87/05/03
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: اخلاق اسلامی/جامعه سالم /عفاف و غیرت: دو رکن جامعه سالم
مقدم شما مهمانان بزرگوار برادران و خواهرانی که اسامی گروه های اینها و برنامه های اینها را اعلام فرمودند گرامی میداریم از ذات اقدس الهی مسئلت میکنیم سعی بلیغ همه شما را مشکور بدارد، خدماتی که تاکنون نهادهای شما و ارگانهای شما ارائه کردند به احسن وجه بپذیرد و توفیق ارائه خدمات برتر و بهتر را هم به همه شما مرحمت بفرماید!
طرح چند مطلب در فرصت کوتاه مقدور نیست الا اینکه جامع بین اینها همان مسئله عفاف است. در جریان «عفت» این چنین گفته شد که عفت هر کسی به اندازه غیرت اوست یکی از بیانات نورانی امیر مؤمنان علی بن ابیطالب (سلام الله علیه) این است که «وَ عِفْتُهُ عَلَى قَدْرِ غَيْرَتِهِ».[1] عفاف تنها مربوط به زن نیست در مرد هم هست، یک؛ تنها مسئله حجاب مطرح نیست بخش سیاست فرهنگ اجتماع اقتصاد تعلیم و تربیت هم هست، دو.
عفیف بودن را قرآن کریم جزء اوصاف برجسته مردان الهی میداند و وجود مبارک امیر المؤمنين (سلام الله عليه) فرمود: عفت هر کسی به اندازه غیرت اوست. این حدیث شریف وقتی تحلیل شود و معنا شود، هم آنچه را که برادران عزیز حراست آن را تعقیب میکنند حل میشود هم آنچه را که دانشجویان عزیز به عنوان سیره معصومين (عليهم السلام) به عنوان خدمت رسانی دارند حل میشود و هم عناصر محوری بحث های آن جشنواره تأمین می شود.
وجود مبارک امیر المؤمنين (سلام الله علیه) فرمود: عفت هر فرد یا جامعه به مقدار غیرت اوست. وقتی غیرت جامعه یا فرد را مهندسی میکند معماری میکند اضلاع هندسه این جامعه میشود غیرت. اما «الغيرة ما هي»؟ غیرت چیست که معمار عفت است مهندس عفت است؟ حضرت فرمود اگر خواستید قلمرو عفاف را مشخص کنید به نقشه غیرت مراجعه کنید غیرت یعنی چه؟ یعنی غیر زدایی؛ یعنی نه در حریم غير وارد شویم و نه اجازه دهیم غیر در حریم ما وارد شود. ملتی که نه اجازه میدهد بیگانه در حریم کشور او راه پیدا کند و نه در حریم کشور بیگانه راه پیدا میکند یک ملت غیرتمند است کسی که باکش نیست چه کسی به کشورش می آید و فرزندان او به کدام کشور میروند یک ملت بی غیرت است پس غیرت یعنی غیر شناسی و طرد غیر و غیر روبی و غیر پراکنده کردن کسی که بیگانه را با خود یکی میداند او غیور نیست؛ وقتی غیرت نداشت اهل عفت نیست و وقتی عفت نداشت اهل حجاب هم نیست.
بنابراین معمار عفت غیرت است؛ یعنی اگر کسی خواست ببیند که مسافت این خانه چقدر است؟ این خانه چند متر است؟ باید از معمار بپرسد مساحت کشور اسلامی کجاست؟ آنجاست که نه به بیگانه راهی بدهد و نه در بیگانه طمع بکند وقتی این کشور به رهبری امام و روحانیت غیورانه وارد میدان شد نه اجازه داد بیگانه در مرز و بوم ايران اسلامي راه پيدا کند و نه خودش در مرز و بوم ديگران شرکت کرد. اما اجازه نداد بیگانه شرکت کند
دفاع مقدس هشت ساله سند گوياست؛ ولي اجازه نداد که در کشور ديگري دخالت کند جريان جنگ نفت بود. همين خليج فارس که لشکرکشي اتحاديه اروپا بود، همه آمدند عليه صدّام وقتي کويت را اشغال کرد لشکرکشي کردند. سخن از اسلام و کفر نبود، سخن از نفت بود. با اينکه صدّام عليه ايران صدمات فراواني را تحميل کرد، يک؛ اعدا عدوّ منطقه بود، دو؛ فتنهگر خاورميانه بود، سه؛ هشت سال ما از او آفت و افت ديديم، چهار؛ اما يک گلوله از ايران به طرف عراق شليک نشد؛ ما دخالت نکرديم، با اينکه ميتوانستيم. کويت يک حياط خلوت بود براي عراق. او حمله کرد در کوتاهترين مدت کويت را گرفت. کويت هم نسبت به ما بسيار بد کرده است؛ جاسوسي کرده، کمک
کرده به صدّام. این پسر پيغمبر که با اجازه قبلي از عراق حرکت کرد برود تا کويت، تا مرز کويت رفت، همان جابر کویتي پسر پيغمبر را راه نداد و او را از مرز بيرون راند که امام فرمود من از فرودگاه تا فرودگاه مي رود حرفم را ميزنم. این کويت نسبت به ما خيلي بد کرد اما ما يک گلوله به طرف او شليک نکرديم يک گلوله هم به طرف صدّام شليک نکرديم؛ این معني غيرت است؛ یعنی نه در کشور بیگانه دخالت کرديم و نه اجازه داديم کسي در کشور ما دخالت کند.
اگر ملتي غيور بود، باعفاف است. فرق نميکند چه در بخش سياست، چه در بخش فرهنگ، چه در بخش اقتصاد، چه در بخش خدمترساني و در بخشهاي ديگر. پس بيان نوراني قرآن را آن قرآن ناطق يعني علي بن ابيطالب (سلام الله علیه) باید معنا کند. اگر در چند جاي قرآن ما را به عفاف دعوت کردند و اگر فرمودند وقتی نداري، لباس خوب بپوش که نفهمند تو گدا هستي؛ به هر حال فقير هستي مسئولين باید تأمین بکنند اما گدايي خود را و فقر خود را با پوشیدن لباس ژنده و امثال اینها علنی نکن که ﴿يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ﴾[2] یعنی بعضي ها وضع مالیشان ضعیف است یک حقوق ساده ای میگیرند اما از بس عفیف هستند کسی نمی فهمد که اینها مشکل مالی دارند. قرآن این عفت را ستود و فرمود دیگران خیال میکنند که اینها توانگر هستند، برای اینکه اینها یک لباس نویی در بر دارند آبرومندانه زندگی میکنند سؤال نمیکنند با قناعت به سر میبرند همان حقوق ساده ای که دارند ولو دیگران به آنها ظلم میکنند ولی اینها عفیفانه زندگی میکنند ﴿يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ﴾[3] چون اینها عفیفانه به سر میبرند دیگران که از وضع داخلی آنها بی خبر هستند خیال میکنند که اینها سرمایه دار
هستند اینها توانگر هستند!
هم در رعایت شئون فردی فرمود عفیف باشید هم درباره سرپرستان ایتام فرمود ایتامی سرپرستانی دارند آن سرپرستان اوصیای این ایتام هستند یا برادرزاده اند یا خواهرزاده اند به هر حال کار آنها را به عهده می گیرند چون کار مسلمان محترم است میتوانند اجرت بگیرند اما فرمود اگر وضع مالی شما خوب است ﴿وَ لْيَسْتَعْفِفْ﴾ شما عفیفانه به سر ببرید این ایتام را به خوبی اداره کنید یا چیزی نگیرید یا بسیار کم بگیرید. پس عفت هم درباره مسائل اغنياء و فقرا مطرح است هم درباره مسائل اوصیا و سرپرستان فقرا و مانند آن مطرح است هم درباره حجاب.
مستحضرید که این جشنواره که - إن شاء الله - تشکیل میشود عنصر محوری آن این باشد که حجاب در اسلام عفیفانه است نه عنيفانه؛ عنف و تحمیل و مانند آن نیست؛ به زن میگوید این گوهر را رایگان در اختیار دیگری قرار نده این دشمن زیاد دارد و آسیب پذیر است. حجاب عفیفانه غیر از حجاب عنیفانه است. آنکه می گوید الا و لابد باید حجاب خود را رعایت کنی نه او موفق است و نه آن زن حرفش را گوش میدهد. اما اگر حجاب عفیفانه بود نه عنيفانه؛ نه با عنف و نه با تحمیل بلکه با تشریف؛ نه با تکلیف؛ کلفت نیست و شرافت است این اثر دارد. اینکه میبینید مرحوم ابن طاوس روز بلوغ خود را جشن گرفته و گفته که من مشرف شدم نه مکلف، برای همین است. اگر خدا آدم را دعوت کرده از خدا بزرگ تر کیست؟ از خدا برتر کیست؟ آنکه یک قطره آب را به صورت لؤلؤ لالا در آورد؛ الآن حداقل هزار تا دانشکده لازم است تا آدم بفهمد که چگونه یک قطره آب این طور می شود؟ ﴿أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنَى﴾[4] الآن هزار تا دانشکده تلاش و کوشش میکنند تازه یک گوشه اش را فهمیدند که چگونه یک قطره آب این طور میشود!
چنین خدایی ما را دعوت کرده است؛ اگر ما را دعوت کرده است این برای ما فخر نیست؟ به پسربچه ها می گوید شما هنوز باید در کوچه ها بازی کنید پنج سال زودتر از پسربچه ها دختر بچه ها را دعوت کرده است و مکلف کرده است نماز را بر آنها واجب کرده است روزه را بر آنها واجب کرده است برای اینکه اینها آسیب پذیرتر هستند، این گوهر را بهتر باید حفظ کرد این گل در باغچه را با آن درخت عادی باید فرق گذاشت این را باید هر روز آبیاری کرد هر روز مواظبت کرد هر روز مراقبت کرد تا ثمر بدهد معطر بشود. اینکه گفتند دختر پنج سال زودتر از پسر بالغ میشود نماز بر او واجب است روزه بر او واجب است عفاف بر او واجب است همه احکام مکلفان و مشرفان بر او واجب است سرش این است که ذات اقدس الهی به انبیا و اولیا دستور داد این گلها را پنج سال زودتر از پسربچه ها که آنها هم در حد خود گل هستند اینها را مراقبت کنید، رقابت کنید مراقبت کنید محاسبت کنید مشارکت کنید که اینها آسیب پذیر هستند.
بنابراین زن حجابش را با عفیف بودن دارد نه با عنیفف بودن. آنها که مسئولان امر به معروف و نهی از منکر هستند باید حواسشان جمع باشد که فشار نه در گذشته اثر داشت و نه در آینده اثر دارد. باید از راه فهم جامعه را روشن کرد، این یک؛ و آنهایی که امرپذیر هستند و نهیپذیر هستند باید بدانند که حجاب، عفيفانه در اسلام مطرح است نه عنيفانه، این دو. بیان نورانی حضرت امیر (سلام الله علیه) در خطبه متّقيان این است که مردان متّقي «حَاجَاتُهُمْ خَفِيفَةٌ وَ أَنْفُسُهُمْ عَفِيفَةٌ».[5] اینکه عرض کردم مسئله عفاف هم برای برادران بزرگوار حراست مازندران،
هم برای این دانشجویان خدمترسان و هم برای اعضای محترم جشنواره نافع است برای اینکه عفاف یک وصف نفسانی است. فرمود مردان باتقوا و زنان باتقوا حاجت آنها کم است کممصرف هستند مصرفگرا نیستند اهل تجمل نیستند اهل زینتپروری نیستند ﴿أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ﴾[6]
این یک قدح ضمنی را هم در بردارد، این دستور نیست یک وصف است، یک؛ قدح و نقد ضمنی را به همراه دارد، دو؛ یعنی اینهایی که در
زیور زندگی میکنند در میدان جنگ حضور ندارند اینها چه میخواهند بگویند؟ این قدح ضمنی است و وصف است نه دستور.
یک وقت میگویند این چنین باشید، یک وقت میگویند این چنین هستند. فرمود غالب این زنها، اکثر مصارف برای اینهاست؛ یعنی اگر مرد صد تومن درآمد دارد شصت تومن داخل منزل مصرف میشود، لباس آنها، زینت آنها، پذیرایی آنها، کفش اینها، چادر اینها؛ چقدر مرد برای خودش مصرف میکند و چقدر برای زن؟ غالب ثروت در خانهها مصرفکننده زن است. این یک قدح قرآنی است یک نقد قرآنی است. فرمود اینها در زینت دارند زندگی میکنند در جنگ و دفاع و مبارزات که پیدایشان نیست. ﴿أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُمُبينٍ﴾؛ یعنی روز خطر پیدایشان نیست، اما در فروشگاهها و بوتیکها فراوان هستند. این نقد است، نه یعنی این چنين باشید! فرمود این چنین هستند.
بنابراین اگر حجاب ما عفیفانه بود و اقتصاد ما عفیفانه بود، هم حراست ما کاملاً موفق است هم امر به معروف و نهی از منکر ما موفق است هم حوزه و دانشگاه ما موفق است، هم این عزیزانی که در صدد خدمت رسانی به روستاها و مناطق محروماند موفق هستند. فرمودند میخواهی خوب زندگی کنی، کشورت مستقل باشد، دو عنصر محوری را رعایت کن: یک: تلاش در تولید، دو: قناعت در مصرف؛ این بیان نورانی حضرت امیر است. اگر بخواهی مستقل باشی، اگر بخواهی توسریخور نباشی. اگر یک سالی خشکسالي شد، آن سال ترسالی جبران میکند، اگر نشد، قدری کمتر. فرمود اگر میخواهی باشرف زندگی کنی این دو اصل را فراموش نکن: تا میتوانی کار، به اندازه قناعت قانعانه مصرف؛ تلاش در تولید و قناعت در مصرف. مگر آدم بر حجم بدن خود بیفزاید این کمال اوست؟! یک بیان نورانی حضرت امیر دارد که آن را ترجمه نکنم، فرمود آنکه تمام تلاش و کوشش او این است که از آشپزخانه چه دربیاید، قیمت او همین است که در دستشویی خالی میکند این بیان علی است! فرمود حیف نیست که خودتان را به دستشویی میفروشید؟! چه خبر است؟ «مَنْ كَانَتْ هِمَّتُهُ مَا يَدْخُلُ فِي بَطْنِهِ كَانَتْ قِيمَتُهُ مَا يَخْرُجُ مِنْهُ»[7] ، اگر کشور به این سمت حرکت کند عاقل است عالم است عفیف است مستقل است آزاد است خودکفا است.
با چشم ترحّم به دیگری نگاه میکند نه با چشم جلال و شکوه که این بیچاره کجا دارد میرود؟ این گمکردهراهها و کجراهها کجا دارند میروند؟ اینها به چه چیزی دارند خودشان را سرگرم میکنند؟ آن وقت میشود یک انسان فاخرِ ساميِ عاليِ آزاداندیش. میشود عفیفانه زندگی کرد؛ شما میبینید که سمت و سوی دولت به کدام طرف است همین که میبینید! پس میشود آدم بهترین سِمت دولتی را داشته باشد و بشود خدمتگزار مردم. کم ندارد! در کل جهان هم یک سر و گردن بالاتر است پس میشود آدم ساده زندگی کند و غیرت مدار باشد نه مرز بیگانه را طمع کند نه بیگانه را به درون خانه خود راه بدهد؛ این غیرزدایی را میگویند غیرت. «الغيرة ما هي»؟ آدم باید غیر را بشناسد که من چه کسی هستم و غیر من کیست؟ نه آنجا بروم و نه اجازه بدهم او بیاید؛ این معنی غیرت است. عفت این چنیّنی میشود غیرت. آن وقت آن بیان نورانی حضرت زهرا (سلام الله علیها) آن هم حق است و تعارضی هم در کار نیست. فرمود بعضی از امور است در حال عادی است، هنر زن، غیرت زن، جمال و کمال زن در این است که با بیگانه تماس نگرد. همین کشور اسلامی جمهوری اسلامی را وادار کرده که دانشکدهها و دانشگاههای جدا باید بیمارستانها جدا، کلاسها جدا، نیمی از این مملکت زن هستند و نیمی از این مملکت مرد هستند؛ آن نیم زن را زن باید اداره کند، ما این قدر باید زنان طبیب، معلم، مهندس، معمار، فداکار داشته باشیم که آن نیم دیگر را اداره کنند؛ البته این نمی که بخواهند به این حدّ برسند قهراً ناچار هستند یا با محارمشان یا با اساتیدی که در حکم مَحرم هستند تماس بگیرند تا این فنون را فرا بگیرند. اینکه اسلام تلاش و کوشش آن این است که ما همه علوم را برای همه نسل حفظ بکنیم تا این ۳۵ میلیونی که زن هستند به وسیله چند صد یا چند هزار زن اداره شوند. این چنین نیست که زن اگر بخواهد مکه مشرف بشود عتبات مشرف شود یا در موارد دیگر احتياجی به عکس دارد، برود نامحرم عکس او را بگیرد و هنرمندان عکاس لازم است که زن باشد تا اینکه زن عکسهایشان را آنجا بگیرند، تعليمات آزمایشی و آموزشی همه باید زن باشد تا آنها یادشان بدهند.
بنابراین راه را نظام اسلامی باز کرده است هیچ رشتهای نیست که بگوید مخصوص مرد است یا مخصوص زن؛ گفت این راه باز است آن راه را نروید وقتی شما میتوانید به زن مراجعه کنید چرا به نامحرم مراجعه میکنید؟ اول این راه را باز کرده، یعنی زنهای متخصصه، عالمه، آگاه را تربیت کرده، بعد به سایر زنها فرمود به اینها مراجعه کنید به جای دیگر مراجعه نکنید.
در صورتی که حالت، حالت عادی باشد بیان نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است که فرمود زینت زن این است که مرد او را نبیند و او هم مردی را نبیند؛[8] اما در حالت اضطرار همین طوری که برای زنها است برای مردها هم هست، برای مرد است برای زنها هم هست. طبیب چطور است؟ طبیب در حالت حاجت و ضرورت زن را معالجه میکند، زنها هم که پرستار هستند مردهایی که در بیمارستان هستند درمان میکنند؛ این
حالت غیر عادی است در حالت حاجت و در حالت ضرورت استثنا است. استدلال ذات مقدسه زهرا در آن محاجه در حال ضرورت بود، او باید دفاع بکند؛ در حال دفاع که نمیتواند بگوید که من در خانه بنشینم و سخنرانی کنم.
این تقریباً یک جزء قرآن را سخنرانی کرده است از هیچ کسی ساخته نبود. حسنين کوچک بودند صحابه هم نه آن علم را داشتند و نه آن معقولیت را داشتند و نه آن مقبولیت را. از سلمان مگر ساخته بود خطبه حضرت زهرا را بخواند؟! از اباذر مگر ساخته بود؟! نه آن سواد را داشتند نه آن هنر را داشتند. نه آن معقولیت را داشتند و نه آن مقبولیت را داشتند. او بود که اوضاع را به هم زد و کل صحنه را دگرگون کرد. تقریبا نزدیک به یک جزء قرآن است.
همین دخترش زینب (سلام الله علیها) که بچه کوچکی بود همراه مادر رفت و همه خطبه را حفظ کرد. یکی از راویان خطبه، همین زینب کبری (سلام الله علیها) است. اوضاع را برگرداند و این را همه ما مخصوصاً خواهرها باید بدانند که در مصیبتهای فاطمیه و در مصیبتهای ائمه دیگر (عليهم الصلاة و عليهم السلام) گریه و سینه زنی و عزاداری و اشک ریزی بسیار مقدس است؛ اما مهمتر از همه بالاتر از همه فهم است و فهم است و فهم است و فهم. وجود مبارک زهرا (سلام الله علیها) در همین مدت داغ آن مصحف فاطمه را نوشت. مصحف فاطمه بعد از قرآن از مدارک اصلی دینی ما است. ائمه (علیهم السلام) می فرمایند که در مصحف مادر ما این چنین آمده است! این مصحف زهرا را حضرت چه وقت نوشت؟ در همان ۷۵ روز یا ۹۵ روز جبرئیل (سلام الله علیه) می آمد آن معارف غیبی را میگفت فاطمه (علیها سلام) تلقی میکرد بعد از ضبط و تلقی برای وجود مبارک حضرت امیر املاء میکرد و حضرت امیر مینوشت شده مصحف فاطمه این اگر ۷۵ روز به گریه مشغول بود که مصحف فاطمه نوشته نمی شد. [9]
ما فاطمیه را فقط به اشک و سینه زدن ختم نکنیم یک مقدار سینه زدن و اشک یک مقدار سواد کشور را سواد اداره میکند آن هم البته لازم است آن عاطفه است چگونه میشود قلب متأثر نشود و جگر نسوزد و آدم گریه نکند؟ بله آن یقینی است؛ اما همه اش گریه نیست هشتاد درصد فهم است یا نود درصد سواد است ده درصدش اشک است؛ به دلیل اینکه خود زهرا (سلام الله علیها) هم همین کار را کرده است؛ یعنی نود درصد در این 95 روز مشغول تألیف بود آن ده درصدش گریه بود.
بنابراین آن آیه سوره زخرف حواس ما را جمع بکند که این است پس به دو سؤال از این سؤالها تقریباً پاسخ داده شد. اما حجاب برتر آنها خیلی مهم نیست البته هر چه که به عفاف نزدیک تر باشد؛ حجاب برای این است که نه درون بیرون را ببیند و نه بیرون درون را ما وقتی وارد اتاق میشویم در را می بندیم یعنی چه؟ یعنی دیگری ما را نبیند یا ما هم دیگری را نبینیم؟ معنای حجاب این نیست که دیگری ما را نبیند، به ما گفتند اگر سرک کشیدید و در و پنجره را باز کردید و مواظب خانه همسایهات بودی او حق دارد چشم تو را بکند! حجاب یعنی هم محجوب از این محجوبعلیه و هم محجوبعنه از این محجوب! حجاب معنایش این نیست که او ما را نبیند، معنای حجاب این است که ما هم او را نبینیم و گرنه میشود یک طرفه! اینکه عفاف نشد. این میشود حجاب بی عفاف!
اینکه وجود مبارک حضرت فرمود نه او این را ببیند و نه این او را ببیند، همین است. ما وقتی برای منزلمان و برای خانه مان در میگذاریم دیوار میگذاریم پنجره میگذاریم شیشه میگذاریم یعنی نه ما ببینیم و نه او ببیند. نه او نبیند ما آزاد باشیم! این معنی حجاب نیست. اگر کسی ـ خدای ناکرده ـ کسانی که در کوچه هستند را میبیند، او که اهل حجاب نیست. او که اهل پنجره نیست، او که اهل در نیست یک بیابانی است. معنای دَر و پنجره این است که نبین و نبینند، نه نبینند و فقط تو ببینی، این معنی حجاب نیست. این چادر و روسری برای این است که نه مرد او را ببیند و نه او مرد را ببیند، باید عفیفانه زندگی بکند. البته هر چه سنگینتر و وزینتر، بهتر؛ منتها اگر جامعه ما بداند که این عفت یک کمال نفسانی است و با غیرت همراه است و غیرت از شریفترین اوصاف نفسانی ماست هم جوانهای ما غیور میشوند هم بزرگسالان ما غیور میشوند، هم در مسائل سیاسی ما غیور میشویم هم در مسائل اجتماعی ما غیور میشویم.
اگر ما بدانیم بیگانه به طرف ما دارد طمع میکند، ما غیر را میزداییم این طمع بیگانه است ما در بخش سخاوت، عفیفانه زندگی میکنیم؛ این شهوت بیگانه است ما در بخش غریزه، عفیفانه زندگی میکنیم. اگر با بیگانه اسرار کشور را به بیگانه بفروشیم این دخالت بیگانه است ما سعی میکنیم عفیفانه زندگی بکنیم. فرمود غیر را بشناس و مرز خودت را بدان! این معنای غیرت است و این غیرت فصل مقوّم مسئله عفاف است.
امیدواریم که خدای سبحان به همه شما خیر دنیا و آخرت بدهد.
مجدّداً مقدم مهمانان بزرگوار، برادران حراست مازندران، خواهرانی که دست اندرکاران جشنواره هستند، این عزیزان و دانشجویانی که برای خدمت رسانی به مناطق محروم تلاش و کوشش میکنند و عزیزانی که از بوسنی و هرزگوین آمدند مقدم همه را گرامی میداریم و
امیدواریم که ذات اقدس الهی آن توفیق را به همه ما عطا کند که ـ إن شاء الله ـ عفیفانه به سر ببریم.
پروردگارا! امر فرج ولیّات را تسريع بفرما!
نظام اسلامی، مقام معظم رهبری، مراجع بزرگوار تقلید، حوزههای فقهی، فرهنگی و دانشگاهی همه را در سایه امام زمان حفظ بفرما!
دولت ما، ملت ما، مملکت ما، تمامیت ارضی ما، جوانها و نوجوانهای ما و این عزیزان را در سایه لطف امام زمان مشمول ادعیه زاکیه آن حضرت قرار بده!
خطر بیگانگان مخصوصاً استکبار و صهیونیسم را به خود آنها برگردان!
مشکلات دولت را مخصوصاً در بخش اقتصاد و مسکن و ازدواج جوانها در سایه امام زمان برطرف بفرما!
مرضای مسلمانها بالأخص منظورین را در سایه لطف امام زمان درمان بفرما!
ارواح مؤمنان، احیا و امواتشان مخصوصاً امام راحل شهدای انقلاب و جنگ، معلمان ما، ذوی الحقوق ما همه را غریق رحمت بفرما!
بین ما و قرآن و عترت در دنیا و قیامت جدایی نینداز!
«غفر الله لنا و لكم و السلام علیکم و رحمة الله»