« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد احمد عابدی

1405/06/22

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: الأصول العملية/أصالة البراءة /تنبیه دوم برائت: حسن احتیاط

 

تنبیه دوم برائت: حُسن احتیاط

ثبوت امر به احتیاط در روایات و ثمره مولوی یا ارشادی بودن آن

بحث درباره این بود که آیا احتیاط مستحب است؟ با توجه به اینکه عبادت نیازمند قصد قربت است و قصد قربت نیز به معنای قصد امتثال امر و قصد اطاعت امر است، پس باید دارای امر باشد تا عبادت شود و شارع امر کند که این کار را انجام دهید. بحث‌های قبل در این باره بود که آیا اصلاً امکان دارد شارع امر به احتیاط کند؟ نتیجه این شد که امکان دارد و شارع می‌تواند به احتیاط امر کند. اکنون سؤال این است که آیا شارع امر کرده است؟ و آیا این روایاتی که در «وسائل الشیعة» موجود است یا روایاتی که مرحوم نراقی در کتاب «جامع السعادات» درباره احتیاط آورده است، آیا این روایات که درباره احتیاط وجود دارد، کفایت می‌کند و می‌تواند امر برای احتیاط درست کند تا گفته شود شارع خودش امر کرده است؟ فعلاً به طور کلی بیان می‌شود. اگر اوامر شارع به احتیاط، در مواردی که می‌فرماید احتیاط کنید، مولوی باشند، امر به احتیاط درست است و مستحب بودن احتیاط نیز درست می‌شود و می‌توان گفت شارع در تعبدیات امر به احتیاط کرده است؛ اما اگر کسی بگوید اوامر شرع به احتیاط ارشادی است، امر ارشادی مشکلی را حل نمی‌کند. امر ارشادی مانند اوامر طبیب و پزشک است. اگر کسی سخن پزشک را گوش دهد ثوابی نبرده است و اگر کسی از سخن پزشک نافرمانی کند گناهی مرتکب نشده است. اگر سخن پزشک را گوش نکنید، فقط همان بیماری زیادتر می‌شود یا نمی‌شود؛ وگرنه دلیلی وجود ندارد که بگوید گوش کردن سخن پزشک واجب است. امر طبیب از اوامر ارشادی است و به مصلحت و مفسده بدن ارشاد می‌کند.

ضابطه تمایز اوامر مولوی و ارشادی

اگر کسی بگوید احکام شرع تابع مصالح و مفاسد هستند، یعنی مصلحت و مفسده واقعی وجود دارد و سپس شارع به خاطر آن مصلحت و مفسده واقعی به چیزی امر می‌کند؛ مثلاً می‌فرماید نماز بخوانید و غیبت نکنید؛ یعنی این امر به نماز یا نهی از غیبت، تابع آن مصلحت و مفسده واقعی است. پس از آنکه شارع به نماز امر کرد یا از غیبت نهی نمود، اگر امری کند و بگوید آن دستور به نماز را محکم بگیرید و حتماً عمل کنید، یا دستور به عدم غیبت را جدی بگیرید، دو گونه امر وجود دارد: هر امری که در رتبه علل احکام باشد، امر مولوی نامیده می‌شود؛ و هر امری که در مرحله معلولات احکام باشد، امر ارشادی نام دارد. علل احکام، همان مصالح و مفاسدی است که پیش از حکم وجود دارند. پس از آنکه شارع حکم کرد و چیزی واجب شد، بحث اطاعت، معصیت، انقیاد، تجری و مانند آن پیش می‌آید که معلولات احکام نامیده می‌شوند. آن‌گونه اوامر که از قسم نخست باشند مولوی و آنچه از قسم دوم باشد ارشادی می‌شود.

هنگامی که شارع به احتیاط امر می‌کند، مثلاً می‌فرماید: «أَخُوكَ دِينُكَ فَاحْتَطْ لِدِينِكَ» که به احتیاط امر نموده است، آیا این «فَاحْتَطْ» ناظر به مصالح و مفاسد قبل از حکم است که در این صورت امر مولوی خواهد بود؟ اگر «فاحْتَطْ» ناظر به مصالح و مفاسد در علل احکام باشد مولوی می‌شود و اگر ناظر به اطاعت، معصیت، ثواب و عقاب باشد ارشادی خواهد بود. ابتدا چند جمله از فرمایشات علما و بزرگان بیان می‌شود و سپس نکته‌ای درباره ارشادی یا مولوی بودن آن‌ها ذکر خواهد شد.

ادله ارشادی بودن اوامر به اطاعت

دلیل اول: نفی تعدد ثواب و عقاب در عمل واحد

معمولاً بزرگان می‌فرمایند که امر به اطاعت و معصیت، مانند آیه شریفه ﴿أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾[1] که امر به اطاعت است، ارشادی است. علت ارشادی دانستن آن این است که مشخص است یک عبادت دو ثواب و یک معصیت دو گناه ندارد، بلکه یک ثواب یا یک عقاب دارد. شارع امر کرده است ﴿أَقِيمُوا الصَّلَاةَ﴾[2] که اطاعت آن، ثواب و نافرمانی آن، گناه دارد. سپس فرموده است «أَطِيعُوا اللَّهَ» و این «أَطِيعُوا» یعنی به همان «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ» عمل کنید. آیا این «أَطِيعُوا» ثواب و عقاب دارد؟ اگر ثواب و عقاب داشته باشد، معنایش این است که با خواندن یک نماز، هم به «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ» عمل شده و هم به «أَطِيعُوا» عمل شده است؛ در نتیجه برای یک عمل دو ثواب خواهد بود. در حالی که مسلم است هر عملی یک ثواب یا یک عقاب دارد، نه دو ثواب. به این دلیل می‌گویند امر «أَطِيعُوا» امرِ ارشادی است نه مولوی.

دلیل دوم: لزوم لغویت امر ثانی در صورت مولوی بودن

دلیل دوم این است که می‌گویند اگر امر «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ» مولوی باشد لغویت لازم می‌آید و لغویت با شأن شارع حکیم سازگار نیست؛ زیرا خداوند حکیم است و فرد حکیم کار لغو انجام نمی‌دهد.

اگر این امر مولوی باشد لغویت لازم می‌آید؛ زیرا هنگامی که شارع در ابتدا فرمود «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ»، مکلف یا انگیزه اطاعت دارد یا ندارد. اگر انگیزه داشته باشد، با همان «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ» برای نماز برمی‌خیزد؛ پس امر مجدد فایده‌ای ندارد و لغو می‌شود، چرا که همان امر اول کافی بود؛ اما اگر امر اول کافی نبود و با وجود «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ»، مکلف برای نماز برنخاست، بیان مجدد «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ» نیز فایده‌ای نخواهد داشت. کسی را که امر اول به انجام عبادت تحریک نکرد، امر دوم و سوم نیز تحریک نخواهد کرد. برای اینکه لغویت پیش نیاید گفته می‌شود امر دوم ارشاد به امر اول است، نه اینکه امری جدید باشد. این‌ها معمولاً دلایل کسانی است که این اوامر را ارشادی می‌دانند.

بررسی لزوم تسلسل در فرض مولوی بودن و تحلیل استحاله آن

اگر کسی بگوید امر اول یعنی «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ» مولوی بود و امر دوم یعنی «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ» نیز مولوی است، آن‌گاه امر اول سبب عبادیت کار می‌شود و امر دوم نیز امر به عبادت بوده و ثواب دارد؛ قهراً امر سوم نیز ممکن خواهد بود که امر دوم را اطاعت کن و امر چهارم بگوید امر سوم را اطاعت کن و به همین ترتیب، تسلسل می‌شود.

اما درباره تسلسل دو مطلب وجود دارد: نخست اینکه تسلسل همه‌جا باطل نیست. تسلسل در امور تکوینی باطل است، اما در امور اعتباری اشکالی ندارد. در اعتباریات می‌توانید از ۱، ۲، ۳، ۴ تا هر اندازه که توان دارید بشمارید و هرگاه خسته شدید رها کنید. اعتباریات تسلسل تا بی‌نهایت ندارد و تا جایی ادامه می‌یابد که اعتبارکننده توان داشته باشد. ثانیاً تسلسل حتی در امور تکوینی نیز مطلقاً محال نیست. اینکه گفته شود این معلول علتی دارد و آن علت نیز علتی دارد تا بی‌نهایت، محال نیست؛ آنچه محال است اجتماع بی‌نهایت امور تکوینی در زمان واحد است. علت محال بودن آن نیز این است که بی‌نهایت با تناهی جمع نمی‌شود. در تناهی ابعاد، اجتماع بی‌نهایت و تناهی موجب تناقض است و به همین دلیل محال است؛ اما اگر گفته شود الف را ب آفریده، ب را جیم، جیم را دال تا بی‌نهایت (به نحو تدریجی)، محال نیست. تسلسل در اعتباریات جایز است و تا جایی است که فرد انگیزه و توان داشته باشد. تسلسل در امور تکوینی نیز اگر به معنای مترتب و تدریجی باشد محال نیست؛ آنچه محال است تسلسل امور تکوینی تا بی‌نهایت به گونه‌ای است که همگی در زمان واحد مجتمع شوند؛ بنابراین بهتر است بحث تسلسل مطرح نشود.

نقد ارشادی بودن «اطیعوا الله» و اثبات مولویت آن

هنگامی که شارع امری می‌کند و می‌فرماید نماز بخوانید، عقل هر فردی حکم می‌کند که باید از شارع اطاعت کرد. این حکم، حکم عقل عملی است؛ عقل عملی می‌گوید شکر منعم واجب است، خداوند مولای ماست و باید سخن او را اطاعت کرد، یا اینکه دفع ضرر محتمل واجب است و عدم اطاعت از خدا موجب جهنم خواهد شد. وقتی شارع می‌فرماید «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ»، عقل حکم می‌کند که باید سخن خدا را اطاعت کرد. بزرگان می‌فرمایند هنگامی که عقل حکم به اطاعت می‌کند، اگر خود خداوند مجدداً بفرماید «أَطِيعُوا اللَّهَ»، این امر ارشاد به همان حکم عقل است و دیگر مولوی نیست، بلکه ارشادی خواهد بود.

امّا نکته قابل توجه این است که اولاً تمامی مردم از عقل پیروی نمی‌کنند و عقل بسیاری از مردم دچار غبار بوده و درک کافی ندارد. بسیاری از مردم می‌دانند مسواک زدن خوب است، در عین حال بسیاری مسواک نمی‌زنند؛ یعنی به حکم عقل خود نیز عمل نمی‌کنند. در بسیاری از موارد اصلاً عقل آنها درک نمی‌کند و نمی‌دانند باید مسواک بزنند. آنان نیز که درک می‌کنند، غالباً عمل نمی‌کنند. همچنین احترام به پدر و مادر حکم عقل عملی است؛ گروهی عقلشان به این حکم نمی‌رسد و گروهی درک می‌کنند اما عمل نمی‌کنند و تنها اندکی بر اساس حکم عقل عمل می‌نمایند. افرادی که عقلشان درک نمی‌کند یا درک کرده اما عمل نمی‌کنند، اگر شرع دستور دهد، بسیاری از آنان عمل می‌کنند.

به عنوان نمونه، بسیاری از افراد تنها به دلیل دستور شرع مسواک می‌زنند؛ شاهد آن این است که هنگام وضو و نماز مسواک می‌زنند اما در اوقات دیگر انجام نمی‌دهند. این نشان می‌دهد به دلیل امر شرع مسواک می‌زنند، نه به دلیل حکم عقل؛ بنابراین در بسیاری از موارد، چیزی را که عقل می‌گوید مردم یا درک نمی‌کنند یا در صورت درک، عمل نمی‌کنند؛ اما اگر شرع بگوید عمل می‌کنند. معنای این سخن آن است که امر ﴿أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ﴾ (نساء/ ۵۹) مولوی است نه ارشادی؛ زیرا دارای اثر است و تنها ارشاد به عقل نیست. عقل وجود داشت اما به آن عمل نمی‌شد، ولی هنگامی که شارع به عنوان مولا امر می‌کند، مکلف عمل می‌نماید؛ پس امر شارع از خود دارای اثر است و تنها ارشاد به عقل نیست.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo