« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد هادی عباسی‌خراسانی

1405/07/07

بسم الله الرحمن الرحیم

شرط چهارم از شرایط قصر صلاة مسافر: عدم قصد قطع سفر/صلاة المسافر /كتاب الصلاة

 

 

موضوع: كتاب الصلاة/صلاة المسافر /شرط چهارم از شرایط قصر صلاة مسافر: عدم قصد قطع سفر

 

1- بحث اخلاقی (گریه نکردن سه چشم در روز قیامت)

طبق رسم همه ساله‌مان، قبل از هر بحثی، حدیثی به عنوان تیمن و تبرک و به عنوان سیر علمی و عملی همه‌مان مطرح می‌کنیم.

حدیث امروز، روایتی است که در سلسله سند آن جناب ابن ابی عُمَیر حضور دارد و روایت صحیحه است: «علی بن ابراهیم، عن ابیه، عن ابن ابی عمیر، عن منصور بن یونس، عن صالح بن رَزین و محمد بن مروان، عن ابی عبدالله و غیرهما». البته حدیث، سلسله سند دیگری نیز دارد و این سلسله سندش نیز حدیث صحیح و خوبی است از ابی‌عبدالله، حضرت امام صادق (علیه الصلاة و السلام). آدرس روایت: الکافی، کتاب الدعاء، باب البکاء، حدیث ۲، صفحه ۴۸۲.

«كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا ثَلَاثَةً عَيْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ عَيْنٌ سَهِرَتْ فِي طَاعَةِ اللَّهِ وَ عَيْنٌ بَكَتْ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ».[1]

1.1- ۱.دست‌اندازهای دنیوی، سبب گریان‌شدن افراد در روز قیامت

این حدیث، یک قضیه موجبه کلیه را مطرح می‌فرماید. قضایای موجبه کلیه همان‌طور که در منطق خوانده‌اید، عام است و تمام افراد و اشخاص را شامل می‌شود. حضرت فرمودند: «کُلُّ عَیْنٍ بَاکِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا ثَلَاثَةً». تمام چشم‌ها در فردای قیامت گریانند. چشمی که در فردای قیامت گریان باشد، نعوذ بالله نشان‌دهنده‌ی آن است که دچار دست‌اندازهای دنیوی شده و در این دست‌اندازها گیر کرده است. «الدُّنیا دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ»؛[2] دنیا، دار بلاست؛ اما انسان باید از این بلا و ابتلا به سلامت عبور نماید. خداوند درجات حضرت علامه حسن‌زاده آملی را متعالی بفرماید؛ ایشان هرگاه می‌خواستند درباره دنیا سخن بگویند، می‌فرمودند: «دنیا هر لحظه‌اش کُتَل دارد». کُتَل، همان سربالایی‌ها و بلندی‌هایی است که کوه‌نوردان به سختی از آن عبور می‌کنند. دنیا پر از کتل است و فاتح این کتل، جز نفوس و جز استعدادهای برتر علمی و عملی نیست. با کمال تأسف تا سخن از استعدادسنجی به میان می‌آید، به جهت فضای مدرسه، دانشگاه و حوزه، ذهن‌ها صرفاً متوجه استعدادهای فکری و علمی می‌شود؛ در حالی که استعداد نفسی و نفوس مستعده، خود موضوع مستقلی است.

1.2- ۱.چشم اول: «عین غضت عن محارم الله»

حضرت فرمودند تمام چشم‌ها در فردای قیامت گریانند، مگر سه چشم که از این قانون کلی خارج هستند: نخست: «عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ»؛ چشمی که از حرمت‌های الهی چشم‌پوشی کند. از این فراز معلوم می‌شود حرمت‌های الهی، یک: دارای جذبه است؛ دو: افراد مجذوب و مستعد گناه را جذب می‌کند؛ سه: با وجود این مراحل و خصلت‌ها، انسان باید چشم‌پوشی نماید.

1.3- ۱.اقسام محارم

محارم، یعنی آنچه با انسان در سیر و سلوکش محرم نباشد و با آن سنخیت نداشته باشد. حرام را نیز به همین جهت حرام نامیده‌اند که انسان باید نسبت به آن حرمت و حریم نگه دارد و به آن نزدیک نشود.[3] محارم الهی دو دسته‌اند:

    • محارم اصطلاحی: اموری که خداوند صریحاً نسبت به آنها نهی فرموده است؛ نظیر نگاه به نامحرم، اکل در غیر موارد جواز، و تمام نواهی شرعی. «وَسُئِلَ الصَّادِقُ عَلَيهِ السَّلَامُ عَن تَفسيرِ التَّقوَى فَقَالَ: أَن لَا يَفقُدَكَ اللهُ حَيثُ أَمَرَكَ وَلَا يَراكَ حَيثُ نَهاكَ»؛[4] امام صادق (علیه‌الصلاةوالسلام) فرمودند: تقوا بیش از دو چیز نیست؛ اول اینکه انسان در جایی که خداوند امر کرده غایب نباشد، و دوم اینکه در جایی که نهی فرموده حاضر نباشد.

    • محارم سیر و سلوکی و معرفتی: هر آنچه با کمال انسانی سنخیت ندارد، نامحرم و حرام است. نامحرم سیر و سلوکی کسی است که هیچ‌گونه سنخیتی با انسان ندارد تا انسان با او هم‌صحبت شود، مشورت بگیرد، رفاقت ورزد یا از او خواسته‌ای داشته باشد. چه بسا امروزه نامحرم از جنس مخالف نباشد، اما نامحرم معرفتی باشد. چنان‌که بزرگان ما توصیه کرده‌اند معارف اهل‌بیت را از نامحرمان حفظ کنید؛ این نامحرم، همان نامحرم سیر و سلوکی و فاقد سنخیت با وجود انسان است. چشمی که از گناه و این امور چشم‌پوشی کند، فردای قیامت گریان نیست.

1.4- ۱.چشم دوم: «عین سهرت فی طاعة الله»

دوم: «وَ عَیْنٌ سَهِرَتْ فِی طَاعَةِ اللَّهِ». «سَهَر» به معنای بیداری است؛ یعنی چشمی که در دل شب در طاعت الهی بیدار مانده باشد، فردای قیامت گریان نخواهد بود. با صراحت عرض می‌کنم این عزیزانی که شب‌ها در خیابان‌ها بیدارند، نگهبانان، پاسداران، نیروهای نظامی و انتظامی و همه کسانی که از حریم و حرم مردم پاسداری می‌کنند، مصداق این چشم هستند و در قیامت گریان نخواهند بود. در فرازی از الهی‌نامه عرض کرده‌ام: «الهی! آن‌که سَهَر و سَحَر ندارد، از خود خبر ندارد». سَهَر بیداری است، و سَحَر، همان لحظات خاص است؛ انسان باید اهل سَهَر و سَحَر باشد. چشمی که در شب برای طاعت الهی و دفاع از عقیده، انقلاب، نظام و رهبری بیدار است، در قیامت گریان نیست.

1.5- ۱.چشم سوم: «عین بکت فی جوف اللیل من خشیة الله»

سوم: «عَیْنٌ بَکَتْ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ»؛ چشمی که در دل شب از خوف و خشیت الهی بگرید. دو قطره اشک، آتش دوزخ را خاموش می‌سازد: یکی اشکی که انسان محب در دل شب در مقام طاعت و خشیت الهی بریزد،[5] و دیگری اشکی که در محبت و تمسک به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) جاری گردد.[6] خوشا به حال کسانی که هر سه چشم را دارا باشند: چشم از حرام ببندند، شب را در طاعت الهی و حراست از عقاید بیدار بمانند و در دل شب اهل بکاء و اشک باشند.

با توجه به هفته دفاع مقدس و آغاز ماه مهر و فصل تحصیلی حوزه‌ها و دانشگاه‌ها، با کمال خلوص ثواب این حدیث را تقدیم می‌کنیم به همه خدمتگزاران دین، به‌ویژه روح مطهر و اعظم مقام معظم رهبریِ شهید (قدس‌الله نفسه الزکیه) و ارواح شهدای دفاع اخیر؛ و از طرف همه آن‌ها در جوار بارگاه حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) عرض ادب می‌کنیم: «السلام علیکِ یا فاطمة یا بنت موسی بن جعفر».

2- صلاة مسافر (گزیده جلسات گذشته)

2.1- ۱- شرایط قصر

در مباحث گذشته صلاة مسافر پیرامون شرایط قصر و جاهایی که نماز شکسته می‌شود بحث می‌کردیم:

    • شرط اول و دوم: قصد مسافت و رسیدن به مسافت شرعی (۲۲٫۵ کیلومتر) بود.

    • شرط سوم: استمرار بر قصد و قطع مسافت؛ به‌گونه‌ای که اگر کسی تصمیم بر قطع مسافت نداشته باشد، حتی با پیمودن هزاران کیلومتر نیز مسافر نخواهد بود. فروع و مسائلی نظیر تردید در اثناء راه را در مسائل ۲۳ و ۲۴ خواندیم.

    • شرط چهارم: عدم قصد قطع سفر است. بررسی این شرط بر اساس متن عروة الوثقی و تحریر الوسیله پیگیری می‌شود.

2.2- قواطع سفر

2.2.1- قاطع اول: مرور بر وطن

یکی از اموری که سفر را قطع می‌کند، عبور از وطن است. هرگاه مسافر به نقطه‌ای برسد که وطن او به شمار می‌آید، سفرش قطع شده و از حکم مسافر خارج می‌گردد و نمازش از شکسته به تمام تبدیل می‌شود.

2.2.2- قاطع دوم: قصد اقامه ده روز

قاطع دوم این است که در مکانی قصد ماندن ده روز داشته باشد. با قصد اقامه، سفر در هم می‌شکند و حکم مسافر به حکم حاضر مبدل می‌گردد و شخص باید نمازش را همانند وطن تمام بخواند.

2.2.3- قاطع سوم: اقامه سی روز با حالت تردید

سومین قاطع سفر این است که شخص در مکانی سی روز را در حال تردید سپری کند؛ یعنی نتواند قصد ده روز کند یا به هر دلیلی مردد بماند. تا پایان سی روز نمازش شکسته است، اما با فرا رسیدن روز سی‌ویکم، سفرش قطع شده و حکم او تبدیل به حاضر می‌شود و باید نمازش را تمام بخواند.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo