درس خارج فقه آیت الله شبیری
88/12/05

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در شرائط صحت صوم بود. در اين جلسه، استاد دام ظله، به مناسبت مسئله صوم در سفر، بحث در مسئله سفر بعد از زوال را پی می‌گيرند.
در جلسه گذشته عرض كردم كه از كلام مرحوم شيخ استفاده می‌شود كه ايشان عبد الاعلی را ضعيف نمی‌داند، به
خاطر اينكه روايت را از ناحيه راوی رد نمی‌كند و از اين ناحيه رد می‌كند كه راوی روايت را به امام معصوم عليه السلام نسبت نداده و به اصطلاح علم درايه روايت موقوف است، من عرض كردم كه از اين معلوم می‌شود كه مرحوم شيخ به عبد الاعلی اشكالی ندارد، و بعد به معتبر مرحوم محقق مراجعه كردم، ديدم روايت عبد الاعلی را كه می‌خواهد رد كند، از ناحيه عبد الله بن بكير و فطحی بودن او اشكال سندی می‌كند و از ناحيه عبد الاعلی اشكال نمی‌كند، اين نيز ظاهر در اين است كه به نظر مرحوم محقق نيز از ناحيه عبد الاعلی اشكالی نيست، من عرض كردم كه قرائن خارجيه و روايت اجلاء كه بعضی از آنها لا يروی و لا يرسل الا عن ثقة، عبد الاعلی را معتبر می‌كند. بعد از جلسه يكی از آقايان گفت كه مرحوم شيخ در تهذيب می‌گويد كه عبد الاعلی مجهول، اين مطلب را ايشان از همان صفحه نقل می‌كرد كه من به آن مراجعه كرده بودم، اما اينطور نبود و همانطور بود كه عرض كرده بودم، گمان می‌كنم كه بين موقوف و مجهول خلط كرده يا از يک چاپی اخذ كرده و به آن اعتماد كرده است.
تذكر ديگری كه در اين مطلب اساسی است، اين است كه مرحوم صاحب حدائق می‌گويد رواياتی كه نمی‌توانيم به آنها ملتزم شويم يا اينكه معارض است، رواياتی مطابق عامه است و اين روايات موافق عامه را بايد ترجيحاً رد كنيم، اينگونه می‌خواهد مشكل را حل كند و مطلب را از منتهی نقل می‌كند كه ايشان می‌خواهد بگويد كه تبييت نيت سفر كه از شب نيت سفر داشته باشد، شرط برای افطار است كه عده‌ای از قدماء به آن قائل شده‌اند و شرط تقصير اين است كه از شب قصد مسافرت داشته باشد و اگر بعد از طلوع فجر چنين قصدی حاصل شد، تقصير نيست و حتی در سفر بايد روزه را بگيرد، مرحوم صاحب حدائق به منتهی نسبت داده كه از مشهور عامه نقل كرده كه چنين شرطی برای قصر هست و مرحوم آقای خوئی اين مطلب را از حدائق نقل كرده و تقريباً اعتماد كرده است. اما من مراجعه كردم و ديدم كه اصلاً عامه چنين مطلبی قائل نيستند و عبارت منتهی مطلب ديگری است، عامه كه روزه مسافر را صحيح می‌دانند و بسياری می‌گويند كه لا صيام لمن لم يبيت الصيام من الليل، و نظر مختار نيز همين است كه در حال اختيار نيت روزه در روز فايده ندارد، در منتهی اينگونه از عامه نقل می‌كند كه كسی كه در شب قصد روزه می‌كند، گاهی در شب مسافرت می‌كند، اين می‌تواند روزه بگيرد و می‌تواند افطار كند، و گاهی در روز مسافرت می‌كند، اين بايد حتماً روزه بگيرد، عبارت اين است : «اذا نوی الصوم قبل الفجر ثم خرج بعد الفجر مسافراً، لم يفطر يومه»، و بعد می‌گويد اين را مالک و ابو حنيفه و شافعی گفته‌اند و احمد در بعضی از روايات گفته، مرحوم صاحب حدائق گمان كرده كه اين «اذا نوی الصوم قبل الفجر» در مقابل اذا نوی السفر قبل الفجر است، در حالی كه اينطور نيست، به خاطر اينكه اگر صوم بعد الفجر باشد، صحيح نيست، لذا گفته‌اند كه بايد صوم شبانه نيت شود منتها اين صوم كه نيت آن صحيح است و از نظر نيت فرقی ندارد، گاهی شبانه خارج می‌شود و گاهی خرج بعد الفجر، مورد بحث اين است كه خرج بعد الفجر، اگر شبانه خارج شد، در افطار در روز يا روزه گرفتن مختار است و اگر روز خارج شد، حتماً بايد روزه را بگيرد، اين اصلاً درباره اين نيست كه كسی در شب قصد مسافرت كرده باشد، عين همين در تذكره هست اما جمله اذا نوی الصوم قبل الفجر را نگفته تا اشتباه شود، می‌گويد خروج مسافر به چند صورت است، ممكن است شبانه خارج شود و عامه می‌گويند كه بين افطار و روزه مخير است و ممكن است روزه خارج شود كه مشهور می‌گويند كه حتماً بايد روزه بگيرد و عده كمی می‌گويند كه در اين نيز مخير است، اصلاً در ميان عامه اين تفصيل وجود ندارد كه نيت سفر از شب يا از روز باشد، اكثر رواياتی كه هست و قابل ملاحظه است، روايات مخالف عامه است و فقط روايت عبد الاعلی و مرسله مقنع موافق عامه است كه می‌گويد اگر كسی بعد از ظهر نيز خارج شد، بايد روزه بگيرد و اين روايات ضعيف و غير قابل اعتنا است، اينجا اين اشتباه رخ داده است.
حالا مقداری از روايات را مورد بررسی قرار دهيم، باب أن المسافر ان خرج قبل الزوال فی شهر رمضان فليفطر، در اقوال بسياری كه در اين مسئله هست، درباره تفصيل بين قبل و بعد از ظهر كه در عروه هست و بين متأخرين بسيار مشتهر شده، از قدماء، ظاهر مرحوم كلينی اين است كه به اين قائل است، به خاطر اينكه فقط رواياتی را نقل كرده كه مفصل بين قبل و بعد از ظهر است، من لا يحضر نيز همينطور است، مقنع نيز كه به آن نسبت دادند، همينطور است اما علی اشكال، به خاطر اينكه عبارتی دارد كه نسبت به صدر و ذيل ترديد حاصل می‌شود، چندان روشن نيست كه مراد ايشان چيست، تفصيل قائل شده اما قبل از آن جمله‌ای دارد كه بر خلاف تفصيل است و هر دو را با هم جمع كرده، از مرحوم ابن جنيد نيز نقل شده كه كتاب ايشان در دسترس نيست، آن كه در دسترس است و قطعی است و همه نقل می‌كنند، مقنعه مرحوم شيخ مفيد است، اين پنج كتاب قائل به تفصيل بين قبل و بعد از ظهر شده‌اند كه يكی قطعی است و چهار كتاب ديگر احتمال قوی هست كه همينطور باشد، اين قول بعد از مرحوم علامه در ميان متأخرين بيشتر بوده اما بين قدماء غير از اين پنج فقيه به قائل ديگری برخورد نكرده‌ام.
روايت اول : «الحلبی عن أبی عبد الله عليه السلام»، ابراهيم بن هاشم در سند آن هست اما به نظر مختار صحيحه است، «أنه سئل عن الرجل يخرج من بيته و هو يريد السفر و هو صائم، قال ان خرج من قبل أن ينتصف النهار فليفطر و ليقض ذلك اليوم، و ان خرج بعد الزوال فليتم يومه». اين روايت مطابق با نظر متأخرين است.
روايت دوم : «موثقه عبيد بن زرارة»، ابن فضال و ابن بكير در سند هست، «عن أبی عبد الله عليه السلام قال اذا خرج الرجل فی شهر رمضان بعد الزوال أتم الصيام فاذا خرج قبل الزوال أفطر». مضمون اين نيز مطابق مضمون صحيحه حلبی است.
روايت سوم : روايت ديگری است كه به دو طريق نقل شده، يكی به طريق روايتی كه قبلاً از حلبی نقل شد و ديگری از عبيد بن زراره به طريق صحيح است، «علی بن ابراهيم عن أبيه عن ابن أبی عمير عن حماد عن عبيد بن زرارة»، بعد از حماد، عن الحلبی هست كه زيادی است و آن نسخه اشتباه است، حلبی از عبيد بن زراره نقل نمی‌كند، در حافظه شخص اين بوده كه همين سند به كتاب حلبی است، عن الحلبی را با تكيه بر حافظه آورده است، صحيحه عبيد بن زراره اين است، «فی الرجل يسافر فی شهر رمضان يصوم أو يفطر؟ قال ان خرج قبل الزوال فليفطر و ان خرج بعد الزوال فليصم»، اين نيز همان مضمون است، «و قال يعرف ذلك بقول علی عليه السلام أصوم و افطر حتی اذا زالت الشمس عزم علی». يعنی اختيار با من است كه قبل از ظهر خارج شوم و افطار كنم يا بمانم و روزه بگيرم، اگر خوردن جايز باشد، بعد از خروج است، حالا بعد از خروج جواز يا تعين افطار است، چيزی استفاده نمی‌شود، المنجد می‌گويد معنای صيغه معلوم و مجهول كلمه عزم يكسان است و به معنای وجب علی است، بعد از ظهر تعين دارد و قبل از ظهر چنين نيست، حالا به خاطر اينكه روايت قبلی را شاهد آورده، ظاهر در اين است كه اگر قبل از ظهر باشد، تعين قصر است، شايد به قرينه ذيل اين استفاده شود.
روايت چهارم : «صحيحه محمد بن مسلم عن أبی عبد الله عليه السلام قال اذا سافر الرجل فی شهر رمضان فخرج بعد نصف النهار فعليه صيام ذلك اليوم و يعتد به من شهر رمضان»، ذيلی دارد كه بعد در مسئله ورود مسافر به وطن مورد بررسی قرار می‌دهيم.
روايت پنجم : «دعائم عن جعفر بن محمد عليهما السلام أنه قال من خرج مسافراً فی شهر رمضان قبل الزوال قضی ذلك اليوم و ان خرج بعد الزوال أتم صومه و لا قضاء عليه»، اين نيز ذيلی دارد كه درباره اين مسئله نيست.
چند روايت نيز از روايات ديگر را مورد بررسی قرار دهيم تا بعد ببينيم جمع بين آنها چيست. روايت اول : روايت عثمان بن عيسی عن سماعه كه در سند آن علی بن سندی هست، به نظر مختار موثقه است، «قال سألته عن الرجل كيف يصنع اذا أراد السفر، قال اذا طلع الفجر فلم يشخص فعليه صيام ذلك اليوم»، اگر شبانه خارج نشده و در روز چه قبل و چه بعد از ظهر خارج شده، آن روز را حتی در سفر بايد روزه بگيرد، «و ان خرج من أهله قبل طلوع الفجر فليفطر و لا صيام عليه»، جايز نيست روزه بگيرد، اگر اصلاً روز را در وطن خود درک نكند، سنی‌ها روزه را جايز می‌دانند و اماميه جايز نمی‌دانند، بعد مسئله ديگری است كه درباره ورود به وطن است.
روايت دوم : روايت سماعه در تهذيب است، «قال قال أبو عبد الله عليه السلام من أراد السفر فی رمضان فطلع الفجر و هو فی أهله فعليه صيام ذلك اليوم و اذا سافر لا ينبغی أن يفطر ذلك اليوم وحده»، لا ينبغی در روايات معمولاً به معنای لا يجوز است، می‌گويد اگر حركت كرد، افطار در اين جايز نيست اما روزهای ديگر را افطار كند، به خاطر اينكه مقداری از اين روز را در وطن درک كرده است.
روايت سوم : «رفاعة بن موسی قال سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الرجل يريد السفر فی رمضان، قال اذا أصبح فی بلده ثم خرج فان شاء صام و ان شاء أفطر». اين روايت گفته جايز الوجهين است، اين روايت رفاعه صحيحه است.
روايت چهارم : روايت حسن بن علی هست، حالا وشاء يا حسن بن علی بن فضال است، «عن رفاعة قال سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الرجل يعرض له السفر فی شهر رمضان حين يصبح، قال يتم صومه يومه ذلك»،
ذيلی نيز دارد.
روايت پنجم : «سليمان بن جعفر الجعفری قال سألت أبا الحسن الرضا عليه السلام عن الرجل ينوی السفر فی شهر رمضان فيخرج من أهله بعد ما يصبح، قال اذا أصبح فی أهله فقد وجب عليه صيام ذلك اليوم الا أن يدلج دلجة»، اگر مقداری از روز را درک كرده باشد، بايد روزه بگيرد.
 «و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين»
logo