« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سیدحسن مرتضوی

87/02/09

بسم الله الرحمن الرحیم

 /نفقه عائله در استطاعت /

 

موضوع: /نفقه عائله در استطاعت /

در مساله 38 سه فرع اشاره می‌شود.

فرع اول: نفقه عائله در مدت حج از شرائط تحقق استطاعت است.

مثلا اگر مصارف حج یک میلیون باشد، نفقه عائله حاج در این ماه 200 تومان باشد، زید فقط یک میلیون دارد.

آیا این زید مستطیع است؟ آیا بر زید حج واجب است؟

سیدناالاستاد رضوان الله تعالی علیه تبعا للمشهور بل الجمیع، می‌فرمایند: در این فرض زید مستطیع نمی‌باشد.[1]

باید هم زاد و راحله خود وهم نفقه عائله داشته باشد تا مستطیع شود. در این فرض زاد و راحله دارد و لی نفقه عائله را ندارد پس زید مستطیع نیست و حج بر او واجب نیست.

ظاهرا ولله العالم کما فی الحدائق ج14ص 124 «و الحكم اتفاقي لا خلاف فيه».[2]

جواهر ج17 ص 73 «بلا خلاف أجده، بل ربما ظهر من بعضهم الإجماع عليه».[3]

دلیل بر این نظریه:اولا: عدم صدق استطاعت بر زید است برای اینکه کل روایاتی که می‌گوید که مراد از استطاعت مایحج به است. اذا قدر علی ما یحج به است اذا کان عنده ما یحج به است.

معنای این روایات این است که زائد بر زندگی، ما یحج به را دارد. کفش عیال، مخارج عیال و.... از امور زندگانی است. هیچ عاقلی از این جملات فقط مسافرخانه و هواپیما نمی‌فهمد. متفاهم ازا ین کلمات زائد بر معاش این ماه ما یحج به است.

ثانیا: جمله من الروایات است.

منها: صحیحه محاربی وسائل ج8 ص 20 باب 7 حاجه تجحف به: «عَنْ ذَرِيحٍ الْمُحَارِبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَحُجَّ حجة‌الاسلام- لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِكَ حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ- أَوْ مَرَضٌ لَا يُطِيقُ فِيهِ الْحَجَّ- أَوْ سُلْطَانٌ يَمْنَعُهُ فَلْيَمُتْ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيّاً».[4]

موردی که اگربگویند بروی اجحاف است مثل این که بچه او شیر ندارد و موارد زندگی ندارد عائله او بگویند به مکه برود این اجحاف است. مخارج عائله حاجت است و بدون این‌ها بگوید شارع به مکه برو اجحاف است.

یدل علی ذلک: باب 14 ح 1 ص 31 «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ الْغَنَوِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي رَجُلٍ مَاتَ وَ لَمْ يَحُجَّ حجة‌الاسلام وَ لَمْ يَتْرُكْ إِلَّا قَدْرَ نَفَقَةِ الْحَجِّ وَ لَهُ وَرَثَةٌ قَالَ هُمْ أَحَقُّ بِمِيرَاثِهِ إِنْ شَاءُوا أَكَلُوا وَ إِنْ شَاءُوا حَجُّوا عَنْهُ». [5]

سوال این است که کسی مرده و فقط یک میلیون دارد و با این یک میلیون مخارج حج در می‌آید؟ از امام می‌پرسند با این پول چه کند؟ ایشان مستطیع بوده است؟ امام می‌فرمایند: میل خودتان است حج یا بخورید. هردو خیرات است.

با اینکه این شخص زاد و راحله داشته است به قدر نفقه حج که امام می‌گوید که حج براو واجب نبوده است. اینکه به قدر نفقه دارد ولی امام می‌فرمایند که حج بر او واجب نیست شما چه می‌فهمید، می‌فهمیم که 1-شاید این مریض بوده که حج واجب بر او نباشد2-شاید طریق بسته بوده است.3-شاید رجوع بالکفایه نبوده4- شاید دین داشته 5- شاید عیال او گرسنه بوده است.

امام می‌فرمایند: با این پول حج بر او واجب نبوده است با این بیان می‌فهمیم تنها زاد و راحله مشکله را حل نمی‌کند و موضوع وجوب و دلیل بر استطاعت نیست. منتها تمام این امور دخالت در استطاعت دارد لقائل ان یقول نه. یا قدر متیقن این امور دخالت در استطاعت دارد لقائل ان یقول نه. قدر متیقن از چیزی که دخالت در استطاعت دارد نفقه عیال است.

پس دخالت این صحیحه بر مدعا من باب قدرمتیقن واضح است. ولذا این دلیل است اینکه صاحب حدائق این را موید قرار داده به نظر من دلیل است.[6]

فعلیه الروایه واضح الدلاله است به اینکه نفقه عیال از شرائط استطاعت یا ازشرائط وجوب حج است.

یوید ما ذکرنا:روایت ابوالربیع شامی وسائل ج8 ص 24 باب 9 «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيِّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا - فَقَالَ مَا يَقُولُ النَّاسُ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ الزَّادُ وَ الرَّاحِلَةُ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَدْ سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ ع عَنْ هَذَا فَقَالَ هَلَكَ النَّاسُ إِذاً لَئِنْ كَانَ مَنْ كَانَ لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَةٌ قَدْرَ مَا يَقُوتُ عِيَالَهُ وَ يَسْتَغْنِي بِهِ عَنِ النَّاسِ يَنْطَلِقُ إِلَيْهِمْ فَيَسْلُبُهُمْ إِيَّاهُ لَقَدْ هَلَكُوا إِذاً فَقِيلَ لَهُ فَمَا السَّبِيلُ قَالَ فَقَالَ السَّعَةُ فِي الْمَالِ إِذَا كَانَ يَحُجُّ بِبَعْضٍ وَ يُبْقِي بَعْضاً لِقُوتِ عِيَالِهِ أَ لَيْسَ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ الزَّكَاةَ فَلَمْ يَجْعَلْهَا إِلَّا عَلَى مَنْ يَمْلِكُ مِائَتَيْ دِرْهَمٍ». [7]

روایت واضح الدلاله است. اذا کان یحج ببعض و یبقی بعض قوت عیاله

چرا موید گفتید؟ چون ابوالربیع شامی توثیق نشده است.

موید ما ذکرنا: باب 9 حدیث3 «أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيُّ فِي الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَثْعَمِيِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْقَصِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلَهُ حَفْصٌ الْأَعْوَرُ وَ أَنَا أَسْمَعُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا - قَالَ ذَلِكَ الْقُوَّةُ فِي الْمَالِ وَ الْيَسَارُ قَالَ فَإِنْ كَانُوا مُوسِرِينَ فَهُمْ مِمَّنْ يَسْتَطِيعُ قَالَ نَعَمْ الْحَدِيثَ». [8]

امام می‌فرمایند: پولدار‌ها حج بر انها واجب است اگر کسی عیالش کفش ندارد آیا جزء پولدار هاست؟ کسی که عیالش لباس ندارد در عسراست یا یسر؟

علت موید گفتن این است که عبدالرحیم قصیر توثیق نشده است علی کلام در پدر برقی.

موید ما ذکرنا: حدیث4 باب 9 «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فِي الْخِصَالِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فِي حَدِيثِ شَرَائِعِ الدِّينِ قَالَ: وَ حِجُّ الْبَيْتِ وَاجِبٌ (عَلَى مَنِ) اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ هُوَ الزَّادُ وَ الرَّاحِلَةُ مَعَ صِحَّةِ الْبَدَنِ وَ أَنْ يَكُونَ لِلْإِنْسَانِ مَا يُخَلِّفُهُ عَلَى عِيَالِهِ وَ مَا يَرْجِعُ إِلَيْهِ مِنْ حَجِّهِ».[9]

استطاعت به زاد و راحله نیست باید چیزی بین عیالش بگذارد. علت موید بودن اینکه در این حدیث عده من المجاهیل است منهم اعمش.

موید ما ذکرنا مرسله مرحوم طبرسی در مجمع البیان «الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِيُّ فِي مَجْمَعِ الْبَيَانِ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ- مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا- قَالَ الْمَرْوِيُّ عَنْ أَئِمَّتِنَا ع أَنَّهُ الزَّادُ وَ الرَّاحِلَةُ وَ نَفَقَةُ مَنْ تَلْزَمُهُ نَفَقَتُهُ وَ الرُّجُوعُ إِلَى كِفَايَةٍ إِمَّا مِنْ مَالٍ أَوْ ضِيَاعٍ أَوْ حِرْفَةٍ مَعَ الصِّحَّةِ فِي النَّفْسِ وَ تَخْلِيَةِ الدَّرْبِ مِنَ الْمَوَانِعِ وَ إِمْكَانِ الْمَسِيرِ».[10]

استطاعت را که شرح می‌دهد مخارج عیاله راهم باید داشته باشد.

به دو جهت مویداست. اولا این مرسله است و ثانیا آقای حکیم می‌گوید که این اصلا روایت نیست بلکه فتوی مرحوم طبرسی است.[11]

کیف کان ان قلنا بانه روایه فمرسله و ان لم نقل لا ارتباط لها بما ذکرنا.

نتیجه ذکرنا دلیل دوم صححیه محاربی و معاویه بن عمار که موید به جمله من الروایات است.

دلیل سوم: اگر حج مشروط به قدرت شرعیه علی المشهور باشد، مزاحم با هیچ واجبی نیست ولو با جواب سلام. نفقه عائله دو جور است.1- بعضی عوائل نفقه از قبیل دین است مثل زوجه 2- بعضی عوائل نفقه از قبیل حکم است.مثل پدر و مادر

نفقه یا دین باشد یا حکم علی‌ای حال واجب است اگر مشروط باشد حج به قدرت شرعیه نمی‌تواند مزاحمت کند با وجوب چون با وجوب سلام نمی‌تواند مزاحمت کند چطور می‌تواند با نفقه مزاحمت کند؟

واگر استطاعت شرعیه را به آن معانی دیگر گرفتید اعتبار نفقه از این جهت است که دوران امر بین حق الله است و حق الناس است که تقدم الکلام که حق الناس از باب تزاحم تقدم دارد. فرقی نمی‌کند که دین باشد یا نباشد.

نتیجه ما ذکرنا که دلیل سوم این است که ان قلنا به اعتبار الاستطاعت الشرعیه علی تفسیر مشهور، تقدم واضح است وان لم نقل از باب تزاحم تقدم دارد.

دلیل چهارم بر مدعا:قاعده لاحرج است. این کسی که عیال او شام ندارد، کفش ندارد، لباس ندارد به این کس بگوید که حج واجب است. وجوب حج بر این کس، حرجی است اگر حرجی است لاحرج وجوب را بر می‌دارد. لذا نباید با این پول به مکه برود، برود نفقه عیال را بدهد ولازم نیست به مکه برود.

دلیل پنجم بر مدعا: کما فی الجواهر و الاضعف الوجوه تمسک به اصل است.

ص 273 جواهر شاید اولین دلیل بیان کرده است.[12]

صاحب حدائق به عنوان موید آورده است.

تمسک به اصل، این کسی که نفقه عیال ندارد شک داریم که حج بر او واجب است؟ شک در تکلیف است و مجری برائت است. پس بر این کس حج واجب نباشد.

اضعف از این این است که حفظ عیال واجب است اگر واجب است حج تقدم دارد بر اینکه حفظ نفس است که اهم واجبات.

اصل ضعیف است چون اطلاقات است. نوبت به اصل نمی‌رسد. این دلیل آخر اضعف است چون بحث در هلاکت نیست اگر همسایه هم در خطر جانی است باید پول را خرج او کرد وبه مکه نباید برود. اگر بحث حفظ جان مسلمان باید قطعا حفظ جان کرد چه همسایه و غیر همسایه و حج اصلا واجب نمی‌شود.

نتیجه اینکه 6 دلیل که اغلب آنها در جواهر ج17 ص 273 موجود است.[13]

لعل الی بعضها رجوع می‌کند حدائق که نفقه عائله سبق زمانی دارد نفقه او از 20 سال قبل واجب است و نفقه والدین از 50 سال قبل واجب است. که دینی که سبق زمانی دارد تقدم دارد شاید اولین دلیل حدائق این باشد.[14]

مرحوم خوانساری می‌فرمایند که این دلیل هم صغری مشکله دارد وهم کبریً.[15]

صغری مشکله دارد چرا که در غیر نفقه زوجه دین نمی‌گویند. کبری ممنوع است چرا که سبق زمانی از مرجحات نیست. علی‌ای حال دوران بین دین و حج است که دین مقدم است.

فما افاده مرحوم خوانساری من المنع صغری و کبری فی غایه الاشکال است چرا که مراد ایشان همان بحث آن است که دیون مقدم بر حج دارد به چه دلیل است؟

آیا دخالت در موضوع دارد یا از باب اهمیت است که ایشان از باب اهمیت گرفته اند.

نتیجه ماذکرنا: برای اعتبار نفقه عیال در استطاعت یا در وجوب حج، 6 دلیل است.

1-عدم صدق استطاعت

2-روایات

3-کون الحج مشروطا بالقدره الشرعیه

4-کون الدین مقدما علی الحج

5-قاعده لاحرج

6-اصل برائت

نتیجه اینکه ما افاده سیدناالاستاد رضوان الله تعالی علیه که در استطاعت یا وجوب حج نفقه عائله معتبر است به 6 دلیل که بعضی اقوی من بعض است.

فرع دوم از مساله 38: مراد عیال کیست؟ آیا خانواده است؟ آیا اولاد است؟ پسر براد اوست که در خانه اوست؟ آیا نوکر اوست؟ فردا خواهد امد.

 


[1] «يشترط في الاستطاعة وجود ما يكون به عياله حتى يرجع»؛ خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیله، ج1، ص379.
[2] بحرانی، یوسف، حدائق الناضره، ج14، ص124.
[3] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج17، ص273.
[4] حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج11، ص30، ابواب وجوب الحج، باب7، ح1.
[5] حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج11، ص46، ابواب وجوب الحج، باب14، ح1.
[6] «و يؤيد ذلك‌صحيحة معاوية بن عمار عن ابي عبد الله عليه السلام»؛ بحرانی، یوسف، حدائق الناضره، ج14، ص123.
[7] حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج11، ص37، ابواب وجوب الحج، باب9، ح1.
[8] حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج11، ص38، ابواب وجوب الحج، باب9، ح3.
[9] حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج11، ص38، ابواب وجوب الحج، باب9، ح4.
[10] حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج11، ص39، ابواب وجوب الحج، باب9، ح5.
[11] «و أما مرسل مجمع البيان فعده من قسم الخبر لا يخلو من إشكال، لظهوره في كونه من باب بيان المضمون بحسب فهم الناقل، فهو أشبه بالفتوى من الخبر»؛ حکیم، سید محسن، مستمسک عروة الوثقی، ج10، ص162.
[12] «بلا خلاف أجده، بل ربما ظهر من بعضهم الإجماع عليه، للأصل»؛ نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج17، ص273.
[13] نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج17، ص273 و 274.
[14] «من الشروط المتقدمة- ان يكون له ما يمون عياله الواجبي النفقة عليه من مأكول و ملبوس و نحو ذلك، قالوا: لانه حق سابق على وجوب الحج فيكون مقدما عليه»؛ بحرانی، یوسف، حدائق الناضره، ج14، ص123.
[15] «و أمّا ما ذكر من سبق وجوب الإنفاق فممنوع صغرى و كبرى»؛ جامع المدارک، ج2، ص268.
logo