درس خارج فقه آیت الله شبیری
88/12/10

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در شرائط صحت صوم بود. در اين جلسه، استاد دام ظله، به مناسبت مسئله صوم در سفر، بحث در مسئله سفر بعد از زوال را پی می‌گيرند.
بر خلاف مرحوم آقای حكيم كه می‌فرمايد به دليل وجود تنافی بين روايات، بايد به مرجحات عمل كنيم، مرحوم آقای خوئی بعضی از رواياتی را كه قائل ندارد، كنار گذاشته و بين رواياتی كه قابل استناد است، به دو بيان جمع دلالی كرده است،
مرحوم آقای خوئی می‌فرمايد رجوع به مرجحات در متباينين است و در جائی كه در اطلاق دو دليل تنافی وجود دارد و با رفع يد از اطلاق يكی از دو دليل بين آنها جمع حاصل می‌شود، نبايد به مرجحات رجوع كنيم، معنای رجوع به مرجحات طرح يكی از دو دليل است و جمع مقدم بر طرح است. بعد می‌فرمايد در اينجا به دو بيان می‌توان بين روايات جمع كرد.
بيان اول اين است كه در مسئله چهار صورت وجود دارد، شخص يا قبل از ظهر يا بعد از ظهر خارج می‌شود و در هر دو صورت يا از شب نيت سفر داشته يا نداشته، بعضی از روايات می‌گويد كه اگر قبل از ظهر خارج شود، مطلقا چه از شب نيت سفر داشته باشد و چه نداشته باشد، بايد افطار كند، و بعضی از روايات می‌گويد اگر از شب نيت سفر كرد، مطلقا چه قبل و چه بعد از ظهر خارج شود، بايد افطار كند، دو صورت از چهار صورت را يكی از دو دليل می‌گويد و دو صورت ديگر را دليل ديگر می‌گويد، اگر يكی از دو اطلاق را تقييد كنيم، مشكل حل می‌شود، گاهی تقييد اينگونه است كه دليل افطار را كه می‌گويد اگر قبل از ظهر خارج شود، بايد افطار كند، قيد بزنيم و بگوئيم از شب نيز نيت سفر داشته باشد، در نتيجه، در يک صورت از اين چهار صورت افطار است و در سه صورت ديگر روزه بگيرد، و گاهی دليل صوم را كه می‌گويد اگر بعد از ظهر خارج شود، بايد روزه بگيرد، قيد بزنيم و بگوئيم از شب نيز نيت سفر نداشته باشد، در نتيجه، در سه صورت از چهار صورت افطار است و در يک صورت ديگر روزه بگيرد، يكی از اين دو تصرف بايد انجام شود. به اين تصرف دوم كه خروج بعد از ظهر را قيد بزنيم كه از شب نيز نيت سفر نداشته باشد، كسی قائل نشده، و به تصرف اول كه افطار را تقييد كنيم، مرحوم شيخ در مبسوط قائل شده و ما نيز جمعاً بين الادله همين را قائل می‌شويم، مختار مرحوم آقای خوئی اين است اما شايد به دليل اينكه مشهور اينطور نگفته‌اند، احتياط استحبابی نيز دارد.
اين بيان ايشان از دو جهت مورد بحث است ؛ اولاً، ايشان كه فرمود به تصرف دوم كسی قائل نشده، درست نيست و مرحوم صاحب وسائل صريحاً به آن قائل است و در سه صورت افطار و در يک صورت روزه قائل است، اگر قبل از ظهر خارج شد، چه از شب نيت سفر داشته باشد يا نباشد، بايد افطار كند، و اگر بعد از ظهر خارج شد، اگر از شب نيت سفر داشته باشد، بايد افطار كند.
(سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : نظر مرحوم شيخ طوسی در مبسوط با نظر ايشان در كتاب‌های ديگر و با فتاوای همه فقهای ديگر مخالف است، در مبسوط تفرد پيدا كرده، به تعبير شهيد ثانی، در جائی كه درباره موضوعی اقوال كثيری باشد، نمی‌توان دعوای اجماع مركب نمود و گفت كه نمی‌شود قول ديگری احداث كرد، لذا در اين جهت مرحوم شيخ طوسی با مرحوم شيخ حر هيچ فرقی ندارد و هر دو متفرد هستند.
و ثانياً، معلوم نيست مرحوم شيخ طوسی در مبسوط به اين قائل شده باشد، به نظر می‌رسد كه احتمال بيشتر اين است كه مرحوم شيخ طوسی در مبسوط اين را نمی‌خواهد بفرمايد، ايشان می‌فرمايد اگر از شب نيت سفر نكرد، بايد روزه بگيرد، و اگر از شب نيت سفر كرد، روزه بگيرد و قضا نيز ندارد، اما اگر از شب نيت مسافرت كرد و قبل از ظهر سفر كرد، بايد افطار كند و اگر بعد از ظهر سفر كرد، افطار نكند، اينجا ايشان نمی‌گويد كه روزه بگيرد، در اين صورت كه از شب نيت سفر نكند، تصريح می‌كند كه روزه صحيح است و قضا ندارد، اما در اين صورت كه از شب نيت سفر كند، اگر قبل از ظهر سفر كند، اينجا به افطار تصريح می‌كند و می‌گويد و عليه القضاء، و اگر بعد از ظهر سفر كند، نمی‌گويد روزه بگيرد و می‌گويد افطار نكند، ممكن است اينجا مراد اين باشد كه افطار نكند و عليه القضاء، احتمال زياد هست كه مرحوم شيخ نمی‌خواهد در صحت صوم بين قبل و بعد از ظهر فرق بگذارد و می‌خواهد بگويد كه قبل از ظهر افطار كند و بعد از ظهر امساک لازم است و افطار جايز نيست، اما اينكه صوم هست يا نيست، چيزی استفاده نمی‌شود، معلوم نيست كه مرحوم شيخ در مبسوط به اين مختار مرحوم آقای خوئی قائل شده باشد و كسی موافق با مختار ايشان وجود ندارد.
بيان دوم مرحوم آقای خوئی اين است كه فرضاً نتوانيم بين اين دو دسته روايت جمع كنيم، صحيحه رفاعه مشكل را حل می‌كند، در اين روايت حضرت می‌فرمايند كسی كه يعرض له السفر حين يصبح، روزه بگيرد و روزه او صحيح است، اين روايت در مورد كسی كه از اول تصميم سفر نداشته و صبح اين تصميم برای او پيدا شده، در خروج قبل از زوال اتفاقی و بدون نيت قبلی حكم به صحت صوم كرده، از اين صحيحه رفاعه معلوم می‌شود كه روايت مفصل بين تبييت و عدم تبييت نيت مربوط به قبل از ظهر است.
بحث اين است كه صحيحه رفاعه دلالت بر اين ندارد كه روايت مفصل بين تبييت و عدم تبييت نيت مربوط به قبل از ظهر است، اين روايت در مورد كسی كه تبييت نيت سفر نكند و قبل از ظهر سفر كند، حكم كرده كه روزه بگيرد، ممكن است در سفر بعد از ظهر بين تبييت و عدم تبييت نيت سفر تفصيل باشد، اين روايت كه مطلب در سؤال سائل است و در كلام امام عليه السلام نيست، شاهد نيست.
من احتمال می‌دهم كه مقرر كلام مرحوم آقای خوئی را درست تقرير نكرده باشد، ايشان مقدمه‌ای ديگر دارد كه می‌شود با آن مقدمه مطلب را تنظيم و تقرير كرد، و آن اين است كه مورد صحيحه رفاعه بنابر اينكه حتی يصبح نخوانيم و حين يصبح بخوانيم، جائی است كه شخص قبل از ظهر بدون تصميم قبلی خارج شود، در اينجا امام عليه السلام می‌فرمايند بايد روزه بگيرد، و روايت حلبی كه بين خروج قبل و بعد از زوال تفصيل قائل شده بود، صحيحه رفاعه اخص مطلق از رواياتی است كه می‌گويد به طور كلی با تبييت و عدم تبييت نيت، در سفر قبل از ظهر افطار كند، و روايت زراره كه در مورد سفر قبل از ظهر بدون تصميم قبلی است، اخص مطلق از روايت مفصل بين زوال و بعد از زوال است و روايت حلبی را تخصيص می‌زند و روايت حلبی به مورد قبل از زوال مخصوص می‌شود و با دو قيد حكم به افطار می‌كند و می‌گويد در سفر قبل از زوال با تبييت نيت سفر بايد افطار كند، اما در سفر در روز بدون تصميم قبلی به دليل صحيحه رفاعه بايد روزه بگيرد، پس، اين اخص مطلق می‌شود و رواياتی را كه بين نيت شب و نيت روز فرق می‌گذرد، تخصيص می‌زند، آن روايات می‌گويد اگر نيت نكرد، روزه بگيرد و اگر نيت كرد، افطار كند، اين روايت در مورد خاصی می‌گويد افطار كند و آن موردی است كه در شب و در روز نيت مسافرت كرده باشد، پس، روايت حلبی بعد از اينكه به وسيله روايت رفاعه خاص می‌شود، رواياتی را كه بين تبييت و عدم تبييت نيت علی وجه الاطلاق تفصيل قائل شده بود، تخصيص می‌زند، اينكه ايشان می‌فرمايد شاهد می‌شود كه تفصيل بين تبييت و عدم تبييت نيت سفر در مورد سفر بعد از ظهر نيست و بعد از ظهر بايد روزه بگيرد و در مورد سفر قبل از ظهر است، اين بعد از انقلاب نسبت است، بعد از اينكه صحيحه رفاعه روايت حلبی را تخصيص می‌زند و روايت حلبی خاص می‌شود، در نتيجه، روايت تبييت را به سفر قبل از ظهر منطبق می‌كند و می‌گويد در سفر بعد از ظهر بايد روزه گرفته شود، شايد مرحوم آقای خوئی به ضميمه اين مقدمه و انقلاب نسبت می‌خواهد بفرمايد و به صرف مفاد صحيحه رفاعه نباشد كه بگوئيم روايت مفصل نيز همين مورد صحيحه رفاعه را می‌گويد و صحيحه رفاعه كه در مورد سفر قبل از ظهر است، روايت مفصل نيز می‌خواهد در مورد سفر قبل از ظهر تفصيل دهد، اينطور نمی‌خواهد بگويد، عبارت درست تقرير نشده است.
منتها بيانی كه در جلسه گذشته عرض كردم، اصلاً به مسئله انقلاب نسبت مربوط نيست، من عرض می‌كردم كه جمع بين روايات همين مطلبی را كه مرحوم آقای خوئی می‌فرمايد، اقتضا می‌كند، اينكه می‌گويد يريد السفر و بين قبل و بعد از ظهر تفصيل قائل شده، فرد غالب اشخاصی كه در قديم مريد سفر بودند، به دليل فراهم شدن مقدمات و شرائط دشوار و لازم سفر، تصميم قبلی برای سفر داشتند، «السفر قطعة من السقر»، بنابراين، اگر دليلی را كه می‌گويد يريد السفر و بين قبل و بعد از ظهر تفصيل قائل شده، اينگونه قيد بزنيم كه سفر اتفاقی و ناگهانی نبوده و تصميم قبلی به سفر بوده، اگر قبل از ظهر خارج شود، بايد افطار كند و اگر بعد از ظهر خارج شود، روزه بگيرد، با اين تقييد، فرد غالب از عام را حفظ كرديم و فرد نادر كه بدا له السفر است، از تحت عام خارج كرديم، و شمول ظهور روايات مفصله بين تبييت و عدم تبييت نيت سفر نسبت به سفر بعد از ظهر چندان روشن نيست، اگر گفته شود كه بعد از اذان صبح سفر می‌كند، اينطور نيست كه شامل سفر بعد از ظهر باشد، اين ظاهر در اين است كه بعد از اذان صبح و قبل از ظهر است، اگر درباره رواياتی كه می‌گويد قبل يا بعد از اذان صبح حركت می‌كند، بگوئيم كه مراد اين است كه می‌خواهد در سفر قبل از ظهر بين تبييت و عدم تبييت نيت سفر تفصيل دهد، خلاف ظاهر محكمی نشده است، و اصلاً مقداری ظهور اطلاقی آن مشكل است كه حتی بعد از ظهر را شامل باشد، پس، اگر اينگونه بين ادله جمع كنيم كه فرد غير غالب را از روايتی كه بين سفر قبل و بعد از ظهر فرق گذاشته، خارج كنيم و بگوئيم در سفر اتفاقی و ناگهانی قبل از ظهر بايد روزه بگيرد، و رواياتی را كه بين تبييت و عدم تبييت نيت سفر تفصيل داده، به موردی حمل كنيم كه بعد از صبح و قبل از ظهر خارج شده، چنين جمعی چندان بعيد نيست، اما اگر بر عكس اين جمع كنيم و حكم كنيم كه در سه صورت افطار كند و در يک صورت روزه بگيرد كه مرحوم صاحب وسائل اين را اختيار كرده، با اين جمع فرد ظاهر خارج می‌شود، اگر قرار باشد كه در عمومات و مطلقات تصرفی انجام شود و با يكی از دو تصرف فرد غير ظاهر و با ديگری فرد ظاهر خارج می‌شود، بايد تصرفی انجام دهيم كه فرد غير ظاهر خارج می‌شود و افراد ظاهر را تحت عمومات حفظ كنيم، بنابر آنچه عرض كردم و مرحوم آقای خوئی قائل است، فرد ظاهر حفظ می‌شود، روايت مفصله بين تبييت و عدم تبييت نيت سفر مربوط به سفر قبل از ظهر است، و با روايتی كه گفته قبل از ظهر افطار كند، فقط يک صورت را خارج می‌كنيم كه در نتيجه، مختار مرحوم آقای خوئی حاصل می‌شود كه در سه صورت بايد روزه بگيرد و در يک صورت نبايد روزه بگيرد و آن صورتی است كه از شب تصميم گرفته كه خارج شود و قبل از ظهر خارج می‌شود، اينگونه می‌توان بين ادله جمع كرد.
مطلب ديگر اين است كه مرحوم آقای حكيم كه فرمود به مرجحات عمل می‌كنيم و روايات تبييت موافق عامه است و روايات مفصله بين زوال و غير زوال مخالف عامه است و روايات مفصله بين زوال و غير زوال صحيح است و آن ديگری صحيح نيست، عرض كردم كه درباره صحت و درباره مخالف و موافق عامه بودن مطلب درست نيست، مطلبی كه الان می‌خواهم عرض كنم و البته نياز به مراجعه بيشتر به كتب عامه دارد، اين است كه از كلام مرحوم شيخ مطلبی استفاده می‌شود كه در نقطه مقابل فرمايش مرحوم آقای حكيم و مرحوم صاحب حدائق است، در خلاف هست كه عامه فقهاء كه مراد فقهای عامه است، گفته‌اند كه اگر كسی قبل از ظهر صائم بود و بعد از ظهر خارج شد، روزه بگيرد، از اين استفاده می‌شود كه عامه فقهاء بين سفر قبل و بعد از ظهر تفصيل قائل هستند، اين تفصيل موافق عامه است و اصلاً تبييت بين عامه مطرح نيست، عامة الفقهاء گفته‌اند كه اگر كسی فی اول النهار يعنی نصف اول نهار صوم داشته باشد و خرج فی آخر النهار يعنی نصف آخر، اين تفصيل بين قبل و بعد از زوال را عامه قائل شده‌اند، مرحوم صاحب حدائق می‌گويد تفصيل بين تبييت و عدم تبييت نيت را عامه قائل شده‌اند، بر عكس فرموده، منتها در جای ديگری مرحوم شيخ عبارتی دارد كه با اين عبارت فی الجمله تنافی دارد، حالا لازم است كه مقداری به كتب اصلی عامه مراجعه شود.
 «و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين»
logo