1405/06/29
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: روابط بین الملل/روابط بینالملل در سوره ممتحنه /حرمت مودت با دشمنان غیرمحارب خدا
«این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.»
دلالت آیه نخست سوره ممتحنه بر نهی از القای مودت
در مبحث آیات شریفهای که در سوره ممتحنه مطرح گردید، ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ﴾[1] ، هنگامی که آنان را اولیای خود قرار دهید و به خویشتن نزدیک سازید، القای مودت محقق میشود. در خصوص عبارت ﴿تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ﴾، هرچند بزرگان و صاحبنظران ترجمهها و تفاسیر گوناگونی ارائه فرمودهاند، لکن ظاهر آیه شریفه ناظر به این است که تعامل با این اولیا چگونه صورت میپذیرد: ﴿تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ﴾، و ضمیر در إِلَيْهِمْ به همان ﴿عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ﴾ راجع است؛ بدین معنا که شما با اتخاذ این رویکرد، پیوندی از سر محبت میان خود و آنان برقرار میسازید؛ از این رو وقتی آنان را اولیای خود برگرفتید، پیوندی مبتنی بر محبت پدید میآید.
استدلال به سایر آیات سوره ممتحنه بر اصل محبت و تبری
مدعای بنده که شایسته است سایر عزیزان نیز آن را پیگیری فرمایند، این است که با دقت در سرتاسر این سوره مبارکه، بهویژه آیات پایانی آن، چنانچه یازده آیه پیاپی ملاحظه گردد و در آیه دوازدهم و سیزدهم دقت و تأمل شود، درمییابیم که اصل محبت با صراحت در آنجا تبیین شده است؛ حتی درباره زنانی که ایمان نیاورده و در زمره دشمناناند، مسائلی چون مهر، کیفیت جدایی از آنان، نحوه انقطاع رابطه ایشان با مؤمنان و موازین حاکم بر آن، در این آیات پایانی بهدقت بیان شده است: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَىٰ أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا﴾[2] ؛ بیعتی که زنان منعقد میسازند الزاماً باید متضمن این امر باشد که دیگر به خداوند شرک نورزند.
سپس شرایط دیگری ذکر میگردد: ﴿وَلَا يَسْرِقْنَ﴾؛ این زنان دست به دزدی نیالایند؛ چه اینکه چون محرم حریم زندگی میشوند، ممکن است اموالی را برداشته و در مواضع مختلف مرتکب سرقت شوند؛ دیگر آنکه زنا نکنند و دامن خود را حفظ نمایند؛ این موارد از شروطی است که بر اساس آن، اکنون که از شرک دست کشیدهاند، به این قواعد نیز پایبند بوده و بدان عمل کنند؛ ﴿وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ﴾؛ فرزندان خویش را به قتل نرسانند؛ زیرا مرتکب زنا میشدند و چنانکه متأسفانه در حال حاضر نیز این رسم جاهلی تداوم دارد، پس از زنا و بارداری، فرزند را چه در رحم و چه پس از آن به قتل میرساندند: ﴿وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ﴾. پس از ذکر دقیق تمامی این موارد، در پایان آیه مقرر میفرماید: ﴿وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ﴾؛ بدین معنا که اگر تمامی این شرایط را محقق ساختند، حال چنانچه گناهانی نیز از ایشان سرزده باشد، پیامبر برای آنان طلب آمرزش کند تا اصلاح، پاک و طاهر گردند و دیگر در شمار کفار و مشرکان محسوب نشوند.
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ﴾[3] ؛ این تعبیر، بیانی بسیار عام و شایان توجه است؛ ای مؤمنان، ﴿لَا تَتَوَلَّوْا﴾، بار دیگر آن ولایت و پیوند را با گروهی که ﴿غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ﴾ و خداوند بر آنان غضب فرموده است برقرار مسازید؛ چه دلیلی دارد که با اینان انس و الفت داشته باشید؟
از ویژگیهای بارز این آیات شریفه آن است که در فرازهای گوناگون آن، مکرراً موضوع تولی مطرح میشود؛ برای نمونه: ﴿إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَىٰ إِخْرَاجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾[4] . سرتاسر این آیه تا فرجام آن، ناظر به این ارتباط محبتی است؛ تولایی که به پیوند قلبی و علقه محبتی منتهی میگردد. باید از این کفار و مشرکان که دشمن خداوند و مؤمنان هستند تبری جست. این تبریجستن، امری جدی در مقام عمل، در رفتار و حتی در دلهاست و نباید چنین گرایشی در قلوب وجود داشته باشد؛ بنابراین، با تأمل در هر بخشی از این آیات، این معنا بهروشنی رخ مینماید.
طرح شبهه درباره برقراری پیوند با دشمنان غیرمحارب خداوند
در جهت رفع این مسئله، نکته بسیار بااهمیتی ذکر شده که ناظر به شبهه موجود در ذهن برخی افراد است؛ مبنی بر اینکه ممکن است گروههایی با خداوند عناد داشته باشند اما نسبت به ما دشمنی نورزند؛ یعنی با خداوند دشمنی سرسختانهای دارند تا آنجا که اظهار میدارند خدا را قبول ندارند، لکن با مؤمنان سر ستیز نداشته و خواهان سازگاریاند؛ میگویند این عقیده مؤمنان است و بر پایه باورشان عمل کنند و ما با آنان دشمنی نمیورزیم؛ حال چرا قرآن کریم میفرماید حتی در صورتی که دشمنی آنان با خداست، شما نباید با ایشان ارتباط محبتی برقرار سازید؟ این مسئله در تبیین روابط بینالملل، پرسشی بسیار بنیادین و قابل طرح است.
اگر انسان با قومی مراوده داشته باشد یا فردی جهت تحصیل یا انجام کاری به محلی برود که مردمانش رسماً و علناً دشمن خدا باشند و اساساً خدا را قبول نداشته و همپیمانی علیه دین نیز داشته باشند، اما نسبت به شخص مؤمن با توجه به عقایدش مبارزهای نکنند و بگویند عقیده تو محترم است و با خودت مشکلی نداریم، آیا در چنین فرضی برقراری پیوند و رابطه با آنان جایز است؟
پاسخ به شبهه و تبیین علت نهی از برقراری رابطه
اینگونه مباحث حوزه روابط بینالملل باید از این آیات استخراج گردد. ظاهر آیات تا پایان سوره بیانگر آن است که چون این دست مناسبات موجب زایش محبت و برقراری ارتباط و مودت میشود، ﴿تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ﴾، امری نامشروع خواهد بود؛ اساساً علت نهی از برقراری رابطه با آنان این است که به ﴿تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ﴾ میانجامد. این نکتهای دقیق و بدیع است که انشاءالله بحث پیرامون آن پی گرفته خواهد شد تا ابعاد آن آشکار گردد.