1405/07/04
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: روابط بین الملل/روابط بینالملل در سوره ممتحنه /تقدم ملاک عداوت در معاهدات بینالمللی
«این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.»
مقایسه احکام سلطانیه با تشریع عرفی در مباحث بینالملل
اما در خصوص مباحث بینالملل، مسئله احکام سلطانیهای که حضرت امام بیان فرمودند[1] ، نتیجهاش پس از روشن شدن این امر مشخص میشود که باید تشریع احکام سلطانیه را با تشریعی که دارای جنبه عرفی و حجیت ذاتی است مقایسه کنیم؛ آنگاه فرمایش ایشان نیز بهخوبی روشن و تبیین خواهد شد. در اینجا نیز بحث امروز ما بر محور همین آیات شریفه قرار دارد و برآنیم از مسائل تقریباً قطعیای که از این آیه شریفه در سوره مبارکه ممتحنه استنباط میشود، بهرهمند شویم.
دلالت آیه نخست سوره ممتحنه بر ملاک بودن عداوت
﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ﴾. ما این مطلب را از چند مسیر بحث پیگیری کردیم و نتیجهای کاملاً روشن حاصل شد مبنی بر اینکه چنانچه عداوت و دشمنی در میان باشد—و ما حقیقتاً موضوع عداوت را ملاک قرار دادیم—دیگر نمیتوان ماهیت و موضوع دشمنی را کم یا زیاد کرد. این بحث بسیار ریشهدار و مبنایی است؛ بدین معنا که وقتی ذات موضوع، دشمنی و عداوت باشد، هیچ تردیدی در این مسئله باقی نمیماند. در باب دشمن، قرآن کریم میفرماید ﴿لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ﴾[2] ، یعنی دشمن مرا و دشمن خودتان را به دوستی و سرپرستی برنگزینید. این یک امر مسلم است که در هر زمان و دورهای، قاعدهای تشریعی و متقن به شمار میآید. در اینجا، در پی مباحث اصولی و فقهی پیشین و تشریع فقهی یادشده، حکم فقهی تبیین میشود. سپس میفرماید ﴿وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ﴾، بدین معنا که آنان به حقیقتی که از جانب پروردگار به شما رسیده است کفر ورزیدهاند؛ در مقام عمل نیز چنین کردند و مصداق ﴿يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ﴾ شدند و پیامبر اکرم را از جایگاه و منزلت خود اخراج نمودند. سپس آیه شریفه تا بدانجا تصریح میفرماید که اگر شما به عنوان فردی مجاهد برای مقابله با دشمن به راه افتادهاید—آیهای که در جلسه گذشته بسیار از آن بهره بردیم و اکنون نیز در پی پیادهسازی این مسئله بینالمللی بر اساس آن هستیم—اگر ﴿إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي﴾، یعنی چنانچه برای جهاد در راه من خارج شده و مهیا گشتهاید، وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي، یعنی در پی جلب خشنودی من و رضای الهی برآمدهاید، ﴿إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ﴾؛ نقطه چالش و گره اصلی مسئله از آغاز تا پایان همین است که این پیوند و ارتباط دوستانه و مودتآمیز شما، تمام این بنیان را به کلی تباه و ضایع میسازد.
بررسی نسبت مودت و عداوت در معاهدات بینالمللی
ما مسئله مودت و جزئیات آن را در موارد گوناگون به تفصیل تطبیق دادیم و روشن شد که در هر موضعی معنای خاص خود را دارد. در اینجا مودت در برابر چه امری مطرح است؟ در برابر عداوت با خدا، عداوت عملی و رفتاری، و عداوت با مؤمنان. در این موضع، ماهیت محبت، مودت و این گرایش در برابر طرفی است که دشمن است و بر اساس عداوت رفتار میکند؛ همان معضلی که امروزه ما نیز بدان مبتلا هستیم. اکنون مشکل ما با دشمنانمان چیست؟ مسئله این است که آنان پیوسته دعوت به مذاکره میکنند و در پایان مذاکرات، طرفین توافق را امضا مینمایند و هنگامی که دو رئیسجمهور توافق را امضا کردند و مسئله در بالاترین سطح پایان یافت، دشمن مجدداً عداوت خود را آشکار ساخته و اقدام خصمانه را بهطور علنی مرتکب میشود؛ آنگاه ما میگوییم این نقض تعهد است و امثال آن؛ خیر، حقیقت آن است که عداوت بر این جنبه ظاهری مودت و محبت غلبه دارد. در ظاهر سخن از مودت است که بیایید با یکدیگر پیمان امضا کنیم و توافق حاصل از نشست مشترک را معتبر بدانیم؛ استدلال میکنند که شما انسان هستید و ما نیز انسانیم، مذاکره انسانی انجام میدهیم، متنی تدوین و نهایی میکنیم و پس از تنظیم کلیه مقررات، بدان ملتزم میشویم؛ اما در مقام عداوت، همان خوی دشمنی حاکم است.
نقض ضوابط قانونی و اعتباری در فرض عداوت
بنابراین در اینجا باید بر اساس این آیه شریفه قرآن، بابی گسترده در مسائل بینالملل گشود؛ بدین بیان که تمام مقتضیات عقلانی و مواردی که حتی به نحو اعتباری جعل و قانونگذاری شدهاند و باید صد درصد مراعات گردند، به محض عارض شدن عداوت و دشمنی، فرو میپاشند و طرف مقابل بر اساس خودرأیی و آرای ساختگی خود عمل میکند؛ بدین نحو که عنوانی را دستاویز قرار میدهد تا مقاصد خصمانه خویش را محقق سازد، زیرا جوهر عمل او همان عداوت است. حق آشکار است و شرعاً مسئله بهطور کامل روشن و قطعی است، اما عداوت مانع تحقق آن میشود؛ درست همانند مثالی که میزنیم: موقوفهای مشخص وجود دارد، خواه وقف اولادی باشد یا وقف برای حضرت سیدالشهدا یا متعلق به حضرت امام رضا، اما فردی که در مقام دشمنی است و قصد ابطال آن را دارد، به این جهات توجهی نمیکند؛ او با تمسک به پارهای قواعد و ساختن ضوابطی در این میان، در پی از بین بردن حق وقف و ابعاد دیگر آن برمیآید و اقدامات خود را بر مدار عداوت سامان میدهد؛ او با انگیزه خصومت وارد این میدان شده است و حقیقتِ دشمنی همین است.
ضابطه قرآنی تقدم ملاک عداوت در روابط بینالملل
بنده با تمامی مطالبی که امروز بیان میکنم و در آن بسیار تأمل ورزیدهام و سخنی بنیادین است، درصددم از این آیه شریفه این ضابطه را استفاده کنم که قرآن کریم در پی بیان قاعدهای برای همگان است: هرگاه در موضعی پای عداوت به میان آید، اگر موجود انسانی در معرض انگیزه و هجمه خصمانه قرار گیرد، تمام ضوابط را بر هم میریزد. قرآن میفرماید چنانچه این قاعده و ضابطه عداوت به میان آمد، بر همه امور مقدم است و باید مراقب آن بوده و آن را رعایت کنید و فریب نخورید؛ چراکه در فرض وجود دشمنی، آنان به هیچ ضابطه و حسابی پایبند نخواهند بود. شارع مقدس نیز احکام را بر همین مدار عداوت پیاده میسازد، آیات قرآن را با این دشمنی تطبیق میدهد و تمامی نتایج را بر همین مسئله عداوت مترتب میسازد؛ امید است این لجاجتِ ناشی از عداوت در میان نیاید. آیه شریفه این معنا را با استحکام بیان کرده است که در عرصه روابط بینالملل باید هشیار بود که با وجود دشمنی نمیتوان به هیچ نتیجهای دست یافت؛ هر اندازه نیز که شما واجد حسن نیت باشید و بخواهید عواطف انسانی و مودت را به کار گیرید، بدانید که ریشه این مودت در مواجهه با عداوت ضایع میگردد. این نکتهای بسیار حائز اهمیت است؛ خداوند متعال این خطر بزرگ مودتورزی را معرفی میفرماید که ریشه آن به جنبه عداوت بازمیگردد. این عصاره استنباط بنده از آیه شریفه است که مسئلهای بسیار مهم در حوزه روابط بینالملل به شمار میرود.