« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/02/09

بسم الله الرحمن الرحیم

شرط سوم قصر صلاة مسافر: استمرار قصد مسافت شرعی (حکم تردید در اثناء سفر و سپس جزم به ادامه سفر)/صلاة المسافر /كتاب الصلاة

محتويات

1- حدیث اخلاقی (شأن و جایگاه حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها)
1.1- برنامه‌ریزی برای سحرخیزی و مراقبه
1.2- لزوم توجه به حق‌تعالی
1.3- معنای اربعین و چله‌گرفتن
1.4- عدم تنافی بین واگذاری امور به خداوند و ارتباط سرنوشت با خود انسان
1.5- تبیین ارتباط بین زیارت با معرفت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها با ورود در بهشت
1.6- ضرورت بهشت برای زائر حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها)
1.7- لزوم نهادینه کردن سلام بر حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) در هر مکان
1.8- مقام شأنیت حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) و لزوم ایجاد شأنیت در خودمان
1.9- تمثیلی برای شأنیت خداوند و اولیای او
1.10- حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها)، واسطه بین شأنیت خداوند و بندگان
1.11- ملاک قرب و بُعد نسبت به حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها)
1.12- توسل ملاصدرا به حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) برای یک بحث فلسفی
1.13- جایگاه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) در رفع حوائج
2- بحث فقه (صلاة مسافر)
2.1- خلاصه جلسه گذشته
2.2- یکی از اصول مبنایی در صلاة مسافر
2.3- اشاره به سه شرط قصر صلاة مسافر
2.4- حکم تردید در اثناء سفر و سپس جزم به ادامه‌ی سفر
2.5- دلیل اختلاف فقها در این مسئله
2.6- محل بحث در این مسئله
2.7- نظر برخی از فقها در مورد قاصد سفر، حتی در وطن
2.8- دلیل بر قصر صلاة در این مسئله: صدق عرفی مسافر
2.9- لزوم تمام خواندن نماز در خود حد ترخص (مرز بین وطن و غیر وطن)
2.10- صدق مسافر بعد از عبور از حد ترخص
2.11- دلیل رسیدن فقیه به حکم احتیاط

 

 

موضوع: كتاب الصلاة/صلاة المسافر /شرط سوم قصر صلاة مسافر: استمرار قصد مسافت شرعی (حکم تردید در اثناء سفر و سپس جزم به ادامه سفر)

 

1- حدیث اخلاقی (شأن و جایگاه حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها)

1.1- برنامه‌ریزی برای سحرخیزی و مراقبه

در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها هستیم، نزد نزدیک‌ترین مکان به مضجع شریف ایشان هستیم. از همه کسانی که آرزوی سلام بر ایشان دارند، چه سلام داده‌اند و چه نداده‌اند، از طرف همه آن‌ها عرض می‌کنیم: «السلام علیک یا فاطمه یا بنت رسول الله و یا بنت موسی بن جعفر» سلام الله علیهم اجمعین. ماه ذی‌الحجه است. دیروز در جلسه درس محضرتان عرض کردم اربعین کلیمی را از دست ندهید، برنامه‌ریزی کنید. نفس ما مرکب سیر و سلوک ماست و این سیر و سلوک ما به وسیله شب و سحر و مراقبت و مواظبت تأمین می‌شود. ان‌شاءالله برای این جهت، برنامه‌ریزی کنیم که «إِنَّ اَلْوُصُولَ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لاَ يُدْرَكُ إِلاَّ بِامْتِطَاءِ اَللَّيْلِ».[1] این تعبیر امام عسکری علیه السلام، تعبیر مهمی است. شب و سحر داشته باشید، برنامه‌ریزی داشته باشید.

1.2- لزوم توجه به حق‌تعالی

در درس شرح اسماء الهی محضر شما عزیزان عرض کردیم، این توجه الی الحق را نهادینه کنید. و وقتی که شما توجه الی الحق را نهادینه کردید، نتیجه این می‌شود که شما به جایی می‌رسید که ان‌شاءالله تبارک و تعالی وجه الهی هم متوجه شما می‌شود. نکته دقیقی است، این را دنبال کنید.

1.3- معنای اربعین و چله‌گرفتن

معنی اربعین یعنی توجه از این جا به آن جا، و توجه از کثرت به وحدت، و رسیدن به وحدت به وسیله‌ی انسی که شما با حالات خودتان دارید. و بحمدالله رب العالمین خدا به کرامتش به من و شما آن قدر اطمینان کرده که من و شما را به کمالات خودمان واگذار کرده است.

1.4- عدم تنافی بین واگذاری امور به خداوند و ارتباط سرنوشت با خود انسان

البته این غیر از آن دعایی است که «اَللَّهُمَّ لاَ تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً»؛[2] در آن جهت باید بگوییم خدایا ما را واگذار نکن. اما چون شما مورد توجه حضرت حق بودید، سرنوشت خودتان را به خودتان واگذار کرده است. ما بارها این نکته را نوشتیم، در الهی نامه هم عرض کردیم، گفتیم: «الهی صد هزار مرتبه شکر که سرنوشت را می‌شود از سر نوشت»؛ منتها از سر نوشتن آن این است که به قول معروف از اول خط و از سر خط و نقطه شروع کنیم. می‌دانید که خط آغازش نقطه است؛ از سر نوشت را از نقطه شروع کنیم و این نقطه هم جز نقطه‌ی نفسانی شما چیز دیگری نیست.

1.5- تبیین ارتباط بین زیارت با معرفت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها با ورود در بهشت

و این تعبیر حدیث شریف راجع به حضرت معصومه سلام الله علیها: «مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ اَلْجَنَّهُ»؛[3] این را خیلی دنبال کنید. قضیه‌ی منفصله، یک قضیه‌ی شرطیه‌ی متصله در آن بسیار معارف نهفته است. چون می‌دانید قضایای شرطیه‌ی متصله، علت و معلول را بیان می‌کند؛ مقدم علت و تالی معلول است و علت و معلول همیشه از همدیگر جدا نیستند. «من زارها عارفاً بحقها»، این مقدم علت شد و نتیجه و تالی هم «فله الجنة» شد.

1.6- ضرورت بهشت برای زائر حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها)

یک وقت می‌گوییم بهشت برای او تجویز می‌شود، می‌گویند آقا بفرمایید و وارد بهشت شوید؛ نه، یک وقت هم هست که بهشت برای او ضرورت پیدا می‌کند. عرض ما در بیان حدیث فوق این است که کسی که به مرحله معرفت حضرت معصومه سلام الله علیها برسد، به یک مرحله می‌رسد که بهشت‌ساز می‌شود. این را حتماً به یادگار داشته باشید. و مؤمن تا اراده نکند و نخواهد از این دنیا نمی‌رود و وقتی اراده می‌کند و می‌رود که قطعاً منزلش تبدیل به منزل وسیع‌تر می‌شود و این همان ضرورت بهشت است.

1.7- لزوم نهادینه کردن سلام بر حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) در هر مکان

حالا آن چیزی که خیلی مهم است، راهکار علمی و عملی چیست که این‌گونه باشیم؟ عزیزان من، شبانه‌روزی نگذرد، چه در قم هستید و چه در جای دیگر هستید، سلام بر حضرت را نهادینه کنید؛ چه در قم، چه در شهرستان‌ها می‌روید، رو کنید به طرف قم، سلام به حضرت را نهادینه کنید؛ چه از قریب، چه از بعید. این اولین کاری است که باید انجام دهیم.

1.8- مقام شأنیت حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) و لزوم ایجاد شأنیت در خودمان

و دوم تقاضا می‌کنم به این مطلب دقت کنید، به شأنیت حضرت هم توجه کنید. «فَاِنَّ لَكَ عِنْدَ اَللَّهِ شَأْناً مِنَ اَلشَّأْنِ»؛[4] ﴿كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ﴾؛[5] یکی از شرح اسماء این است که «کل یوم هو فی شأن»؛ خود این عبارت خودش یک اسم است. حالا ان شاء الله به این مطلب خواهیم رسید. معنای این شأنیت این است که آن خصوصیاتی که برای حضرت حق شناخته شده است و وجود دارد و ما نمی‌شناسیم، با اینکه ما شعبه‌ای از وجود هستیم، در خودمان ساری و جاری کنیم.

1.9- تمثیلی برای شأنیت خداوند و اولیای او

اگر قرار باشد ما تصویری داشته باشیم، الان دیگر این تصویر خیلی راحت می‌شود: شما در منزل شیر آب را باز می‌کنید، می‌بینید آب داخل خانه شما می‌آید. این آب از کجا می‌آید؟ از آن سرچشمه‌هایی که به قول معروف تا این رود با صخره‌ها و سنگ‌ها مبارزه نکنند، هیچ موقع خروشان و ساری و جاری نمی‌شود. آب باعث حیات خانه من و شما نمی‌شود، یا تا رعد و برق‌ها نیاید، این آسمان باران ندارد. تا آسمان باران نداشته باشد، زمین ﴿وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً﴾[6] نمی‌شود.

1.10- حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها)، واسطه بین شأنیت خداوند و بندگان

ما الان در تحت اشراف شأنیت باری تعالی هستیم به وسیله مظاهر «یا من له شأن من الشأن»، و یکی از این‌ها وجود نازنین حضرت معصومه سلام الله علیها است. شأنیت خودتان را با ایشان بسنجید و با این شأنیت « ما مِن حَرَكَةٍ إِلاَّ وَأنتَ مُحْتَاجٌ فِيهَا إِلَى مَعْرِفَةٍ »[7] پیش بروید. و این با درس خواندن میسر نمی‌شود، گرچه که می‌شود، و این با عبادت میسر نمی‌شود گرچه که می‌شود؛ این تأمین می‌شود با همین که ما با حضرت سنخیت پیدا کنیم.

1.11- ملاک قرب و بُعد نسبت به حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها)

نعوذ بالله من سیئات اعمالنا و شرور انفسنا، چه بسا کسانی که در کنار ضریح باشند و دور ضریح باشند و در قم باشند و همسایه دیوار به دیوار باشند، اما مورد توجه حضرت نباشند. «پیش منی در یمنی»؛ و چه بسا کسانی که به قول شما با این ضرب المثل و همه، چه بسا در یمن باشد و در پیش من. محبت کنید و این قرب و بُعد را بسنجید. همیشه به حضرت سلام بدهید، به حضرت متوسل بشوید.

1.12- توسل ملاصدرا به حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) برای یک بحث فلسفی

حضرت علامه حسن‌زاده جانم به قربان شان فرمودند: مرحوم جناب ملا صدرا در مسئله‌ی اتحاد عاقل به معقول گیر کردند، خیلی حرف دارد، خیلی عجیب است؛ می‌توانیم بدون اغراق بگوییم بحث اتحاد عاقل به معقول، یکی از اصول معرفتی جهان اسلام است. ایشان گیر کرد و دید که این مسئله حل نمی‌شود. یک شب جمعه‌ای از کهک به محضر حضرت پیاده آمد و به ایشان متوسل شد. وقتی که برگشت، رساله‌ی اتحاد عاقل به معقول بر او اِشراب شد.

«و الحق أن فاض من القدسی الصور/ و إنما إعداده من الفکر».[8]

[اگر در مسائل علمی به ایشان متوسل شوید،] شما برای هیچ سؤالی بدون پاسخ نمی‌مانید. این را تمرین کنید.

1.13- جایگاه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) در رفع حوائج

و معنای اربعین این است که ان‌شاءالله امیدواریم خداوند به همه من و شما به واسطه‌ی این وسیله‌ای که ﴿وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ﴾[9] که حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) هستند، به ماها توجه کنند. و برای اطمینان خاطرتان عرض می‌کنم چه ایشان و چه حضرات معصومین دیگر، این بزرگواران خدمه‌های سیر و سلوکی دارند که کارهای این‌ها را انجام می‌دهند. ماشاءالله امیدواریم که خدا توفیق بدهد. اگر خودشان عنایت فرمودند. ما برای‌شان تکلیف مشخص نمی‌کنیم؛ ما بندگی به شرط مزد نمی‌کنیم، اما خواجه خود شرط ‌بنده‌پروری می‌داند، خودشان می‌دانند؛ اگر صلاح دانستند. استعدادی را پیدا کردند، ان‌شاءالله نفوس همه‌ی من و شما به این مرحله برسد.

2- بحث فقه (صلاة مسافر)

2.1- خلاصه جلسه گذشته

در بحث صلات مسافر در این فرع فقهی بودیم که اگر کسی قصد حرکت به مسیری کرد؛ یا مسیر مشخص یا مسیر نامشخص. چون برخی می‌گویند که مسافت باید مسافت شخصی باشد. ما مسافت را مسافت نوعی می‌دانیم. قصد حرکت کرد و از حد ترخص گذشت، بر اساس روایاتی که قبلاً خواندیم و سندش هم صحیح بود -که حالا باز اگر می‌خواهید بعضی از ابواب را اشاره کنم: وسایل، جلد ۵، باب ۳ ابواب صلات مسافر حدیث ۱۰، حدیث یک و باب ۵ حدیث ۱ - طبق این احادیث باید نمازش را شکسته بخواند.

2.2- یکی از اصول مبنایی در صلاة مسافر

یکی از اصول مهم و مبانی فقاهت در صلاة مسافر این است که اگر یک روزی شک کرد که مسافر است، یا مسافر نیست: وظیفه‌ی اولیه‌اش اتمام خواندن نماز است؛ یعنی اصل اولیه این است که «کونه حاضرا»؛ مگر یک سببی بیاید که اگر سبب آمد، «کونه حاضرا» را تبدیل به «کونه مسافرا» کند؛ مثل همین که الان قصد مسافت کرد، از حد ترخص هم گذشت؛ یعنی نه دیوار شهر پیداست و نه با ابزار آلات معمولی اذان شهر شنیده می‌شود. حالا از این مرحله که رد شود، چون تا در این مرحله باشد در حدود شهر است، به او مسافر صدق نمی‌کند، «صدق علیه الحاضر»؛ یعنی تا حد ترخص را پشت سر نگذاشته، به او می‌گویند حاضر، یعنی کسی در شهر حاضر است. از این مرحله که رد شد، «صدق علیه مسافرا».

2.3- اشاره به سه شرط قصر صلاة مسافر

حالا ما تا به حال چند شرط داشتیم: یکی اینکه به مسافت شرعی برسد. دو قصد مسافت هم داشته باشد. پس اگر کسی دارد می‌رود و قصد مسافت نمی‌کند، مسافر نیست؛ مانند کسی که به دنبال گمشده‌ای از این شهر به آن شهر می‌رود. در شرط سوم بودیم که حالا که قصد مسافت دارد، قصد استمرار مسافرت را هم داشته باشد. خب این شرط سوم بود.

2.4- حکم تردید در اثناء سفر و سپس جزم به ادامه‌ی سفر

چند فرق فقهی را که اگر کسی راه افتاد و به هر دلیلی در اثنا مردد شد. حالا که در اثنا مردد شد، چند فرق دارد: یا متوقف می‌شود یا ادامه می‌دهد. اگر ادامه می‌دهد، یا مسافت است، یا مردد بین ادامه و غیر ادامه می‌شود.

2.5- دلیل اختلاف فقها در این مسئله

یکی از فرع‌های بسیار دقیق در استنباط است و معمولاً هم آقایان فقها در این جهت آرای گوناگونی پیدا کردند. رمز آن این است که هر یکی از این‌ها طبق آن مبنایی که انتخاب کردند باید نظر فقهی خود را در این صحبت‌ها بیان کنند.

2.6- محل بحث در این مسئله

حالا ما در این قسمت بودیم؛ فرع اول و دومش که اگر در اثناء سفر مردد شد و به یک یقینی و جزمی برگشت، این است که یقین پیدا می‌کند و بقیه‌اش هم مسافت شرعیه است. یعنی مردد شد که بروم یا نروم و در یک قسمتی متوقف شد، بقیه هم که دارد می‌رود مسافت شرعی است. مسافت شرعی، یعنی چه؟ یعنی ۸ فرسخ؛ یعنی رفت و برگشتش هشت فرسخ است که حالا ۲۰ و نیم کیلومتر یا ۲۱ کیلومتر و یا احتیاطش ۲۲ کیلومتر که مبنای آن را گذراندید. حالا اینجا چه کند؟ ببینید طبق مبنا حرکت کنید تا بعد به قول معروف قانون ضرب را بدانیم، قانون تقسیم را بدانیم، بعد بیاییم ببینیم که این را چگونه باید تقسیم را اعمال کرد.

2.7- نظر برخی از فقها در مورد قاصد سفر، حتی در وطن

قانون در اصل صلات مسافر این بود: «کونه حاضرا». سپس «کونه حاضرا» به «کونه مسافرا» تبدیل شد؛ چون مسافر شده و از شهر بیرون آمده و حد ترخص را رد کرده است. جالب این است که حتی مبانی برخی از آقایان این است که اگر از خانه‌شان بیرون آمد، «صدق علیه» که همسایه‌ها بگویند تو کجایی؟ بگوید مسافرم، می‌گویند باید نماز را دیگر حداقل جمع بخواند.

2.8- دلیل بر قصر صلاة در این مسئله: صدق عرفی مسافر

حالا در عین حال ما این حد ترخص را که می‌دانیم چون ادله خاص داریم، حالا در این قسمت که تردید پیدا کرد و فرض بفرمایید باقی مسافت، اگر مسافت شرعیه باشد، چه تعدادی و چه قسمتی از راه را رفته باشد، چه قسمتی را از راه نرفته باشد، چه مابقی با ضمیمه کردنش بشود و چه نشود، در اینجا باید نمازش را شکسته بخواند. چرا شکسته بخواند؟ نیت کرده، «صدق علیه مسافرا» بر او شده، الان به عبارت بهتر مابقی را هم می‌خواهد مسافت باشد، چه قسمتی را پیموده و چه قسمتی را نپیموده. این بود از فرض اول، و به عبارت بهتر در این صورت ما می‌گوییم باید نماز تمام خوانده شود.

2.9- لزوم تمام خواندن نماز در خود حد ترخص (مرز بین وطن و غیر وطن)

پس به عبارت بهتر یک وقت هست قبل از حد ترخص توقف دارد، می‌خواهد نمازش را بخواند. الان اذان ظهر گفته شده، دارد حرکت می‌کند به مسافت هم می‌خواهد برود، رسیده به حد ترخص. حد ترخص یعنی حد جواز و تجویز و رخصت یک حکم دیگر. و به عبارت بهتر حد گذر از شهر. خب اگر این‌گونه باشد، حد ترخص رسیده و توقف کرده. اگر حد ترخص است، این نمازش تمام است چون «صدق علیه مسافرا». حد ترخص معنایش این است. لذا می‌گوییم از سفر که برمی‌گردد به حد ترخص که رسید، «کونه مسافرا» تبدیل می‌شود به «کونه حاضرا»؛ از آن طرف که دارد می‌آید دیگر حد ترخص مرز است. از این طرف که دارد می‌رود به حد ترخص که می‌رسد، «کونه حاضرا» تبدیل می‌شود به «کونه مسافرا». لذا این به قول شما اگر در مرز حد ترخص بودی، نمازش تمام است.

2.10- صدق مسافر بعد از عبور از حد ترخص

بله، اگر مرز حد ترخص را رد کند، نماز او شکسته می‌شود. به عبارت بهتر؛ حد ترخص را رد کرده است، بنای مسافت شرعی هم دارد، چه راه را پیموده است، چه راه را نپیموده است، چه مابقی زمینه به این طی طریقش بشود چه نشود، این «کان مسافرا».

2.11- دلیل رسیدن فقیه به حکم احتیاط

حالا بعضی از آقایان فقها در همین فرع آمدند گفتند اینجا است که یک جا احتیاط کند، جمع کند. همیشه فقیه وقتی که احتیاط می‌کند، یعنی یا دو تا دلیل دارد که نمی‌تواند جمع کند، یا اصلاً دلیل ندارد. از یک طرف هم احتمال بقای تکلیف سابق را می‌دهد، می‌آید تبدیل به احتیاط می‌کند.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo