« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد عباسعلی زارعی‌سبزواری

1405/07/07

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: المقدمة/الوضع /مطلب چهارم؛ کیفیت وضع در حروف

مطلب چهارم: کیفیت وضع حروف

همان‌طوری که در جلسه پیشین هم عرض کردیم، دو پرسش در اینجا مطرح است که تحقیق مطلب نیاز به پاسخ دقیق به این دو پرسش دارد.

پرسش اول این بود که آیا دلالت حروف بر آنچه بر آن دلالت دارند، از باب علامت است یا از باب وضع؟ و مسئله دوم این بود که بر فرض اینکه از باب وضع باشد، آیا کیفیت آن از قبیل وضع عام و موضوع‌له عام است یا از قبیل وضع عام و موضوع‌له خاص؟

در خصوص مسئله اول، میان اعلام محققین اختلاف‌نظر است.

نظریه اول: از برخی عبارات استفاده می‌شود که دلالت حروف از باب علامت است. به این معنا که اساساً حروف الفاظی هستند که برای معنای معینی و جهت افاده معنای ویژه‌ای وضع نشده‌اند، بلکه نهایتاً اینها نقش یک علامت را ایفا می‌کنند در خصوص آنچه بر سر آنها می‌آیند.

به عنوان مثال، حرف «فی» برای دلالت دادن بر ظرف وضع نشده است؛ لذا اگر «فی» جداگانه ذکر شود، مثل یک حرف زائد است. بلکه آنچه بر ظرفیت دلالت می‌کند، نهایتاً علامتِ دلالتِ مدخول بر ظرفیت است.

کلمه «فی» مثل چه چیزی است؟ مثلاً اعراب، علامات هستند. هر یک از علامات برای یک معنای خاصی وضع نشده است. علامت رفع، وقتی برای یک کلمه وارد شود، خصوصیت فاعلیتِ مدخول را می‌رساند. علامت است برای اینکه مدخولش چه معنایی دارد؛ فاعلیت دارد. ولی خود رفع، معنای فاعلیت را دلالت نمی‌دهد. نصب همین‌طور، جرّ همین‌طور.

نقش حروف در جملات، نقش اعراب را دارد که در جملات بر روی کلمات مستقر می‌شوند و تعیین می‌کنند که مفعول‌اند یا فاعل‌اند یا غیر اینها.

این نظریه، نظریه‌ای است که به شیخ رضی در شرح الکافیة نسبت داده شده است و با ظاهر عبارت ایشان هم سازگار است.

حالا اینکه می‌گوییم «نسبت داده شده است»، به دلیل این است که یک مقداری بطلانش روشن است. حالا عرض خواهیم کرد. می‌گوییم نسبت داده شده؛ شاید الان اگر شیخ رضی زنده بشود و جلوی ما را بگیرد و بگوید: «آقای فلانی که داری درس فلان می‌گویی، حرف من را نفهمیدی؛ منظور من این بود...» از این جهت می‌گوییم «نسبت داده شده»، ولی ظاهر عبارت همین را می‌فهماند.

حالا ببینید عبارت ایشان را. می‌فرماید:

«فالحرف وحده لا معنى له أصلا، إذ هو كالعلم المنصوب بجنب شيء ليدل على أن في ذلك الشيء فائدة...»[1]

حرف به‌تنهایی هیچ معنایی ندارد؛ مثل یک علامتی است که در کنار یک شیء نصب می‌شود. مثلاً کنار یک پیچ، یک علامت را نصب می‌کنیم. خب، آن چیزی که معنا دارد، همان پیچ است؛ این علامت فقط برای آن پیچ است. لذا اگر این علامت را در وسط بیابان بیندازند، خودش هیچ معنایی ندارد. علامت است که در کنار شیء قرار می‌گیرد تا دلالت کند که این علامتِ این شیء است؛ خودش معنای آن شیء نیست.

«فإذا انفرد عن ذلك الشيء بقي غير دال على معنى أصلا»[2] اگر از آن شیء جدا شود، آن علامت دیگر هیچ معنایی ندارد و هیچ کاره نیست. مثل اینکه اگر علامت رفع را در یک جای جداگانه بنویسند و روی یک کلمه نیاید، هیچ معنایی از آن نمی‌توانیم بفهمیم.

لذا اگر ما باشیم و ظاهر عبارت شیخ رضی، خیلی نزدیک به همین است که می‌گوید حروف هیچ‌کاره‌اند؛ مثل همین علامات هستند.

در مقصود طرفداران این نظریه ـ و به تعبیری بگوییم در مقصود شیخ رضی، که فردا جلوی ما را نگیرد و بگوید «آقا، می‌توانستید یک توجیهی برایش پیدا کنید» ـ دو احتمال مطرح است:

احتمال اول این است که مراد ایشان این باشد که اساساً حروف هیچ معنایی ندارند و فی‌نفسه بر هیچ چیزی هم دلالت ندارند و حروف در حقیقت مثل حروف زائد هستند که هیچ نقشی را در ایجاد مدلول جمله نخواهند داشت؛ نهایتاً اگر بر سر یک اسمی بیایند، این حروف نیستند که دلالت می‌کنند، بلکه آن اسم است که دلالت بر خصوصیت مثلاً ظرفیت می‌کند؛ آن اسم است که دلالت بر خصوصیت استعلا می‌کند و امثال اینها. خب، این احتمال، واقعاً بطلانش واضح است و خلاف وجدان است و بعید هم هست که نظر قائلین به این مطلب باشد. چون تأثیر حروف در ایجاد مدلول جمله هم‌وزن با تأثیر اسم و فعل است. به همین دلیل است که نحویون وقتی که سخن از کلام به میان می‌آورند، می‌گویند کلمه یا اسم است، یا فعل است، یا حرف است. کلام یک مدلولی دارد که آن مدلولش را یا اسم شکل می‌دهد، یا حرف، یا فعل.

علامت هدایتگری دارد، اما دلالت ندارد. نفس هدایتگری غیر از این است که ما بگوییم این خودش معنا دارد و به معنا ما را دلالت می‌دهد.

یک مرتبه یک چیزی هدایت می‌کند به اینکه فلان چیز معنایش این است؛ یک مرتبه نه، در واقع خودش معنا دارد. اینها می‌گویند حرف یا اعراب یا علامت، شما را هدایت می‌کنند به اینکه این مدخول ظرف است، اما آن چیزی که دلالت بر ظرفیت دارد، خود مدخول است.

اگر مراد این است، این که واقعاً قابل قبول نیست؛ خلاف وجدان است.

احتمال دوم این است که مراد از این نظریه این باشد که این بزرگواران، کما اینکه ممکن است اول کلام شیخ رضی هم همین را افاده دهد، می‌خواهند بفرمایند حرف به صورت جداگانه و مستقل، در عرض اسم، دلالت بر معنا ندارد.

در ابتدای کلام شیخ رضی فرمود: «الحرف وحده لا معنی له اصلا»[3]

اصلاً تنها اگر در جای کلمه «فی» بیاید، می‌گویند معنایی ندارد؛ بلکه نقش حرف، تقیید آن اسمی است که بر سر او می‌آید.

مثلاً در همین «الصلاة فی المسجد أفضل»، نقش حرف «فی» این است که اسم «صلاة» را که مطلق بود و شامل هم صلاة در مسجد می‌شد و هم صلاة در بیت، مقید به خصوص صلاة در مسجد می‌کند.

طوری که لفظ «صلاة» بدون «فی» فقط دلالت بر طبیعت صلاة دارد. با «فی» همین لفظ، دلالت دارد بر صلاة مقید به یک قید.

لذا قید بدون مقید معنا ندارد، معنا پیدا نمی‌کند؛ ولی با مقیدش معنا پیدا می‌کند.

اگر این احتمال مدنظر باشد، که بعید هم نیست حتی شیخ رضی وقتی این کلمه «وحده» را آورده، نظرش به همین باشد، این فرمایش نادرستی نیست؛ فرمایش درستی است.

ولی این در حقیقت به نوعی اعتراف به وضع حروف برای معانی است و در واقع به نظریه دلالت وضعی حروف بر معانی بازمی‌گردد.

هرچند معنای موضوع‌له در اسم و فعل، یک معنای مستقل است، اما معنای حرف یک معنای رابط است. یعنی تفاوتشان فقط در همین جهت است. اسم و فعل وضع شده‌اند برای اینکه دلالت کنند بر یک معنا فی‌نفسه، به‌طوری که اگر به‌تنهایی هم در یک جایی بیایند، دلالت بر مدلولشان مستقلاً دارند. اما حرف بدون اینکه در ضمن اسمی و کنار اسمی و در ضمن جمله‌ای بیاید، دلالت بر معنا نمی‌کند؛ اما آنجا که بیاید، دلالت می‌کند و خودش دلالت می‌کند.حرف وضع شده است برای دلالت بر قید، اما از آن جهت که قید بدون مقید معنا پیدا نمی‌کند، باید حتماً همراه با مقید بیاید تا دلالت بر معنا بکند.

خب، اگر این منظور باشد، کما لا یبعد که همین هم در نظر اینها باشد، این دیگر برمی‌گردد به همان دلالت وضعی و اینکه ما بگوییم دلالت حروف از باب وضع است، نه اینکه حروف مثل اعراب، مثل آن علامت و امثال اینها باشند.

نظریه دوم این است که تفاوتی بین معنای حرفی و اسمی اصلاً وجود ندارد و از باب وضع است.

این نظریه‌ای است که آخوند در کفایه[4] اختیار می‌کند، اما شاگردانش حسابی به جنگ آقای آخوند می‌آیند. آقای حاج شیخ محمدحسین اصفهانی خیلی جدی وارد می‌شود. دیگران و آقایان دیگر هم وارد می‌شوند.

والحمد لله ربّ العالمین

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo