرَّجُلَانِ فَنَحْنُ نَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهِ فَوَضَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَدَهُ عَلَى رَأْسِ عَلِيٍّ ع ثُمَّ قَالَ عَلَامَةُ ذَلِكَ أَنْ لَا تَحُلَّا عَقْدَهُ وَ لَا تَجْلِسَا مَجْلِسَهُ وَ لَا تُكَذِّبَا حَدِيثَهُ»؛[6] ابوسعید خدری میگوید: روزی رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) نشسته بودند و نزد ایشان برخی از اصحاب ایشان بودند که در میان آنان علی بن ابیطالب (علیهالسلام) بود. آنگاه پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: کسی که «لا إله إلّا الله» را بگوید، وارد بهشت میشوند. دو نفر از اصحاب حضرت گفتند که ما «لا إلا إلّا الله» میگوییم. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: شهادت به «لا إله إلّا الله» از این آقا (امیرالمؤمنین علیهالسلام) و شیعیان او که پروردگار ما در میثاق از آنان پیمان گرفته، قبول میشود. آن دو مرد دوباره گفتند: ما «لا إله إلّا الله» میگوییم! پس رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) دست خود را بر سر علی (علیهالسلام) گذاشتند و سپس فرمودند: نشانهی قبولی کلام شما این است که بیعت و پیمان با او را نشکنید و در جای او ننشینید و سخن او را تکذیب نکنید.
2.4- سخت بودن اقرار به توحید در لحظهی مرگ
حضرت عزرائیل (علیهالسلام) که بیاید، خیلیها هراس دارند و همه چیز یادشان میرود. قطع تعلق سخت است. ﴿فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ﴾[7] . ﴿وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ﴾[8] . سخت است. اگر انسان در این لحظه «لا إله إلّا الله» را گفت، موفق است.
2.5- عذاب دردناک، در انتظار قائلین به تثلیث و توبه نکردن از این اعتقاد باطل
«وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»؛
کسانی که کافر شدند، یعنی همین مسیحیان یا یهودیان که فرزند برای خدا قائل بودند، اگر از سخنشان برنگردند، عذاب الیم دارند. عذاب الیم غیر از عذاب مهین است. عذاب دارای مراتب است. عذاب الیم به جهت کمّیّت است. ﴿عَذَابٌ مُّهِينٌ﴾،[9] جهات مختلف دارد. ﴿عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾[10] است و تکرار میشود و دردناک است. «مُهین»، یعنی خوارکننده.[11] جهنم دارای دَرَکات است. «عذاب ألیم» برای کفار است. اگر «ألیم»، صفت مشبهه باشد، در این صفات استمرار هست. در «رَحیم» نیز گفتیم که رحمت، استمرار محبت است. «عذاب ألیم»، عذاب سوزناک و مستمر است. «عَذاب» از «عَذب» میآید، یعنی گوارا.[12] اینها فطرت دومی مییابند؛ هم دردناک است و هم جدای از وجودشان نیست. این را باید بکشند و بچشند. هم سنخ وجود آنها شده است. عذابشان استمرار دارد. عذاب الیم، نتیجهی «لَّقَدْ كَفَرَ» است.
3- تفسیر آیه 74
3.1- توبه از اعتقاد باطل به تثلیث، سبب تبدیل عذاب به رحمت
«أَفَلاَ يَتُوبُونَ إِلَى اللّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ»؛
تنها چیزی که میتواند این «عذاب ألیم» را تحت پوشش قرار دهد، آیهی بعدی است. ﴿أَفَلاَ يَتُوبُونَ إِلَى اللّهِ﴾.[13] راه، بازِ بازِ باز است. مسیحی هم اگر در آخرین لحظات توبه کند، راه باز است. با توبه، «ألیم» تبدیل به «رَحیم» میشود؛ به خصوص به مبنای ما که قائل به تکامل برزخی هم هستیم. نفوس در قیامت، دارای تکامل هستند. کمال هر چیز به حسب خودش است.