« فهرست دروس
درس تفسیر استاد سیدمحمد میراحمدی

1404/11/01

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: تفسیر موضوعی/غفلت /ریشه ها و عوامل غفلت

 

هشتمین ریشه و عامل از عوامل غفلت عبارت است از «آرزوهای طولانی»
تذکر:

نفسِ آرزو مدنظر نیست؛ قید «طولانی» در اینجا مفهوم دارد. آنچه ریشه غفلت است، آرزوهای دور و دراز است. این موضوع در دو مقام مورد مقایسه و بررسی قرار می‌گیرد:

مقام اول: مقایسه آرزوهای طولانی با تدبیر و برنامه‌ریزی
در روایات و احادیث، همان‌قدر که از آرزوهای طولانی نهی شده‌ایم، به تدبیر سفارش شده‌ایم. مؤمن باید در زندگی‌اش تدبیر داشته باشد.
الف) ضرورت برنامه‌ریزی متناسب با فرد
توصیه‌ای که در جلسه گذشته مبنی بر یادگیری زبان خارجه شد، یک دستور واجب فقهی همگانی نیست؛ بلکه مقصود این است که همه باید برای عمرشان برنامه داشته باشند.
هر فرد باید متناسب با حال، سن، شرایط و استعداد خود (چه در منبر، تبلیغ، تفسیر، فلسفه، کار اجرایی یا فرهنگی) برنامه‌ریزی کند. شاید استعدادی که قبلاً نبوده، اکنون شکوفا شده باشد.
ب) پرهیز از روزمرگی و رهاشدگی
رها کردن خود و عادت به روزمرگیِ تکراری بسیار بد است.
قبولی در مراحل گذشته عمر دلیل بر ادامه همان روند نیست. ممکن است نیاز باشد فضا عوض شود (مثلاً جایگزینی تدریس به جای درس خواندن، یا تغییر مکان فعالیت)
ج) توصیه مدیریتی (گردش نخبگان و پرهیز از فسیل شدن)
تشویق به رفتن و قبول مسئولیت برای مدت معین (مثلاً ۳ یا ۵ سال) جهت آبادانی آنجا و قوی شدن خود فرد.
شرط مهم اینست که نباید از روز اول فقط به آن میز و مسئولیت فکر کرد و آنجا ماندگار شد (فسیل شدن). باید پس از مدتی کار را به دیگری تحویل داد و خود به پله بالاتر رفت تا راه برای دیگران باز شود و خود فرد نیز پیشرفت کند.
د) آسیب‌شناسی منابر و لزوم تخصص‌گرایی
بسیاری از منابر به دلیل نداشتن برنامه، بازدهی لازم را ندارند.
تفاوت منبری‌های معروف با دیگران در «انتخاب حساب‌شده» و «برنامه‌ریزی» است. آن‌ها در چند منبر درخشیدند و همان روال را ادامه دادند.
برای «پرش» و تغییر مسیر، نیاز به برنامه بر اساس ظرفیت‌ها و استعدادهای شخصی است (خواه زبان خارجه، منبر رسانه‌ای، تدریس، یا مدیریت)
دغدغه اصلی این است که زندگی یکدست، تکراری و یکنواخت نباشد و رو به پیشرفت باشد. شرط پیشرفت، برنامه داشتن (تدبیر) است. نقطه مقابل تدبیر، خیالبافی و توهم (زیر پتو غوغا کردن به جای میدان عمل) است.
مقام دوم: مقایسه طول‌الامل با نفسِ امل (رجا و امید)
نفس امل از یک جهت به معنای «رجا» (امید) است. اگر عمل به معنای امید باشد، نه تنها بد نیست، بلکه لازم و مایه رحمت است.
در روایت است : «عمل و آرزو و امید داشتن مایه رحمت برای امت من است.»
بدون امید، انسان از هر فعالیتی ساقط می‌شود.
تاکید مکرر بر تزریق امید در جامعه (توسط مسئولین و مدیران). ناامیدی حرام است. مسئول نباید بذر ناامیدی بپاشد؛ بلکه باید پاسخگو باشد و ادبیاتش امیدوارکننده و عملیاتی باشد.
مثال‌ها: مادر شیرده به امید آینده به فرزندش شیر می‌دهد؛ باغبان به امید ثمر دادن، درخت می‌کارد.
امید باعث نشاط و نشاط باعث فعالیت می‌شود. طلبه‌ای که امیدش را از دست بدهد، «پنچر» می‌شود. آدم پنچر، نشاط و فعالیت ندارد و نتیجه‌اش خانه‌نشینی و درگیری با اعضای خانواده (گیر دادن به همسر، فرزند و وسایل خانه) است.
تفکیک طول‌الامل از امید
آنچه در روایات رد شده، طول‌الامل (آرزوهای طولانی و دور و دراز) است که هیچ پشتوانه، تلاش و تدبیری ندارد.

خیالبافی محض (زیر پتو)، بدون امکانات و استعداد، که مؤمن را از درون پوک می‌کند ویژگی طول الامل است.
جایگزینی طول‌الامل به جای رجا، زمینه غفلت از خدا، خود، آینده، خانواده و استعدادها را فراهم می‌کند.
عامل نهم غفلت؛ سرگرمی‌های ناسالم
نهمین ریشه و عامل غفلت، سرگرمی‌های ناسالم است.
مبانی قرآنی (سوره لقمان، آیه ۶(
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَهَا هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِین»
برخی مردم پول می‌دهند تا «لهو الحدیث» (گفتار لهو و لعب) بخرند. هدفشان این است که دیگران را بدون آگاهی و علم از راه خدا گمراه کنند و آیات الهی را به تمسخر بگیرند.

شأن نزول و تفاسیر آیه
در تفسیر این حادثه بین مفسرین اختلاف است:
قول اول (نضر بن حارث) از تاجر ثروتمندی که در سفر به ایران، کتاب داستان‌های ایرانی (مانند رستم و اسفندیار) را خرید و به مکه آورد. او مردم و تازه‌مسلمانان را دور خود جمع می‌کرد و می‌گفت به جای قصه‌های قوم عاد و ثمود (که پیامبر می‌گوید)، داستان‌های جدیدتر رستم و اسفندیار را بشنوید. او با قصه‌گویی، مردم را از اطراف پیامبر پراکنده و گمراه کرد.
قول دوم : مردی که کنیز خواننده (مغنیه) خرید تا برایش شبانه‌روز بخواند. این سرگرمی باعث شد از نماز، یاد خدا، مسجد و پیامبر غافل شود و زندگی‌اش با غنا و موسیقی نابود گردد.
فارغ از شأن نزول، آیه یک «ملاک» ارائه می‌دهد:
تعریف فسق هر چیزی که انسان را از یاد خدا غافل کند و از حقیقت خدا فاصله بیندازد، «لهو الحدیث» است.
مصادیق، تلویزیون، فضای مجازی (ایتا، تلگرام، اینستاگرام)، کتاب قصه، کاسبی، و حتی کارهای علمی مثل نوشتن تقریرات در زمان عبادت.
نکته مهم:

اگر در موقع نماز مشغول کار دیگری شویم (حتی نوشتن درس)، آن کار برکت ندارد و مصداق غفلت است. شیطان از همین‌جاها در نفس مؤمن رسوخ می‌کند.
آیا مؤمن نباید سرگرمی داشته باشد؟ خیر.
توصیه اهل بیت علیه السلام: مؤمن باید بخشی از روز خود را به سرگرمی و تفریح اختصاص دهد (تقسیم‌بندی ساعات روز(
سرگرمی می‌تواند با دوست یا همسایه باشد، اما نباید از سهمیه خانواده غافل شد.
اگر زن و فرزند در سرگرمی با مردِ زندگی خود تأمین شوند (شوهر یا پدر برایشان وقت بگذارد)، از نظر روحی تأمین می‌شوند و اسرار دلشان را به بیرون (جاری، خواهر، همسایه) نمی‌برند.
قشر بانوان و نوجوانان نیاز جدی‌تری به سرگرمی دارند و نباید محروم شوند.

logo