1404/09/18
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: الأصول العملية/اصل برائت/بررسی ادله قائلین به احتیاط
بحث در دلیل عقلی [1] اخباری ها بود که برای اثبات وجوب احتیاط در شبهات حکمیه تحریمیه اقامه نموده اند. دلیل آنان این بود که ما علم اجمالی داریم در مشتبهات یک سلسله محرماتی وجود دارد که مثلا یا این فعل حرام است یا آن فعل دیگر، بالاخره خدای تعالی یک سلسله محرماتی دارد و به دست ما نرسیده است و ما به آنها علم نداریم و ما میدانیم وقتی اموری بر مجتهد عرضه می شود که پاسخ بدهد اجمالا میداند برخی از آن امور حرام است، وقتی علم اجمالی وجود داشت و آن هم کثیر در کثیر بود، یعنی اگر هزار شبهه وجود دارد ممکن است نصف آن یا یک سوم آن حرام باشد، مثل این است که یکی از آن سه اناء نجس باشد، شبهه غیر محصوره نیست تا بگویید رجوع به برائت می شود بلکه شبهه کثیر در کثیر است، این مشتبهاتی که قبلا بوده و الان برخی جدید هستند، مقتضای این چنین علم اجمالی این است که ما اشتغال یقینی پیدا کرده ایم و نتیجه اش این است که انسان و مکلف یقین به فراغ پیدا کند، پس باید از همه آن مشتبهات اجتناب کند لذا بر اساس این بیان اخباری ها می گویند که باید در شبهات اجتناب و احتیاط کنیم.
بررسی جواب مرحوم آخوند از این دلیل اخباری ها[2]
جواب اول ایشان این بود که علم اجمالی مذکور منحل شده است به واسطه وجود اماراتی که بیان می کنند که محرمات مثلا این موارد مشخص هستند و یک سلسله کارها برای ما حرام است، با وجود این امارات ما احتمال می دهیم مقدار همین امارات منطبق بر همان معلوم بالاجمال ما می باشد، یعنی مفاد این امارات بیان می کند همان معلومات بالاجمال ما را، لذا علم اجمالی به واسطه این امارات منحل می شود.
مثلا کسی می داند که پنج عدد از این صد عدد گوسفند غصبی هستند، بعدا گوسفندان دو رنگ دارند، یک قسمت سفید هستند و یک قسمت سیاه، بعد از این علم اجمالی کبیر که می داند پنج عدد غصبی هستند یک علم اجمالی صغیر پیدا می کند که در میان آن سیاه ها پنج عدد غصبی وجود دارد، و احتمال انطباق هم وجود دارد که این پنج عدد در میان آن سیاه ها همان پنج عدد در میان صدتا گوسفند باشد. در این صورت می شود به اصالت الحل نسبت به بقیه رفتار کند.
ما نحن فیه هم از همین قبیل است یعنی ما می دانیم در جمیع مشتبهات که وجود دارد یک سلسله محرماتی هم وجود دارد مثلا اگر مشتبهات ما ده هزار تاست ومی دانیم که حدود هزارتا محرم در این ده هزارتا ممکن است وجود داشته باشد، در این صورت می شود شبهه کثیر در کثیر و باید از همه اجتناب نمود، بعدا علم اجمالی صغیر پیدا می کنیم در این مواردی که امارات قائم شده است بر حرام بودن دو هزار مورد، هزار مورد از این دو هزار مورد منطبق بر همان هزار مورد شبهه ای است که در آن ده هزار شبهه وجود داشت، قهرا علم اجمالی منحل می شود و اگر به مقتضای همان امارات عمل کنیم برای ما کافی است و ما می توانیم در بقیه شبهات برائت جاری کنیم. این جواب مرحوم آخوند بود.
بیان اشکال بر جواب مرحوم آخوند
اشکال شده بر ایشان که این علم اجمالی لاحق نمی تواند آن علم اجمالی سابق را از بین ببرد لذا باقی است و اثرش تنجیز معلوم است. در جواب ایشان می فرمایند که درست است علم لاحق و حادث است ولی معلوم آن سابق است یعنی همزمان با آن علم اجمالی اصلی است.
اشکال دومی در اینجا ذکر شده که این امارات بنا بر مسلک شما فقط تنجیز و تعذیر می آورد، اگر مطابق بود، عذاب می آورد و اگر مطابق نبود عذر می آورد، و لذا این امارات محرمات واقعی را برای ما اثبات نمی کند پس آن علم اجمالی سر جای خودش وجود دارد و منحل نشده است.
مرحوم آخوند جواب دادند که چون آن حرام واقعی کاری که میکرد همان منجزیت بود این اماره هم منجزیت دارد پس در حقیقت اماره منجزیت آن واقع را می آورد در مواردی که خودش به آن ناظر است، می گوید اگر اینها را مرتکب بشوی عقاب دارد نه بقیه مواردی که محتمل الحرمه اند. علم اجمالی منجزیت آن خیلی زیاد بود و همه شبهات را می گرفت و می گفت هر شبهه منجز است چون ممکن است با واقع یکی باشد و موجب عقاب شود، ولی اماره که آمد و قائم شد مقتضایش این است که می گوید این موارد خاص منجز هستند ولی بقیه شبهات دیگر ارتکابش جایز است، لذا منجزیت گسترده را می آورد و به مواردی که خودش به آن ناظر است منحصر می کند.
بر جواب مرحوم آخوند اشکال شده است که درست است اماره منجزیت دارد ولی این منجزیت آن باعث از بین رفتن علم اجمالی نمی شود بلکه علم اجمالی به حال خودش باقی است و دارای اثر است، پس اگر به شبهات برسیم باز می گوییم یا این حرام است یا آن. پس اینجاها دو منجز داریم یکی اماره و دیگری علم اجمالی و هر دو دارای اثر خاص خود هستند. لذا مشکل باقی است. لذا برخی گفته اند ما جواب دوم آخوند را که کمی بعد عرض می کنیم قبول داریم این جواب ایشان کافی نیست.
استاد سبحانی[3] نظرشان این است که همین جواب آخوند ره هم خوب است و ما همین را باید تبیین بکنیم تا اشکال دفع بشود. مرحوم آخوند تبیین شان در نتیجه به این رسید که انحلال حکمی است، یعنی علم اجمالی اگرچه وجود دارد ولی اثری ندارد زیرا اماره محرمات مشخصی را منجز نموده است و در بقیه موارد مشکوک برائت جاری می شود. ولی استاد سبحانی می گویند انحلال حقیقی است یعنی علم اجمالی از بین رفته است واقعا نه حکماً.
علم اجمالی قضیه منفصله است یعنی یا این یا آن حرام است، ما کاری می کنیم قضیه آن بشود حملیه و آن این است که بگوییم ما از اول کاری به علم به واقع نداریم علم به محرمات واقعیه به ما ربطی ندارد، بلکه ما کاری به علم به محرمات واقعیه منجره داریم، اگر اینجور قید آوردیم، آن علم اجمالی کبیر ما از اول دارای قید می شود یعنی می شود علم اجمالی به محرمات واقعیه منجزه، و این با امارات ثابت می شود و مابقی شبهاتی که امارات به آنها ناظر نیست دیگر در حق ما منجز نیست، اماره می گوید محرمات اینها هستند و آن قضیه منفصله که می گفت یا این حرام است یا آن دیگر باقی نمی ماند و از بین می رود، علم اجمالی منحل می شود، چون امارات برای ما محرمات واقعیه منجزه را روشن نموده است، و مابقی شبهات مشکوک می شوند و برائت در آنها جاری می شود. پس قضیه هم به حملیه تبدیل می شود یعنی یا آن مورد حرام منجز است و آن دیگری حرام نیست و یا این حرام منجز است و دیگری نیست، دیگر قضیه منفصله نیست بلکه دو تا قضیه حملیه است چرا؟
برای اینکه امارات که قائم شدند حرام منجز را در دایره امارات قرار دادند، آن شبهات دیگر را از اطراف حرام منجز در آوردند و آنها تبدیل شدند به شبهه بدویه، آن دو قضیه حملیه این گونه اند: «هذا مشکوک الحرمة، و هذا منجز الحرمة»، لذا استاد سبحانی از اول می آیند متعلق علم اجمالی را با قید در نظر می گیرند تا آن اشکالی که به مرحوم آخوند متوجه شده بود دیگر متوجه ایشان نباشد.
ما عرض می کنیم این بیان استاد سبحانی کأنه برگشتش به جوابی است که مرحوم شیخ انصاری به دلیل عقلی اخباری ها داده است، تقریر جواب ایشان این چنین است:
شیخ ره فرموده اند[4] تکلیف به واقعیات مخصوص قادر است، ما بدانیم حرام واقعی چیست ولی هیچ قدرتی برای انجام آن نداشته باشیم تکلیفی به ما متوجه نخواهد بود. تکلیف به واقعیات وقتی متوجه ما می باشد که ما قدرت داشته باشیم. در این صورت سه حال وجود دارد:
1.یا واقع بما هو واقع را علم داریم که یک دسته محرماتی است ولی ما قدرت به انجام نداریم لذا اینها می روند کنار و ما نمی توانیم انجام دهیم.
2.یا علم داریم به مؤدای امارات که یک سلسله محرماتی ولی با واقع هیچ ارتباطی ندارند این هم می شود تصویب و باطل است.
3.راه سوم این است که مؤدای امارات به هو طریق إلی الواقع، اگر این راه سوم را اختیار کردید یعنی آن محرمات منجزه و آن واقع ای که منجز است، پس ما علم اجمالی داریم یک سلسله محرماتی داریم که شارع بیان کرده ولی به دست ما نرسیده است نه واقع ای که اصلا بیان نشده است، زیرا آن غیر مقدور برای ماست و نه اماره ای که ارتباطی به واقع ندارد که آن هم تصویب و باطل است، بلکه اماراتی داریم که اینها محرمات منجزه و بگوییم واقع منجز را برای ما بیان می کنند که بله یک سلسله محرماتی وجود دارد، ولو موارد به دست ما نرسیده باشند. این علم اجمالی در دایره طرق است و برای ما منجز است، می آییم این طرق را بررسی می کنیم، قبل از بررسی همه موارد مشتبهات برای ما منجز است و بعد که طرقی را بررسی کردیم و مواردی از محرمات که قبلا در حد شبهه بود برای ما ثبات شد دیگر علم اجمالی ما منحل می شود، می شود علم تفصیلی به محرمات و شبهه بدویه نسبت به مواردی که امارات به آن ها ناظر نیست.
لذا شیخ متعلق علم اجمالی را از اول تنگ گرفته می شود تا اشکالی که به مرحوم آخوند وارد شد از اساس وارد نشود.
جواب دیگری برای اشکالی که به مرحوم آخوند شده مطرح است و آن این است که اگر مسلک ما در امارات جعل علم باشد، یعنی مسلک مرحوم نائینی، اماره را ایشان نازل منزله علم می داند، اگر مسلک ما این بود، در این صورت می توان به اشکال وارده جواب داد، به این صورت که بگوییم ما علم داریم که یک سلسله محرماتی وجود دارد و حال اگر بیاید محرماتی را بیان کند می شود مثل علم وجدانی، شارع می گوید اماره علم است، یعنی ما علم داریم که این ها محرمات هستند و ما بقی آن شبهه بدویه است، در این صورت علم اجمالی منحل می شود به علم تفصیلی و شبهه بدویه. یعنی ما به واسطه امارات علم تفصیلی تعبدی پیدا کرده ایم. پس همان قضیه شرطیه منفصله تبدیل به دو قضیه حملیه می شوند. یعنی این موارد واقعا حرام هستند. و آن موارد هم شبهه بدویه هستند نه اینکه بگوییم یا این محرم است و یا آن. با این مسلک می شود به اخباری ها جواب داد.
جواب دیگری برای اشکال در اینجا وجود دارد و آن این است که مرحوم آخوند می گویند این اشکال وقتی وارد است که ما یک علم دیگری نداشته باشیم که به مقدار آن محرمات داخل این امارات وجود دارد، مسلک ما در امارات چیست را کار نداریم، اگر ما یک علم داریم و می دانیم که اکثر این امارات مطابق واقع است، از این راه علم اجمالی از بین می رود و منحل می شود. با این جواب ما تاکنون چهار جواب به اشکال مذکور داده ایم:
1. جواب اول این بود که آخوند فرمود امارات قائم شده و انحلال حکمی است نه حقیقی.
2. جواب دوم این بود که مرحوم آخوند فرمود که درست است که ما امارات را منجز و معذر می دانیم ولی یک علم دیگری در کنار آنها است و آن این است که اکثر این امارات مطابق واقع هستند، وجدانا هم همینگونه است، انسان وقتی این امارات را می بیند اکثر اینها همین محرمات را بیان می کنند... و باعث انحلال حقیقی علم اجمالی هستند.
3. جواب سوم از شیخ انصاری بود به اینکه از اول متعلق علم اجمالی آن مؤدای اماره ای است که واقع را نشان می دهد، واقع از این جهت که واقع است، نه بما هوهو که تصویب پیش بیاید.
4. جواب چهارم از مرحوم نائینی بود[5] به اینکه اصلا اماره علم اعتبار شده است، وقتی این چنین است اماره تعبدا علم است و لذا علم اجمالی ما با این علم تعبدی از بین می رود.
با این بیان ها آن علم اجمالی که شما اخباری ها ادعا کرده اید از بین می رود و باقی نیست، اینگونه نیست که دست ما خالی باشد، با توجه به زحماتی که اصحاب اهل بیت و علما و فقها کشیده اند دست ما خالی نیست و با وجود این امارات که به دست مان رسیده است می دانیم محرمات کدام اند و لذا علم اجمالی ما تبدیل به علم تفصیلی و شبهات بدویه می شود. این خلاصه کلام، لذا این دلیل اخباری ها به کار نمی آید و نمی تواند وجوب احتیاط در شبهات تحریمیه را اثبات کند.
اگر گفته شود در مسائل جدید چه می کنید می گوییم با وجود اصول عملیه و مثل آن ما مشکلی نداریم. اگر داخل در عمومات و مطلقات باشد که هیچ و الا اصول عملیه حاکم است. مثل تغییر جنسیت که ادله حرمت تغییر خلقت الهی آن را دربر میگیرد و حکم به حرمت آن می شود. اگر داخل در کبریات و عمومات نباشد اصاله الحل و مثل آن، شامل مساله می شود و حکم به برائت و جواز ارتکاب می شود. الحمدلله شریعت و مذهب با توجه به تلاش های بسیار به دست ما رسیده و علم اجمالی دیگر برای ما باقی نمی ماند.
استاد تبریزی مثال می زد به اینکه پدری به فرزندش می گوید چرا اینگونه عمل کردی یا چرا کار مورد نظر انجام ندادی، مگر فلانی که فرد مطمئنی بود از طرف من برای تو گزارش و خبر نیاورد! چرا به چیزی که خواستم عمل نکردی، پس همان خبر ثقه عند العرف علم است و شارع هم آن را امضا کرده و لذا همین جواب مرحوم نائینی برای دفع دلیل اخباری ها کافی است.