|
درس خارج فقه آیت الله شبیری بسم الله الرحمن الرحیم |
|
بحث در شرائط وجوب صوم بود.
در اين جلسه، استاد دام ظله، به تناسب بحث شرطيت
حضر، بحث در صوم در اماكن اربعه را پی میگيرند. عرض شد كه از روايات متعددی در مسئله استفاده میشود كه حتی اگر بخواهد مدت كمی در مكه بماند، بايد تمام بخواند، و نمیتوانيم اين روايات را مطابق فرمايش مرحوم شيخ به صورتی حمل كنيم كه قصد اقامه كرده تا درباره قصد اقامه نسبت به مكه و مدينه استثنا خورده باشد و با ساير اماكن متفاوت باشد و نيت انشائی در اين دو مكان كافی باشد، به خاطر اينكه از روايات باب حج استفاده میشود كه در اين دو مكان نيز برای تمام بودن نماز اراده و تصميم اقامه ده روز لازم است و انشاء كافی نيست، بنابراين، اين سه، چهار روايتی را كه مفاد اينها اين است كه كسی كه میداند در اين اماكن ده روز نمیماند يا بنا ندارد كه ده روز بماند، نماز را تمام بخواند، نمیتوانيم با نيت حل كنيم و بگوئيم اين روايات در فرض نيت عشرة أيام است، به خاطر اينكه نيت انشائی كفايت نمیكند و فرض اين است كه اراده و تصميمی وجود ندارد، اين روايات قول كسانی را كه میگويند مكه و مدينه نسبت به وجوب قصری كه در ساير اماكن برای مسافر هست، استثنا است، اثبات میكند و دلالت آنها خوب است. غير از اين روايات خاص، روايات عام نيز هست كه از آنها استفاده میشود كه برای وجوب اتمام تصميم لازم است، منتها ممكن است كسی بگويد كه اينها ادله عامه است و در مورد مكه و مدينه تخصيص خورده، اما به دليل اينكه در مورد مكه و مدينه نيز روايات خاص هست كه استفاده میشود تخصيص نخورده، نبايد از اين راه به فتوای مرحوم صدوق حكم كنيم كه میگويد با نيت تمام میشود، از اين راه قول مشهور رد نمیشود و فتوای مرحوم صدوق اثبات نمیشود. البته اينكه آقايان اين فتوا را به مرحوم صدوق منحصر كردهاند، به ايشان منحصر نيست، مرحوم صاحب حدائق میگويد مشهور بين قدماء نيز همين عقيده مرحوم صدوق بوده و فقهاء اصحاب قائل به قصر بودند. مطلبی كه آقايان متعرض آن نشدهاند، اين است كه از ميان فقهاء قديم مرحوم ابن براج در شرح جمل العلم میگويد كه اصل تقصير است «و ينبغی أن يكون العمل عليه» و تعبير احتياط ندارد، در مهذب میگويد اصل تقصير است و احتياط نيز همين را اقتضا میكند، مرحوم صدوق تفرد ندارد. (سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : يعنی چون اصل اين است، قاعده نيز اقتضا میكند كه همين باشد، استحباب فتوا معنا ندارد، معنای ينبغی اين است كه مقتضای اصل قصر است و قاعده نيز همين را اقتضا میكند، دليل محكمی بر خلاف نداريم. حالا روايات مسئله را مورد بررسی قرار میدهيم، غير از بحثهای كلی كه گذشت، بعضی قسمتهای روايات بحثهای جداگانه دارد تا بعد ببينيم تعارض روايات چگونه حل میشود. بعضی از روايات آمره به تمام در جامع الاحاديث بحث خاصی ندارد و صرفاً امر به تمام است، روايت «أبی بصير عن أبی عبد الله عليه السلام تتم الصلاة فی اربعة مواطن ؛ فی المسجد الحرام و مسجد الرسول صلی الله عليه و آله و مسجد الكوفه و حرم الحسين عليه السلام»، و روايت «حذيفة بن منصور عن من سمع أبا عبد الله عليه السلام»، و روايت «عبد الحميد خادم اسماعيل بن جعفر»، و روايت عمر بن مرزوق «سألت أبا الحسن عليه السلام عن الصلاة فی الحرمين و فی الكوفة و عند قبر الحسين عليه السلام، قال أتم الصلاة فيهن». اينها دستور اتمام داده و ظواهر در وجوب اتمام است، به ذهنم میآيد كه امر به اموری كه عمل به آنها مقداری سنگين باشد، ظهور در وجوب دارد، امر در امور ساده ممكن است بيش از ترخيص استفاده نشود، در مورد كسی كه مرتكب ممنوعات احرام شده، حضرت میفرمايند شتر بكشد، ظهور اين در وجوب قوی است، اما وقتی میگويند از اين به بعد صيد كنيد، به دليل اينكه صيد مطابق با تمايل شخص است، قطع نظر از اينكه قبلاً حرام بوده و الان در مقام توهم حظر است، اصلاً ظهور طبيعی نيز ندارد، از امر به اموری كه انسان به آنها متمايل است و انجام ندادن آنها نياز به رادع دارد، بيش از ترخيص استفاده نمیشود، اما در اموری كه سخت است، اينگونه نيست و ظهور در وجوب دارد، حالا اگر بگويند نماز تمام بخوانيد، از نماز قصر سنگينتر است، اما اگر گفتند وقت ديگر روزه بگيريد، چندان ظهور ندارد كه الان نمیشود روزه گرفت، به هر حال، رواياتی كه امر به تمام كرده، با نظر مرحوم سيد مرتضی و مرحوم ابن جنيد سازگاتر است كه حكم كردهاند كه لازم است تمام بخواند. بعضی از روايات درباره امر مذخور است، مرحوم صاحب حدائق میفرمايد اين روايات كلام مرحوم صدوق را رد میكند، اين كه مرحوم صدوق میفرمايد قصد اقامه كنيد و با قصد اقامه نماز تمام میشود، امر مستوری نبوده، اين بايد مطلب مخفی باشد كه در آن وقت ظاهر شده است. پاسخ اين مطلب اين است كه مراد اين نيست كه با قصد اقامه نماز تمام خوانده شود، بلكه مراد اين است كه قصد اقامه كنيد و نماز تمام بخوانيد، امر و بعث به قصد اقامه كردن و حاصل كردن شرط نماز تمام است، اين بعث در ساير اماكن نيست و از خصوصيات آن اماكن است كه به جهت ثواب بسياری كه در اقامه در آن اماكن وجود دارد، اين بعث انجام گرفته است، از اين ناحيه كلام مرحوم صدوق رد نمیشود. رواياتی كه درباره حرمين وارد شده، صحيحه عبد الرحمن بن حجاج كه میگويد «و ان لم تصل فيهما الا صلاة واحدة»، و روايت عثمان بن عيسی كه میگويد «أتمهما )أتمها( و لو صلاة واحدة»، و روايت ديگر عثمان بن عيسی «عن الحرمين ؛ مكة و المدينة، قال أتم الصلاة و لو صلاة واحدة»، كه احتمال هست با روايت قبلی روايت واحد باشد، و روايت 18 باب، روايت فائد حناط كه میگويد «ان مررت به ماراً»، و روايت ديگری هست كه آن را قبلاً نقل نكردم، روايت 15 »عمر بن رباح قال قلت لابی الحسن عليه السلام أقدم مكة اتم أو اقصر؟ قال أتم، قلت و أمر علی المدينة فاتم الصلاة أو اقصر؟ قال أتم»، بعيد نيست كه مراد از مدينه شهر مكه باشد، اول سؤال از قدوم كرده كه بسياری پس از ورود مدتی در آنجا میمانند و بعد فرض ديگر را سؤال میكند كه جنبه مروری دارد، اين خالی از بعد نيست كه اول از قدوم مكه پرسيده باشد و بعد از مرور مكه نپرسيده باشد و از مرور مدينه پرسيده باشد، در سند عمر بن رباح هست كه واقفی است، منتها صفوان از او روايت كرده، مرحوم آقای خوئی روايات صفوان را برای وثاقت كافی نمیداند و حكم به وثاقت نمیكند، به نظر مختار روايات صفوان با واقفی بودن مروی عنه جمع نمیشود و صفوان از كسی روايت میكند كه عدل امامی است، منتها اينجا كه از عمر بن رباح كه مسلماً واقفی است و همه فرزندان او از واقفه هستند، روايت كرده، قبل از وقف از او اخذ كرده و معيار برای صحت سند زمان تحمل حديث است. مطلب ديگر اين است كه ايشان میفرمايد عمر بن رباح از ابی جعفر باقر عليه السلام نيز اخذ حديث كرده، اين بسيار بعيد است كه عمر بن رباح از حضرت باقر عليه السلام اخذ حديث كرده باشد، اصلاً طبقه و زمان او تطبيق نمیكند، از واقفه است و بعد از 183 كه حضرت موسی بن جعفر عليه السلام رحلت كرده، زنده بوده، و كسانی را كه نجاشی و ديگران ذكر كردهاند، از اصحاب حضرت صادق عليه السلام و حضرت موسی بن جعفر عليه السلام ذكر كردهاند، او مسلماً از اصحاب حضرت باقر عليه السلام كه در 114 به شهادت رسيدهاند، نيست، ابی بصير كه از مشايخ رديف مانند زراره و از كبار اصحاب حضرت صادق عليه السلام و حضرت باقر عليه السلام است و از عمر بن رباح عن ابی جعفر عليه السلام نقل میكند، از عمر بن رباح ديگری غير از اين كه واقفی است، نقل میكند، مرحوم آقای خوئی تصريح دارد كه دو عمر بن رباح وجود دارد كه يكی از آنها واقفی و ديگری غير واقفی است، اما ايشان گمان كرده كه اين عمر بن رباح در سند ابی بصير عن عمر بن رباح عن ابی جعفر عليه السلام همان واقفی است، با اينكه طبقه ابی بصير اقتضا نمیكند كه از كسی روايت كند كه سی، چهل سال متأخرتر است، ظاهر قوی اين روايت نيز اين است كه بدون قصد اقامه نيز نماز تمام است. و روايت ابراهيم بن أبی شيبه كه احمد بن محمد بن أبی نصر از او نقل میكند «قال كتبت الی أبی جعفر عليه السلام أسأله عن اتمام الصلاة فی الحرمين فكتب الی كان رسول الله صلی الله عليه و آله يحب اكثار الصلاة فی الحرمين فأكثر فيهما و أتم». بحث اين است كه سؤال كرده بود كه اتمام صلات در حرمين چگونه است و حضرت اينگونه پاسخ میدهند كه پيامبر صلی الله عليه و آله اكثار صلات در حرمين را دوست داشت و شما نيز چنين كنيد و اتمام كنيد، اين مؤيد اين است كه قصد اقامه بكنيد تا بتوانيد در حرمين اكثار صلات كنيد و زياد نماز بخوانيد، سؤال درباره نوافل نيست و درباره نمازهای واجب است، حضرت كه اينگونه پاسخ میدهند، شايد ظاهر در اين است كه همين نمازهای واجب اكثار شود، اگر در مورد قصد اقامه نباشد، بايد اكثار آن را با تكلف درست كنيم و بگوئيم كه میگويد اگر میخواهيد مسافر باشيد، مدت سفر را طولانیتر كنيد، علی ای تقدير، اين از ادله تمام نيست، مرحوم صاحب حدائق اينها را از قبيل ادله تمام نقل كرده است. |
|
«و
آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين» |