|
درس خارج فقه آیت
الله شبیری
89/03/09
بسم الله الرحمن الرحیم |
|
بحث در
شرائط وجوب صوم بود. در اين جلسه، استاد دام ظله،
در بحث شرطيت حضر، سفر در حال اختيار در صومهای
واجب غير از ماه مبارک رمضان را مورد بررسی قرار
میدهند. بحث در وجه جايز بودن يا نبودن سفر در صوم واجب معين غير ماه مبارک رمضان بود، روايت اول : علی التحقيق روايت عبد الله بن جبله است كه عبارتی كه اينجا نقل شده، اين است كه «سمعت من زرارة عن أبی عبد الله عليه السلام أنه سأله عن رجل جعل علی نفسه نذر صوم يصوم فضی فيه فحضرته نية فی زيارة أبی عبد الله عليه السلام، قال يخرج و لا يصوم فی الطريق فاذا رجع قضی ذلك». در روايات تحريفاتی هست، يكی از آنها تحريف عبد الله بن جبله به عبد الله بن جندب است، در جای ديگری نيز تحريفی شده، در يكی از دو كتاب تهذيب و استبصار عبد الله بن جبله و در ديگری عبد الله بن جندب آمده، و در جامع الرواة تصريح شده كه صحيح عبد الله بن جبله است، در رسم الخط قديم هر كدام از دو لفظ جبله و جندب شبيه به ديگری نوشته میشده، يحيی بن مبارك از عبد الله بن جبله نقل میكند. مرحوم آقای خوئی به استدلال به اين روايت سه اشكال ذكر میكند ؛ يكی اين است كه موضوع اين روايت در خصوص نذر است و نمیتوانيم به طور عام استفاده كنيم كه در هر صوم واجب معين غير ماه مبارک رمضان سفر و ترک صوم جايز است، و دوم اين است كه در سند يحيی بن مبارك هست كه او علی المشهور ثقه نيست، و سوم اين است كه «سمعت من زرارة عن أبی عبد الله عليه السلام» اشتباه است و درست «سمعت من رواه عن أبی عبد الله عليه السلام» است كه در كافی و يک جای تهذيب اينطور وجود دارد و آن كه در يک جای تهذيب «من زرارة» دارد، اشتباه است. به بعضی از كتب لغت معتبر مراجعه كردم، ديدم كه سمع با «من» نيامده بود، سمعت يا متعدی به نفس و يا متعدی به لام است، و علاوه، تعبير «سمعت من زرارة عن أبی عبد الله عليه السلام» كه بعد از زراره، تعبيری مانند يروی وجود ندارد، نامأنوس و غير متعارف است، و اگر مشکوک باشد، مشکوک حكم مقطوع الفساد را دارد. و در مورد اشكال دوم، حالا راوی را عبد الله بن جندب يا عبد الله بن جبله بگيريم، روات زراره را كه بيش از پنجاه سال بررسی كردهام، هيچكدام از اين دو راوی بلا واسطه از زراره نيستند، بلا اشكال «من رواه» درست است، اين اشكالات را دارد. مرحوم آقای خوئی اشكال سومی به استدلال دارد، ايشان با اينكه به دليل وجود يحيی بن مبارك در تفسير علی بن ابراهيم او را معتبر میداند، اما اينجا درباره او تعبير میكند كه علی المشهور معتبر نيست، البته به نظر مختار نيز معتبر است، به خاطر اينكه شيخ يعقوب بن يزيد است و میتوان گفت كه شيخ ابراهيم بن هاشم نيز هست كه او نيز از اجلاء است، و در صورتی كه تضعيفی وارد نشده باشد، مشايخ اجلاء كافی برای اعتبار است، علت اينكه ايشان اينجا اينطور تعبير میكند و به عنوان اشكال سوم ذكر میكند، اين است كه در بسياری از موارد كلمات ايشان ناظر به مستمسک مرحوم آقای حكيم است، مرحوم آقای حكيم به اين روايت استدلال كرده و اين سه اشكال ايشان به كلام مرحوم آقای حكيم است، به مرحوم آقای حكيم میفرمايد شما از راه تفسير علی بن ابراهيم تصحيح نمیكنيد و نظر شما مطابق نظر مشهور است و بر طبق نظر مشهور اين اشكال سندی از ناحيه يحيی بن مبارك نيز هست. (سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : دو نفر هستند، آن عبد الله بن جبله است، به خاطر اينكه يحيی بن مبارك از عبد الله بن جبله روايت میكند و از ابن جندب روايت نمیكند، منتها با اينجا متناسب نيست و تصحيف شده است، در جای ديگر نيز همينطور هست، در روايت يحيی بن مبارك عن عبد الله بن جبله، در يكی از دو كتاب تهذيب و استبصار ابن جبله و در ديگری ابن جندب هست و صاحب جامع الرواة میگويد كه جبله درست است، اما هر كدام باشد، اينها از زراره نقل نمیكنند. اين اشكالات مرحوم آقای خوئی درست است، بر فرض كسی سند را معتبر بداند، نمیتوانيم از اين روايت كه در مورد نذر است، حكم همه موارد واجب غير معين را استفاده كنيم. و اشكالی غير از اشكالات ايشان نيز عرض كنم كه اگر در اثر امتثال متعلق نذر چيزی كه اهم از متعلق نذر است، از بين برود، نذر نسبت به اين جهت منعقد نيست، اگر شخص نذر كند كه در روز معين روزه بگيرد، بايد منهای نذر رجحان داشته باشد تا نذر از آن ناحيه وجوب وفا داشته باشد، اگر منشأ شود كه عمل مستحبی زيارت سيد الشهداء عليه السلام از بين برود، راجح نيست، لذا به دليل اينكه اينجا راجح بالفعل نيست و شخص متوجه نبوده كه چنين نيتی برای او حاصل میشود، ممكن است به همين خاطر بگويند مطلوبيتی قضائی دارد، حالا به نحو استحباب يا غير استحباب بحث ديگری است، اما علی ای تقدير، لازم نيست انجام دهد، انسان مستحبی را نذر كند كه ذاتاً مرتبه آن مستحب از مستحب ديگر كمتر است كه در نتيجه شارع بگويد آن مستحب ديگر را برای خاطر نذر انجام بده و آن مستحب اهم از بين برود، نذر از اين ناحيه منعقد نيست، (سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : آن روزه بدلی دارد كه میگويد قضا كند، در باب يمين روايتی هست كه اگر قسم خورد كاری را انجام دهد و بعد ديد كاری بهتر از آن هست، میتواند آن را به احسن تبديل كند، درباره نذر نيز يمين اطلاق شده و بسياری توسعه دادهاند. خلاصه، از اين ناحيه حتی در باب نذر نمیتوانيم استدلال كنيم كه بگوئيم اگر نذر كرد در روز معينی روزه بگيرد، میتواند در آن روز به مسافرت تفريحی برود، از اين روايت استفاده نمیشود كه مسافرت تفريحی نيز جايز است، مرحوم آقای حكيم میخواهد نتيجه كلی بگيرد، و مرحوم آقای خوئی دلالت روايت را درباره نذر پذيرفته منتها از جهت سند اشكال كرده، اما اصل دلالت آن نيز درست نيست. سه روايت ديگر در مسئله هست كه مرحوم آقای خوئی يكی از آنها را به دليل تمام نبودن سند ذكر نكرده، و آن روايت قاسم بن أبی القاسم الصيقل است، قاسم صيقل توثيق نشده و قرآئن عامه نيز برای توثيق او نيست، آن روايت به دليل اينكه مضمون آن با دو روايت ديگر يكی است، برای تأييد خوب است، اما متأسفانه جامع الاحاديث يكی از دو روايت ديگر را ذكر نكرده و به آن روايات ديگر نيز اشاره نكرده است. روايت دوم : «صحيحه علی بن مهزيار، كتبت اليه يعنی الی أبی الحسن عليه السلام»، علی بن مهزيار به حضرت هادی عليه السلام نامهای نوشته، «يا سيدی رجل نذر أن يصوم يوماً من الجمعة دائماً ما بقی»، مراد از جمعه اسبوع و هفته است، در بعضی نسخ كه يوم الجمعه هست، اشتباه است و مناسبت نيز ندارد، در نسخ معتبر همينطور است كه اينجا هست، «فوافق ذلك اليوم يوم عيد فطر أو أضحی أو أيام التشريق»، ايام تشريق را به دو گونه میتوان معنا كرد ؛ يكی يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ذی حجه است كه در هر جا باشد و لو در منی نباشد، و ديگری روزهائی است كه ذبائح را در آفتاب قرار میدهند تا خشک شود كه مراد اين است كه در منی باشد و منی را درک كند، اين محتمل الوجهين است، اينها را بايد بعد بحث كنيم، «أو سفر أو مرض، هل عليه صوم ذلك اليوم أو قضائه و كيف يصنع يا سيدی؟ فكتب اليه قد وضع الله عنه الصيام فی هذه الايام كلها و يصوم يوماً بدل يوم ان شاء الله». اگر اين را صحيح بدانيم، ممكن است بگوئيم اين اختصاص به نذر ندارد، به هر علتی باشد و حتی اگر به اجاره اجير شده باشد، شارع روزی را كه مصادف با سفر میشود، الزام نكرده، البته ممكن است اجاره را خارج كنيم كنيم، به خاطر اينكه مستأجر كه روز معينی را خواسته، «يصوم يوماً بدل يوم» بر خلاف خواسته مستأجر است و بعيد است. روايت سوم : ايشان موثقه زراره تعبير میكند اما بهتر بود كه صحيحه زراره تعبير میكرد، به خاطر اينكه اين يک روايت با مختصر اختلاف در الفاظ و دارای دو طريق است كه يكی از آنها صحيحه است، طريق صحيح اين است «علی بن ابراهيم عن أبيه عن ابن محبوب عن علی بن رئاب عن زرارة عن أبی جعفر عليه السلام»، ايشان روايت را با اين طريق نقل نكرده و به طريقی نقل كرده كه در آن حسن بن علی بن فضال و عبد الله بن بكير هست، حالا كتاب نزدم نيست تا روايت را بر طبق سند صحيح بخوانم اما چندان تفاوتی ندارد و جزئياتی تفاوت وجود دارد، ايشان تعبير میكند فی موثقة زرارة «سعد بن عبد الله عن أبی جعفر»، در اسناد سعد بن عبد الله مراد از ابی جعفر احمد بن محمد بن عيسی است، سعد بن عبد الله اشعری است و رئيس اشاعره قم همين ابی جعفر احمد بن محمد بن عيسی است، مطلقات روايات سعد بن عبد الله، احمد بن محمد بن عيسی است، البته احمد بن محمد بن خالد نيز ابی جعفر است و از او نيز روايت میكند اما مطلقات به رئيس آنها منصرف است، هر كدام باشند، از اين ناحيه اشكالی نيست، «قال قلت لابی جعفر عليه السلام ان امی كانت جعلت عليها نذراً ان رد الله عليها بعض ولدها من شیء كانت تخاف عليه أن تصوم ذلك اليوم الذی يقدم فيه ما بقيت»، روزی را در نظر گرفته كه آن روز در هر هفته يا در هر ماه مانند دوشنبه اول ماه يا در هر سال قابل تكرار است، «فخرجت معنا مسافرة الی مكة فاشكل علينا لمكان النذر أ تصوم أو تفطر؟ فقال لا تصوم قد وضع الله عنها حقه و تصوم هی ما جعلت علی نفسها»، ديدم بعضی از محدثين سابق كه بعضی از كلمات آنها را استنساخ كرده بودم، متوجه معنای «تصوم» نشده بودند، با اينكه معنای نسبتاً روشنی دارد و مرحوم آقای خوئی نيز معنا روشن را ذكر كرده، حضرت میفرمايند حق تعالی حق خود را كه فرض الله است ساقط كرده، و بالاولويه آنچه كه آن زن بر خود قرار داده، ساقط است، اين استفهام انكاری است، میفرمايند وقتی كه در ماه مبارک رمضان كه فرض الله است، ساقط میشود، آنچه كه آن زن به وسيله نذر بر خود قرار داده، بالاولويه ساقط است، بعد اينجا سؤالی میكند كه سؤال خوبی است، سؤال اين است كه آيا به كلی ساقط است كه ديگر موارد ديگر تكرار لازم نيست يا انحلالی است و به منزله نذرهای متعدد است و اگر يک از روزها ترک شد، بقيه را انجام دهد، حضرت میفرمايند بالمره ترک نكند و شايد با خطری كه برای خاطر آن نذر كرده بود، مواجه شود. |