1405/07/07
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: تفسیر موضوعی/غضب و حلم /نکات تفسیری در آیه 114 توبه
صحبت در نکات تفسیری آیه ۱۱۴ سوره مبارکه توبه
در ادامه بررسی نکات تفسیری آیه شریفه ۱۱۴ سوره مبارکه توبه، به سومین نکته از این آیه میرسیم. پیش از ورود به نکته سوم، به احترام امیرالمؤمنین علیهالسلام، ابتدا تتمهای از نکته دوم بیان میشود.
نکته دوم (تتمه): پاسخ به شبهه درباره حضرت ابوطالب علیهالسلام
شبهه مطرحشده :
در روایتی جعلی ادعا شده بود که آیه ۱۱۴ سوره توبه در شأن حضرت ابوطالب (پدر امیرالمؤمنین علیهالسلام) نازل شده و نتیجهگیری میکردند که ابوطالب کافر و مشرک از دنیا رفته است.
پاسخ دندانشکن به شبهه
۱. بررسی زمان وفات ابوطالب و زمان نزول آیه:
- وفات ابوطالب: سال دهم بعثت، در مکه (سه سال قبل از هجرت)
- نزول آیه ۱۱۴: سال نهم هجرت، در مدینه (به شهادت معروف مفسرین)
- برخی مفسرین معتقدند سوره توبه آخرین سورهای است که نازل شده (سال ۲۱ و ۲۲ بعثت، نزدیک پایان عمر پیامبر صلیاللهعلیهوآله)
بنابراین، چگونه ممکن است آیهای که حدود سیزده سال پس از وفات ابوطالب نازل شده، در شأن او باشد؟
۲. تصریح بزرگان اهل سنت به ایمان ابوطالب علیه السلام:
- ابنابیالحدید در شرح نهجالبلاغه
- جناب قسطلانی در ارشاد السری
- زینی دحلان در حاشیه تفسیر حلبی
این بزرگان که از علمای اهل سنتاند، به ایمان ابوطالب علیه السلام اعتراف کردهاند. بنابراین تعجب ندارد که فردی مانند سعید بن مسیب که دشمنی با امیرالمؤمنین داشت، این روایت را جعل کرده باشد.
نتیجهگیری:
در جعلی بودن این روایت شکی نیست و در مخدوش بودن محتوای آن و تناقضش بحثی نیست و مشرک بودن ابوطالب فتنهای بیش نیست و ایمان حضرت ابوطالب علیهالسلام از مسلمات است
نکته سوم: منشأ وعده استغفار ابراهیم برای عمویش آذر
در این آیه، ابراهیم علیهالسلام به عمویش آذر وعده استغفار داده بود. سوال این است که این وعده از ناحیه چه کسی مطرح شد؟
احتمال اول: خود ابراهیم از ابتدا به عمویش وعده استغفار داد.
احتمال دوم: عموی ابراهیم (آذر) از او وعده گرفت که اگر برایش استغفار کند، ایمان میآورد.
دلایل پذیرش احتمال اول
دلیل اول : شأن حلیم بودن ابراهیم علیه السلام :
ابراهیم پیامبری حلیم و بردبار است و برای چنین افرادی دلسوزی میکند. همانگونه که رهبر معظم انقلاب برای گولخوردگان فتنهها دلسوزی کرده و دستور بخشش صادر کردند، ابراهیم نیز با توجه به شأن خود، برای عمویش استغفار میکند.
دلیل دوم : هدف هدایت:
رسالت و وظیفه ابراهیم هدایت مردم بوده و این استغفار در راستای همین هدف صورت گرفته است.
دلایل رد احتمال دوم
چگونه ممکن است فردی که در حال کفر است، تقاضای استغفار کند و ایمان آوردنش را منوط به آن سازد؟ این امر با مبانی سازگار نیست و قابل قبول نمیباشد.
نتیجهگیری
درخواست استغفار از ابتدا از طرف خود ابراهیم مطرح شده، نه از طرف عمویش. اما پس از آنکه برای ابراهیم مسجل شد که آذر ایمان نمیآورد و مشرک از دنیا میرود، دیگر برای او دعا نکرد.
نکته چهارم: علت دعا نکردن ابراهیم برای آذر پس از مرگش
چرا ابراهیم پس از مرگ آذر برای او دعا نکرد؟ دعا کردن چه ضرری داشت؟
دعا برای کسی که کافر است، ایجاد رابطه عاطفی و قلبی میکند. وقتی پیامبر خدا دعا میکند، این دعا مستقیماً به عرش ملکوت متصل است و ارتباط قلبی و روحی برقرار میشود. بنابراین، سزاوار نیست کسی را که خدا به دشمنی گرفته، با دعا به دوستی بگیریم.
نکته طلایی: اهمیت دعا برای امام زمان علیهالسلام
از بهترین حالات مؤمن، دعا برای امام زمان علیهالسلام است. دعا مانند سیم اتصال است؛ اگر وصل شود، نورانیت میآید. اگر نورانیت نمیآید، یعنی جایی از ارتباط قطع شده است. افکار دنیایی، اتصال را به هم میزنند.
نکته پنجم: تفاوت پدر اصلی ابراهیم با آذر
چرا در سوره ابراهیم، ابراهیم برای پدر و مادرش دعا میکند (رب اغفر لی و لوالدی)؟
این دعا برای پدر و مادر اصلی ابراهیم است که از آنها متولد شده. پدر اصلی ابراهیم، جناب تارخ بوده که مومن و از افراد باایمان به شمار میآمده است.
آذر چه کسی بود؟
آذر عموی ابراهیم بود. به دلیل شرایط و اقتضائاتی که در تاریخ ثبت شده، ابراهیم تحت سرپرستی عمویش آذر تربیت شد. در آن زمان رسم بود که به چنین سرپرستانی «پدر» گفته میشد.
نکته ششم: درس عبرت از تربیت ابراهیم در دامن مشرک
عجیب نیست که فردی عمری تحت سرپرستی شخصی کافر و مشرک تربیت شود و سپس به مقام اولوالعزمی برسد؟ این درس و عبرت بزرگی است.
جناب آسیه نیز زن فرعون بود و اسیر دست او، اما از زنان موحد بهشتی شد. این نشان میدهد که محیط و شرایط، دلیل نمیشود.
نقش اراده در سرنوشت انسان
خدا در هر شرایطی کسی را که اراده کند، کمک میکند؛ به شرطی که خودش اراده کند. همانگونه که در آیه سوره طلاق آمده، اگر زن و شوهر اراده اصلاح داشته باشند، خدا خودش آن را درست میکند.
وقتی یوسف میخواست در دام زلیخا بیفتد، درها بسته بود و کلید فقط دست زلیخا بود. اما یوسف اراده کرد که پاک بماند و از گناه فرار کند و خدا راه را برایش باز کرد.
سنت الهی در باز کردن راهها
سنت الهی این است که به خاطر امتحان و آزمایش، راه خیر برای کسی که اراده خیر کند باز میشود و راه شر برای کسی که اراده شر کند. این باز بودن راهها برای تحقق امتحان است؛ زیرا امتحان وقتی معنا دارد که انسان قدرت بر فعل و ترک داشته باشد.
فردی که مادرزادی کور است و به نامحرم نگاه نکرده، هنری نکرده است. اما کسی که چشم بینا دارد و چشمپوشی میکند، هنر کرده و به آرامش و برکت میرسد.
نتیجهگیری
ابراهیم تحت سیطره آذری مشرک و کافر بود، اما نه تنها سلامت نگرش داشت، بلکه به مراتب اعلای توحید رسید. خدای ابراهیم و خدای ما یکی است؛ خدایی که یوسف را از درهای بسته نجات داد، پیامبر را در غار با تار عنکبوت حفظ کرد و ابراهیم را کنار مشرک گردنکلفت به مراتب بالای ایمان رساند. خدا تغییر نکرده و تاریخ مصرف ندارد؛ این ما هستیم که عوض میشویم.
نکته هفتم: اهمیت کنترل اراده، فکر و نیت
سختترین کار، کنترل اراده فکر و نیت است. ممکن است انسان به زبان بگوید خیرخواه است، اما در دلش نفرت و بخل و حسادت باشد. ای کاش دل ما همرنگ زبان ما بود.
اگر در دل خیرخواه دیگران باشی، خدا برایت خیر پیش میآورد
اگر برای دیگران شر بخواهی، گرفتاری به سراغت میآید مگر اینکه رحمت خدا شامل حال شود
جمعبندی و درس عبرت نهایی
درس عبرت از ابراهیم موحد این است که تربیت زیر نظر مشرک کافر، حجت نیست. دانشگاه دلیل نمیشود، جامعه دلیل نمیشود، شهر و محل زندگی دلیل نمیشود. نباید گفت «من کجا هستم» یا «در کدام شهر یا دانشگاه هستم»؛ بلکه باید گفت: «حسابکتاب من با خداست و میخواهم پاک زندگی کنم.» اگر این را صادقانه از دل بگویی، راه برایت باز میشود.