درس خارج فقه آیت الله شبیری
89/02/04

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در شرائط وجوب صوم بود. در اين جلسه، استاد دام ظله، بحث شرطيت عدم مرض را پی می‌گيرند.
بحث درباره اين بود كه بسياری از فقهاء بهبودی شخص مريض را به قدوم مسافر به وطن يا محل اقامت ملحق كرده‌اند،
مشهور در مورد مسافر می‌گويند كه اگر بعد از ظهر وارد شد، روزه او صحيح نيست و فقط امساک تأدبی آن مستحب است، و اگر قبل از ظهر وارد شد، اگر مرتكب مفطر نشده، واجب است روزه بگيرد و كافی است و اگر مرتكب مفطر شده، كافی نيست و فقط امساک تأدبی مستحب است، و بيشتر كتب مريض را نيز در اين تفصيل به مسافر ملحق كرده‌اند، مرحوم سيد در عروه اين تفصيل را قبول ندارد و می‌فرمايد و لو مريض قبل از ظهر بهبود يابد و مفطری مرتكب نشده باشد، تتميم و امساک تأدبی مستحب است.
مطلبی كه مرحوم سيد عنوان نكرده و ديگران نيز حاشيه نزده‌اند، اين است كه مقسم فروضی كه مرحوم سيد ذكر كرده، صورتی است كه هنگام مرض نيت صوم نكرده، اما همين نيز يک مسئله‌ای است كه شخص در حال مرض نيت صوم كرده و قصد قربت نيز متمشی شده، به خاطر اينكه ممكن است كه در محيط سنی‌ها كه معمولاً اشكال نمی‌كنند، مسئله را نداند، سنی‌ها همينطور كه می‌گويند روزه مسافر اشكال ندارد، می‌گويند مريض نيز اشكالی ندارد كه قصد روزه كند و روزه بگيرد، در مقام واقع مريضی كه قرار است در اثناء بهبود يابد، بنابر بعضی از صوری كه عرض كرديم، اين مأمور به روزه گرفتن بوده و خود او نمی‌دانسته و اگر می‌دانست كه به زودی بهبود می‌يابد و روزه در آن چند ساعت نيز مضر نيست، لازم بود روزه بگيرد، حالا اگر حكم مسئله را نمی‌داند يا می‌داند و موضوعاً بداند كه بهبود می‌يابد و نيت روزه كند، مرحوم سيد اين فرض را در عروه نياورده و همه فروض درباره نيت بعد است، مرحوم آقای حكيم نيز كه می‌فرمايد اين بستگی به بحث نيت است كه آيا صحيح هست يا نيست، به همين خاطر است كه نيت بعد فرض شده و درباره نيت عند طلوع الفجر و اصباح نيست و درباره نيت بعد است، اين را شايد بعد بحث كنيم.
فعلاً اين مطلبی كه بيشتر در آن قائل به تفصيل شده‌اند كه مريض نيت صوم نكرده و مرتكب مفطر نشده و قبل از ظهر بهبود يافته، بسياری قائل به الحاق اين فرض به مسافر شده‌اند، و از عده‌ای از كتب صريحاً يا قريب به صراحت استفاده اجماع می‌شود.
به خاطر اينكه بعضی از عبائر فقهاء را در اين كتب ننوشته‌اند، اين عبائر را می‌خوانم تا ببينيم اجماع هست يا نيست، مستند بسياری در مسئله فقط اجماع است و در ادله ديگر اشكال كرده‌اند، مرحوم آقای حكيم نيز متمايل به ثبوت اجماع است.
عبارت تذكره، جلد 6، صفحه 163، مسئله 100 : »لو قدم المسافر قبل الزوال أو برء المريض كذلك و لم يكونا قد تناولا شيئاً وجب عليهما الامساك بقية اليوم و أجزأهما عن رمضان، و ان كان بعد الزوال أمسكا استحباباً و قضيا عند علمائنا». تأمل مختصری اينجا هست اما بعيد است، به خاطر اينكه قيدی كه بعد از جمل متعدد می‌آيد، بين آقايان مورد بحث است، احتمال كمی هست كه «عند علمائنا» فقط مربوط به «و ان كان بعد الزوال أمسكا استحباباً و قضيا» باشد.
عبارت مدارک در شرح عبارت شرايع : «قوله الصحة من المرض فلو برء قبل الزوال و لم يتناول وجب الصوم، و ان كان تناول أو كان برئه بعد الزوال أمسك استحباباً، هذا قول علمائنا أجمع».
عبارت مرحوم فيض در مفاتيح : «أما المريض و المسافر اذا زال عذرهما قبل الزوال من دون تناول فلا خلاف فی وجوبه عليهما».
ممكن است در اين عبارت تأملی بشود كه ممكن است مراد امساک تأدبی واجب باشد و اسقاط قضا از آن استفاده نمی‌شود، در بعضی موارد مانند افطار عمدی در ماه مبارک رمضان امساک تأدبی واجب هست، اما از عبارت‌های قبلی استفاده می‌شود كه مراد وجوب شرعی صومی است و وجوب تأدبی نيست كه اسقاط قضا نشود.
عبارت مرحوم فيض در نخبه كه شرح آن الان زير چاپ است، اين كتاب نخبه را سيد عبد الله جزائری نوه سيد نعمت الله جزائری تحت عنوان التحفة السنية فی شرح النخبة المحسنية شرح كرده، عبارت اين است : «أما التأديب للمسافر اذا قدم أهله أو بلداً يعزم فيه اقامة عشرة بعد الزوال أو قبله و قد أفطر، و كذا المريض اذا برء»، سيد جزائری در شرح اين عبارت می‌گويد «فان كانا لم يفطرا وجب عليهما الصوم شرعاً و يعتدان به اجماعاً». اين ادعاهای اجماع هست.
اما در مقابل در عبائری تفصيل مشهور وجود نداد و نمی‌شود اين مسئله را اجماعی قلمداد كرد و بايد طبق قواعد عمل كرد.
عبارت مرحوم شيخ طوسی در اقتصاد : «أما صوم التأديب فمثل المسافر اذا قدم أهله فی بعض النهار أمسك بقية نهاره تأديباً»، اين شامل قدوم قبل و بعد از ظهر و ارتكاب و عدم ارتكاب مفطر است و تفصيلی در آن نيست، «و كذلك الحائض اذا طهرت فی وسط النهار»، مرحوم ابن ادريس می‌گويد افصح طهرت به فتح هاء است، «و المريض اذا برء و الصبی اذا بلغ و الكافر اذا أسلم، فان هؤلاء كلهم يمسكون بقية نهارهم تأديباً و كان عليهم القضاء لذلك اليوم». و درباره مسافر در جای ديگری از اقتصاد نيز تفصيل مشهور را نداده است.
عبارت مهذب : «اذا أفطر المريض فی أول النهار و صح فی بعضه لزمه الامساك عن الافطار بقية النهار و قضاء ذلك اليوم، و ان صح فی بعضه و قدر علی الصوم و لم يكن أفطر تمم صيام ذلك»، ضمير در «بعضه» ظاهر كالصريح است كه به نهار برمی‌گردد، می‌گويد اگر مرض در بعض نهار برطرف شد، اين شامل قبل و بعد از ظهر است.
مرحوم شيخ در نهايه دو عبارت مخالف مشهور دارد كه در جائی از نهايه شبيه به عبارت مهذب است. از وسيله مرحوم ابن حمزه و غنيه مرحوم ابن زهره و اشارة السبق مرحوم علاء الدين حلبی نيز استفاده می‌شود كه امساک تأدبی است و حكم به اجزاء نشده و تفصيلی نيت كه در بعضی از موارد جزی باشد.
از خلاف نيز همين استفاده می‌شود، می‌گويد : «ان كان المريض نوی الصوم من أوله لا يصح»،
می‌گويد اگر صبی نيت كرد و بعد بالغ شد، كفايت می‌كند، اما از مريض كفايت نمی‌كند «لان صوم المريض لا يصح عندنا». از اين استفاده می‌شود كه مانند صوم صبی نيست كه با اينكه مقداری از آن در حال صبابت و مقداری در حال بلوغ است، اگر اشكال نيت نداشته باشد، كافی است، ايشان اين تلفيق را درباره مريض صحيح نمی‌داند، ايشان نيز تفصيل قائل نمی‌شود. پس، اجماع مسلم نيست تا قائل به تفصيل شويم، بايد به مقتضای قواعد اولی عمل كنيم.
از جلسه گذشته مطلبی باقی مانده بود، عرض شد كه مرحوم آقای نائينی در روزه‌ای كه ضرری نيست اما حرجی است، بر خلاف متأخرين به طور كلی می‌فرمايد اجتناب از حرج رخصت نيست و الزامی است و بر اساس اين اصل كلی، صوم حرجی را باطل می‌داند، و من عرض كردم كه در بسياری از موارد به مشكل می‌افتيم، در روايات هست كه اگر كسی احرام از خراسان را نذر كند، بايد به اين نذر عمل كند، احرام در سفر از خراسان در مدت چند ماه با امكانات كم زمان صدور روايات قطعاً حرجی بود، شارع مقدس دستور حرجی نمی‌دهد تا اشخاص به زحمت بيفتند، اما می‌فرمايد كه اگر كسی به امر حرجی اقدام كند، بايد به آن عمل كند، اين مانند اقدام به ضرر در امور مالی است كه برای ارفاق به طرف مقابل به ضرر می‌فروشد، اگر ادله لا ضرر مثبت خيار باشد، می‌گويند اينجا موجب خيار نيست، اگر فرمايش مرحوم آقای حكيم درست باشد كه عمل حرجی مبغوض است، بايد اين نذر حرام باشد، لذا مجبور می‌شويم كه برای تصحيح اين به تكلفاتی دچار شويم، اين را متكلفانه می‌توان پاسخ داد. ممكن است در كسی توهم كند كه «يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر» وجه فرمايش مرحوم آقای نائينی است. در اين بيان بين دو تعبير خلط شده، اگر با كلمه من تعبير شود، می‌توان گفت كه غير يسر مطلوب شارع نيست، اما با كلمه باء تعبير شده و مراد اين است كه شارع بندگان را در عسر قرار نمی‌دهد، اما اين را نفی نمی‌كند كه بندگان بخواهند خود را به سختی بيندازند.
 «و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين»
logo