1404/09/19
بسم الله الرحمن الرحیم
خصوصیات علم (تشبیه علم به بدن انسان)/علم /شرح احادیث اصول کافی
محتويات
1- خصوصیات علم2- سر علم: تواضع
2.1- کلام علامه حسنزاده (رحمهالله) در مورد مادرشان
2.2- نقش مادر علما در موفقیت آن علما
2.3- جایگاه مادر امام رضا (علیهالسلام)
3- چشم علم: دوری از حسد
4- گوش علم: فهم
4.1- گناهان، سبب حجاب برای گوش باطنی
4.2- بی فایده بودن عرفان نظری بدون عرفان عملی
4.3- کلام علامه حسنزاده (رحمهالله) در مورد غرور برخی از علما
5- گوش علم: صداقت
5.1- خاطره
6- حفظ و ماندگاری علم: فحص و جستجو
6.1- خاطرهی استاد از دوران کودکی
7- قلب علم: حسن نیت
8- عقل علم: شناخت اشیاء و امور
9- دست علم: رحمت و پای علم: زیارت علما

موضوع: شرح احادیث اصول کافی/علم /خصوصیات علم (تشبیه علم به بدن انسان)
1- خصوصیات علم
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ عُرْوَةَ ابْنِ أَخِي شُعَيْبٍ الْعَقَرْقُوفِيِ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَقُولُ يَا طَالِبَ الْعِلْمِ إِنَّ الْعِلْمَ ذُو فَضَائِلَ كَثِيرَةٍ فَرَأْسُهُ التَّوَاضُعُ وَ عَيْنُهُ الْبَرَاءَةُ مِنَ الْحَسَدِ وَ أُذُنُهُ الْفَهْمُ وَ لِسَانُهُ الصِّدْقُ وَ حِفْظُهُ الْفَحْصُ وَ قَلْبُهُ حُسْنُ النِّيَّةِ وَ عَقْلُهُ مَعْرِفَةُ الْأَشْيَاءِ وَ الْأُمُورِ وَ يَدُهُ الرَّحْمَةُ وَ رِجْلُهُ زِيَارَةُ الْعُلَمَاءِ وَ هِمَّتُهُ السَّلَامَةُ وَ حِكْمَتُهُ الْوَرَعُ وَ مُسْتَقَرُّهُ النَّجَاةُ وَ قَائِدُهُ الْعَافِيَةُ وَ مَرْكَبُهُ الْوَفَاءُ وَ سِلَاحُهُ لِينُ الْكَلِمَةِ وَ سَيْفُهُ الرِّضَا وَ قَوْسُهُ الْمُدَارَاةُ وَ جَيْشُهُ مُحَاوَرَةُ الْعُلَمَاءِ وَ مَالُهُ الْأَدَبُ وَ ذَخِيرَتُهُ اجْتِنَابُ الذُّنُوبِ وَ زَادُهُ الْمَعْرُوفُ وَ مَاؤُهُ الْمُوَادَعَةُ وَ دَلِيلُهُ الْهُدَى- وَ رَفِيقُهُ مَحَبَّةُ الْأَخْيَارِ».[1]
تقارن این حدیثِ سیمای علم با ایام ولادت حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)، تقارن خوبی است. از اول سال تحصیلی هم حدیث حلیة رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) را بحث میکنیم.
در این حدیث سیمای علم، حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، قیافه و شکل علم و عالم را هم ترسیم کردند. قابل تصویر است. تصویر و ترسیم، یعنی حقیقتسازی کنیم. ملکات ما حالات ماست.
2- سر علم: تواضع
«فَرَأْسُهُ التَّوَاضُعُ»؛
رأس علم، تواضع است. تا متواضع نشویم، علم نمینشیند. علم، جُغد نیست که خرابهنشین باشد. اگر سلامت نفسانی داشتیم، عالم میشویم.
2.1- کلام علامه حسنزاده (رحمهالله) در مورد مادرشان
علامه حسنزاده (رحمهالله) فرمودند: «بدون سلامت [نفسانی] هیچ کسی عالم نشد. در سلامت نفسانی، حسب و نسب اثر دارد. بیشترین سلامت از اُمّ شروع میشود». شب میلاد حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) است. پدر، ظهور سلامت مادر است. فرمودند: «پدر ما آدم سالمی بود ولی میفرمودند مادرم چیز دیگری بود».
2.2- نقش مادر علما در موفقیت آن علما
من تحلیلی کردم، دیدم که علما و بزرگان حرف مادر را زدهاند. 313 نفر به عدد یاران امام زمان (علیهالسلام) از بزرگان را استخراج و تحقیق کردم، دیدم که اینها همین حرف را زدهاند که ما هرچه داریم، از مادر داریم. رسالهی خوبی شد.
2.3- جایگاه مادر امام رضا (علیهالسلام)
در حالات ائمه (علیهمالسلام) میخواندم، دیدم که عدهای به امام رضا (علیهالسلام) گفتند: «شما اینقدر متخلق هستید»! حضرت امام رضا (علیهالسلام) فرمودند: «هرچه دارم از مادر دارم»؛ با اینکه پدرشان معصوم است. درباره رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) و امام رضا (علیهالسلام) آمده است: «وَ كَانَ كَلَامُهُ كُلُّهُ وَ جَوَابُهُ وَ تَمَثُّلُهُ انْتِزَاعَاتٍ مِنَ الْقُرْآنِ»؛[2] همهی کلام و جواب و تمثیلات امام رضا (علیهالسلام)، از قرآن بود. مادر امام کاظم (علیهالسلام)، جناب حمیده، هنگام انتخاب همسر برای امام کاظم (علیهالسلام) ایشان فرمودند: «میان کنیزان، کسی است که مؤدب نشسته و حالاتش چنین است. ایشان میتواند کفو موسای من باشد».[3]
تا سر متواضع نشود، بستر علم واقع نمیشود.
3- چشم علم: دوری از حسد
«وَ عَيْنُهُ الْبَرَاءَةُ مِنَ الْحَسَدِ»؛
چشم این قیافهی زیبا آن است که حسد نداشته باشد. اگر قرار باشد که عالمی اهل حسد باشد، تبدیل به قیافهی بیچشم میشود. چه کسی به این نگاه میکند. تا چشم سالک از غبار حسادت پاک نشود و آینهی دل از زنگار گناه پاک نشود، کمالات متجلی نمیشود.
4- گوش علم: فهم
«وَ أُذُنُهُ الْفَهْمُ»؛
گوشش فهم است. فهم، غیر از شنیدن است. علم حقیقی آن است که از گوش جان میگذرد و بر گوش جسم مینشیند. ﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ﴾.[4] کسی که قلب و شنوایی دارد، به نتیجه میرسد.
4.1- گناهان، سبب حجاب برای گوش باطنی
در معارفِ ما دریافت علم از جانب گوش است و چشم، ابزار گوش است. ﴿إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾.[5] باید از شنیدنهای ناروا پرهیز کنیم. غیبت و تهمت، سبب پرده بر گوش باطنی میشود و اصلا گوش باطنی باز نمیشود.
4.2- بی فایده بودن عرفان نظری بدون عرفان عملی
عرفان نظری بدون عرفان عملی نمیشود. ما اول نیاز به دانستن داریم؛ ولی تا شهود نشود، هیچ اثری ندارد. چیزی که الآن خیلی به نام عرفان، شکست خوردهاند، این است که در نظر هستند. حرفهای گذشتگان را خوب تحلیل میکند، ولی باید به او گفت که خودت چه هستی؟ اهل حسادت است. اگر درس دیگری شلوغ باشد، میگوید چرا؟ به تو چه ربطی دارد؟
4.3- کلام علامه حسنزاده (رحمهالله) در مورد غرور برخی از علما
حضرت علامه حسنزاده (رحمهالله) میفرمودند: «تا کنار هم در درس استاد هستیم، خوبیم، ولی تا اطراف ما را گرفتند، میگوییم که هم را نمیشناسیم». خدایا ما را نگهدار.
5- گوش علم: صداقت
«وَ لِسَانُهُ الصِّدْقُ»؛
و زبان این علم، صداقت است. دو علم داریم؛ علم به زبان که این علومی است که میخوانیم و علم به قلب که علم قلبی، نافع است. اگر علم زبانی با علم قلبی یکی شد، این معنای توفیق است. خوشا به حال کسانی که زبانشان صادق است.
5.1- خاطره
رضوان الهی بر همهی والدینی که اسمهای خوبی برای ما انتخاب کردند. علم اوفاق را محضر حضرت علامه بودیم. اسم شریف حسن را یاد دادند. بعد اسم هادی را به عنوان تمرین آوردند و فرمودند: «هادی، عددش 20 است. نمرهاش هم 20 است». گفتم به قصد انشاء بگویید. فرمودند: «20 در 20 است». صادق، مهدی، حسن، حسین، فاطمه، علی، محمد. اسمهای خوبی برای ما انتخاب کردند. بزرگترین علم اگر تمرین نشود، فراموش میشود.
6- حفظ و ماندگاری علم: فحص و جستجو
«وَ حِفْظُهُ الْفَحْصُ»؛
حفظ و ماندگاری علم به فحص و ممارست است. علم، یک نقطهای است که تکرارش به ممارست است. امام باقر (علیهالسلام) فرمودند: «تَذَاكُرُ الْعِلْمِ دِرَاسَةٌ وَ الدِّرَاسَةُ صَلَاةٌ حَسَنَةٌ»؛[6] گفت و گوی علمی کنید که زنده میماند. در نهج البلاغه آمده است: «كُلُّ وِعَاء يَضِيقُ بِمَا جُعِلَ فِيهِ إِلاَّ وِعَاءَ الْعِلْمِ، فَإِنَّهُ يَتَّسِعُ بِهِ»؛[7] هر ظرفی با قرار دادن چیزی در آن ضیق میشود، جز ظرف علم که با قرار دادن علم در آن افزوده میشود. قلب و معدهی انسان به اندازهی مشت انسان است. معده تا 8 برابر بزرگ میشود.
6.1- خاطرهی استاد از دوران کودکی
خدا والد ما را رحمت کند؛ وقتی یونجه میآمد، سفارش میکردند کم به این حیوانات بدهید. بز داشتیم. فرمودند: «بهار هست و زیاد میخورند و نفخ میکنند». شنبلیله از خانوادهی یونجه است. اگر اطبا دَوزش را بیشتر کنند، نفخ میآورد.
7- قلب علم: حسن نیت
«وَ قَلْبُهُ حُسْنُ النِّيَّةِ»؛
قلبش، حسن نیت است. ﴿وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ﴾[8] .
8- عقل علم: شناخت اشیاء و امور
«وَعَقلُهُ مَعرِفَةُ الأشياءِ وَالأُمورِ»؛
عقل علم این است که اشیاء را میشناسد. آقا رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «إلَهی أَرِنِی الأَشیاءَ کَما هِیَ».[9] در علم فلسفه میگویند: «فلسفه، علم به شناخت اشیاء است؛ همانگونه که هست».
9- دست علم: رحمت و پای علم: زیارت علما
«وَ يَدُهُ الرَّحْمَةُ وَ رِجْلُهُ زِيَارَةُ الْعُلَمَاءِ»؛
دست علم، رحمت و پایش، زیارت علما است. کسی که به معرفت اشیاء برسد، مبسوط الید میشود. سائل میشود و جواب میدهد. ﴿وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ ﴾.[10]