|
درس خارج فقه آیت الله شبیری بسم الله الرحمن الرحیم |
|
بحث در شرائط وجوب صوم بود.
در اين جلسه، استاد دام ظله، ابتدا، بحث شرطيت
بلوغ و عقل را پی میگيرند، و سپس، مسئله شرطيت
عدم اغماء و عدم مرض را مطرح میفرمايند. «لا يجب علی الصبی و المجنون الا أن يكملا قبل طلوع الفجر دون ما اذا كملا بعده فانه لا يجب عليهما و ان لم يأتيا بالمفطر بل و ان نوی الصبی الصوم ندباً لكن الاحوط مع عدم اتيان المفطر الاتمام و القضاء اذا كان الصوم واجباً معيناً». اينجا بعضی از آقايان مانند مرحوم آقای بروجردی و مرحوم آقای گلپايگانی اينگونه حاشيه زدهاند كه اگر عذر قبل از ظهر زائل شد، احتياط اين است كه اتمام كند و اگر اتمام نكرد قضا كند. به نظر میرسد كه مانند مرحوم گلپايگانی لزومی ندارد چنين قيدی بزند، به خاطر اينكه در بحث نيت واجبات معين، اگر كسی عذری داشت و بعد از ظهر رفع عذر شد، مرحوم سيد میگويد واجب نيست نيت كند اما مرحوم آقای گلپايگانی احتياط وجوبی دارد كه نيت كند و بعد قضا كند، بر اين اساس، و لو احتياط در اينجا استحبابی است اما مرحوم سيد كه احتياط استحبابی دارد، برای خاطر همان اذا نوی است كه نيت كند و انجام دهد، مرحوم آقای گلپايگانی بايد در احتياط استحبابی بين قبل و بعد از ظهر فرقی نگذارد، بگوئيم ادله وجوب اين مورد را شامل نيست اما به دليل اينكه احتمال میدهيم كه شامل باشد و به همين جهت ايشان احتياط استحبابی كرده، بايد احتياط استحبابی نسبت به نيت قبل و بعد از ظهر مطلق باشد، از اين قيد زدن معلوم میشود كه بعد از ظهر حتی احتياط استحبابی نيز نيست، ايشان نبايد اين را بفرمايد. در فرمايش مرحوم سيد نيز تنافی فی الجمله هست، ايشان اينجا و لو به احتياط استحبابی احتياط كرده، اما در بحث نيت در بعد از ظهر اصلاً احتياط نكرده، ممكن است كسی آنجا احتياط كند و اينجا احتياط نكند، به خاطر اينكه اشكال بلوغ هست و بگوئيم از اول ادله شامل نيست و احتياط نكند، اما كسی كه اينجا و لو استحباباً احتياط میكند، به طريق اولی در شخص عادی معمولی كه عذر برای او طاری شده، بايد احتياط كند، اما ايشان احتياط نكرده، مناسب بود كه ايشان آنجا احتياط میكرد. مطلب ديگری كه میخواهم عرض كنم، گاهی انسان كسی را برای نماز يا روزه استيجار میكند و به عقيده موجر يا عامل و عقيده بيشتر مراجع تسبيحات اربعه يک مرتبه كافی است، اما اين آقايان میگويند ظاهر استيجار مصداق متعارفی است كه خوانده میشود، و لو خارج از متعارف مجزی و موجب بری شدن ذمه موجر است، اما ظهور استيجار در مصداق متعارف است و در غير آن استحقاق اجرت نيست، اجاره انصراف دارد. حالا درباره معين كه اينجا ذكر شده، اگر مبنا اين شد كه در واجبات معين تا ظهر ادامه دارد و بعد از ظهر نيت صحيح نيست، به نظر میرسد كه بايد تفصيلی قائل شده، يک مرتبه مانند روزه سوم اعتكاف كه متعين میشود، آنجا ممكن است بگوئيم كه اگر لعذر تا ظهر تأخير افتاد، نيت بعد از آن كفايت كند، يا كسی كه نام عن صلاة العشاء در بعضی از روايات هست كه «أصبح صائماً» و مشهور بين قدماء وجوب تعيينی اين صوم بوده و ادعای اجماع نيز زياد شده و من نيز نسبت به قول به وجوب بی ميل نيستم، اگر فراموش كرد و نزديكیهای ظهر به خاطر آورد، اين واجب معين را بگوئيم كه لعذر وقت نيت باقی است، در اينها كه شرع تعيين كرده، ممكن است اين را بگوئيم، اما در استيجار كه اشخاص با يكديگر قرار میگذارند و يا در نذر گاهی ممكن است بخواهند كه روزه كامل باشد، حالا انصراف را بگوئيم يا نگوئيم، فرض در اينجا تصريح به استيجار و نذر روزه كامل است، حالا در اين روزه فراموش كند كه از اول طلوع فجر نيت كند، آيا ادلهای كه میگويد میتواند قبل از ظهر نيت كند، حتی اين مورد را نيز بر خلاف مورد قرارداد و نذر ناذر شامل است؟ اين بسيار بعيد است، اين آقايان در واجب معين اين را بحث نكردهاند و حاشيه نزدهاند كه در واجب معينی كه مستقيماً الهی باشد، اشكالی نيست، اما در مانند نذر و يمين و عهد و اجاره و شرط فی ضمن العقد كه حكم الهی تابع قرارداد بشری است، به نظر مختار بسيار بعيد است و نمیشود اكتفا كرد. «و لا فرق فی الجنون بين الاطباقی و الادواری اذا كان يحصل فی النهار و لو فی جزء منه»، عقيده ايشان اين بود كه فی جزء منه نيز باطل است منتها اگر اول مجنون و بعد زوال جنون شد، اگر مرتكب مفطری نشده بود، همان احتياط استحبابی است كه ايشان داشت، آن به صبی اختصاص نداشت، دو احتياط است، يک احتياط مربوط به صبی است، به خاطر اينكه نيت صبی شرعی است و نيت مجنون كالعدم است، و يک احتياط مربوط به نيت قبلی نيست، نيت نكرده و حالا میخواهد نيت كند، در اين احتياط فرقی بين مجنون عاقل شده و صبی بالغ شده نيست، «و أما لو كان دور جنونه فی الليل بحيث يفيق قبل الفجر فيجب عليه». «الثالث عدم الاغماء فلا يجب معه الصوم و لو حصل فی جزء من النهار، نعم لو كان نوی الصوم قبل الاغماء فالاحوط اتمامه». مرحوم آقای بروجردی و بسياری ديگر از آقايان اينگونه حاشيه زدهاند كه اگر قبلاً نيت داشته باشد و بعد در روز هوشيار شود و اتمام كند يا از اول طلوع فجر مغمی عليه و بعد افاقه پيدا میكند و قبل از ظهر نيت كند، كفايت میكند، بهتر بود كه مرحوم سيد نيز اين را ضميمه میكرد. مرحوم سيد اغماء را با جنون متحد الحكم دانسته، بسياری از قدماء نيز همين عقيده را دارند و اغماء را از فروع كمال العقل قرار دادهاند، اگر از فروع آن بدانيم، همان ادله عقل درباره مغمی عليه نيز هست، نظر مختار نيز همين بود كه اگر كسی در مقداری از روز عاقل نبود، نظر مختار نيز همين بود كه و لو بعداً به طور كلی افاقه پيدا كند، لزوم ندارد كه نيت كند و ادامه دهد، مورد ادلهای كه حكم به اجزاء ناقص از كامل كرده، اين نيست، مورد آن ادله مانند ناسی و غافل و جاهل است، اما طبق قاعده اغماء از فروع عقل نيست و بر مغمی عليه مجنون صدق نمیكند، اغماء تفاوت زيادی با خواب ندارد و متعارفاً مقداری عميقتر از خواب است و ممكن است كه خواب برخی عميقتر باشد، بنابر اين نظر، اگر كسی از اول نيت كند و حتی شرائط به گونهای باشد كه بداند در آستانه بيهوشی است، اگر تا آخر مغمی عليه شد، مجزی است، اگر به هوش آمد، بايد اتمام كند و مجزی است، قصد قربت متمشی است، حالا اين را بحث میكنيم ببينيم كه آيا غير از الحاق به مجنون دليل ديگری داريم، اگر چنين دليلی نباشد، هر مطلبی كه در باب نوم هست، اينجا نيز هست. «الرابع عدم المرض الذی يتضرر معه الصائم»، ممكن است بعضی از مراتب ضرر كه معتنا به باشد، از روايات استفاده میشود كه و لو حرام نيست، از شرائط صحت نيز هست، اگر ضرر جزئی باشد، مانع وجوب و صحت نيست و در بعضی از روايات نيز تصريح شده كه شديد باشد، ضررهای معتنا به موجب بطلان روزه است و وجوب نيز وجود ندارد، «و لو برء بعد از زوال و لم يفطر لم يجب عليه النية و الاتمام، و أما لو برء قبله و لم يتناول مفطراً فالاحوط أن ينوی و يصوم و ان كان الاقوی عدم وجوبه». |
|
«و
آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين» |