1404/10/02
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: الأمارات/حجية ظواهر الألفاظ /تبیین مراد شهید اول از اماره بودن خبر
در باب مباحث اصولی، جملاتی را جهت تکمیل بحث پیشین بیان میدارم تا انشاءالله آن مقصود محقق گردد. این امر، موضوع حائز اهمیتی است و امید است که عزیزان پس از مطالعه، چنانچه در این راستا تطبیق و مقایسهای انجام دادند، نتیجه را ارائه فرمایند تا بنده نیز بهرهمند گردم.
مبحثی که مطرح نمودیم، پیرامون مسئلهی خطیر «خبر واحد» بود. در آنجا از شهید [اول] نقل قول کردیم که [سایر علما] خبر واحد حکم اماره را دارد؛ و این اماره، نشاندهنده واقع است.
[یکی از شاگردان: علامت به واقع.]
استاد: بله، علامت به واقع.
تبیین مراد شهید اول از اماره بودن خبر
این بیان مرحوم شهید اول بسیار حائز اهمیت است که فرمودند: «خبر واحد اساساً حکم اماره به واقع را دارد». عرض بنده در اینجا، در خلال بحثی که انشاءالله میخواهیم به نتیجه برسیم و نتیجه نیز حاصل خواهد شد، این است که بتوانیم مقصود مرحوم شهید اول را به درستی دریافت کنیم. آیا منظور ایشان «اماره شرعی» است؟ چرا که ایشان توضیحی ارائه ندادهاند و صرفاً فرمودهاند که این حکم اماره را دارد. آیا بگوییم شرعاً حکم اماره به واقع را دارد؟ خب، این یک مطلب است.
اما اگر بگوییم خیر، ذات خبر بدینگونه است و حقیقت خبر چنین اقتضایی دارد که عنوان اماره به واقع را داشته باشد؛ یعنی هر خبری را که شما به عنوان خبر انتزاع نموده و میپذیرید، ذاتاً یک نوع اماره به واقع است. بنده از ظاهر کلام مرحوم شهید چنین استظهار کردم که ایشان اساساً میخواهند بفرمایند کلیت خبر چنین حالتی دارد. حال به کلمات ایشان دقت بفرمایید تا ببینید آیا این برداشت بنده صحیح بوده است یا خیر. ایشان خبر را به عنوان یک اماره به واقع معرفی میکنند و ظاهراً خصوصیت جنبه شرعی بودن و ملاک شرعی و مرتبط نمودن آن از این جهت، مد نظر ایشان نیست.
بنابراین، اگر ما این را بیان ایشان بدانیم، باید دارای یک مبنای عرفی باشد. ما باید بگوییم این مسئله عرفیت دارد؛ بدین معنا که بنای عقلا بر این است که اخبار را اماره به واقع محسوب میکنند، مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. اگر چنین باشد، ما واقعاً به مطلب مطلوبی دست یافتهایم و میتوانیم بگوییم تمام اخبار، و خودِ این خبر واحد نیز، یک اماره به واقع است؛ زیرا «کُلُّ خَبَرٍ» (هر خبری) بدینگونه است و هر خبری به خودی خود یک اماره به واقع محسوب میشود. در اینجا، اگر همان بیان مرحوم شهید را بپذیریم، عنوانِ خبر واحد برای ما حل میشود و مسئله فیصله مییابد.
لیکن اگر منظور ایشان این باشد که این مطلب از ادله شرعی مستفاد است – که البته بسیار بعید به ذهن میرسد –این «اولالکلام» است که آیا از ادله شرعی «جعلِ اماره» صورت گرفته است؟ و آیا خبر واحد جعل شده است برای اینکه اماره به واقع باشد؟ یعنی به حسب جعل شرعی مقصود ایشان باشد؟ همانطور که عرض کردم، بسیار بعید به نظر میرسد که منظور ایشان این باشد. اما اگر کسی چنین مطلبی را از بیان ایشان برداشت نمود، اینجا ابتدای بحث و مناقشه است. ما باید بررسی کنیم که آیا از ادله... یعنی ایشان فرمایشی داشتهاند، اما حال که ما میخواهیم به این سخن اعتماد کنیم، اعتماد کردن به این حرف کار آسانی نیست. بایستی این مطلب را با سایر ادله بسنجیم و ببینیم آیا واقعاً سنجش آن با ادله دیگر سازگار است یا خیر.
علیالاجمال، تا اندازهای که اکنون بحث ما پیش رفته است، تصور بنده بر این است که استخراج اماره بودن از ادله شرعی بسیار دشوار است؛ بدین معنا که بتوان به قطعیت دست یافت. اینکه «اگر خبری دیدی میتوانی به آن عمل کنی»، ما روایات خاصهای در باب «سهل بودن» (تسامح) داریم که آن هم تنها در مسائل مستحبات است؛
انطباق با اخبار من بلغ و قاعده تسامح
در امور استحبابی دلیل داریم – دلیل خاص هم داریم و کفایت هم میکند و از مجموعه آن ادله قوی است – که هر کس از طریق خبری به مطلبی رسید و به آن عمل نمود، خداوند از او میپذیرد. در اینجا «سمحه و سهله» (آسانی و گشایش) جاری است.
پس ما به طور کلی چنین دلیلی نداریم، اما اماره بودنِ آن در عبادیات و در برخی اموری که روایات «من بلغ» شامل آن میشود را میتوانیم بپذیریم و بگوییم این یک نوع اماره است و از این ادله، حکم اماره را به آن اطلاق کنیم. ولی ظاهراً این امر به واجبات تعلق نمیگیرد. این حکم برای امور مستحبی، مانند نماز و عبادات خاصه و خصوصیاتی از این دست است که اخبار «من بلغ» آن را بدین صورت تأیید میکند. مکلف نیز به عنوان «رجاء» – همانطور که علما رجاءً للثواب قائل هستند – این کار را انجام میدهد و از او پذیرفته میشود و کفایت هم میکند و حتی عملش صحیح است.
حال اگر فرمایش مرحوم شهید به خاطر این روایات بوده و ایشان چنین برداشتی کرده باشند که خبر، اماره به واقع است، خب این اختصاص به مستحبات و امور مربوط به اعمال استحبابی دارد و راه دیگری نداریم. آن هم با نیت رجاء؛ رجاء به اینکه چون این روایت رسیده است، من عمل میکنم. اما در موارد دیگر، مشکل است که ما بتوانیم به آن عمومیت بدهیم. و حال آنکه بیان مرحوم شهید اول تقریباً عام است و به خصوصیت معینی توجه ندادهاند که بگوییم ما را به ویژگی خاصی ارجاع دادهاند، بلکه به طور کلی فرمودهاند خبر واحد عنوان اماره را دارد.
این تحلیلی بود که در ادامه بحث دیروز و روزهای گذشته در باب خبر واحد بیان داشتیم.