1404/09/11
بسم الله الرحمن الرحیم
تردید نسبت به ادامهی مسافت شرعی در اثناء سفر/صلاة المسافر /كتاب الصلاة
محتويات
1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلیاللهعلیهوآله)1.1- سه نظم پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
1.2- خصوصیات این سه نظم پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
1.3- لزوم الگوگیری از آن حضرت در این خصوصیات
1.4- عدم مقایسهی استغفار ما با استغفار آن حضرت
2- گزیده مباحث گذشته
3- تردید نسبت به ادامهی مسافت شرعی در اثناء سفر
4- صور مسأله
4.1- صورت اول
5- اختلاف نظر فقها در این مسئله
6- نظر استاد در این مسئله
6.1- قصر صلاة به دلیل صدق عرفی و استصحاب بقاء سفر
6.2- تفاوت حکم عرف در صورت ادامهی سفر و توقف با بازگشت از سفر
6.3- تفاوت احتیاط علمی و احتیاط عملی
6.4- تفاوت قطع سفر عقلی و عرفی با قطع سفر شرعی
6.5- ملاک سفر و عدم سفر نزد عرف و تفاوت آن با ملاک نزد شرع
7- رجوع مجدد به کلام سید یزدی (رحمهالله) در بیان صورت اول

موضوع: كتاب الصلاة/صلاة المسافر /تردید نسبت به ادامهی مسافت شرعی در اثناء سفر
1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلیاللهعلیهوآله)
1.1- سه نظم پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
در حدیث بسیار گرانسنگ حلیة رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) بودیم. اگر یک نگاه اجمالی بعد از شرح این قسمت از کلمات داشته باشیم، باید بدانیم که حضرت زمان را تنظیم میکنند. دائر مدار عنوان عبادت و تربیت و خدمت است. ورود و خروج و نشست و برخاستهایی که از حضرت عرض کردیم، با استغفار است و ادبی که با مردم است، همه ترسیم سه وقتی است که در اول حدیث بیان فرمودند. میتوان گفت: ﴿وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ﴾،[1] جز این نیست که ایشان مُنَظِّمِ نظام وجود در سه نظم اساسی هستند: نظم زمانی، نظم زبانی و نظم قلبی و توجهی.
1.2- خصوصیات این سه نظم پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)
در این سه نظام دقت بفرمایید؛ در نظم زمانی، نسبت بین عبادت و تربیت و خدمت برقرار کردند. در نظم زبانی، سنخیت و نسبت بین اینکه خودشان مسلط بر زبان و کلامشان بودند. ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى﴾،[2] ﴿إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى﴾.[3] در حرف با مردم نیز همان نظم زمانی را رعایت کردند که یا در خدمت خدا باشند و یا در خدمت انسان و تربیت او باشند و یا در خدمت خلق خدا باشند.
1.3- لزوم الگوگیری از آن حضرت در این خصوصیات
اگر این را تمرین کردیم، به آن مرحلهای میرسیم که انشاءالله در نقطهی اتصالی بین خلق و خالق هستیم. انشاءالله این مرتبه، جایگاه من و شما است. ما میتوانیم مظهر آیات الهی بشویم. اگر مظهر آیات الهی بشویم، مدیریت زمان و زبان را انجام دادهایم. نشست و برخاست حضرت، متیمّن به استغفار بود. امیدواریم که ما مظهر استغفار وجود نازنین حضرت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) بشویم.
1.4- عدم مقایسهی استغفار ما با استغفار آن حضرت
در فرازی از الهینامه گفتیم: «الهی اگر پاکان را استغفار است، ناپاکان را چه کار است»! وقتی آن حضرت استغفار میکند، ما چه کنیم؟! باید بگوییم: استغفر الله از استغفر الله و استغفر الله که استغفر الله. انشاءالله بتوانیم به حقیقتی برسیم که برای آن آفریده شدیم. در این صورت میتوان گفت که به مقام میسور رسیدهایم. ﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى﴾.[4] ما هم سیر و یسرایی داریم: «رَبّ يَسِّر وَلا تُعَسِّرْ».[5]
2- گزیده مباحث گذشته
در صلات مسافر در این فرع دقیق فقهی بودیم که اگر کسی در اثنای سفر مردّد شد، تکلیف نمازش چطور است؟ مسأله 22 عروه بودیم. «لو تردد فی الاثناء ثم عاد الی الجزم...». مرحوم سید (رحمهالله)، این در این مسئله، دو صورت را مطرح کردند: یا مقداری از راه را رفته است، یا خیر.
3- تردید نسبت به ادامهی مسافت شرعی در اثناء سفر
مسألة ٢٣: «لو تردد في الأثناء ثم عاد إلى الجزم فإمّا أن يكون قبل قطع شيء من الطريق أو بعده ففي الصورة الأولى يبقى على القصر إذا كان ما بقي مسافة ولوملفقة، وكذا إن لم يكن مسافة في وجه لكنه مشكل فلايترك الاحتياط بالجمع، وأما في الصورة الثانية فإن كان ما بقي مسافة ولو ملفقة يقصّر أيضا وإلا فيبقى على التمام، نعم لو كان ما قطعه حال الجزم أولاً مع ما بقي بعد العود إلى الجزم بعد إسقاط ما تخلل بينهما مما قطعه حال الترددمسافة ففي العود إلى التقصير وجه لكنه مشكل فلا يترك الاحتياط بالجمع».[6]
در صورت اول [تردید در اثناء سفر در محل استراحت و بدون قطع مسافت جدید]: در صورتی که ادامهی مسیری که میخواهد طی کند ولو با مقداری که قبلا پیموده به اندازه مسافت شرعی باشد و همچنین بنابر وجهی اگر مابقی مسافت به اندازهی مسافت شرعی نباشد: نمازش قصر است؛ لکن اگر با مسافت قبلی به اندازهی مسافت شرعی نباشد، حکم به قصر مشکل است؛ پس عمل به احتیاط، یعنی جمع بین قصر و احتیاط ترک نشود.
و اما در صورت دوم [تردید در اثناء سفر بعد از پیمودن مسافت جدید]: اگر باقی راه ولو با مقداری که قبلا پیموده به اندازهی مسافت شرعی باشد: نمازش را باید قصر بخواند. و اگر کمتر از مسافت شرعی باشد: باید نمازش را تمام بخواند. بله، اگر مقداری که با جزم به سفر و بدون تردید پیموده است – در صورتی که مسافتی که در حال تردید پیموده را کم کند و اسقاط کند – به اندازه مسافت شرعی باشد، در اینکه نمازش قصر باشد، وجهی است؛ ولی قصر نماز در این فرض مشکل است؛ پس احتیاط به جمع بین قصر و اتمام ترک نشود.
4- صور مسأله
4.1- صورت اول
چهار صورت دارد: اول اینکه کسی قصد هشت فرسخ دارد و در اثناء سفر در جایی که توقف کرده، قبل از قطع مسافت جدید، تردید کرده و بعد در همان نقطه عزم بر ادامهی سفر را دارد.
5- اختلاف نظر فقها در این مسئله
در این قسمت برخی از آقایان گفتهاند که باید نمازش را تمام بخواند. برخی گفتند باید شکسته بخواند. برخی قائل به جمع شدند؛ به خصوص در حال تردید.
6- نظر استاد در این مسئله
6.1- قصر صلاة به دلیل صدق عرفی و استصحاب بقاء سفر
ما با کمال معذرت از دیگران، نظرمان این است که ما دائرمدار صدق موضوع هستیم. باید ببینیم موضوع ما صادق است، یا خیر؟ این شخص آیا حاضر است، یا مسافر؟ صدق عنوان که یقینی شد، مرحلهی بعدی این است که آیا ما میتوانیم جریان استصحاب را داشته باشیم، یا خیر؟ آیا تردید مانند حکم قطع سفر است، یا خیر؟ شروع سفر، آیا سفر جدید است، یا خیر؟ اگر سفر جدید باشد، قصد جدید لازم دارد. آن قسمتی که قطع سفر کرده است، آیا در سفر جدید محاسبه میشود و یا گویا اصلا سفری انجام نشده است؟ با کمال معذرت از همهی مبانی بزرگان ما در همین صورت اول، شقوق مختلفی داریم. قسمتی را طی کرده و تردید حاصل شده و دوباره میگوید مسیر را ادامه میدهم. شما تصمیم گرفتید سفری را بروید و از حدّ ترخص که گذشتید، برای اینکه شما مسافر باشید و نمازتان شکسته باشد، هم لازم دارید مسافت را که قطع کنید و هم قصد مسافت کنید. عدهای تنها قطع را کافی دانستند. اگر از حد ترخص خارج شد و قطع مسافت و قصد مسافت هست، ولی تردید حاصل شد، باید چه کرد؟ قطع مسافت و قصد مسافت به هم خورده است. ما تابع عرف و صدق موضوعی هستیم. عرف میگوید که شما هنوز در حال سفر هستید. ادامه چه به مسافت برسید و چه نرسید، شما نمازتان قصر است. در حال تردید هم به خاطر صدق مسافر و استصحاب باید نمازتان را قصر بخوانید. ما با مبنای تمام خواندن سازگاری نداریم. استصحاب هم میگوید در صورت شک، صدق مسافر میکند و باید نمازش را شکسته بخواند.
6.2- تفاوت حکم عرف در صورت ادامهی سفر و توقف با بازگشت از سفر
ما سه موضوع داریم: ادامهی سفر، توقف و بازگشت. عرف میگوید که در صورت بازگشت دیگر مسافر نیست. اگر من به جایی رسیدم و نمیدانستم که مسافر شدم یا خیر باید تمام بخوانم. اگر قصد مسافت کردم و رفتم، مسافر شدم؛ ولی اگر بین سفر تردید حاصل شد، عرف در صورت برگشت میگوید مسافر نیست؛ ولی اگر ادامه داد، مسافر است. در صورت برگشت هم به نظر شرع تا به حد ترخص نرسد، مسافر است. تا این عنوان سلب نشود، باید بر همین عنوان باقی بماند.
6.3- تفاوت احتیاط علمی و احتیاط عملی
گاهی احتیاط علمی است در جمع که ما قائل به این نیستیم و گاهی احتیاط عملی است و به خاطر دایرهی علم اجمالی است که میگوید چهار رکعتی هم بخوانم، این عیبی ندارد. «الإحتیاطُ سَبیلُ النَّجاةِ».[7] احتیاطات علمی خود را کم کنید؛ ولی اگر احتیاطات عملی خود را زیاد کنید، اشکالی ندارد.
6.4- تفاوت قطع سفر عقلی و عرفی با قطع سفر شرعی
وقتی سفرش را به اتمام برسد، نمازش کامل است. انشاءالله قواطع سفر را خواهیم رسید. برخی بزرگان بین قطع مسافت عقلی و قطع مسافت عرفی و شرعی اشتباه گرفتند. عرف چه زمانی به کسی میگوید مسافر نیست؟ وقتی که به سفر نرود، یا برگردد. در قطع سفر هم اراده و نیت مؤثر است؛ مانند روزهی ماه رمضان که از شب هم میگویند میتواند برای فردا نیت روزه بکند.
6.5- ملاک سفر و عدم سفر نزد عرف و تفاوت آن با ملاک نزد شرع
برای اینکه عنوان مسافر صدق نکند، هم باید عدم قصد سفر داشت و هم عدم قصد خود مسافت. ما معتقدیم تا فعلی صورت نگرفته باشد، عرف، نیت سفر یا قطع آن را مؤثر نمیداند. عرف میگوید تا من نشانهای از تو نبینم، نمیگویم سفر از بین رفته است. بله اگر برگشت، شاید صدق مسافر نکند. از سویی عرفا مسافر نیست، ولی از نظر شرعی تا به حد ترخص نرسد، نمازش قصر است. شاید اینجا شبههی جمع بین قصر و اتمام باشد. اگر یقین حاصل کرد که باید سفرش را ادامه دهد، صدق مسافر بودن هست.
7- رجوع مجدد به کلام سید یزدی (رحمهالله) در بیان صورت اول
«ففی الصورة الأولی یبقی علی القصر إذا کان ما بقی مسافة و لو ملفقة و کذا إن لم یکن مسافة فی وجه (وجه صدق کونه مسافرا) لکنّه مشکل فلا یترک الاحتیاط بالجمع (این احتیاط مستحبی است که بعد از فتوا میآید.)
در صورت اول [تردید در اثناء سفر در محل استراحت و بدون قطع مسافت جدید]، در صورتی که ادامهی مسیری که میخواهد طی کند ولو با مقداری که قبلا پیموده به اندازه مسافت شرعی باشد و همچنین بنابر وجهی اگر مابقی مسافت به اندازهی مسافت شرعی نباشد: نمازش قصر است؛ لکن اگر با مسافت قبلی به اندازهی مسافت شرعی نباشد، حکم به قصر مشکل است؛ پس عمل به احتیاط، یعنی جمع بین قصر و احتیاط ترک نشود.
اگر عنوان سفر بر فرد صدق کند، شکی نیست. انشاءالله صورت دوم برای جلسهی آینده بحث خواهیم کرد.