|
درس
خارج فقه آیت الله شبیری بسم الله الرحمن الرحیم |
|
بحث در شرائط صحت صوم بود.
در اين جلسه، استاد دام ظله، به مناسبت مسئله صوم
در سفر، در مسئله سفر قبل و بعد از زوال، در بحث
در ادله، استدلال مرحوم محقق در معتبر و كلام
مرحوم صاحب جواهر، و ضمناً اقوال در مسئله را مورد
نقل و نقد و بررسی قرار میدهند. مرحوم محقق در شرايع و مختصر نافع و معتبر بين تبييت و عدم تبييت نيت سفر در افطار كردن و روزه گرفتن تفصيل داده، و مرحوم علامه نيز در تلخيص با مرحوم محقق موافقت كرده، استدلال مرحوم محقق در معتبر اين است كه امتثال امر در آيه شريفه «ثم أتموا الصيام الی الليل»، مبتنی بر صحت صوم است، روزه بايد صحيح باشد تا تمام شود، و صحت صوم مبتنی بر نيت صوم است تا موضوع برای امر به اتمام قرار بگيرد، و نيت سفر با نيت صوم تضاد دارد، پس، ناوی سفر مشمول «ثم أتموا الصيام الی الليل» نيست و غير ناوی سفر چه اتمام در سفر و چه در حضر واقع شود، مشمول آيه شريفه هست، لذا اگر تبييت نيت نشد، مطلقا در هر زمان كه خارج شود، روزه را بايد بگيرد. عرض كردم كه اگر از ادله اينطور فهميديم كه خروج بعد از زوال مبطل صوم نيست، اگر كسی از شب نيت خروج بعد از زوال داشت، سفر مورد نيت شخص بود اما متعلق بعد از زوال بود، اين مانع برای شمول «ثم أتموا الصيام الی الليل» نيست، از اول نيت سفر منافی با نيت صوم نيست، به خاطر اينكه منافی خروج قبل از ظهر است و اينجا خروج بعد از ظهر است، پس، نيت صوم حاصل شده، همچنين كسی كه در اثر جهل به مسئله نمیدانست كه خروج بعد از ظهر و حتی قبل از ظهر مبطل صوم است، در قديم كه جمهور و اكثريت مردم سنیها بودند، شيعه در اقليت بود و در بسياری از موارد جاهل به مسائل بودند، جاهل به مسئله هيچ منافات ندارد كه نيت سفر و نيت صوم كرده باشد، پس، اين دليل اخص از مدعا است. و علاوه بر اين عرض كردم كه عالم به مسئله نيز كه از شب نيت سفر قبل از ظهر داشته باشد، ناوی صوم هست و منافات ندارد، به خاطر اينكه صوم لازم نيست مسقط قضا باشد، كسی كه در وطن است گرچه بخواهد قبل از ظهر خارج شود، مادامی كه در وطن است، صائم است و ارتكاب مفطرات موجب كفاره برای او نيز اثبات كفاره میكند، منتها صوم او برای اسقاط قضا كافی نيست، اين نيت صوم كامل است كه با تصميم سفر منافات دارد و اصل نيت صوم منافات ندارد و اگر از سفر به كلی منصرف شد يا بعد از ظهر حركت كرد، اين صوم صحيح است، به خاطر اينكه در ماه مبارک رمضان معمولاً میگويند حتی نيت صوم رمضان نيز معتبر نيست، و اگر نيت صوم رمضان معتبر باشد، اينجا صوم رمضان هست منتها صوم كامل مسقط قضا نيست، اگر اين را به قصد قربت انجام داده باشد، كافی است. مرحوم صاحب جواهر به گونهای ديگر بحث كرده، ايشان میفرمايد كه شخص بايد از اول ناوی ترک مفطر باشد تا نيت صحيح باشد، از مصمم به اتيان مفطر يا مردد در آن نيت حاصل نمیشود و كالعدم است، اما مفطرات و منافيات فرق وجود دارد، مفطرات اموری است كه ترک آنها لازم است و ارتكاب آنها موجب بطلان عمل است، و منافيات اموری است كه با وجود آنها عمل حاصل نمیشود اما لزوم ترک در آنها نيست، اگر آنها باشد، صوم نيست، يعنی اموری هست كه ترک آنها شرط واجب است و لازم التحصيل است و اموری هست كه شرط وجوب است و اگر تكليف بخواهد واجب باشد، شرائطی دارد مثلاً مسافر و مريض نباشد، در شرائط واجب لازم است نيت كند، اگر ترک امری از شرائط واجب باشد، بايد نيت ترک شود، و در شرائط وجوب لازم نيست نيت شود، اگر ترک امری از شرائط وجوب باشد و ترک محقق شد، عمل صحيح است و اگر محقق نشد، عمل صحيح نيست، هنگامی كه وظيفه عمل كردن دارد، تصميم به ترک میگيرد، عدم حيض از شرائط وجوب است و از شرائط واجب نيست تا لازم باشد اقدامی بكند تا حائض نشود، زنی كه نمیداند حائض میشود يا نمیشود، تصميم میگيرد كه اگر حائض نشد، مفطرات را ترک كند، اين نيت كامل است، به خاطر اينكه آن وقتی كه واجب میشود، وجوب آن مشروط است، در فرض تحقق شرط تصميم به امتثال امر دارد و اين كفايت میكند، اما اگر در همان وقتی كه واجب است، با ترديد باشد، اين كفايت نمیكند، لذا ايشان میفرمايد ترک صوم از شرائط وجوب است، اگر تصميم دارد مسافرت كند و احتمال دهد كه مانعی پيش آيد و مسافرت انجام نشود و بنا داشته باشد كه اگر مسافرت نكند، روزه بگيرد، اين نيت كافی است و اگر به مسافرت نرفت و روزه بگيرد، كافی است، اين بر خلاف نظر مرحوم محقق است، مرحوم محقق میفرمايد اگر اول نيت سفر داشته باشد و بعد برای سفر مانع پيدا شد يا از سفر منصرف شد، به خاطر اينكه نيت سفر داشته و بالملازمه نيت صوم نداشته، كالعدم است، بايد قبل از ظهر تجديد نيت صوم كند تا روزه صحيح شود، و مرحوم صاحب جواهر میفرمايد نيت صوم بوده، به خاطر اينكه آن زمان كه واجب است، تصميم داشته باشد كه ملتزم شود و اين احتمال میداده كه مانعی پيش آيد و چنين تصميمی علی فرض المانع داشته و خارجاً مانع پيدا میشود، همان نيت كافی است و تجديد نيت لازم نيست، در اثر خواب تا بعد از ظهر اصلاً متوجه نبود تا تجديد نيت كند، همان نيت قبلی كافی است. البته گويا مرحوم صاحب جواهر صومی كه در آن حيض يا سفر يا مرض واقع میشود، اگر اينها در اثناء روز واقع شد، صوم حقيقی نمیداند، از ظاهر عبارت ايشان اينطور استفاده میشود كه آن قسمتی را كه امساک كرده، واقعاً صوم نمیداند، اما مطلبی كه عرض میكردم، درباره مرض و حيض نمیخواهم عرض كنم، آنجا ممكن است كسی بگويد كه اگر زن بداند كه حائض يا مريض میشود، اصلاً در وطن نيز لازم نيست روزه بگيرد و دليل برای امساک تأدبی نيز وجود ندارد، اما در مسافر كه روايت وارد شده كه مادامی كه از حد ترخص خارج نشده، بايد امساک كند و بلكه تعبير صائم نيز هست، اين واقعاً صائم است و احكام صوم نيز در مورد او جريان دارد منتها صائم كامل نيست و اسقاط قضا نمیكند، در اين جهت با مرحوم صاحب جواهر اختلاف نظر دارم. مرحوم صاحب جواهر میفرمايد مطلبی كه مرحوم محقق اختيار كرده، خلاف اجماع است، به خاطر اينكه اصل مطلب از مرحوم شيخ است و مرحوم شيخ مطلب ديگری میگويد، ايشان میخواهد با خلاف اجماع نيز مطلب را رد كند. اما عرض كردم كه به دليل اينكه اقوال بسياری در مسئله هست، رد كردن قولی با دعوای اجماع مركب درست نيست، حتی قبل از مرحوم محقق نيز اقوال متعددی هست، حالا اينجا مقداری از اين اقوال و عبائر را مورد نقل و بررسی قرار دهيم تا تصور نشود كه برای خاطر اجماع بايد برخی از روايات را كنار گذاشت. يكی از اقوال اين است كه بگوئيم روزه مطلقا در سفر قبل و بعد از ظهر و در تبييت و عدم تبييت نيت سفر صحيح است، صاحب فقه رضوی در كتاب الصلات به اين قول قائل است و ظاهر كلام مرحوم شيخ در يک جای خلاف نيز همين است و دعوای اجماع نيز دارد، عبارت صلات فقه الرضا اين است : «و ان خرجت بعد طلوع الفجر أتممت صوم ذلك اليوم و ليس عليك القضا لانه دخل عليك وقت الفرض علی غير مسافرة». و در مسئله 58 خلاف میگويد : «اذا نوی الصوم قبل الفجر ثم سافر فی النهار لم يجز له الافطار، دليلنا اجماع الفرقة و أخبار». ايشان در جائی كه نيت سفر با نيت صوم معارض نباشد و نيت محقق شود، هر وقت حركت كرد، حكم میكند، حالا اگر كسی نيت صوم و سفر كرده بود و جاهل به مسئله بود، از عبارت مرحوم شيخ استفاده میشود كه چه قبل و چه بعد از ظهر خارج شود، بايد روزه بگيرد و دعوای اجماع كرده است. قول ديگر، مقابل اين است، میگويد افطار مطلقا در سفر قبل و بعد از ظهر و در تبييت و عدم تبييت نيت سفر لازم است، صاحب فقه رضوی در كتاب صوم به اين قول قائل است، میگويد : «فان خرجت فی سفر و عليك بقية يوم فأفطر». و از مرحوم علی بن بابويه و مرحوم ابن ابی عقيل همين مطلب نقل شده، اين دو كتاب در دسترس نيست، ظاهراً فتوای مرحوم صدوق در مقنع غير از اين است منتها گويا در مسئله ترديد دارد، میگويد : «و روی ان خرج بعد الزوال فليفطر و ليقض ذلك اليوم». با اين تعبير «روی» گويا نحوه تأملی در مسئله دارد، ممكن است قول ديگر را اختيار كرده باشد، آن را در زمره اقوال ذكر میكنم، اينجا كه به روايت نسبت داده، معلوم میشود احتمال در مسئله است، و آن اين است كه مطلقا باطل باشد، به خاطر اينكه اگر بعد از ظهر باطل باشد و قضا داشته باشد، اگر قبل از ظهر خارج شده باشد، به طريق اولی استفاده میشود، منتها ايشان بر خلاف اين فتوا داده است. و مرحوم سيد مرتضی در جمل العلم و مرحوم ابن براج در شرح جمل العلم مطلقا حكم به بطلان كردهاند، ظاهر غنيه بطلان است و دعوای اجماع كرده است، میگويد : «يوجب القضاء السفر الذی يوجب قصر الصلاة بدليل الاجماع المشار اليه و قوله تعالی من كان مريضاً أو علی سفر فعدة من أيام اخر». در جامع الخلاف و سرائر و اشارة السبق مرحوم علاء الدين حلبی و كشف الرموز و تبصره و ارشاد مرحوم علامه نيز همينطور است، و شايد بتوان گفت كه محرر مرحوم ابن فهد و جامع عباسی نيز همينطور باشد. قول ديگر، بين خروج قبل و بعد از زوال فرق میگذارد، اين قول در چهل يا چهل و يک كتاب وجود دارد، حالا قدماء قبل از مرحوم علامه، يكی مرحوم كلينی در كافی است، به خاطر اينكه فقط روايات مفصله بين قبل و بعد از زوال را آورده، من لا يحضر نيز به همين روايات اقتصار كرده، از مرحوم ابن جنيد نيز نقل شده، در جامع مرحوم يحيی بن سعيد نيز همينطور هست، در جائی از كتاب خلاف نيز خالی از ظهور در اين قول نيست، میگويد : «اذا تلبس بالصوم فی اول النهار ثم سافر آخر النهار لم يكن له الافطار، دليلنا اجماع الفرقة». ظاهر بدوی اين عبارت همين است اما با عبارت قبل ايشان نحوه تنافی دارد كه شايد به قرينه آن ممكن است به گونهای توجيه كنيم. در مقنع صدوق مقداری تنافی هست، در جائی از مقنع میگويد : «ان سافر قبل الزوال فليفطر و ان خرج بعد الزوال فليتم»، اين همين تفصيل است، و مقداری قبل از اين میگويد : «فاذا أصبح المسافر فی بلده ثم خرج فان شاء صام و ان شاء أفطر»، اگر بخواهيم بين هر دو تعبير را جمع كنيم، بايد همين را بگويد كه اگر شب حركت كرده، بايد افطار كند، و اگر روز حركت كند، اگر بخواهد روزه بگيرد، بايد بعد از ظهر حركت كند، و اگر میخواهد افطار كند، بايد قبل از ظهر حركت كند، جمع بين اين دو تعبير همان مطلبی را اقتضا میكند كه درباره روايت تخييری رفاعه با روايات ديگر میگفتيم، ايشان نيز بين هر دو تعبير جمع كرده و تفصيل بين قبل و بعد از ظهر داده و عبارت تخيير را نيز آورده است، اقوال ديگر در مسئله فراوان است. |
|
«و
آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين» |