درس خارج فقه آیت الله شبیری
89/03/10

بسم الله الرحمن الرحیم

 بحث در شرائط وجوب صوم بود. در اين جلسه، استاد دام ظله، در بحث شرطيت حضر، سفر در حال اختيار در صوم‌های واجب غير از ماه مبارک رمضان را مورد بررسی قرار می‌دهند.
روايت زراره كه مرحوم آقای خوئی موثقه زراره تعبير می‌كند، سه طريق دارد
؛ دو طريق در تهذيب و استبصار است و طريق ديگر در كافی است و در تهذيب و استبصار نيست، اين روايت طريق موثق و طريق صحيح دارد، مرحوم آقای خوئی اشاره كرده كه غير از موثقه زراره كه متن آن را نقل كرده، با اختلاف تعبيری با سند ديگری در كتاب النذر ذكر شده، اما مناسب اين بود كه همان را نقل می‌كرد كه در كتاب النذر است و سند صحيح دارد، به نذر می‌رسد كه تسامحی شده است. تسامح ديگر از مرحوم شيخ حر است كه به تبع ايشان برای مرحوم آقای خوئی نيز تسامح فی الجمله‌ای می‌شود، و آن اين است كه اين روايت زراره را به سند موثق كافی و تهذيب و استبصار نقل می‌كنند منتها از نظر تفاوت در سند آن در اول سند اختلافی هست، كافی از محمد بن يحيی، و تهذيب و استبصار از سعد بن عبد الله نقل كرده و بقيه سند و لو اختلاف تعبير دارند اما روات آن با تهذيب و استبصار يكی است، تهذيب و استبصار اينگونه نقل می‌كند كه «سعد بن عبد الله عن أبی جعفر عن الحسن بن علی بن فضال عن عبد الله بن بكير عن زرارة»، و مرحوم كلينی اينگونه نقل می‌كند كه «محمد بن يحيی عن أحمد بن محمد عن ابن فضال»، در محمد بن يحيی و سعد بن عبد الله كه در اول سند است، اختلاف دارند، اما احمد بن محمد با أبی جعفر يكی است، شيخ محمد بن يحيی و سعد بن عبد الله، احمد بن محمد بن عيسی است و علی وجه الاطلاق كه ذكر می‌شود، مراد احمد بن محمد بن عيسی است كه كنيه او أبی جعفر است، و ابن فضال تلخيص حسن بن علی بن فضال است و يكی است.
(سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : به خاطر حسن بن علی بن فضال و عبد الله بن بكير كه فطحی هستند، موثقه تعبير شده، حالا می‌گويند كه حسن بن علی بن فضال در آخر عمر و در حال احتضار برگشته، اما ميزان آخر عمر نيست.
اين يكی است كه در وسائل در كتاب الصوم در جلد دهم نقل كرده است. مرحوم كلينی در كتاب النذر و وسائل نيز در كتاب النذر اين روايت را نقل كرده‌اند كه سند آن اينگونه است «علی بن ابراهيم عن أبيه عن ابن محبوب عن ابن رئاب عن زراره»، اين سند صحيح است، اشكالی در نقل مرحوم كلينی هست كه معلوم نيست مربوط به مرحوم كلينی باشد و شايد از محمد بن يحيی باشد، در روايت موثقی كه مرحوم كلينی و تهذيب و استبصار نقل كرده‌اند، عبارت وسائل اينگونه است «و رواه الكلينی عن محمد بن يحيی عن أحمد بن محمد عن ابن فضال نحوه»، يعنی بقيه سند نيز كه «عن عبد الله بن بكير عن زرارة عن أبی جعفر» است، مانند آن است، تا آنجا را ذكر كرده كه با اين تعبيرات اختلاف تعبير هست، اما اين سهوی از مرحوم شيخ حر است و شايد اول آن سهوی نيز از محمد بن يحيی واقع شده باشد، و آن اين است كه نقل مرحوم كلينی كه عين همين روايت است، «عن أبی جعفر» نيست و «سألت أبا عبد الله عليه السلام» است، ايشان اشاره نكرده اما از اين عبارت ايشان كه می‌فرمايد «و رواه الكلينی نحوه» معلوم می‌شود كه ايشان می‌خواهد بگويد كه مرحوم كلينی نيز همين «عن أبی جعفر» را نقل كرده، همه نسخی كه مربوط به مرحوم كلينی است، «سألت أبا عبد الله عليه السلام» دارد، اما احتمال قوی هست كه «أبا عبد الله» كه محمد بن يحيی نقل كرده، سهوی باشد، به خاطر اينكه روايت صحيحی كه مرحوم كلينی نقل كرده، «عن أبی جعفر عليه السلام» است، در تهذيب و استبصار نيز كه از سعد بن عبد الله نقل می‌كند، «عن أبی جعفر عليه السلام» است، مقداری نيز اعتبار مساعد است كه زراره در زمان حضرت باقر عليه السلام سن معتنا بهی داشته، حالا می‌خواهد با مادر خود به مكه برود، اينطور نيست كه مانده‌اند و مادر زراره با كهولت سن در زمان حضرت صادق عليه السلام با سختی بسيار سفر به مكه در آن دوران به مكه رفته باشند، اين نيز تأييد می‌كند، احتمال قوی هست كه روايت «عن أبی جعفر» باشد.
حالا هر دو روايت را می‌خوانم، تفاوت جزئی در الفاظ آنها وجود دارد، روايت موثق اينطور است : «قال قلت لابی جعفر عليه السلام ان امی كانت جعلت عليها نذراً ان الله رد عليها بعض ولدها من شی‌ء كانت تخاف عليه، أن تصوم ذلك اليوم الذی يقدم فيه ما بقيت، فخرجت معنا مسافرة الی مكة» اين مادر زراره می‌گويد فخرجا معنا مسافرة الی مكة، «فاشكل علينا لمكان النذر تصوم أو تفطر؟ فقال لا تصوم قد وضع الله عنها حقه و تصوم هی ما جعلت علی نفسها؟ قلت فما تری اذا هی رجعت الی المنزل أ تقضيه؟ قال لا، قلت فتترك ذلك؟»، آيا به منزله واحدی است و ديگر لازم نيست در زمان‌های ديگر كه در حضر هست، روزه نذری خود را بگيرد و به كلی متروک حساب شود؟ «قال لا، لانی أخاف أن تری فی الذی نذرت فيه ما تكره».
و روايت صحيحه كه در كتاب النذر وسائل است، اين است : «و عن علی بن ابراهيم عن أبيه عن ابن محبوب عن ابن رئاب عن زرارة»، تعجب اين است كه در جامع الاحاديث روايت را نقل كرده و اشاره نكرده كه ديگر در كجا هست، «قال ان امی كانت جعلت عليها نذراً نذرت لله فی بعض ولدها فی شی‌ء كانت تخاف عليه، أن تصوم ذلك اليوم الذی يقدم فيه عليها، فخرجت معنا الی مكة فاشكل علينا صيامها فی السفر فلم ندر نصوم أو نفطر، فسألت أبا جعفر عليه السلام عن ذلك فقال لا تصوموا فی السفر ان الله قد وضع عنها حقه فی السفر و تصوم هی ما جعلت علی نفسها؟ فقلت له فماذا ان قدمت ان تركت ذلك»، ظاهراً اينجا سقطی هست كه در آن نقل موثق آن سقط را ندارد، «ان تركت» ادامه چيز ديگری است، از اين نظر آن موثق كامل‌تر است، محدثين به اين تصريح كرده‌اند، «قال لا، انی أخاف أن تری فی ولدها الذی نذرت فيه بعض ما تكره».
به اين روايت برای اين استدلال شده كه در نذر و غير نذر در صوم‌های واجب برای شخص در سفر تكليفی نيست و وجوب آن نسبت به نذر وجوب مشروط است و شرط آن حضر است و در سفر لزومی ندارد، مرحوم آقای خوئی اين را اينطور معنا كرده و استظهار كرده، منتها درباره مانند اجاره فرموده كه آنها جدا است اما در واجبات ديگر الهی واجب نيست روزه بگيرد.
بايد ببينيم سؤال درباره چيست، زراره سؤال می‌كند كه «فاشكل علينا صيامها فی السفر فلم ندر نصوم أو نفطر»، از اين عبارت استفاده می‌شود كه مراد صوم يا افطار در سفر است و برای صوم مراد قصد اقامه نيست تا از عنوان سفر خارج شود، و حضرت می‌فرمايند «ان الله قد وضع عنها حقه فی السفر»، آيا اين به اين معنا است كه اگر نذر كند كه اگر زمانی در مسافرت نيز بود، در مسافرت قصد اقامه كند و روزه بگيرد يا اگر در مسافرت بود و متوجه شد، به وطن برگردد و روزه بگيرد؟ معنای «ان الله قد وضع عنها حقه فی السفر» اين است كه شارع می‌گويد اگر در سفر بوديد، چنين تكليفی به شما متوجه نيست كه قصد اقامه كنيد يا برگرديد و لو اينطور نذر كرده باشيد، به خاطر اينكه شارع در ماه مبارک رمضان نفرموده كه به وطن برگرديد و روزه بگيريد، اينجا می‌خواهد بفرمايد لازم نيست، اگر نذر نيز كرده باشيد كه در سفر نيز باشيد، قصد اقامه كنيد و روزه بگيريد يا به وطن برگرديد و روزه بگيريد، می‌خواهد بفرمايد اين لازم نيست، اين مراد نيست، اين سؤال و جواب درباره اين است كه آيا در سفر روزه بگيرد يا نگيرد، حضرت می‌فرمايند كه روزه ماه مبارک رمضان را كه لازم نيست بگيرد، اين نيز واجب نيست و اصلاً صحيح نيز نيست، درباره اين نيست كه اگر نذر كسی اينطور باشد كه نتيجه آن اين باشد كه لازم باشد برگردد منتها شارع چنين نذری را امضا نمی‌كند كه بگويد تو نذر كردی اما من قبول ندارم، حين سفر را شارع قبول ندارد، اما اين را كه بخواهد برگردد و حضراً باشد، شارع رد نكرده و نظر دی به اين ندارد، و اينكه گويا حضرت می‌فرمايند اين زن خلافی انجام نداده، و نفرموده‌اند كه قصد اقامه كن و نماز را تمام بخوان، اينجا اگر قرار شود كه نذر دلالت نداشته باشد كه واجب نيست، قاعدتاً بايد حضرت می‌فرمودند كه نيت كن و روزه بگير، تو نذر كردی و شرط روزه گرفتن نيز اين است كه در حضر باشد يا در سفر باشد و قصد اقامه كند، از اين كه حضرت نفرموده‌اند كه روزه بگير، استفاده می‌شود كه نسبت نذر نيز هر گونه نذر كرده باشد، شرط وجوب آن حضر است و لازم نيست انسان خود را با قصد اقامه يا مراجعه حاضر كند، ممكن است اين توهم شود. اما من گمان می‌كنم كه همانطور كه از بعضی از روايات استفاده می‌شود كه فقط دلالت وضعی كلام برای اطلاق گيری كافی نيست، گاهی اگر از متكلم بعضی از فروض سؤال شود، می‌گويد اين را من نمی‌گويم، آن موارد خارج است، مثلاً می‌گويد «أعجبته جارية عمته» و بعد نذر كرده كه «أن لا يمسها أبداً» و بعد عمه فوت می‌كند و اين جاريه به اين شخص بالوراثه منتقل می‌شود، حضرت می‌فرمايند كه منظور تو از اين نذر اين بوده كه به گناه مبتلا نشوی، كأنه می‌خواهند بفرمايند كه اگر همان وقت از تو می‌پرسيدند كه حتی اگر به ملک تو درآيد، می‌گفتی اين را نمی‌گويم، حضرت می‌فرمايند اشكالی ندارد و «رزق رزقك الله»، اگر جمود به لفظ شود، می‌گويد «أن لا يمسها أبدا»، اما باطن شخص منشأ تضيقی می‌شود، و در روايت ديگری هست كه می‌گويد زنی كه در شهر ديگری بوده، از شوهر خود ناراحت می‌شود و قسم می‌خورد كه نزد شوهر نرود و شوهر برای او نفقه نمی‌فرستد و زن به مضيقه مالی می‌افتد، حضرت می‌فرمايند كه اساساً اين نذر باطل بوده و اگر نيز صحيح می‌بود، مراد تو وضعيت عادی بوده و وضعيت مضيقه مالی نبوده است. از اينها استفاده می‌شود كه غير از آن معنای وضعی لفظ به چيزهای ديگری نيز بايد دقت شود، اگر از همين مادر زراره كه نذر كرده بود، می‌پرسيدند كه اگر در راه حج اين را به ياد می‌آوردی، به وطن خود برمی‌گشتی و آنجا روزه بگيری يا در وسط راه كه كاروان توقف نمی‌كند، با آن راه‌های خطرناک ده روز بمانی كه معلوم نيست چه می‌شود، آن دوره‌ها را بايد در نظر گرفت، او می‌گويد اينها مراد من نبود، لذا آن فرضی كه با ده روز بماند، اگر شرط آن ماندن ده روز يا مراجعه به وطن باشد، مورد نذر شخص نيست، اگر در مسافرت روزه گرفتن اين صحيح باشد، آن موقع روزه مشمول نذر است، سؤال كرده كه حالا در سفر روزه بگيرد، حضرت فرموده‌اند نمی‌خواهد روزه بگبرد، اما به اين ناظر نيست كه اگر نذر كند كه حتی اگر در سفر بود و متوجه شد، همانجا قصد اقامه كند و با هر شرائطی روزه بگيرد يا به وطن برگردم، لذا به نظر می‌رسد كه شارع نمی‌خواهد بگويد كه من اين را امضا نمی‌كنم كه اگر نيت شخص واقعاً اينطور باشد كه روزه بگيرد و اگر در سفر بود و شب بود، برگردد يا قصد اقامه كند، او نذر كرده كه به وطن برگردد يا قصد اقامه كند، اين استفاده نمی‌شود كه نذر باطل است و شارع اين را امضا نمی‌كند.
(سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : روزه گرفتن در حال سفر را شامل است، منتها می‌گويد آيا در سفر روزه بگيرد يا روزه در سفر ممضی نيست؟ اين را شامل نيست كه نذر كرده كه حتی برگردد يا قصد اقامه كند، اما اين را شامل است كه شک می‌كند كه آيا در سفر روزه بگيرد يا نگيرد، كلمه سفر در نقل و روايت صحيح است، به آن ناظر نيست كه اگر در سفر بودی، آن را حضر نكن، سؤال سائل نيز فقط اين است كه در سفر روزه بگيرد يا نگيرد، كأنه آن مفروغ عنه بوده و مورد نذر نبوده كه برگردد يا قصد اقامه كند.
بنابراين، مسئله نذر كه واقع شده، بر طبق قواعد است، در اين موارد كه اجازه داده‌اند، از اول يا نذر غير مشروع بوده كه نيت كرده كه در سفر روزه بگيرد و اين امضا نشده، و يا صورتی كه مشروع بوده متعلق نذر نبوده كه برگردد يا قصد اقامه كند.
(سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : از اين استفاده می‌شود كه اين فروض نيست، ممكن است فرضی باشد كه از زمانی كه حركت كرده‌اند، فاصله زيادی نباشد و بتواند برگردد و در وقت مقرر روزه بگيرد، اما از اين اطلاق استفاده نمی‌شود كه اگر در سفر نيز متوجه شد، برگردد و قصد اقامه كند، لذا مورد سؤال نيز اطلاق ندارد و در مورد اين است كه در سفر روزه بگيرد اما حضرت می‌فرمايند مشروع نيست.
به نظر می‌رسد که نمی‌توانيم بگوئيم كه كسی كه نذر كرده باشد و واقعاً منذور او اين باشد كه اين عمل صحيح را و لو با تهيه مقدمات آن با قصد اقامه يا مراجعت كردن انجام دهد، معذالک شارع می‌گويد اين را امضا نمی‌كنم، شارع مقدس در باب نذر در باب حج نذر حرجی را نيز الزام آور دانسته، در اينجا كه شارع نفرموده، به خاطر اينكه خود شخص اقدام نكرده، اگر اقدام می‌كرد، اينجا نيز می‌گفت، آن زن چنين اقدامی نكرده كه اگر در سفر متوجه شدم، قصد اقامه كنم و كاروان را متوقف كنم، در نذر چنين قصدی نكرده، اگر اينطور نذر كرده بود، اهميت نذر اين است كه می‌گويد اگر كسی از خراسان نيت احرام كرده، واجب است به نذر خود عمل كند.



logo