« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/09/25

بسم الله الرحمن الرحیم

تردید در ادامه‌ی سفر و جزم به ادامه‌ی سفر بعد از تردید/صلاة المسافر /كتاب الصلاة

محتويات

1- بحث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)
1.1- عطا کردن نصیب هر یک از همنشینان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)
1.2- صبر فردی و جمعی همنشینان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)
1.3- صبر عجیب پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)
1.4- مشکل‌پروری و حل مشکل با صبر
1.5- دوره‌ی آخرالزمان، زمان جمع عُسر و یُسر
1.6- آسان شدن مشکلات عمومی
1.7- معنی «رحمةً لِلعالَمین» برای پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)
2- گزیده مباحث گذشته (تردید در ادامه‌ی سفر و سپس جزم به ادامه‌ی سفر)
3- کلام مرحوم خوئی (رحمه‌الله) در این مسئله
4- تأمل استاد به کلام مرحوم خوئی (رحمه‌الله)
5- اشاره به دو صورت قبلی در مسئله
6- صورت سوم
7- نظر مرحوم سید (رحمه‌الله) در مورد صورت سوم مسئله
8- نظر استاد در این صورت سوم
8.1- صدق سفر در حالت تردید و قصر صلاة برای مسافر
8.2- پذیرش قسمتی از کلام مرحوم خوئی (رحمه‌الله)
8.3- موارد صدق و عدم صدق سفر
8.4- کفایت وحدت عرفی در صدق مسافت شرعی و سفر
8.5- احتیاط عملی به جمع خواندن نماز در این مسئله

 

 

 

موضوع: كتاب الصلاة/صلاة المسافر /تردید در ادامه‌ی سفر و جزم به ادامه‌ی سفر بعد از تردید

 

1- بحث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)

1.1- عطا کردن نصیب هر یک از همنشینان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

در عبارتی از حدیث حلیة رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) دارد که هر کسی از همنشین‌های‌شان که بهره‌ای از مجالست داشت، حضرت، نصیب و بهره و استفاده‌اش را مشخص می‌کردند و عطا می‌کردند: «يُعْطِي كُلَّ جُلَسَائِهِ نَصِيبَهُ».[1] حضرت، مخاطب‌شناس بودند.

1.2- صبر فردی و جمعی همنشینان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

در حدیث دارد: «مَنْ جَالَسَهُ صَابَرَهُ».[2] حضرت، نصیب هر همنشین را عنایت می‌کردند. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ﴾.[3] «صَابِرُواْ» و َ«رَابِطُواْ»، دو فعل از باب مفاعله هستند: «مُصابَرَة» و «مُرابَطَة». «اصْبِرُواْ»، صبر فردی و «مُصابَرَة»، صبر جمعی است. گیاه صبر، خیلی تلخ است و هم مُلَیِّن است و هم قابض.

طبیب باید این گیاه را با امور دیگر ترکیب کند. تمام مراتب زندگی، تلخِ تلخِ تلخ است. در دنیا شیرینی مطلق نیست؛ شیرینی نسبی است و هیچ لذتی ندارد.

«اگر لذت ترک لذت بدانیدگر شهوت نفس، لذت نخوانی».[4]

«صابَرَهُ»، یعنی دعوت به صبر می‌کردند. آیه‌ی آخر سوره‌ی آل عمران، بهترین آیه‌ی سیر و سلوکی است. سبک زندگی اسلامی است.

1.3- صبر عجیب پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

صبری که انسان وقتی به دیگری نگاه می‌کند، می‌بیند عجب صبور است. خداوند به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: ﴿فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا﴾.[5] خود آن حضرت فرمودند: «ما أوذِيَ نَبِيٌّ مِثلَ ما أُوذيتُ»؛[6] هیچ پیامبری مانند من اذیت نشد.

1.4- مشکل‌پروری و حل مشکل با صبر

معلوم است که صبر نیز مورد مراد است. علم هم مراد است. صبر، فعل انسان است که مورد طلب انسان است. مورد طلب انسانی است که مشکلات‌پرور است. در مشکلات‌پروری، حل مشکل هم هست. «فَإِنَّ الصَّبرَ مِفتاحُ الفَرَجِ».[7] همنشینی با حضرت، عبور از همه‌ی مشکلات است.

1.5- دوره‌ی آخرالزمان، زمان جمع عُسر و یُسر

باید بکوشیم که در نشست‌وبرخاست‌هایمان طوری باشیم که همه را دعوت به صبر کنیم و عبور از مشکلات داشته باشیم. هیچ دوره‌ای مانند دوره آخر الزمان، هم میسور و هم معسور نیست. جمع بین یُسر (آسانی) و عُسر (سختی) است. «رَب ِّیَسِّر وَ لا تُعَسِّر». عسر و یسر با هم است. ﴿فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى﴾،[8] ﴿وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى ﴾،[9] ﴿فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى﴾.[10]

1.6- آسان شدن مشکلات عمومی

تقوا و صداقت، ما را در یسر قرار می‌دهد. وقتی مشکل تقسیم شود، آسان می‌شود. اگر بلا عمومی شود، تحملش آسان‌تر است. مجالست با حضرت در عبور از کُتَل‌های زندگی در اجتماعی و غیره آسان‌تر است.

1.7- معنی «رحمةً لِلعالَمین» برای پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

معنی ﴿رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ﴾،[11] یعنی مشکلات با وجود پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) برطرف می‌شود. ایشان در میان مردم باشند، عذاب نیست. امم گذشته وقتی از پیامبرانشان اطاعت نمی‌کردند، مسخ می‌شدند و آثار گناهان همان موقع مشخص می‌شد. ولی حضرت دعا کردند آثار کارهای امت ایشان تا قیامت که ﴿يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ﴾[12] است، پنهان بماند.

2- گزیده مباحث گذشته (تردید در ادامه‌ی سفر و سپس جزم به ادامه‌ی سفر)

در بحث صلات مسافر، مسأله 23 بودیم. اگر کسی قصد سفر و قصد مسافت داشت داشت و مقداری از سفر را پیمود، ولی مردد شد و مجدداً یقین به ادامه داشت، اگر قطع به سفر داشت، چون صدق مسافر کرده است، تا این صدق سلب نشود – که سلب صدق سفر دلیل می‌خواهد - مسافر است و نمازش شکسته است. آیا قصد دوباره کفایت می‌کند، یا باید در عمل، ادامه‌ی سفر را برود، یا برگشت را انجام دهد؟

3- کلام مرحوم خوئی (رحمه‌الله) در این مسئله

برخی فقهای متأخر، مانند آیت الله خوئی (رحمه‌الله)، نظرشان این است: «فاذا مضوا فلیقصروا»؛[13] یعنی باید ادامه‌ی سَیر دهند، تا صدق سفر باشد.

4- تأمل استاد به کلام مرحوم خوئی (رحمه‌الله)

باکمال معذرت از ایشان، عرض ما این است که سَیر، علامت سفر است، نه اینکه حقیقت سفر باشد. قصد سفر کفایت می‌کند. ثمره‌اش در مسأله‌ی روزه هم روشن می‌شود. سَیر، نشانه‌ی سفر است، نه تحقق آن. همیشه حکم قصد، دائرمدار صدق سَیر است. همین‌قدر که قصد سفر باشد ،کفایت می‌کند. به مجرد قصد تحقق می‌یابد. شاهدش این است که اگر جایی مردد است، از مسافر خارج می‌شود. ولی در اینجا چون قبلا صدق سفر بوده است و دوباره مردد شد و باز مطمئن شد، باید قصر را ادامه دهد. برخی قائل به جمع شده بودند.

5- اشاره به دو صورت قبلی در مسئله

در این مسئله (تردید در ادامه‌ی سفر و سپس جزم به ادامه‌ی سفر)، تا کنون دو صورت بیان شد:

صورت اول: قبل از پیمودن راه در همان محلی که برای استراحت و یا کار دیگری توقف کرده: در صورتی که بقیه‌ی راه، مسافت ولو به صورت تلفیقی به اندازه‌ی مسافت شرعی باشد، تردید کرده است.

صورت دوم: قبل از پیمودن راه در همان محلی که برای استراحت و یا کار دیگری توقف کرده: در صورتی که بقیه‌ی راه به اندازه‌ی مسافت شرعی نباشد، تردید کرده است.

6- صورت سوم

قصد مسافت دارد، چند فرسخ هم رفته است؛ مثلا دو سه فرسخ رفته و بعد تردید کرد و ادامه نداد و خواست به همان نقطه‌ی آغاز برگردد. آیا این مابقی به مقدار پیموده شده ضمیمه می‌شود، یا خیر؟ فرقش با صُوَر قبلی این است که قبل از چهار فرسخ مردد شده است و خواسته برگردد. اگر هیچ حرکتی هم نکرد و بعد دوباره ادامه داد، تکلیف چیست؟ تردیدی که برای او رخ داده، مانع از ادامه‌ی سفرش هست، یا خیر؟ آیا این تردید، او را از مسافر بودنش خارج می‌کند، یا خیر؟ حال که خارج شد و طریق قبلی که طی کرده به بعد ضمیمه می‌شود، یا روزی از نو و روزگاری از نو؟

7- نظر مرحوم سید (رحمه‌الله) در مورد صورت سوم مسئله

عبارت مرحوم سید (رحمه‌الله)، این است:

«... وأما في الصورة الثانية فإن كان ما بقي مسافة ولو ملفقة يقصّر أيضا وإلا فيبقى على التمام ، نعم لو كان ما قطعه حال الجزم أولاً مع ما بقي بعد العود إلى الجزم بعد إسقاط ما تخلل بينهما مما قطعه حال التردد مسافة ففي العود إلى التقصير وجه لكنه مشكل فلا يترك الاحتياط بالجمع».[14]

8- نظر استاد در این صورت سوم

8.1- صدق سفر در حالت تردید و قصر صلاة برای مسافر

با کمال معذرت از همه‌ی کسانی که مبنای دیگری دارند، می‌شود گفت که دو موضوع صدق می‌کند: موضوع قصر و عدم قصر. الآن که حرکت کرد و حد ترخص را رد کرد، باید قصر بخواند. ما این دو صورت را هم ملحق به همان دو صورت اول می‌دانیم. گرچه تردید می‌آید و [نسبت به پیمودن ادامه‌ی مسافت] فاصله می‌شود، ولی تردید، «کَونُهُ مَسافِراً» را قطع نمی‌کند.

8.2- پذیرش قسمتی از کلام مرحوم خوئی (رحمه‌الله)

بخشی از حرف مرحوم آقای خوئی را می‌پذیریم که تردید در سَیر است. در نقطه‌ی تردید باید جمع بخواند؛ چون هم مسافر است و هم از نیتش برگشته است؛ ولی اگر دوباره قصد مسافرت کرد، مسافر محسوب می‌شود. قاطع سفر، برگشت به حد ترخص، یا برگشت از نیت سفر است.

8.3- موارد صدق و عدم صدق سفر

اگر مسافت برود و قصد نکند، مسافر نیست و اگر قصد کند و مسافت نرود، مسافر نیست. باید هر دو باشد. حال در تردید هر یک بر هم بخورد، مسافر نیست. ولی اگر به قصد سفر برگشت و خواست که شروع به رفتن مسافت کند، مسافر است.

8.4- کفایت وحدت عرفی در صدق مسافت شرعی و سفر

در ماه رمضان هم قصد روزه قبل از روز، کفایت می‌کند. برخی قیاس کرده‌اند به قصد در نماز که می‌گوییم ما تابع دلیل خاص هستیم. ما وحدت مسافت را وحدت عقلی می‌دانیم و وحدت عقلی را عرفی نمی‌دانیم؛ در حالی که عرف، این‌ها را متوجه نمی‌شود. باید دید عرف به آن مسافر می‌گوید، یا خیر.

8.5- احتیاط عملی به جمع خواندن نماز در این مسئله

در حال تردید هم لازم نیست کامل بخواند؛ ولی می‌تواند جمع بخواند. احتیاط عملی در حال تردید به جمع است؛ وگرنه تا بازگشت به حد ترخص، مسافر است.

 


[4] سعدی، مواعظ، غزلیات، غزل شماره 62.
logo