1405/07/06
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: تفسیر موضوعی/غضب و حلم /آیه 114 سوره توبه
صحبت در تفسیر آیه ۱۱۴ سوره مبارکه توبه
مقدمه
در ادامه بحث تفسیری، به آیه ۱۱۴ سوره مبارکه توبه رسیدیم. پس از ارائه مطالب مقدماتی و شرح لغات، اکنون به بررسی نکات تفسیری این آیه میپردازیم.
نکات تفسیری
نکته اول: چرا حضرت ابراهیم علیه السلام برای عموی خود آذر استغفار میکرد؟
در پاسخ به این پرسش، دو جهت اصلی وجود دارد:
۱. هدف اصلی استغفار، هدایت عمو بوده است، نه احساسات
حضرت ابراهیم علیه السلام در آخرین لحظات نیز تلاش داشت عموی خود را نجات دهد و او را به دامن توحید بازگرداند. این رویکرد، الگویی برای هدایت افراد گول خورده در فتنه هاست. همانگونه که امام خمینی ره نیز بر نجات افراد فریب خورده داخلی تأکید داشتند، هنر هدایت، جنگ حداکثری برای نجات افراد است.
تمایز میان افراد معاند و فریب خورده
- افراد معاند: کسانی که سابقه روشنی در دشمنی دارند (مانند موارد متعدد زندان یا ارتباط با عوامل بیگانه)، نباید مورد ترحم قرار گیرند.
- افراد فریب خورده: کسانی که برای اولین بار و از سر عصبانیت یا نارضایتی وارد خطا شده اند، شایسته هدایت و بخشش هستند.
مبرا بودن انبیا از احساسات انسانی:
انبیا و اولیای الهی از رذائل اخلاقی و احساسات سطحی که انسان های عادی به آن گرفتارند، مبرا هستند. آنها تحت تأثیر تعریف و تمجید یا ناراحتی های زودگذر قرار نمیگیرند. امام خمینی (ره) در این زمینه فرمودند که تکلیف خود را انجام میدهند و تفاوتی برایشان ندارد که مردم چه میگویند.
نتیجه: استغفار حضرت ابراهیم علیه السلام بر اساس هدایت بوده است، نه احساسات زودگذر.
استغفار و دعا برای دیگران، یکی از مهمترین ابزارهای هدایت و جذب افراد است. این روش، جنبه سیاسی و اجتماعی نیز دارد. حضرت ابراهیم علیه السلام میخواست عموی خود را از حلقوم مشرکان بیرون بکشد و به دامن اسلام بازگرداند.
تأثیر دعا در هدایت فرزندان:
- دعای پدر و مادر، از بهترین ابزارهای هدایت فرزندان است.
- دعا باید با دل و خلوص باشد، نه صرفاً زبانی.
- نمونه های بسیاری از تأثیر دعاهای خالصانه در هدایت فرزندان پس از سالها وجود دارد.
علی ای حال استغفار حضرت ابراهیم علیه السلام برای عمویش، علاوه بر جنبه هدایتی، زمینه جذب او به اسلام را فراهم میکرد.
2. استغفار حضرت ابراهیم علیه السلام به خاطر شأن و کمال خودش بوده است
این حرکت حضرت ابراهیم علیه السلام ربطی به شخصیت عمویش نداشت، بلکه اقتضای کمال و شأن خود ایشان بود. هر کسی که از ابراهیم خلیل علیه السلام باشد و حلیم باشد، باید چنین رفتاری داشته باشد.
مثال کاربردی:
در یک خانواده، دو برادر با یکدیگر کدورت دارند. برادر بزرگتر به دلیل اذیتهای مکرر، حاضر نیست در زمانی که برادر کوچکتر در اتاق عمل است و به کمک نیاز دارد، به او کمک کند. اما اگر انسان حلیم و بزرگواری باشد، باید کینه ها را کنار بگذارد و به یاری دیگران بشتابد.
نتیجه: انسانهای بزرگ، رذائل اخلاقی را برای خودشان حل میکنند و به شأن و کمال خودشان عمل میکنند، نه بر اساس رفتار دیگران.
لذا ذوات مقدسه بزرگواری خاصی نسبت به مردم دارند. هنگام مراجعه به حرم اهل بیت علیهم السلام ، از بزرگان چیزهای بزرگ بخواهید. حضرت معصومه سلام الله علیها مقام شفاعت تمام شیعیان را دارد، پس از ایشان خواسته های بزرگ بخواهید، نه صرفاً امور کوچک روزمره.
نکته دوم تفسیری: بررسی روایت جعلی درباره شأن نزول آیه
در ذیل این آیه، روایتی نقل شده است که باید به جعلی بودن آن توجه کنیم:
متن روایت:
حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ، أَخْبَرَنَا يَعْقُوبُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، عَنْ صَالِحٍ، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ، قَالَ: أَخْبَرَنِي سَعِيدُ بْنُ المُسَيِّبِ، عَنْ أَبِيهِ أَنَّهُ أَخْبَرَهُ: أَنَّهُ لَمَّا حَضَرَتْ أَبَا طَالِبٍ الوَفَاةُ جَاءَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَوَجَدَ عِنْدَهُ أَبَا جَهْلِ بْنَ هِشَامٍ، وَعَبْدَ اللَّهِ بْنَ أَبِي أُمَيَّةَ بْنِ المُغِيرَةِ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِأَبِي طَالِبٍ: " يَا عَمِّ، قُلْ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، كَلِمَةً أَشْهَدُ لَكَ بِهَا عِنْدَ اللَّهِ " فَقَالَ أَبُو جَهْلٍ، وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي أُمَيَّةَ: يَا أَبَا طَالِبٍ أَتَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ عَبْدِ المُطَّلِبِ؟ فَلَمْ يَزَلْ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَعْرِضُهَا عَلَيْهِ، وَيَعُودَانِ بِتِلْكَ المَقَالَةِ حَتَّى قَالَ أَبُو طَالِبٍ آخِرَ مَا كَلَّمَهُمْ: هُوَ عَلَى مِلَّةِ عَبْدِ المُطَّلِبِ، وَأَبَى أَنْ يَقُولَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَمَا وَاللَّهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ مَا لَمْ أُنْهَ عَنْكَ» فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى فِيهِ: {مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ} [التوبة: ١١٣] الآيَةَ[1]
این روایت در منابع اهل سنت (صحیح مسلم و صحیح بخاری) از سعید بن مسیب نقل شده است. بر اساس این روایت، هنگامی که ابوطالب در بستر مرگ بود، پیامبر صلی الله علیه و اله به عیادت او رفتند و از او خواستند که «لا اله الا الله» بگوید. اما ابوجهل و عبدالله بن ابی امیه که کنار بستر ابوطالب علیه السلام بودند، او را از این کار بازداشتند و ابوطالب علیه السلام در نهایت گفت: «من بر آیین عبدالمطلب هستم». سپس این آیه نازل شد که پیامبر و مؤمنان حق ندارند برای مشرکان استغفار کنند، حتی اگر از نزدیکان باشند.
دلایل جعلی بودن این روایت:
۱. راوی روایت:
سعید بن مسیب، تنها راوی این روایت است و هیچ راوی دیگری آن را نقل نکرده است.
شخصیت سعید بن مسیب:
سعید بن مسیب از دشمنان درجه یک امیرالمؤمنین علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام بوده است. نقل شده که او به جنازه امام سجاد علیه السلام اعتنایی نکرد و حاضر شد بر جنازه حجاج نماز بخواند. چنین شخصی که اینقدر با اهل بیت علیهم السلام لجاجت داشته، هیچ حرفی از او درباره امیرالمؤمنین علیه السلام و پدرشان اعتبار ندارد.
تناقض تاریخی:
- سوره توبه در سال نهم هجری (در مدینه) نازل شده است.
- حضرت ابوطالب علیه السلام در سال دهم بعثت (سه سال قبل از هجرت) از دنیا رفته اند.
- اگر این آیه درباره مرگ ابوطالب بود، باید ده سال زودتر نازل میشد.
۴. ایمان ابوطالب:
ایمان حضرت ابوطالب علیه السلام از مسلمات مذهب ماست و در منابع و اسناد ما به اثبات رسیده است.