1404/11/08
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: طب اسلامی/بررسی مصداق واژه خَلقا وخُلقا /بررسی ویزگی های شیعه اثنی عشری
این متن توسط هوش مصنوعی پیادهسازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.
معرفی مصداق واژه خَلقا وخُلقا
واژه «خَلقاً و خُلقاً»؛ برترین مخلوق خداوند که واجد والاترین مکارم اخلاقی بوده و این مکارم را به اتمام رسانیده است، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) میباشند. همچنین از حیث «خَلقاً و خُلقاً»، شبیهترین فرد که جانِ پیامبر اکرم محسوب میشود، امیرالمؤمنین علی ولیالله (علیهالسلام) است. درباره مولا صاحبالزمان حضرت بقیةالله الاعظم (ارواحنا فداه) نیز آمده است: «اشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً برسولالله».[1]
شخصیتهای دیگری نیز در این زمره ذکر شدهاند. حضرت خضر نبی (علیهالسلام) در خصوص امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودهاند که ایشان از جهت «خَلقاً و خُلقاً» شبیهترین فرد به پیامبر اکرم میباشند. (در پاسخ به پرسش شاگرد پیرامون امام حسن مجتبی علیهالسلام، تأیید شد: بله، امام حسن مجتبی علیهالسلام نیز چنین هستند).
در میان شخصیتهای غیرمعصوم که در حد ظرفیت و توان خویش، بنده شایسته خداوند و تابع حکم معصوم بودهاند، میتوان به جعفر طیار اشاره کرد که «خَلقاً و خُلقاً» از شبیهترین مردمان به رسولالله (صلی الله علیه و آله) بود. (در پاسخ به بازپرس شاگرد درباره امام مجتبی علیهالسلام، مجدداً تأکید شد: ایشان شبیهترین فرد از حیث خلقت و خُلق به رسولالله میباشند). شخصیت دیگر مورد مباحثه، حضرت علیاکبر فرزند امام حسین (علیهماالسلام) است.
قصد دارم کلام حضرت علیاکبر (علیهالسلام) را که در کتب تاریخی مسطور است، بیان نمایم. هرچند در نرمافزار جامعالاحادیث نور نسخه ۳.۵ این مطلب را نیافتم، لکن در منابع تاریخی موجود است که حضرت سیدالشهدا (علیهالسلام) فرمودند فردا با دشمن پیکار کرده و به شهادت میرسیم. در آن هنگام حضرت علیاکبر (علیهالسلام) پرسیدند: «أوَ لَسنا علی الحَقّ؟»[2] (آیا ما بر حق نیستیم؟). حضرت فرمودند بدیهی است که بر حق هستیم؛ زیرا امام حسین (علیهالسلام) امامِ حقِ مبین است. شما نیز آقازادهای صالح و در مقام اطاعت و تبعیت از امامِ حقِ زمانِ خویش هستید، لذا در زمره اهل حق، صلاح و فلاح قرار دارید. سپس حضرت علیاکبر (علیهالسلام) فرمودند: «پس ما را باکی نیست که مرگ به سراغ ما بیاید: «و انّنا لا نُبالی بالموت».[3]
کلام امام حسین (علیهالسلام) نیز مؤید همین معناست که جهاد و شهادت در راه خدا، سعادت است و هرگز با سازش یا زیر بار ظلم یزیدیانِ زمان رفتن، سازگاری ندارد: «هیهات منّا الذلّه»[4] . شایان ذکر است در برخی منابع عبارت بدین صورت آمده است: «اشبَهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و نطقاً برسولالله».[5]
(در پاسخ به پرسش شاگرد پیرامون سند عبارت «و انّا لا نبالی بالموت»، تصریح شد: این مطلب در کتب تاریخی و مقاتل موجود است و در کتب حدیثیِ صرف یافت نمیشود. همچنین در خصوص عبارت «اشبه الناس...»، سند آن در مناقب ابن شهر آشوب، میباشد. در پاسخ به بحث پیرامون وجود این روایات در نرمافزار جامعالاحادیث، توضیح داده شد که برخی کتب نظیر لئالیالاخبار یا نفحاتاللاهوت در آن نرمافزار موجود نیست و باید این موارد را در مقاتل و کتب تاریخی جستجو کرد).
توصیه میشود کتاب «عللالشرایع» تألیف شیخ صدوق را مطالعه نمایید تا با علل و حکمتهای شریعت محمدی (صلی الله علیه و آله) آشنا شده و در امر «جهاد تبیین» موفق گردید.
ویژگی مذهب شیعه اثنی عشری
یا بابالحوائج، یا جوادالائمه. مذهب شیعه اثنیعشری واجد نُه ویژگی بنیادین است:
۱. برخورداری از مکتب «عقل خالصِ امیر»؛ بدین معنا که عقل هم باید خالص (تهی از توهمات و تخیلات) باشد و هم امیر (اسیر غضب بیجا و شهوت حرام نباشد).
۲. مکتب قسط و عدل.
۳. مکتب جود، سخا، کرم و فضل.
۴. مکتب عملِ صالحِ خالصانه.
۵. مکتب امر به معروف و نهی از منکر.
۶. مکتب علمِ نافع، بصیرتِ لازم، معرفتِ حقه و یقین.
۷. مکتب فعلِ معروف، مصنوعِ معروف و کارِ خیر.
۸. مکتب عزت، شجاعت، شهامت، شرافت و حیا.
۹. مکتب ایثارگری، آزادگی، جانبازی و شهادتطلبی در راه خدا.
به عنوان نمونهای مستند از انسانهای شایسته، میتوان به عمار یاسر (اعلی الله مقامه) اشاره کرد که والدین ایشان تحت شکنجه مشرکین و به تحریک یهود به شهادت رسیدند. عمار یاسر میگوید: سپاس خداوند را که ما اینگونه هستیم. «أوَ لَسنا نَعبُدُ اِلهاً واحداً؟» [6] [7] (آیا ما چنین نیستیم که تنها خداوندِ احد و صمد را عبادت کرده و فقط از او استعانت میجوییم؟). مأخذ این کلام کتاب و «بحارالانوار» است.
با رعایت اصل وحدت، مطلبی را عرض میکنم که مکتوم بماند. برخی افراد با وجود آنکه همواره تحت تأثیر القائات شیطانی هستند (نظیر آن دو تراشه حاصل از کودتای سقیفه)، در پیشگاه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اظهار فضل نموده و میپرسند: «آیا ما از برادران تو نیستیم؟» و پیامبر صراحتاً نفی میفرمایند. این ادعا تکرار میشود و پیامبر مجدداً مخالفت میکنند؛ زیرا آن دو، نه برادر انسانی، نه برادراسلامی و نه برادرایمانیِ پیامبر بودند، بلکه در مرتبه «منافقان این امت» قرار داشتند.
آن دو نفر با ادعای دروغینِ ایمان به رسالت و هجرت ظاهری با تو پیغمبر داریم، در پی کسب اعتبار بودند، لکن ایمان آنان صوری و ادعایی بود. جهت تصور دقیق موضوع در عصر حاضر، میتوان به کسانی اشاره کرد که ادعای همراهی با امام خمینی (ره) و حضور در جبههها را دارند، اما در کارنامه آنان اثری از اطاعت و تبعیت از امام دیده نمیشود؛ اینان برای انقلاب و نظام اسلامی به مثابه سموم و فضولاتی هستند که باید از بدن دفع شوند تا سلامت جانِ اسلام حفظ گردد. ایمان این افراد حتی از نوع «عاریهای» نیز نبوده و صرفاً جهت فریب افکار عمومی است.
آن دو نفر که از منافقان این امت بودند، عملاً نه «مهاجر الی الله»، بلکه «مهاجر الی الابلیس اللعین» و «مهاجر الی الشیطان الرجیم» بودند. میان مهاجر الی الله که به مقام شهادت نائل میشود با مهاجر الی ابلیس، هیچ وجه اشتراکی وجود ندارد. اینان جادهصافکنِ کفار حربی هستند.
(أَ وَ لَسْنَا إِخْوَانَكَ...) [8] [9] [10] [11] [12]
مأخذ این روایت که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) برادریِ آن دو ملعون را نفی فرمودند، عبارت است از: «امالی» شیخ مفید، «روضة الواعظین»، «الزام الناصب»، و «بحارالانوار» (چاپ جدید بیروت).
(در پاسخ به پرسش شاگرد پیرامون ماهیت این افراد، با ذکر مثالی عرفی توضیح داده شد: در بدن انسان هم قلب و مغز وجود دارد و هم فضولات و سموم. منافقان این امت، سمومِ جانِ اسلام هستند. جامعه مسلمان برای زندگی عاقلانه و شرافتمندانه و جهت پرهیز از باجدهی به مستکبران شرق و غرب و جلوگیری از مورد سوءاستفاده قرار گرفتن (مفعول واقع شدن)، باید این سموم را از پیکره اسلام دفع نماید).
همانگونه که لهو، لعب، فسق و فجور منجر به تباهی و هلاکت جوامع شده است، ترک ازدواج شرعی، زندگی تجردی و فردگراییِ مدرن مبتنی بر آزادی مطلق نیز جوامع را به فساد کشانده است.
باید دانست که مردمِ خوب ولایتمدار، محور ایجاد آرامش در کشور هستند؛ از جمله کشور ایران، زیرا ولیفقیه صالح، عادل و شجاع، مدیر آرامش و امنیت کشور است. همچنین زنان فهیم و مادران هوشیار با تربیت صحیح فرزندان و جامعه، تسهیلکننده ایجاد این آرامش و امنیت میباشند.
اصول زندگی مطلوب عبارتند از:
۱. ولایتمداری،
۲. زندگی جمعیِ سالم و شرعی،
۳. اشتغال به کار حلال،
۴. اهل سعی و تلاش سازنده و مستمر بودن.
تحقق این چهار امر در گرو رعایت چهار راهکار اجرایی است:
نخست: داشتن محبت، حرفشنوی، زیارت و توسل به چهارده معصوم (علیهمالسلام) و فراتر از آن، اطاعت و تبعیت از فرمان ایشان جهت نیل به سعادت دنیا، برزخ و قیامت. مصداق این معنا عبارت «سَعَدَ مَن والاکُم» در زیارت جامعه کبیره است.
دوم: مشارکت دادن دیگران در داشتهها و پُئنهای مثبت زندگی (اعم از علم، مال، مسکن و غیره). امام رضا (علیهالسلام) در کتاب «تحفالعقول»، میفرمایند: «مَن اَحسَنُ الناسِ معاشاً؟ قال: مَن اَحسُنَ معاشُ غیرِهِ فی معاشِهِ» [13] (نیکوترین زندگی متعلق به کسی است که معیشت دیگران در سایه معیشت او نیکو گردد).
به عنوان مثال، زکات علم نافع، آموزش آن به دیگران است. یا اگر کسی مسکن وسیعی دارد، شایسته است بخشی از آن را در اختیار نیازمندان قرار دهد، در غیر این صورت آن فضا وبال اخروی خواهد بود. همچنین کمک به ضعیفان در امور درسی یا توانمندیهای جسمی، مصداق این مشارکت است.
در مقابل، بدترین نوع زندگی متعلق به کسی است که هیچکس را در توانمندیهای خویش (اعم از علم، تجربه، مال، مسکن یا آبرو) شریک نگرداند. امام رضا (علیهالسلام) میفرمایند: «بدترین زندگی از آنِ کسی است که: «مَن لَم یَعِش غیرُهُ فی مَعاشِهِ».[14] چنین فردی اگرچه ثروت قارونی یا ثروتی نظیر ایلان ماسک داشته باشد، لکن به سبب خودپرستی و ولنگاریِ مأخوذ از فرهنگ غرب، از آرامش محروم است.
جهت تبیین نیت شرِ مستکبران، به غارت سالانه ۸۰ تن طلا از سودان توسط نیروهای آمریکایی و غارت معادن افغانستان و منابع نفتی سوریه و کویت اشاره میشود. امارات نیز در این میان آلت دست و واسطه قاچاق است.
سوم: پرهیز از تنبلی. خداوند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اولیاء الهی از انسان تنبل خشنود نیستند. در کتاب «جامعالاخبار» آمده است که شخص بیکار و تنبل از چشم مولای حکیم افتاده است: «سَقَطَ مِن عَینی».[15]
چهارم: «مواسات». در جامعه ایمانی، مؤمن از مؤمن سود (رِبح) دریافت نمیکند. اگر مواسات در خرید و فروش رعایت شود، اختلاف طبقاتی زایل میگردد. این امر به طور کامل پس از ظهور امام زمان (عجل الله فرجه) محقق میشود. امام باقر (علیهالسلام) میفرمایند: «انّ رِبحَ المُؤمنِ علی المؤمِنِ رِبا» [16] و سپس میفرمایند: «لَو فَعَلتُم ما احتجتم» [17] (اگر مواسات را رعایت میکردید، هرگز محتاجی در جامعه باقی نمیماند).
علمای صالح شیعه در ۵۰ سال اخیر مجاهدتهای کثیری در عرصههای علمی، سازندگی، تبیین و دفاع داشتهاند. از جمله آثار ارزشمند، «موسوعةُ فاطمةَ الکبری» در ۲۵ جلد است که به ابعاد مختلف زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) میپردازد.
یکی از این بزرگان، شیخ اسدالله حیدر (متولد نجف و متوفای کویت) است. ایشان شاگرد آیتالله سید محسن حکیم و آیتالله سید ابوالقاسم خویی بودند و در مدرسه کاشفالغطاء تدریس میکردند. اثر برجسته ایشان، دائرةالمعارفی پیرامون زندگی و زمانه امام صادق (علیهالسلام) است که در ۴ جلد به عربی و ۸ جلد به فارسی (چاپ سال ۱۳۹۰) منتشر شده است. این کتاب به بررسی شاگردان، شیوههای تدریس و نحوه مقابله ایشان با بنیالعباس میپردازد.
خلاصه مباحثه امروز در باب تقابل ولایت رحمانی و شیطانی:
انسانهای شایسته نظیر جعفر طیار، علیاکبر (علیهالسلام)، ابوالفضل العباس (علیهالسلام) و عمار یاسر همواره در مسیر ولایتالله بوده و با جهاد و سعی مستمر، خود را از سقوط از چشم مولا حفظ کردهاند. علامت دوست واقعی معصومین، ضریب بالای حرفشنوی و اطاعت از ایشان است: «اِتّبَعَ آثارَنا و اقتدی بِنا».[18]
( در پاسخ به سؤال پیرامون درمان سنگ صفرا):
یک قاشق چایخوری پودر زردچوبه را در یک استکان روغن زیتون خالصِ خوراکی به مدت ۵ دقیقه جوشانده و کنار بگذارید. سپس یک قاشق غذاخوری مغز فُلوس را در یک لیوان آب گرم حل نمایید. ابتدا استکان روغن زیتون و زردچوبه و سپس لیوان حاوی فلوس را میل نمایید و این عمل را هر روز تکرار کنید. این ترکیب منجر به خمیری شدن سنگهای بزرگ صفرا و دفع آنها از طریق مدفوع میگردد و نیاز به جراحی را مرتفع میسازد. همچنین مصرف عناب (به صورت خیسانده یا همراه با عسل) جهت کاهش غلظت صفرا و رفع رسوبات کلسترولی توصیه میشود.