|
درس
خارج فقه آیت الله شبیری بسم الله الرحمن الرحیم |
|
بحث در شرائط صحت صوم بود. در
اين جلسه، استاد دام ظله، به مناسبت مسئله صوم در
سفر، در مسئله سفر قبل و بعد از زوال، بحث جمع بين
روايات را پی میگيرند. عرض شد كه اگر نسبت بين دو دليل عموم من وجه باشد مانند اينكه بگويند كسانی كه به تحصيل علوم دينی اشتغال دارند، از خدمت نظام وظيفه معاف هستند و همچنين بگويند كسانی كه ملبس به لباس روحانيت نيستند، معاف از خدمت نظام وظيفه نيستند، نسبت بين اين دو دليل عموم من وجه است، بعضی از طلاب علوم دينی ملبس به لباس روحانيت نيستند و بعضی هستند، و بعضی از كسانی كه ملبس به لباس روحانيت نيستند، از طلاب علوم دينی نيستند و بعضی هستند، بين اين دو عام در طلبه غير ملبس تعارض به وجود میآيد، در اين موارد گاهی مجمع عنوانين نسبت به يكی ظهور معتنا به دارد، در اينجا به همان اخذ میشود، اگر اكثر طلاب ملبس نباشند، ظهور عامی كه میگويد كسانی كه به تحصيل علوم دينی اشتغال دارند، از خدمت نظام وظيفه معاف هستند، نسبت به طلاب غير ملبس اقوا از دليلی میشود كه میگويد غير ملبس به لباس روحانيت معاف نيست، به خاطر اينكه اگر مجمع عنوانين را از تحت ادله معافيت طلاب خارج كنيم، تخصيص اكثر لازم میآيد، اينجا دليلی را اخذ میكنند كه خلاف ظاهر آن كمتر است، با يک تصرف در يكی از اين دو دليل مشكل حل میشود منتها تصرف بايد به نحوی باشد كه عرف پسند باشد. اما در مورد بحث كه در بعضی روايات بين قبل و بعد از ظهر تفصيل داده شده و در بعضی ديگر بين تبييت و عدم تبييت نيت سفر تفصيل داده شده، اگر بخواهيم بين دو دليل جمع كنيم، بايد در هر دو تصرف كنيم، اينجا مانند مثالی نيست كه عرض كردم، به خاطر اينكه اگر يكی از اينها را حفظ كنيم، بايد ديگری را به كلی ترک كرده باشيم، اگر مثلاً دليلی را اخذ كنيم كه میگويد قبل و بعد از ظهر معيار است و چيز ديگری معيار نيست، اصل دليلی را كه میگويد تبييت نيت در سفر نقش دارد، كنار گذاشتهايم، با اينكه هر دو دليل فی الجمله دلالت میكند كه خروج قبل از ظهر يا نيت سفر از شب در افطار دخالت دارد، بايد در هر دو تصرف كنيم. حالا از دو جمعی كه در اينجا هست، كدام را ترجيح دهيم؟ آيا افطار سفر را با دو قيد محدود كنيم و بگوئيم به شرطی میتواند افطار كند كه از شب نيت سفر داشته باشد و قبل از ظهر حركت كند تا در نتيجه، در سه صورت ديگر بايد روزه بگيرد كه احتمالاً مرحوم شيخ در مبسوط اينگونه میگويد و مرحوم آقای خوئی به اين قائل شده است، يا صوم را با دو قيد محدود كنيم و بگوئيم كه روزه گرفتن در مورد كسی است كه قبلاً نيت سفر نداشته و بعد از ظهر خارج شود تا در نتيجه، در سه صورت ديگر بايد افطار كند كه مرحوم شيخ حر به اين قائل است، حالا ببينيم از اين دو تصرف كدام بهتر است. در قديم دو چيز غلبه داشت، يكی اين است كه به دليل دشواریهای بسيار سفر كه به صورت قطعة من السقر بشمار میآمد، به ندرت اتفاق میافتاد كه مقدمات سفر بدون تصميم قبلی و به صورت ناگهانی فراهم شود و غالباً فراهم شدن مقدمات سفر مدتی به طول میانجاميد، و دوم اين است كه به دليل خطرات راه كه در كمين مسافرين و كاروانها بوده، معمولاً در روز مسافرت میكردند و شب را در كاروان سراهای در ميان راهها به استراحت میپرداختند، واحد حركت نيز در قديم «مسيرة يوم» بوده، اين دو غلبه در اينجا هست. اگر در اينجا در جمع بين دو دليل بگوئيم از ادله زوال كه میگويد اگر قبل از ظهر حركت كرد، روزه بگيرد، صورتی خارج شود كه از شب نيت سفر نداشته و تصميم ناگهانی به سفر قبل از ظهر گرفته، با اين جمع و اين تخصيص، فرد نادری از تحت ادله زوال خارج شده است، و از طرفی ديگر اگر در مورد كسی كه از شب نيت سفر كند و بعد از ظهر خارج شود، بگوئيم روزه بگيرد، رواياتی را كه تبييت نيت سفر را معيار قرار داده، تخصيص زدهايم و فرد نادر و غير غالب را از تحت اين عام خارج كردهايم، نتيجه جمع مرحوم آقای خوئی اين میشود كه به هر دو دليل دو تخصيص زدهايم و افراد نادر و غير غالب را خارج كردهايم، اين هيچ تالی فاسدی ندارد، اما جمع مرحوم شيخ حر كه ايشان میگويد فقط يک نفر روزه بگيرد و بقيه افطار كنند، بنابر نظر ايشان بين مقداری كه تحت عام داخل میماند و مقداری كه از تحت عام خارج میشود، نسبت سنجی كنيد، ايشان میگويد اگر قبل از ظهر حركت كرد، مطلقا افطار كند و در جائی روزه بگيرد كه حركت بعد از ظهر باشد و تبييت نيت سفر نكرده باشد، اين خيلی فرد نادری است، به خاطر اينكه بدون نيت قبلی برای سفر فرد نادری بوده و حركت بعد از ظهر به شب و خطرات سفر در شب مواجه میشده، بگوئيم اينكه میگويد روزه بگيرد، اين مورد را میخواهد بگويد و اينگونه در ادله قبل و بعد از ظهر تخصيص بزنيم، يا رواياتی كه بين تبييت و عدم تبييت نيت فرق گذاشته و میگويد در صورت تبييت نيت افطار كند، ايشان میگويد اصلاً نيت كردن را تخصيص نمیزنيم، تخصيص آن اين است كه نيت كرده و بعد از ظهر حركت كرده، حالا ممكن است بيان قاصر باشد، اگر بين هر دو نسبت سنجی كنيد، در هر دو دليل فرد غالب از تحت عام خارج میشود، اگر حساب كنيم بنابر يكی از دو جمع، فرد نادر از تحت عام خارج میشود و بنابر جمع ديگر افراد نسبتاً شايع خارج میشود، لذا جمع مرحوم آقای خوئی بر جمع مرحوم شيخ حر تقدم دارد. (سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : مرحوم آقای خوئی دو عبارت دارد، مرحوم آقای خوئی تعبير انقلاب نسبت ندارد اما مراد ايشان انقلاب نسبت بوده و درست تقرير نشده و آنطور كه تقرير شده، اشكال دارد، بنابر انقلاب نسبت مطلب را میشد حل كرد، آن انقلاب نسبت را به نحوی پذيرفتهام و الان مقداری درباره آن بحث میكنيم. در روايت ابن مسكان عن رجل عن أبی بصير كه قبلاً عرض كردم، از قديم در نسخهای كه دارم، حاشيهای زده بودم، در اين باره میخواهم توضيحی عرض كنم. كسی كه به تصحيحات كتب و مقابله نسخ آشنا باشد، اين را كه میخواهم عرض كنم، به سادگی تصديق میكند، يكی از امور شايع اين است كه كلمهای نسخه بدل میشود و يكی ديگر از امور شايع اين است كه بدل و مبدل عنه با هم جمع میشود، نسخهای محمد و نسخهای ديگر احمد دارد، ناسخ بعدی متوجه بدل بودن نمیشود و بين دو نسخه قبلی جمع میكند، اين يک مقدمه است. مقدمه ديگر اين است كه اين روايت را ملاحظه كنيد : «محمد بن الحسن الصفار عن عبد الله بن عامر عن عبد الرحمن بن أبی نجران عن الصفوان عن سماعة أو ابن مسكان عن رجل عن أبی بصير قال سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول اذا أردت السفر فی شهر رمضان و نويت الخروج من الليل فان خرجت قبل الفجر أو بعده فأنت مفطر و عليك قضاء ذلك اليوم». در اين روايت نيت قبلی سفر را ذكر شده، طبع قضيه اين است كه عدم نيت قبلی نيز ذكر شود، اين قطعه دوم نيز ذكر شده منتها در جامع الاحاديث با فاصله و با مقداری تغيير ذكر شده و سند نيز همان است و مختصری تغيير پيدا كرده، و آن اين است : «محمد بن الحسن الصفار عن عبد الله بن عامر عن ابن أبی نجران عن صفوان بن يحيی»، اينجا صفوان با توضيح ذكر شده، «عن من رواه عن أبی بصير قال اذا خرجت بعد طلوع الفجر و لم تنو السفر من الليل فأتم الصيام و اعتد به من شهر رمضان»، اين ی متمم قبلی است، نيت شبانه را قبلاً ذكر كرد و فرضی را كه نيت نشده باشد، بعد بيان كرده، منتها در اينجا ابو عبد الله عليه السلام ندارد، چند احتمال اينجا هست، يكی اين است كه سقطی شده باشد و دوم اين است كه فاعل قال ضمير باشد و به صدر برگشت كند كه از ابو عبد الله عليه السلام نقل كرده، و سوم اين است كه یی را حضرت بيان نمودهاند و ی ديگر را ابو بصير برداشت كرده كه در اين صورت موقوف میشود، اين احتمالات هست، اما سند همان است، در آنجا گفته «عن من رواه عن أبی بصير»، و اينجا به احتمال قوی صفوان گفته «عن رجل عن أبی بصير»، بعضی نسخ برای توضيح «رجل»، «سماعة أو ابن مسكان» را به عنوان نسخه بدل آوردهاند و بعد داخل سند شده و جمع بين اصل و نسخه بدل شده و «رجل» نيز با «سماعة أو ابن مسكان» آمده، و اصحاب اجماع را كه جمع آوری كردهام، رواياتی كه ابن مسكان از ابی بصير روايت میكند، اكثريت قريب به كل اين است كه بدون واسطه است، اين «ابن مسكان عن رجل عن أبی بصير» سابقه ندارد و واسطه ديگر نيز بسيار نادر است، اما بين صفوان و ابی بصير مانند نقل قبلی كه «صفوان عن من رواه عن أبی بصير» واسطه هست، احتمال زياد هست كه اصل آن اين بوده كه صفوان عن رجل عن أبی بصير قال ابو عبد الله عليه السلام، اگر اين باشد، بنابر نظر مختار، مشايخ صفوان ثقه هستند، اين احتمال بسيار قوی است و آن «سماعة أو ابن مسكان» تفسير بعضی از نساخ از «رجل» است كه داخل سند شده است، و اين احتمال نيز كه موقوف نباشد و متمم همان باشد كه ذكر شده، مظنون است كه يا سقطی واقع شده و يا ضمير به امام عليه السلام برگشت میكند. و اما در مورد روايت رفاعة، مرحوم آقای حكيم در مستمسک و مرحوم آقای خوی به تبع مستمسک، به خاطر اينكه مرحوم آقای خوئی در مطالب روائی معمولاً به حدائق مراجعه میكرده و در نقل اقوال به مستمسک مراجعه میكرده و بر اساس آنها تفكر و تعمق میكرده، در مستمسک هست كه از منتهی و معتبر نقل شده كه در روايت رفاعه به جای «حين يصبح»، «حتی يصبح» است، و بعد میفرمايد بنابر نقل معتبر و منتهی اين روايت قول به تفصيل بين تبييت و عدم تبييت نيت را رد میكند. من پيدا نكردم كه چه كسی از اين دو كتاب نقل كرده، معتبر سه چاپ دارد، دو چاپ سنگی و يک چاپ سربی دارد، بر روی چاپ سربی كار نشده، آن چيزی نيست، و چاپ اول به طرز عجيب مغلوط است، نسخهای از چاپ اول را كسی تصحيح كرده، اغلاط بسيار است، اما چاپ دوم را آقای سيد محمد عصار، پدر آقای سيد كاظم عصار كه شخص با سواد و ملائی بوده، تصحيح كرده، بهترين چاپ اين است، من چاپ اول و سوم را اصلاً نگاه نكردم، من به نسخه تصحيح آقای سيد محمد عصار مراجعه میكنم، در آن نسخه «حين يصبح» هست و «حتی يصبح» نيست، در منتهی كه در چند جلد چاپ شده، در جلد نهم اختلاف نسخه نقل شده، و در اكثريت خيلی قوی كتب زيادی نيز كه نقل كردهاند و من مراجعه كردم، «حين يصبح» هست، فقط در تهذيب و استبصار و منتهی و روضة المتقين اختلاف نسخه هست، تنها كتاب چاپی كه «حتی يصبح» دارد، مختلف مرحوم علامه است، من به خطی مراجعه نكردم. مرحوم آقای خوئی میفرمايد حتماً نسخه «حتی يصبح» اشتباه است، به خاطر اينكه اگر درست باشد، معنا اين میشود كه كسی شبانه مسافرت میكند تا صبح میشود، روزه چنين كسی صحيح است، اين بين اماميه اتفاقی است كه چنين روزه شبانهای باطل است. اما مرحوم آقای حكيم اينگونه معنا نكرده و دليل بر بطلان نيز نمیداند، ايشان میفرمايد «يعرض له السفر» به معنای يسافر نيست و به اين معنا است كه فكر سفر میافتد، ممكن است در مورد كسی كه مسافرت میكند، »يعرض له السفر» تعبير نشود، در موارد بسياری، اراده تقدير میشود، گفته میشود كه شما من را فريب میدهيد، اين در جائی گفته میشود كه فريب نداده و میخواهد فريب بدهد، در آيه شريفه هست كه «يخادعون الله و الذين آمنوا و لا يخدعون الا أنفسهم»، مرحوم آقای حكيم میفرمايد شبانه خارج نمیشود، شب نيت سفر كرده و اين تصميم تا روز ادامه پيدا میكند و در روز خارج میشود، اينجا حضرت فرمودهاند كه روزه بگيرد، اين در مقابل قولی است كه میگويد اگر نيت سفر از شب كرده، بايد افطار كند و با نسخه «حتی يصبح» اين قول ديگر رد میشود، اين كه مرحوم آقای خوئی به طور قطع حكم به بطلان آن نموده، چندان روشن نيست كه قطعی البطلان باشد، منتها انسان میتواند اين مطلب را بگويد كه قاعده اين است كه بگويد شبانه تصميم گرفت تا به روز رسيد، اينكه بدون ذكر شب، «حتی يصبح» گفته شود و مراد اين باشد كه تصميم از شب تا صبح ادامه يافته، به نحوی خلاف ظاهر است، و اكثر نسخهها و كتب از جمله نسخه معتبر تهذيب مانند نسخه شهيد ثانی نيز «حين يصبح» است، به نظر میرسد كه نسخه «حين يصبح» اصح باشد. |
|
«و
آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين» |