« فهرست دروس
درس تفسیر استاد سیدمحمد میراحمدی

1404/10/21

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: تفسیر موضوعی/غفلت /ریشه ها و عوامل غفلت

 

در ادامه مباحث پیشین پیرامون ریشه‌ها و عوامل غفلت، پس از بررسی چهار مورد نخست، به مورد پنجم یعنی «سلامتی و عافیت» پرداخته می‌شود. ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا اموری که ذاتاً مطلوب و مثبت تلقی می‌شوند (مانند ثروت، پست و مقام، علم و دانش، و سلامتی) به عنوان عوامل غفلت معرفی می‌گردند.
پاسخ این است که تمامی این امور همانند «شمشیر دو لبه» عمل می‌کنند. کیفیت مدیریت انسان تعیین‌کننده آن است که این امور نعمت باشند یا نقمت. همان‌گونه که ثروت و مقام می‌توانند منجر به عاقبت‌به‌خیری یا در مقابل، سبب ذلت و افتضاح گردند، سلامتی نیز تابع همین قاعده است. جوهره وجودی شخص و نحوه تعامل او با این فرصت‌ها مشخص می‌کند که آیا او امیر بر ثروت است یا ثروت امیر بر او.
تبیین رابطه عافیت و غفلت
یکی از بسترهایی که انسان را دچار خواب و غفلت می‌کند، «دوام و استمرار عافیت و سلامتی» است. این خواب، کنایه از همان غفلت است. برای درک چگونگی تبدیل شدن عافیت به غفلت، ابتدا باید سه نکته مقدماتی مورد بررسی قرار گیرد.
دیدگاه فقهی اسلام، وجوب حفظ صحت و حرمت اضرار به نفس
نخستین نکته، بررسی نظر اسلام نسبت به مسئله سلامتی است. از منظر فقهی، «حفظ صحت و مراقبت از سلامتی» واجب شرعی است. هر عملی که سلامتی انسان را به طور جدی و قابل اعتنا به خطر بیندازد، حرام است؛ حتی اگر آن عمل، عبادتی مهم مانند روزه باشد.
فقها تصریح کرده‌اند که اگر روزه برای فردی ضرر داشته باشد (مانند بیمار فشار خونی که روزه برایش حکم سم را دارد)، نه تنها جایز نیست، بلکه حرام است. باید توجه داشت که ملاک حرمت، «خطر» است و نه صرفاً «سختی». سختی جزء ذات روزه است (مانند عطش در روزهای طولانی تابستان) و موجب تقویت بدن می‌شود؛ اما اگر عملی سلامت را تهدید کند و ضرر معتنابه داشته باشد (حتی اگر فرد در لحظه احساس سختی نکند اما بعداً دچار عوارض شدید شود)، آن عمل حرام است.
این حکم شامل ورزش‌های خطرناک (مانند بوکس حرفه‌ای که منجر به جراحات شدید می‌شود) و اعمالی مانند خالکوبی‌های غیربهداشتی که مواد شیمیایی را وارد خون کرده و در درازمدت سلامت را تهدید می‌کنند، نیز می‌شود. هر آنچه سلامت را تهدید کند، حرام است.
شمول مفهوم عافیت: سلامت جسم و سلامت روح
نکته دوم، توجه به معنای عام و مطلق «عافیت» در روایات است. در ادعیه (مانند دعای امام صادق علیه‌السلام) طول عمر همراه با «خیر و عافیت» درخواست می‌شود.
طول عمر تنها زمانی ارزشمند است که فرصتی برای جبران گذشته باشد؛ در غیر این صورت، طبق فرمایش امام سجاد علیه السلام ، اگر عمر «مرتع و چراگاه شیطان» شود، مرگ بر آن ارجحیت دارد. عبور از ۴۰ سالگی نقطه عطفی است که نشان‌دهنده پایان جوانی و لزوم بازنگری جدی در اعمال گذشته است. عدم درک تباهی عمر در این سن، ننگ بزرگی محسوب می‌شود.
مفهوم عافیت شامل هر دو بُعد «جسم» و «روح» است. متأسفانه انسان‌ها نسبت به عافیت جسمانی حساسیت بالایی دارند، اما در برابر بیماری‌های روحی و رذایل اخلاقی (مانند حسادت، سوءظن، عُجب و تکبر) بی‌تفاوت هستند. در حالی که بیماری‌های روحی خطرناک‌تر بوده و سال‌ها در جان انسان ریشه می‌دوانند. سفارش پیامبر اکرم (ص) به طلب عافیت در شب قدر، ناظر به سلامت توأمان جسم و روح است.
تمایز «طلب عافیت» و «عافیت‌طلبی»
نکته سوم، تفاوت ماهوی میان این دو اصطلاح است:
طلب عافیت امری پسندیده و مورد سفارش اهل‌بیت علیهم السلام است که طی آن انسان از خداوند سلامت جسم و روح را می‌خواهد.
عافیت‌طلبی صفتی مذموم است. عافیت‌طلبی به معنای آن است که انسان با وجود برخورداری از توان جسمی، مالی و امکانات، خود را در صف ناتوانان و ضعیفان قرار دهد تا از زیر بار مسئولیت، جهاد و قیام شانه خالی کند.
آیه ۸۶ سوره توبه به این گروه اشاره دارد. کسانی که صاحب امکانات و قدرت هستند (اولوا الطول)، هنگام فرمان جهاد، از پیامبر اجازه می‌خواهند که در شهر بمانند و هم‌نوا با «قاعدین» (افراد ناتوان مانند پیران) باشند. این افراد در زمان صلح مدعی و طلبکارند، اما در زمان نیاز نظام به حمایت، صحنه را ترک می‌کنند. ریشه این رفتار، ضعف و عدم استحکام روحی است.

با توجه به نکات مقدماتی، چگونگی تبدیل سلامتی به غفلت تبیین می‌شود:
اگرچه انسان باید از بیماری به خدا پناه ببرد و طلب سلامتی کند، اما گاهی بیماری‌های خفیف به مثابه هشداری رحمانی عمل می‌کنند. خطر اصلی زمانی است که سلامتی و عافیت مستمر و طولانی شود و قدر این نعمت دانسته نشود.
این استمرار سلامتی، همانند یکنواختی جاده که راننده را به خواب می‌برد، انسان را دچار خواب غفلت می‌کند. در بستر این غفلت، انسان ماهیت خود و خطاهای گذشته را فراموش کرده و تصفیه نمی‌شود.
بنابراین، بیماری‌های گذرا که انسان را بیدار کرده و ضعف او را یادآور می‌شوند، می‌توانند لطف الهی باشند. عافیت حقیقی آن است که ضمن برخورداری از سلامت جسم و روح، انسان را گرفتار خواب غفلت نکرده و عاقبت به شر نسازد.

logo