« فهرست دروس
درس طب استاد سیدحسن ضیائی

1404/11/06

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: طب اسلامی/فواید سبزی خرفه /بررسی فواید سبزی خرفه درروایات

 

این متن توسط هوش مصنوعی پیاده‌سازی و سپس توسط انسان برای مستندسازی و تطبیق با فایل صوتی استاد، بازبینی و تأیید شده است.

موضوع بحث: خواص سبزی خرفه در روایات

مباحث ما در طب‌المعصومین، در بحث سبزی خرفه بود. از «جامع احادیث الشیعه»، [1] در خواص سبزی خرفه رسیدیم به روایت سوم که ۵ سند دارد. یک سندش «دعوات»:

«وَ کَانَ النَّبِیُّ وَجَدَ حَرَارَةً»؛[2] پیغمبر اکرم یافت گرمایی در بدنش، «فَعَضَّ عَلَى الرِّجْلَةِ»؛ پس گاز زد و خوب جوید بر سبزی خرفه (یعنی الفرفخ). چه‌کار کرد؟ سبزی شسته و خوراکی را گاز زد و خوب جوید، نوش جان کرد. حالا حرارت بدن فروکش کرد.

«وَ کَانَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله و سلم) وَجَدَ حَرَارَةً فَعَضَّ»؛ یعنی گاز گرفتن و جویدن. نه اینکه با چاقو خرد کنی، با قاشق بگذاری توی دهان. این ظرف سبزی خرفه که شستید تمیز است، دستت هم شستی تمیز است، با چیزی خشک نکردی؛ حالا برمی‌داری این‌جوری گاز می‌زنی، خوب هم می‌جوی، بعد قورت می‌دهی. گرفتی چه شد؟

«فَوَجَدَ لِذَلِکَ رَاحَةً»؛ دیدی از این گرمای اضافی بدن آسایش پیدا کرد، یعنی بهبودی یافت.

سؤال: رجله یعنی چه؟

رجله یعنی سبزی خرفه. چند تا اسم دارد؟ آره سبزی خرفه چند تا اسم دارد: (الفرفخ، رجله،بقلة الزهرا، بقلة المبارکة) آن خبیث‌ها هم که یک چیز دیگر می‌گویند، «بقلة الحمقاء» می‌گویند که بنی‌امیه خبیث باشند. اسم دیگر فرفخ، رجله است؛ همه‌جا هست، توی دست و پا است، بهش می‌گویند رجله.

دعای پیامبر و شفای ۹۹ درد

«فَوَجَدَ لِذَلِکَ رَاحَةً فَقَالَ اللَّهُمَّ بَارِکْ فِیهَا »؛[3] پیغمبر اکرم دعای خیر می‌کند برای سبزی، می‌گوید خدایا بهش برکت بده. «فَقَالَ اللَّهُمَّ بَارِکْ فِیهَا»؛ مبارک کن این سبزی را،برکت خودت را در این سبزی رجله که سبزی خرفه هست قرار بده.

«إِنَّ فِیهَا»؛ پیغمبر می‌فرماید تحقیقاً در سبزی خوردن سبزی خرفه‌ای که نوش جان می‌کنید، ۹۹ شفا هست. 110بیماری را پیشگیری و درمان می‌کند (علاج)، ۹۹ بیماری را شفا می‌دهد.

 

وقتی پیشگیری می‌کند و درمان می‌کند آن می‌شود علاج، وقتی ناپرهیزی کنم بیماری برمی‌گردد. می‌گویم ۹۹ تا شفا می‌دهد، ۱۰ تا نقاط شیمیایی مؤثر دارد؟

آره آره، آن که فیتوکمیکالش بود، آن‌وقت آنجا بحث علاج است؛ یعنی اگر ناپرهیزی کنی بیماری‌ات برمی‌گردد. اما ۹۹ تا شفا می‌دهد، یعنی تا آخر عمرت دیگر بیماری برمی‌گردد.

«فَقَالَ اللَّهُمَّ بَارِکْ فِیهَا إِنَّ فِیهَا شِفَاءً مِنْ تِسْعَةٍ وَ تِسْعِینَ دَاءً انْبُتِی حَیْثُ شِئْتِ».[4]

«انْبُتِی»؛ حالا الفش همزه وصل است، ضمه‌اش را بردارید. وقتی «دَاءً» قبلش است، تنوین علامت نون ساکن است؛ «اذا التقی الساکنین حرک بالکسر». می‌گویید «دَاءَنِ انْبُتِی». ببین «دَاءً» می‌شود «دَاءَن»، «نِ انْبُتِی»؛ اُن «بُتِی» نخوانید، همزه‌اش وصل است. تنوین هم علامت نون ساکن است، این دو تا ساکن، «اذا التقی الساکنین حرک بالکسر»، می‌شود «دَاءَنِ انْبُتِی». ۹۹ بیماری را شفا می‌دهد.

دعای خیر پیغمبر است: «انْبُتِی حَیْثُ شِئْتِ»؛ رویش کن سبزی خرفه هر جا که دوست داری. لذا سبزی خرفه همه‌جا هست؛ درباغ‌ها، توی زمین‌های کشاورزی، لب جوب‌های آب تمیز، نهر، چشمه‌سار. همه‌جا ریشه‌اش راه می‌رود، یعنی خزنده است، رونده است.

سؤال: داء که معنی درد است ؟

بله درد است.سبزی خرفه ۹۹ بیماری را شفا می‌دهد.

اسناد روایت

۵ تا سند داشت؛ یکی‌ «دعوات» بود که گفتم. یکی‌دیگر«بحار» [5] ودیگری«جامع احادیث الشیعه»، [6]

روایت چهارم: افزایش زیرکی و عقل

«المحاسن»:

«الْبَرْقِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى أَوْ غَیْرِهِ عَنْ قُتَیْبَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ زَکَرِیَّا النَّخَعِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم: عَلَیْکُمْ بِالْفَرْفَخِ فَهِیَ الْمُکَیِّسَةُ».[7]

«عَلَیْکُمْ بِالْفَرْفَخِ فَهِیَ الْمُکَیِّسَةُ»؛ برعکس نوشته «فَهِیَ مَکِیسَة»؟ «فَهِیَ الْمُکَیِّسَةُ». یادداشت بفرمایید: «مُکَیِّسَة» یعنی زیرکی و تیزهوشی می‌آورد. زیرکی و تیزهوشی می‌آورد.

سؤال: کیّس استاد از کیاست؟

آفرین. مؤمنین بیش از ۱۲۰ صفت دارند، یکی از صفت‌هایشان چیست؟ «المؤمن کیّس»؛ مؤمن زیرک است. برای اینکه این زیرکی‌ات مخدوش نشود، افت نکند، از آن‌ طرف هم زیرکی‌ات و تیزهوشی‌ات بیشتر هم بشود حالا سبزی خرفه توی جیره غذایی، سبد غذایی خانوار بگذار، خودتان هم بخورید. گاهی ممکن است شخص اوتیسم داشته باشد، وامانده باشد، ولی واماندگی‌اش خفیف است؛ یکی از داروهای ضد اوتیسم که توان ذهنی را بالا می‌برد، سبزی خرفه است.

سؤال: حضرت خضر سبزی‌اش بوده؟

بله، سبزی انبیاء و مرسلین است.

ادامه را بخوانم:

«الْبَرْقِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى أَوْ غَیْرِهِ عَنْ قُتَیْبَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ زَکَرِیَّا النَّخَعِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم: عَلَیْکُمْ بِالْفَرْفَخِ فَهِیَ الْمُکَیِّسَةُ فَإِنَّهُ إِنْ کَانَ شَیْءٌ یَزِیدُ فِی الْعَقْلِ فَهِیَ».[8]

پس این سبزی خرفه هست برای ازدیاد عقل. یادتان است گفتم:

۱. مجالسة الابرار (با چهارده معصوم نشست و برخاست داشته باشد)،

۲. خوردن کدو،

۳. خوردن کرفس،

۴. سبزی خرفه،

۵.برگ سدادشب قبل ازخواب در کپسول بخورید .(این‌ها همه «یَزْدَادُ الْعَقْل»؛ عقلت را زیاد می‌کند)،

سؤال: کندر؟

کندر اول غذا؛ آنجا کسی که بلغم سفید یا موکوسش بالا هست یا سنش بالای ۵۰ سال است که بلغمی‌مزاج است، آنجا کندر اول غذا می‌خورد؛ آن مقوی حافظه است و ضد سرطان است. می‌گویم «یَزْدَادُ الْعَقْل»؛ عقل با حافظه فرق می‌کند.

سؤال: بلغم‌مزاج یعنی چه؟

یعنی رطوبات بدن و خلط بدنش و مخاطش زیاد است؛ چه مخاط مدفوع باشد، چه خلط گلو باشد، چه تجمع مایعات اضافی بافتی توی مغز باشد و مانند آن.

سؤال: این ازسردی بدن هست یا...؟

بله، یکی‌اش این است. اینجا آن را می‌گوییم موکوس (میم، واو، کاف، واو، سین) یعنی بلغم سفید. سیب بخورید، آب سیب بخورید و چیزهای دیگر، عسل بخورید این‌ها... آن برای مقوی حافظه و درمان بلغم سفید و ضد توده و تومور، «اللُّبَان الذَّکَر» (کندر خوراکی مرغوب) است.

عقل انسان فزونی می‌یابد. این مفاهیم هر یک با دیگری متفاوت‌اند؛ نگفتم درک افزایش می‌یابد، نگفتم شعور افزون می‌شود، نگفتم فکر یا فهم بیشتر می‌شود؛ این‌ها هر کدام مرتبه و معنایی جداگانه دارند. سخن در این است که عقل افزوده می‌شود: «یَزْدَادُ الْعَقْل».

پیش‌تر چند امر را برشمردم. یکی از ویژگی‌های محبان اهل‌بیت علیهم‌السلام و مؤمنان حقیقی آن است که در شمار خردمندان‌اند؛ آنان در پیوند با سیدالعقلاء و رئیس‌العقلاء، یعنی معصوم علیه‌السلام، قرار دارند. ازاین‌رو همین میزان عقل موجود نیز نباید تباه گردد، بلکه باید فزونی یابد تا انسان همواره تابع ولیّ خدا باقی بماند.

اگر بی‌خردی پیشه شود، انسان از دایره عبودیت الهی بیرون می‌رود؛ چنان‌که فرموده‌اند: «العقل ما عُبد به الرحمن و اکتُسب به الجنان»؛[9] عقل آن است که به‌وسیله آن خدای رحمان عبادت شود و بهشت به دست آید. اگر عقل از میان برود، نه عبادت الهی تحقق می‌یابد و نه اعمال نیک سامان می‌پذیرد؛ در نتیجه، دنیا و آخرت انسان تباه خواهد شد.

پس نخست باید اصل عقل محفوظ بماند تا انسان در زمره خردمندان باشد؛ سپس این عقل باید تعالی یابد تا افزون بر اطاعت، انسان را به تبعیت کامل از ولیّ خدا برساند. تبعیت از ولیّ، یعنی شیعه اثنی‌عشری بودن؛ و شیعه مرتبه‌ای فراتر از مؤمن دارد، چنان‌که مؤمن فراتر از متقی است. شیعه حقیقی کسی است که در برابر ولیّ خدا سراپا گوش باشد؛ هرگاه فرمان رسید، بی‌درنگ امتثال کند، خواه آن را دریابد یا نه، خواه موافق میل او باشد یا نباشد. این ثمره عقل افزوده است.

اما اگر عقل رشد نیابد، انسان درنگ می‌کند، به جدل و پرسش‌های پیاپی می‌پردازد، در حالی که دیگران به فرمان عمل کرده و پیش رفته‌اند. اهمیت فزونی عقل از همین‌جا روشن می‌شود.

عقل خالص آن است که امیر و فرمانروا باشد؛ نه آن‌که اسیر شهوت، هوا و هوس، یا خواسته‌های نابجای بیگانگان گردد. عقل باید حاکم باشد، نه محکوم. این حقیقتی بنیادین و سرنوشت‌ساز است.

در روایت آمده است:

«عَلَیْکُمْ بِالْفَرْفَخِ فَهِیَ الْمُکَیِّسَةُ، فَإِنَّهُ إِنْ کَانَ شَیْءٌ یَزِیدُ فِی الْعَقْلِ فَهِیَ»؛

بر شما باد خُرفه، که مایه زیرکی است؛ و اگر چیزی باشد که عقل را فزونی دهد، همان است.

در روزگار صدور این حدیث و حتی در زمانه ما، درباره برخی نعمت‌ها تبلیغات نادرست فراوان شده است؛ تا آنجا که بسیاری از مردم، ناآگاهانه و از سر بی‌خردی، چنین نعمتی را بی‌ارزش پنداشته و کنار می‌نهند؛ گویی آنچه به سود عقل و سلامت آنان است، سزاوار اعتنا نیست. برخی نیز آن را خوراک دام می‌پندارند و از روی غفلت، خویشتن را از بهره آن محروم می‌سازند.

حال آن‌که قرآن کریم نخستین وظیفه را پاسداشت خویشتن و خانواده می‌داند:

﴿قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَاراً﴾[10]

خود و خانواده خویش را از آتش حفظ کنید.

پس از آن است که نوبت هدایت و روشنگری دیگران می‌رسد. انسان حق ندارد خود را از این معادله حذف کند. بی‌توجهی به خویشتن، گونه‌ای بی‌خردی است که پیامد آن، انحراف تدریجی فرد و سپس خانواده خواهد بود.

ازاین‌رو، حتی اگر انسان در عرصه‌های علمی و دینی از مباحثه و تدریس گرفته تا تبلیغ و پژوهش فعال باشد، نباید از خود و خانواده‌اش غفلت ورزد. هیچ مسئولیت اجتماعی جایگزین مسئولیت شخصی و خانوادگی نمی‌شود.

نقل شده است فرمانده‌ای در جمع فرماندهان و درجه‌داران، در سالنی مملو از جمعیت، با چشمانی اشکبار اعتراف کرد که تمام توجهش معطوف به دشمنان بیرونی بوده، اما از مراقبت درونی و خانوادگی غفلت ورزیده و فرزندش به راهی ناصواب کشیده شده است. این ماجرا—بی‌آنکه به شخص اشاره شود—عبرتی است برای همگان؛ چه روحانی و چه غیرروحانی. غفلت، اگر رخنه کند، هم فرد را به بیراهه می‌برد و هم خانواده را.

پس ای مؤمن، همان عقلی را که به فضل الهی داری پاس بدار تا در شمار خردمندان بمانی؛ و افزون بر آن، در پی افزایش آن باش، از راه‌هایی که بیان شد—که یکی از آن‌ها بهره‌مندی از خُرفه است. و در رأس این عوامل، «مجالسة الأبرار» قرار دارد؛ هم‌نشینی با نیکان، که عقل را فزونی می‌بخشد.

 

با چنین مجلسی، عقل به اوج می‌رسد و همواره امیر و فرمانروا باقی می‌ماند، نه اسیر شهوت و هوس.

روایت پنجم: انتساب به حضرت زهرا (س)

در کتاب «مکارم» از امام صادق (علیه السلام) قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم):

«وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ»؛ مثل همین روایتی که خواندم، «إِلَّا أَنَّهُ أَسْقَطَ قَوْلَهُ فَهِیَ الْمُکَیِّسَةُ». [11] این سبزی خرفه (فرفخ) مکیسه هست، یعنی یک وسیله بسیار خوبی است که زیرکی و تیزهوشی را بالا می‌برد.

روایت بعدی: «دعوات راوندی»، صفحه ۱۵۵، دنباله حدیث ۴۲۱:

«وَ کَانَتْ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ (سلام الله علیها) تُحِبُّ الْبَقْلَةَ»[12] .. مادر علوم نافعه، مادر معارف حقه، مادر خیر کثیر، مادر ذریه طیبه که از نسلش هم‌اکنون در سطح جهان ۱۰۰ میلیون نفر سید داریم. حالا این مادر که اوج عقل امیر است، اوج عقل امیر است و دخترش عقیله است، بسیار عاقله است؛ فقط عقیله بنی‌هاشم نیست، عقیله کل جهان است. چون چنین مادری داشته که اوج عقل فعال کاربردی است، فاطمة الزهرا،این سبزی خرفه است. پس شماهم، در سال‌های قبل از ظهور امام زمان، تو هم سبزی‌ای که مادر معنوی دوست دارد، تو هم دوست داشته باش و درجیره غذایی، سبزی غذایی خانوار باشد به نفعت هست.

«وَ کَانَتْ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ (علیها السلام) تُحِبُّ الْبَقْلَةَ فَدُعِیَتْ إِلَیْهَا»؛ فراخوان داده شد به سوی حضرت زهرا این سبزی خرفه. «فَقِیلَ بَقْلَةُ الزَّهْرَاءِ (علیها السلام)»؛ پس گفته شد بقلة الزهرا، سبزی دوست‌داشتنی حضرت زهرا سبزی خرفه هست.

«کَمَا نُسِبَتِ الشَّقَائِقُ إِلَى النُّعْمَانِ»؛ مثل اینکه یک آدمی بوده اسمش هم نعمان بوده، بعد این هم لایق گل شقایق است، این را نسبت می‌دهی به نعمان، می‌گویی شقایق نعمان. حضرت این مثال را می‌آورد برای اینکه این مردم بفهمند. مثل اینکه از شعر جاهلی می‌خواهد فصاحت و بلاغت را بگوید در معانی بیان، مطول، مختصر؛ آن برادران از شعر جاهلی می‌خواهد فصاحت و بلاغت بگوید. شعر جاهلی کجا، آیات قرآن و روایات اهل‌بیت کجا که می‌خواهی فصاحت و بلاغتش را بگویی؟ چقدر معصومین مظلوم‌اند. اینجا سبزی خرفه، برای اینکه این مردم بفهمند چرا می‌گویند بقلة الزهرا؟ می‌گوید مثل اینکه می‌گویی شقایق نعمان؛ یعنی این گلی که این نعمان دوست دارد. توی کتاب آورده است.

«وَ کَانَتْ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ تُحِبُّ الْبَقْلَةَ فَدُعِیَتْ إِلَیْهَا فَقِیلَ بَقْلَةُ الزَّهْرَاءِ (علیها السلام) کَمَا نُسِبَتِ الشَّقَائِقُ إِلَى النُّعْمَانِ».[13]

دشمنی بنی‌امیه و تغییر نام خرفه

«ثُمَّ بَنُو أُمَیَّةَ (لَعَنَهُمُ اللَّهُ) غَیَّرُوهَا»؛ اسم سبزی فرفخ را تغییر دادند، از بقلة الزهرا تغییری دادند. «فَقَالُوا»؛ این بنی‌امیه، «بَقْلَةُ الْحَمْقَاءِ». از بس این بنی‌امیه دشمن بودند، کینه حضرت زهرا داشتند. «فَقَالُوا بَقْلَةُ الْحَمْقَاءِ»؛ این بنی‌امیه گفتند.

«ثُمَّ جَعَلَ مِنْ ذَبَّ عَنْهُمْ مِنْ عُلَمَائِهِمُ الْبَقْلَةَ الْحَمْقَاءَ»[14] .

 

برخی از علمای اهل‌سنت برای تطهیر عملکرد بنی‌امیه، چنین القا کرده‌اند که مقصود از این تعبیر، صرفاً خودِ سبزی است و هیچ‌گونه قصد توهین یا اشاره‌ای نسبت به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در میان نیست. این رویکرد را می‌توان نوعی توجیه‌گری و کمرنگ‌سازی معنا دانست؛ تلاشی برای پوشاندن و خنثی‌سازی دلالت اصلی عبارت.

این شیوه شبیه رفتاری است که گاه در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی مشاهده می‌شود؛ زمانی که گروهی با صراحت اعلام حضور و نقش‌آفرینی می‌کنند، اما پس از ناکامی، مسئولیت اقدامات خود را انکار کرده و آن را به دیگران نسبت می‌دهند تا آثار عملکرد خویش را پاک کنند. در چنین مواردی، نوعی بازنویسی روایت رخ می‌دهد تا پیامدهای منفی از خود دور شود. این همان حالتی است که ضرب‌المثل «دیگ به دیگ می‌گوید رویت سیاه» به آن اشاره دارد؛ زیرا هنگامی که کامیابی حاصل نشود، تلاش برای تطهیر خویش آغاز می‌گردد.

در ادامه، این دسته از علما برای توجیه برداشت خود به عبارت «بِمَدْرَجِ النَّاسِ وَ مَدْرَجِ الْحَوَافِرِ»[15] استناد کرده‌اند. «حَوافِر» به چهارپایانِ سم‌دار مانند گوسفند، بز، گاو، گوساله و شتر اطلاق می‌شود. آنان می‌گویند چون این گیاه در مسیر رفت‌وآمد مردم و چهارپایان می‌روید و زیر پا لگدمال می‌شود، تعبیر «البقلة الحمقاء» ناظر به همین ویژگی طبیعی است و معنایی فراتر از آن ندارد. این تفسیر را به عنوان مستند خود مطرح می‌کنند.

همچنین به عبارت «فَتُدَاسُ وَ تَطُولُ» اشاره می‌شود؛ بدین معنا که این گیاه هرچند لگدمال می‌گردد، باز می‌روید و رشد می‌کند، اما پیوسته کوتاه می‌شود. در نگاه ناقدان، چنین تأویلاتی نوعی پوشاندن معنای اصلی است. آنان معتقدند این شیوه موجب می‌شود فهم تاریخی و انتقادی متن شکل نگیرد و هرجا دلالتی چالش‌برانگیز وجود داشته باشد، با تفسیری ظاهری مهار شود.

جمع‌بندی روایات

«ما ورد فی فوائد الهندباء» (توی بحث سبزی کاسنی)، بعد آنجا «قَوْلُهُ (علیه السلام) وَ بَقْلَةُ فَاطِمَةَ (علیها السلام) الْفَرْفَخُ». سبزی فرفخ (یعنی سبزی خرفه) که گفتم زیرکی‌ات را بالا می‌برد، ضریب هوشی‌ات را بالا می‌برد، حافظه چیه؟ توان ذهنی‌ات است. درمان می‌کند اگر مریضی اوتیسم دارد؛ یکی از داروهایی که توان ذهنی را بالا می‌برد، فرفخ است برای مریض اوتیسمی یا آن‌هایی که شائبه اوتیسم دارند و...

«دعائم الاسلام»،: «قَوْلُهُ وَ کَانَ یُحِبُّ الرِّجْلَةَ»؛ اسم دیگر فرفخ، رجله است. «وَ یبَارَکَ فِیهَا»؛ و خداوند برکت قرار داده توی رجله، توی فرفخ، سبزی دوست‌داشتنی حضرت زهرا که عقل کامل است، اوج عقل کامل را دارد.

«وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَى قَوْلُهُ رَمْضَاءُ»؛ پیغمبر اکرم پا نهاد بر زمین داغ ریگزار عربستان، وقتی که دمپایی از کف پایش دررفت، کف پای حضرت سوخت. «وَطِئَ الرَّمْضَاءَ فَأَحْرَقَتْ رِجْلَهُ»[16] ؛ پایش را به این سبزی خرفه مالید، کف پایش را. هی بقلة الحمقایی دارد بنی‌امیه زیر پا له می‌کند، در ظاهر هم کف پایش خوب می‌شود، سوختگی ناشی از حرارت هم خوب می‌شود. «فَسَکَنَ عَنْهُ حَرُّهَا»؛ بعد دعای خیر کرد حضرت برای این سبزی خرفه. «فَدَعَا لَهَا بِالْبَرَکَةِ وَکان یحَبَّهَا»[17] ؛ سبزی خرفه (فرفخ) را هم دوست داشت.

 


logo