1404/08/25
بسم الله الرحمن الرحیم
آثار ایمان و تقوا - آثار اقامه تورات و انجیل و کتب آسمانی/تفسیر آیات 65 و 66 /تفسیر سوره مائده
محتويات
1- تفسیر آیه ۶۵1.1- خلاصه جلسه گذشته
1.2- عطف تقوا بر ایمان
1.3- ترتیب تکوینی تکفیر سیئات و ورود به جنات نعیم
1.4- دلالت «لَوْ» شرطیه بر امتناع شرط و جزا
2- تفسیر آیه ۶۶
2.1- قلمرو «مَا أُنزِلَ إِلَيْهِمْ»
2.2- تبیین برکات مادی و معنوی
2.3- معنای «امت مقتصده» و انطباق آن بر اعتدال و صراط مستقیم
2.4- ۴- شیوع سوء عمل در اکثریت و پیامدهای سلب برکات
2.5- ۵ـ معنای «اقامهی کتاب»

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیات 65 و 66 /آثار ایمان و تقوا - آثار اقامه تورات و انجیل و کتب آسمانی
موضوع: تفسیر سوره مائده / تفسیر آیات ۶۵ و ۶۶
﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأَدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ﴾.
﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِم مِّن رَّبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم ۚ مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ ۖ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ﴾.
1- تفسیر آیه ۶۵
1.1- خلاصه جلسه گذشته
بحث در بیان ویژگیهای گروهی از یهود و نصاری بود. در آیهٔ ۶۵، دو عاملِ اساسی برای نجات انسانها و تبدیلِ سیئات به حسنات مطرح شد که عبارتاند از: «ایمان» و «تقوا».
ایمان، متکفلِ جنبه نظری و باوریِ دین است و تقوا، متکفلِ جنبهٔ عملی و اجراییِ آن. به عبارت دیگر، ایمان موجب صیانت از اندیشه و باورهای انسان است، و تقوا موجب صیانت از رفتار، کردار و اعمالی است که باید انجام گیرد.
1.2- عطف تقوا بر ایمان
عطفِ تقوا بر ایمان، دلالت بر «حافظبودنِ تقوا نسبت به ایمان» دارد. همچنین میتوان استفاده کرد که هم ایمان دارای مراتب است و هم تقوا؛ بدین معنا که این امر مقول به تشکیک است و هر مرتبهای از ایمان، مرتبهای همسنخ از تقوا را میطلبد، و در نتیجه، هر مرتبه از ایمان و تقوا پوششی برای سیئات و بدیهای انسان خواهد بود.
1.3- ترتیب تکوینی تکفیر سیئات و ورود به جنات نعیم
نکتهٔ دیگر آنکه ذیل آیهٔ شریفه میفرماید: ﴿وَلَأَدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ﴾ که پس از عبارت ﴿لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ﴾ قرار گرفته است. از این ترتیب تکوینی متبادر میشود که انسان همراه با سیئه و آلودگی وارد بهشت نمیگردد؛ بلکه ابتدا باید سیئه محو و تبدیل به حسنه شود، و حسنه تبدیل به درجه گردد. و نیل به درجه همان حقیقتِ بهشت است.
تعبیرِ لطیفِ آیه، واژهٔ ﴿لَأَدْخَلْنَاهُمْ﴾ است؛ بدین معنا که «ما» آنان را به سبب ایمان، تقوا و تکفیرِ سیئاتشان وارد بر جنات نعیم میسازیم.
1.4- دلالت «لَوْ» شرطیه بر امتناع شرط و جزا
تمام این مواهب مشروط به «لَوْ»ی شرطیه است. در ادبیات عرب، «لَوْ» برای «امتناع» به کار میرود؛ بدین معنا که شرط و بهتبع آن جزا رخ نداده است، مانند آیهٔ شریفهٔ ﴿لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا﴾.[1] در آیهٔ مورد بحث نیز معنا چنین است که اهل کتاب ایمان نیاوردند، تقوا پیشه نساختند و در زشتیها باقی ماندند؛ در نتیجه سیئاتشان تکفیر نشد و به جنات نعیم راه نیافتند.
2- تفسیر آیه ۶۶
2.1- قلمرو «مَا أُنزِلَ إِلَيْهِمْ»
سپس در قضیهٔ شرطیهٔ امتناعیهٔ دوم میفرماید: ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِم مِّن رَّبِّهِمْ﴾؛ اگر آنان تورات، انجیل و آنچه را از جانب پروردگارشان نازل شده است برپا میداشتند.
مراد از ﴿وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِم مِّن رَّبِّهِمْ﴾، کتابهای پیش از تورات و انجیل مانند صحف و زبور است. اما اگر حدوث و بقای جریانهای جوامع بشری در هر عصری را مد نظر قرار دهیم، تعبیر ﴿وَمَا أُنزِلَ﴾ عام بوده و شامل قرآن کریم نیز میگردد؛ چراکه مفاد این قضایای شرطیهٔ امتناعیه تا قیام قیامت استمرار دارد.
2.2- تبیین برکات مادی و معنوی
سپس در بیان جزای شرط میفرماید: ﴿لَأَكَلُوا مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ﴾؛ یعنی اگر تورات و انجیل را اقامه کرده و به کتابهای آسمانی ایمان میآوردند، نعمتهای الهی از فوق و تحت (از آسمان و زمین) بر آنان سرازیر میشد.
عبارت ﴿لَأَكَلُوا مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ﴾، هم شامل نعمتهای مادی است و هم نعمتهای معنوی. در نعمتهای مادی، نازلشدن باران و نزولات از آسمان، و برآمدن نعمتهای گوناگون از زمین مطرح است که قوامِ حیات مادی انسان و موجودات به آن وابسته است. اما در نعمتهای معنوی، مراد نیل به مرتبهای از علم است که به دو بخش تقسیم میشود:
نخست: علوم اکتسابی که انسان با حضور در مدارس، دانشگاهها، حوزهها و مجامع علمی با تحصیل و زحمت بدان دست مییابد؛ این همان علمِ زمینپایه و اکتسابی است که مصداق «مِن تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ» میباشد.
دوم: علمی که مصداق ﴿لَأَكَلُوا مِن فَوْقِهِمْ﴾ است؛ بدان معنا که انسان به مقامی دست یابد که علوم را مستقیماً از جانب حضرت حق ﴿مِن لَّدُنْ عَلِيمٍ حَكِيمٍ﴾[2] دریافت کند. این همان «علم لدنی» است.
به تعبیر دقیقتر، علوم به دو قسم اکتسابی و لدنی تقسیم میشوند؛ یکی فوقانی و دیگری تحتانی، یکی آسمانی و دیگری زمینی، یکی اکتسابی و دیگری دریافتی.
استادِ والامقام ما (قدّس الله نفسَه الزکیّة) بارها بر این نکته تأکید میفرمودند که: «بکوشید علومتان دریافتی باشد؛ چراکه علم رسولالله (صلیاللهعلیهوآله) و ائمهٔ اطهار (علیهمالسلام) دریافتی بود و ما نیز در تبعیت از ایشان باید به جایی برسیم که علممان دریافتی باشد.»
نیل به علم دریافتی هنگامی میسر است که انسان با فرشتگان الهی مراوده داشته باشد؛ بهگونهای که همانطور که بر رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآله) وحی نازل میشد، بر انسان نیز الهامات غیبی افاضه گردد.
2.3- معنای «امت مقتصده» و انطباق آن بر اعتدال و صراط مستقیم
در ادامه میفرماید: ﴿مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ﴾. ضمیر در ﴿مِّنْهُمْ﴾ به اهل کتاب بازمیگردد. «امت» به گروهی اطلاق میشود که دارای مقصد و هدف واحدی باشند،[3] و «مُقْتَصِدَة» از ریشهٔ «اقتصاد» و «قَصْد» است. قصد به معنای انجامدادن کار بر اساس هدف است، و «اقتصاد» در لغت عرب به امری اطلاق میشود که قرینِ «اعتدال» باشد. [4]
بنابراین، «امة مقتصدة» از اهل کتاب کسانی هستند که در مسیر هدف واحد خویش دچار افراط و تفریط نیستند؛ چراکه آفتِ افراط، جوامع را نابود ساخته و اُفتِ تفریط، آنان را ساقط مینماید.
این معنا منطبق بر همان حدیث شریف «حلیه» است که در توصیف رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآله)، امیرالمؤمنین و امام حسین (علیهماالسلام)، آن حضرت را به صفتِ «مُعْتَدِل» ستودهاند. معتدلبودن همان حقیقتِ «امت وسط» است، و عبارت ﴿مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ﴾ اشاره به امت متوسطه دارد؛ چنانکه امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: «الْيَمِينُ وَالشِّمَالُ مضلَّةٌ وَالطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ».[5]
2.4- ۴- شیوع سوء عمل در اکثریت و پیامدهای سلب برکات
سپس میفرماید: ﴿وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ﴾. اکثریت آنان متصف به ﴿سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ﴾ هستند. در آیهٔ پیشین فرمود که اگر ایمان و تقوا میداشتند، سیئاتشان تکفیر میشد ﴿لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ﴾؛ اما چون فاقد آن بودند، در اعمال زشت خود باقی ماندند و سوء عمل، اکثر آنان را در بر گرفت.
از این آیه استفاده میشود که در اصلاح جوامع و تنزل نعمتهای عمومی، باید اکثریت جامعه صالح باشند، تا برکات الهی استمرار یابد؛ از اینرو اگر برخی گناهان علنی و عمومی شود، برکات سلب میگردد.
چون اکثر اهل کتاب دچار سوء عمل شدند ﴿وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ﴾، نهتنها وارد بهشت نمیشوند، بلکه مشمول ﴿لَأَكَلُوا مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ﴾ نیز نخواهند بود و نعمتهای مادی و معنوی از آنان سلب میگردد؛ بهگونهای که علمشان نیز عاری از حقیقت بوده و فراتر از الفاظ نخواهد رفت.
2.5- ۵ـ معنای «اقامهی کتاب»
اقامهٔ کتاب به این معناست که انسان با جهتگیریِ توحیدی و بهعنوان مسیرِ تقرب به حقتعالی به آن بنگرد؛ چنانکه دربارهٔ نماز نیز تعبیرِ ﴿يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ﴾ به کار رفته است. وظیفهٔ ما آن است که با کسب ایمان، تقوا و اقامهٔ کتابهای آسمانی، در زمرهٔ «امت مقتصده و معتدله» قرار گیریم. امید است خداوند متعال، ما و شما را در زمرهٔ امت متوسطه، معتدله، مقتصده و ناجیه قرار دهد.