« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1405/07/06

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: روابط بین الملل/روابط بین‌الملل در سوره ممتحنه /معیار تفکیک کافر محارب و غیرمحارب

 

«این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.»

 

پیشینه بحث و بررسی آیات سوره ممتحنه

در مباحث گذشته، به آیات هشتم و نهم از سوره مبارکه ممتحنه رسیدیم. وجه نام‌گذاری این سوره به ممتحنه نیز در اصل ناظر به آزمودن زنانی است که وارد می‌شدند و ادعا می‌کردند مؤمن هستند و ایمان آورده‌اند و بدین ترتیب با مردان و مؤمنانی که پذیرای زندگی مشترک با آنان شده بودند همراه می‌گشتند. در این مقام، دستور الهی بر آن است که این زنان را بیازمایید. در صورت مساعد بودن وقت، این مسئله را تبیین خواهیم کرد که تنها پس از سنجش و احراز ایمانشان، به آنان اعتماد کنید؛ زیرا در موارد متعددی محتمل است این افراد به اسم پذیرش ایمان، دست به جاسوسی بزنند و خسارت‌ها و لطماتی بر اهل ایمان و جامعه مؤمنان وارد سازند.

این مسئله، موضوعی بسیار پیچیده و دقیق است؛ چرا که زنانی در میان مؤمنان درآیند و با ادعای تشرف به ایمان، وارد جامعه اسلامی شوند، اما عملکردشان در عمل به سود کفار باشد، که در اصطلاح رایج، به عناصر نفوذی موسوم به پرستو تعبیر می‌شود. بدین معنا که اخبار، برنامه‌ها و ابعاد زیست مؤمنان را به دست آورند و به کفار منتقل ساخته و با آنان ارتباط برقرار کنند؛ یا اینکه در مواردی اذهان و افکار مؤمنان را به انحراف بکشانند. آنان هرگز آشکارا کفر خود را اظهار نمی‌کنند، بلکه با تمسک به نام ایمان، سخنان و مطالبی را در میان مؤمنان القا می‌کنند تا وضعیت موجود را دگرگون ساخته و تباه نمایند. از این رو، قرآن کریم در ادامه—پس از بررسی دقیق آیات پیشین در جلسات گذشته—حکم را تبیین فرمود. اجمال بحث پیشین این بود که نهی الهی، حاکم بر تمامی استدلال‌ها و براهین قرار داده شده است؛ بدین بیان که حتی اگر مقتضای استدلال‌ها، برقراری پیوند با این دسته از کفار باشد، خداوند متعال نهی مطلق فرموده است که دست به چنین اقدامی نزنید. این حکم در طلیعه سوره وارد شده بود که از اتخاذ ولیّ نهی می‌کرد و می‌فرمود ﴿لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ﴾[1] که توضیحات آن گذشت.

تفصیل میان کافر محارب و غیرمحارب در آیه هشتم

اما آیه شریفه دیگر، میان کفار محارب و غیرمحارب تفصیل قائل شد و مرز میان کفاری را که اهل محاربه‌اند با کسانی که در حال جنگ با مسلمانان نیستند، به روشنی تفکیک کرد و فرمود ﴿لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ﴾؛ یعنی کسانی که در صدد کشتار شما و اخراجتان از سرزمینتان برنیامده‌اند، مانعی ندارد که با آنان با نیکی رفتار کنید و کار شایسته انجام دهید؛ چنان‌که عبارت ﴿أَنْ تَبَرُّوهُمْ﴾ بر احسان و نیکوکاری نسبت به آنان دلالت دارد. همچنین بر اساس عبارت ﴿وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ﴾ مقتضی است بر پایه قسط، عدل و شیوه‌ای صحیح با آنان رفتار شود و این رویکردی پسندیده است، چرا که ﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ﴾[2] .

این آیه به‌روشنی کافر غیرمحارب را تفکیک نموده است؛ بدین معنا که نسبت به کسانی که در مقام محاربه نیستند، برقراری ارتباط، احسان، نیکوکاری و رعایت عدالت و قسط کاملاً جایز است. آیه شریفه مدار و محور اصلی را بر قسط نهاده است؛ بدین بیان که نسبت به این افراد—که محارب نبوده هرچند از زمره کفار و کافر غیرحربی به شمار می‌آیند—رعایت قسط لازم شمرده شده است. تعبیر الهی به اینکه ﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ﴾ تأکیدی است بر این امر که دادگری شما مایه محبت و رضایت پروردگار است. بنابراین، تعامل با غیرمحارب به این شیوه، صحیح و مشروع است و حکم آن به کمال تبیین گردیده است؛ آنجا که می‌فرماید ﴿لَا يَنْهَاكُمْ﴾؛ یعنی خداوند شما را بازنداشته است: ﴿لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ﴾. بلکه سزاوار است با آنان نیک‌رفتار و مهربان باشید؛ مفهوم بِرّ نیز دارای دلالتی بسیار گسترده است. تعبیر ﴿أَنْ تَبَرُّوهُمْ﴾ بیانگر لزوم برقراری پیوندی مبتنی بر خیرخواهی و احسان است تا از شما خشنود گردند و ﴿وَتُقْسِطُوا﴾ نیز متضمن رعایت اصل و ضابطه قسط در رفتار با آنان است؛ یعنی ﴿وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ﴾.

بنابراین، دستور آیه مذکور در خصوص کفار غیرحربی به‌طور عام بیان شده است تا نشان دهد آنچه در صدر سوره مبنی بر ﴿لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ﴾ و به تبع آن ﴿تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ﴾[3] وارد شده، ناظر به چه گروهی است و روشن سازد که ضابطه در مقام عمل، تفکیک میان محارب و غیرمحارب است. این آیه شریفه تصریح دارد که نهی مذکور، متوجه کافر غیرمحارب نیست؛ بلکه با غیرمحارب باید رفتاری انسانی داشت. این ضابطه، ملاکی در مناسبات بین‌المللی به دست می‌دهد که بر اساس آن می‌توان با چنین افرادی نیکی کرد و موازین قسط و عدل را درباره‌شان مراعات نمود؛ این آیه شریفه، مطلب را با بیانی بسیار لطیف، دقیق و جامع تقریر فرموده است.

تبیین مفهوم کافر محارب و مظاهره در آیه نهم

اما آیه بعد با ادات حصرِ ﴿إِنَّمَا يَنْهَاكُمْ﴾، حکم را محصور می‌سازد و بیان می‌دارد آن موردی که خداوند از ایجاد ارتباط با آنان نهی فرموده، اختصاص به کفار محارب دارد که در حال جنگ با مسلمانان هستند؛ آنجا که می‌فرماید ﴿إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ﴾[4] ؛ یعنی کسانی که اهل محاربه‌اند و به صورت جنگ و نزاع، تمهیدات کارزار را فراهم می‌آورند. در باب تحقق عنوان مقاتله و محاربه، دو بیان مطرح شده است: نخست بیان حضرت امام خمینی قدس‌سره است که فرموده‌اند مَنْ جَهَّزَ سِلَاحَهُ لِإِخَافَةِ النَّاسِ[5] ؛ بدین معنا که صِرف تجهیز و آماده‌سازی سلاح، موجب تحقق عنوان حربی می‌گردد. در مقابل، مرحوم علامه طباطبایی رحمةالله‌علیه قائل به مَنْ جَرَّدَ سِلَاحَهُ هستند؛ یعنی سلاح خود را برهنه و آخته کند، مانند اینکه بر سر راه بایستد و شمشیر از نیام برکشد تا ضربه زند. ایشان قید تجرید را به کار برده‌اند و صرف تجهیز را کافی نمی‌دانند، بلکه اطلاق عنوان محارب بر شخص را منوط به آن می‌دانند که سلاح را برکشیده و آماده کارزار ساخته باشد. البته بر مبنای هر دو تعبیر، جهت مشترک آن است که سلاح را برای ضربه زدن به طرف مقابل—که مؤمنان هستند—آماده کرده است تا به اذیت، آزار، قتل یا اخراج آنان از دیارشان منتهی گردد.

به هر تقدیر، مفاد آیه شریفه این است که اینان قصد کشتار شما را دارند: ﴿إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ﴾؛ یعنی در مواجهه با دین، ایمان و اسلام شما در پی آن‌اند که از هر طریق ممکن، در دینتان تضعیف ایجاد کنند و به سبب برخورداری‌تان از چنین آیینی، شما را به قتل برسانند: ﴿قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ﴾. این تعبیری بسیار رسا و بنیادین در تعریف کافر حربی است؛ کافر حربی کسی است که سودای بیرون راندن مسلمانان از دیارشان، بازگرداندن آنان از دینشان و تحمیل کارزار و کشتار را بر آنان در سر دارد.

سپس می‌فرماید ﴿وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ﴾؛ یعنی دشمنی خود را آشکار ساخته و آن را عیان نموده‌اند، به گونه‌ای که اخراج شما از دیارتان جزء شعار آشکارشان شده است و صریحاً ابراز می‌دارند که ما شما را از دیارتان اخراج می‌کنیم. در بیانات و گفتارشان این امر را کاملاً ابراز و اعلان می‌کنند. ملاحظه می‌فرمایید که در اینجا، تظاهر و آشکارسازیِ اخراج شما از دیارتان، ملاک شناسایی آنان به عنوان کافر حربی قرار گرفته است.

بنابراین، گاه مسئله به صورت اقدام عملی در قتال و اخراج از دیار نمود می‌یابد که این شقّ کاملاً روشن است؛ زیرا با ورود عملی، عنوان کافر حربی بر آنان صادق خواهد بود. اما گاه اقدام عملیِ مستقیم ندارند، ولی عداوت خود را کاملاً آشکار می‌سازند. این آشکارسازی گاه لفظی است؛ چنان‌که صریحاً به زبان می‌آورند که ما بنا داریم شما را از منازلتان بیرون کنیم و از دیارتان اخراج نماییم، یا با گفتار خویش اعلان می‌کنند که درصدد نابودی همه شما هستیم و دست به قتل می‌زنیم. گاه نیز به زبان جاری نمی‌سازند، اما در رفتار و عمل خویش به گونه‌ای تظاهر و ابراز می‌کنند که نمایانگر وضعیت کافر حربی است؛ یعنی در عمل نشان می‌دهند که در حال جنگ و تقابل تمام‌عیار با شما هستند. تعبیر ﴿وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ﴾ بیانی بسیار دقیق و روشنگر در این باره است.

معنای دیگری که از واژه ظاهرَ متبادر می‌گردد، پشتیبانی، هم‌پیمانی و اهتمام به پیگیری است؛ بدین معنا که پشتوانه و حامی اخراج مسلمانان و جنگ با آنان می‌شوند و این هدف را تعقیب می‌کنند. همان‌طور که بیان شد، در مقام عمل نشان می‌دهند که در حال ستیز و مقابله با مؤمنان هستند. آیه شریفه با این قید نیز کافر حربی را دقیقاً از سایر کفار متمایز می‌گرداند. احکام کفار از این حیث، مواردی نظیر تحریم‌های مصطلح امروزی را نیز در بر می‌گیرد که می‌توان آن را مصداقی از مظاهره به شمار آورد؛ چرا که واژه ﴿وَظَاهَرُوا﴾ شامل این دست از تحریم‌ها نیز می‌شود و ماهیت محاربه دارد، و کسانی که در تحریم‌های جنگ‌طلبانه مشارکت و همراهی می‌ورزند، مصداق این معاونت و پشتیبانی هستند.

البته باید توجه داشت گاهی تحریم، جنبه مبادلات تجاری و تدابیر اقتصادی خاصی دارد که بر اساس موازین مرسوم اقتصادی میان کشورها صورت می‌پذیرد؛ نظیر محدودیت واردات برخی کالاها نسبت به یک کشور یا نوسان قیمت‌ها در سازوکارهای متعارف اقتصادی که مردم انجام می‌دهند؛ مقصود ما این گونه تحریم‌ها نیست، بلکه مراد تحریم‌هایی است که از باب مقابله، ستیز و جنگ در برابر مؤمنان و مسلمانان و در امتداد اخراج از دیار و مقاتله صورت می‌گیرد؛ یعنی تعقیب همان اهدافِ ﴿أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ﴾ و ﴿قَاتَلُوكُمْ﴾ از طریقی دیگر.

بدین ترتیب روشن شد که تعبیر ﴿وَظَاهَرُوا﴾، واژه‌ای بسیار جامع و عمیق است که تمامی این مصادیق را در شناسانیدن کافر حربی برای ما تبیین می‌کند. بنابراین، هرگاه به هر نحوی وارد عمل شوند و در راستای قتال با مؤمنان، کشتار آنان و اخراجشان از دیار دست به پشتیبانی و هم‌پیمانی زنند، عنوان کافر حربی بر آنان انطباق می‌ابد. پس این دو آیه کریمه، مرز میان کافر حربی و غیرحربی را دقیقاً ترسیم کرده است. در خصوص کافر حربی دستور این است که به کلی از آنان کناره‌گیری و دوری گزینید؛ چرا که پذیرش ولایت و سرپرستی آنان، ستم به خویشتن و دیگران است و شما را در زمره ستمکاران قرار خواهد داد: ﴿أُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾؛ کسانی که با آنان پیوند ولایی برقرار سازند، مصداق این کلام الهی‌اند که ﴿وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾[6] . در اینجا دیگر مجالی برای ارتباط، پیوند دوستی و روابط ولایتی باقی نمی‌ماند؛ زیرا اینان کافر حربی به شمار می‌روند و ماهیت کافر حربی این‌گونه است.

حکم آزمودن زنان مهاجر در آیه دهم

این مطلب به‌طور مفصل و دقیق در دو آیه شریفه تبیین شده است. پس از آن، قرآن کریم به مسئله بسیار خطیر جاسوسی و پیوندهای خانوادگی پرداخته و می‌فرماید ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ﴾[7] . وجه نام‌گذاری این سوره به ممتحَنه—یا به قرائت دیگر ممتحِنه—ناظر به آزمودن زنانی است که با تظاهر به ایمان وارد جامعه مؤمنان می‌شدند و ادعا می‌کردند که مؤمن شده‌ایم، از خانواده‌های کافر خویش گسسته‌ایم، در زمره و ردیف مؤمنان درآمده‌ایم و با شما هستیم و خواهان زندگی با شماییم؛ دستور الهی این است که این زنان را بیازمایید.

 

سنجش و آزمودن این افراد، نخستین تکلیفی است که متوجه مؤمنان است؛ چنان‌که در گزارش‌های تاریخی نقل شده است درباره شماری از زنانی که هجرت کرده، از میان کفار دور شده و به عنوان مسلمان همراه مؤمنان و در متن جامعه حضور یافته بودند، دستور به آزمودن آنان تعلق گرفت[8] ؛ زیرا بسیار خطرناک است که این افراد به درون محیط زیست و جامعه راه یابند، اما در عمل اهداف کفار را ترویج کرده و پیش ببرند، دست به جاسوسی بزنند و اموری از این قبیل را دنبال نمایند. ان‌شاءالله در جلسه آینده با ویژگی‌ها و احکامی که در این آیه شریفه—یعنی آیه دهم—آمده است بیشتر آشنا خواهیم شد.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo