درس خارج فقه آیت الله شبیری
88/12/09

بسم الله الرحمن الرحیم

 بحث در شرائط صحت صوم بود. در اين جلسه، استاد دام ظله، به مناسبت مسئله صوم در سفر، بحث در مسئله سفر بعد از زوال را پی می‌گيرند.
مقداری مفاد و سند روايات را مورد بررسی قرار دهيم، يكی از رواياتی كه معيار را خروج قبل و بعد از ظهر قرار داده، روايت عبيد بن زراره است،
در جامع الاحاديث روايت دوم و سوم باب است، به نظر می‌رسد كه در اصل يک روايت است كه در يک نقل همه روايت نقل نشده است، مرحوم آقای بروجردی نيز اينگونه موارد را كه يک شخص از يک امام معصوم درباره يک موضوع سؤال كرده و جواب نيز يكسان است و در يک نقل مقداری اضافه نقل شده، يک روايت می‌دانست، اين متعارف است كه گاهی همه روايت و گاهی تقطيع می‌شود و مقداری از آن نقل می‌شود.
روايت اول : «موثقه عبيد بن زرارة عن أبی عبد الله عليه السلام قال اذا خرج الرجل فی شهر رمضان بعد الزوال أتم الصيام، فاذا خرج قبل الزوال أفطر». و به نقلی ديگر : «صحيح عبيد بن زرارة عن أبی عبد الله عليه السلام فی الرجل يسافر فی شهر رمضان يصوم أو يفطر؟ قال ان خرج قبل الزوال فليفطر و ان خرج بعد الزوال فليصم، و قال يعرف ذلك بقول علی عليه السلام أصوم و افطر حتی اذا زالت الشمس عزم علی يعنی الصيام».
به نظر می‌رسد كه استدلال به اين روايت كه به دو صورت نقل شده، برای نظر مشهور كه معيار را قبل و بعد از ظهر می‌دانند، مشكل است، اگر خلاف آن مقداری مشعر نباشد، استدلال بر اصل مطلب مشكل است، به خاطر اينكه اين روايت كه به كلام علی عليه السلام استشهاد كرده، همان است كه در بحث دوم از نيت جامع الاحاديث و بحث چهارم از وجوب الصيام وسائل نقل شده، روايت اين است كه حضرت می‌فرمايند «الصائم تطوعاً هو بالخيار فاذا انتصف النهار وجب عليه الصوم»، حضرت نمی‌فرمايند كه مسافرت می‌كنم و افطار می‌كنم، ائمه عليهم السلام در ماه مبارک رمضان مسافرت نمی‌كردند، علی عليه السلام خود را به عنوان مثال ذكر كرده‌اند و می‌فرمايند انسان می‌تواند روزه مستحبی را تا ظهر به هم بزند و بعد از آن ديگر تثبيت می‌شود و بايد روزه بگيرد، روزه واجب به طريق اولی اينگونه است، استشهاد به كلام علی عليه السلام برای اين است كه وقتی ظهر شد، ديگر كسی افطار نكند، بحث اين است كه آنچه علی عليه السلام فرموده، به وسيله ادله ديگر، از نظر فتوا و روايات مجموعاً استحباب مؤكد هست كه ديگر افطار نشود و حرام نيست و تا قبل از غروب نيز می‌توان روزه مستحبی را افطار كرد، وقتی ثابت شده و لو به دليل خارج كه قول علی عليه السلام و لو به شكل الزام بيان شده اما به نحو الزام نيست و استحباب مؤكد است كه افطار نشود، بنابراين، نمی‌توانيم استفاده كنيم كه در مسئله جاری به نحو الزام است، بعضی در اينجا جمعاً بين الادله به استحباب مؤكد قائل شده‌اند و گفته‌اند مخير است اما بعد از ظهر استحباب مؤكد اين است كه افطار نكند، اين روايت مخالف آن نظريه نيست و بلكه مقداری به آن مشعر است، پس، دو روايت از اين روايات را نبايد از ادله زوال به حساب آوريم، به روايت حلبی می‌توان استدلال كرد و روايت محمد بن مسلم برای تمام مدعا دليل نيست.
روايت دوم : «محمد بن مسلم عن أبی عبد الله عليه السلام قال اذا سافر الرجل فی شهر رمضان فخرج بعد نصف النهار فعليه صيام ذلك اليوم و يعتد به من شهر رمضان». اين نسبت به بعد از ماه مبارک رمضان ظهور بر تعين دارد كه واجب است و نسبت به اينكه كسی قبل از ظهر به سفر برود، از مفهوم آن فقط استفاده می‌شود كه تعين صوم نيست اما تعين افطار استفاده نمی‌شود و تخيير را كه بعضی قائل شده‌اند، نفی نمی‌كند، ممكن است كه صوم مشروع نباشد اما امساک حتی قبل از ظهر واجب باشد، ممكن است بعد از ظهر صوم باشد و اكتفا شود و قبل از ظهر امساک نباشد و اكتفا نشود، ممكن است در افطار و عدم افطار تخيير باشد و ممكن است تعين افطار باشد، اين احتمالات هست، اين دليل نيست، صحيحه حلبی دليل برای تمام مدعا است.
روايت سوم : «عن الحلبی عن أبی عبد الله عليه السلام أنه سئل عن الرجل يخرج من بيته و هو يريد السفر و هو صائم فقال ان خرج قبل أن ينتصف النهار فليفطر و ليقض ذلك اليوم، و ان خرج بعد الزوال فليتم يومه». اين ديگر بر تخيير يا وجوب امساک تعبدی دلالت ندارد.
روايت چهارم : «الدعائم : من خرج مسافراً فی شهر رمضان قبل الزوال قضی ذلك اليوم»، اين با امساک تعبدی نيز سازگار است، «و ان خرج بعد الزوال أتم صومه و لا قضاء عليه». پس، از ادله قائلين به معيار بودن زوال، فقط يک روايت صحيحه هست كه روايت حلبی است.
اما روايات تبييت نيت سفر متعدد است كه يكی از اين روايات بر طبق نقل مرحوم آقای حكيم در مستمسک اينگونه است : «محمد بن الحسن الصفار عن عبد الله بن عامر عن عبد الرحمن بن أبی نجران عن صفوان عن سماعة و ابن مسكان عن رجل عن أبی بصير قال سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول اذا أردت السفر فی شهر رمضان فنويت الخروج من الليل فان خرجت قبل الفجر أو بعده فأنت مفطر و عليك قضاء ذلك اليوم».
تعبير مرحوم آقای حكيم اين است كه و مرسل سماعة و ابن مسكان عن رجل عن أبی بصير قال سمعت أبا عبد الله عليه السلام. اما اين نقل روايت در مستمسک و اين تعبير مرحوم آقای حكيم اشكال دارد، به دليل اينكه اينجا اشتباهی می‌شود بايد ببينيم سند چيست، سند اين است : «صفوان عن سماعة أو ابن مسكان عن رجل عن أبی بصير قال سمعت أبا عبد الله عليه السلام»، اشخاصی كه به اسناد آشنائی ندارند، می‌گويند سند اينگونه است كه صفوان به صورت مردد از سماعه يا ابن مسكان نقل می‌كند و يكی از اينها از رجلی نقل می‌كند، قهراً روايت مرسل می‌شود، اما سند اينطور نيست، ابی بصير شيخ عمده سماعه است و بدون واسطه از او نقل می‌كند، ابن مسكان عن رجل به طور مرسل نقل می‌كند، روايت صفوان به ابی بصير دو طريق دارد كه يكی طريق مسند سماعه عن أبی بصير است و ديگری طريق مرسل ابن مسكان عن رجل عن أبی بصير است، ابن مسكان عن رجل عطف به سماعه است، قهراً روايت را بايد مسند بدانيم، اين بنابر نقل مرحوم آقای حكيم است كه بعضی از نسخ معتبر تهذيب نيز همينطور است، اما بعضی از نسخ تهذيب و نسخ استبصار، قبل از ابن مسكان به جای واو كلمه أو آمده و «أو ابن مسكان عن رجل» تعبير شده، در جامع الاحاديث و وسائل نيز با كلمه أو نقل شده، بنابر نسخه أو روايت حكم مرسل پيدا می‌كند، به خاطر اينكه معلوم نيست از سماعه نقل شده تا مسند باشد يا از ابن مسكان نقل شده تا مرسل باشد، نتيجه تابع اخس مقدمتين است و حكم مرسل پيدا می‌كند.
حالا درباره جمع بين روايات مطلبی عرض كنم، مرحوم آقای حكيم و مرحوم آقای خوئی می‌فرمايند روايت حلبی كه معيار را زوال قرار می‌دهد، دلالت می‌كند كه اگر كسی قبل از زوال خارج شد، و لو اينكه از شب نيت صوم داشته باشد بايد افطار كند، با رواياتی كه می‌گويد اگر از شب نيت نداشت، بايد روزه بگيرد، در اين فرض تنافی پيدا می‌كند و معارض می‌شود، و نسبت به اينكه كسی از شب سفر را نيت كرده بود و بعد از ظهر حركت كرد، صحيحه حلبی كه می‌گويد اگر بعد از ظهر شد، بايد بگيرد، می‌گويد اين شخص و لو از شب نيت سفر داشته اما بعد از ظهر سفر كرده و بايد روزه را بگيرد، و رواياتی كه می‌گويد اگر نيت كرد، بايد روزه را افطار كند كه اطلاق داشت، مقتضای اطلاق اين است كه روزه را بگيرد، پس، در هر دو تنافی پيدا می‌شود، مرحوم آقای حكيم می‌فرمايد ترجيحی نيست و بايد به مرجحات سندی و جهتی مراجعه كنيم، و مرحوم آقای خوئی به گونه‌ای مشی كرده كه به نظر می‌رسد كه آن اشكال دارد، الان مطلبی می‌خواهم عرض كنم كه از نظر نتيجه با كلام مرحوم آقای خوئی يكی است اما بيان متفاوت است، و آن اين است كه روايت حلبی كه می‌گويد قبل از ظهر بايد افطار كند و بعد از ظهر بايد روزه بگيرد، در متعارف اشخاص و مخصوصاً در قديم مسافرت‌ها به اين سادگی نبود و با خطرات و سختی‌هائی همراه بود و غالباً به فراهم شدن مقدماتی مانند رفيق راه و كاروان مسافرتی نياز داشت و نوعاً از قبل به فكر سفر بودند و تصميم ناگهانی و خلق الساعه برای سفر نداشتند، لذا نوعاً از شب تصميم سفر برای روز می‌گرفتند، پس، متعارف موارد روايت حلبی اين است كه قبلاً از شب اراده سفر داشته، اين روايت برای فرد متعارف كسی كه اراده سفر دارد، بين قبل و بعد از ظهر فرق گذاشته، اگر اين قيد را به اين روايت بزنيم كه مربوط به مريد سفر است، فرد غير ظاهری را از تحت مطلق خارج كرده‌ايم، آن بدا له السفر و در روز خارج شود كه در قديم كمتر اتفاق می‌افتاد، از تحت عام خارج كرديم، و فرد ظاهر آن روايات ديگر كه می‌گويد اگر كسی نيت صوم داشت، افطار كند، خروج قبل از ظهر است و خروج بعد از ظهر فرد مخفی آن است، اگر بگويند بعد از نماز صبح حركت كرديد، فرد ظاهر آن خروج قبل از ظهر است، می‌گويد «اذا خرجت بعد طلوع الفجر» كه همان بعد از نماز صبح است، «و لم تنو السفر من الليل فأتم الصوم»، فرد روشن اين همين است كه نيت نكرده و قبل از ظهر حركت می‌كند. در روايت ابی بصير می‌گويد «اذا أردت السفر فی شهر رمضان فنويت الخروج من الليل فان خرجت قبل الفجر أو بعده»، اگر اطلاق داشته باشد، اخراج بعد از ظهر از تحت اطلاق، اخراج فرد خفی است. پس، اينطور می‌گوئيم كه جمع بين ادله اقتضا می‌كند كه اگر كسی از شب نيت كند، بين خروج قبل و بعد از ظهر تفصيل وجود دارد، و اگر از شب نيت نكند كه روايت می‌گويد روزه بگيرد، می‌گوئيم مراد قبل از ظهر است و به بعد از ظهر ناظر نيست، اگر بخواهيم فرد ظاهر را خارج نكنيم، جمع بين اين روايات اقتضا می‌كند كه شخص بايد روزه را مطلقا بگيرد مگر اينكه قبل از ظهر باشد و از شب نيت كرده باشد.
 «و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين»
logo