|
درس
خارج فقه آیت الله شبیری بسم الله الرحمن الرحیم |
|
بحث در شرائط صحت صوم بود. در
اين جلسه، استاد دام ظله، مطلبی تكميلی برای مسئله
جواز مسافرت در ماه مبارک رمضان بيان میفرمايند. «و كذا يصح الصوم من المسافر اذا سافر بعد الزوال». در اين مسئله اقوال بسياری وجود دارد، در ذهنم هست كه سابقاً يازده قول ديده بودم، اين مسئله را در جلسه آينده مورد بحث قرار میدهيم. برای مسئله جواز مسافرت در ماه مبارک رمضان در ايام تعطيل چند روزی بحث تكميلی بيان شد كه در اين جلسه قسمتی از آن را عرض میكنم. آقايان به مشهور نسبت جواز دادهاند و مرحوم ابو الصلاح حلبی با مشهور مخالفت كرده و مرحوم آقای حكيم اين نسبت را محكمتر بيان میكند و میفرمايد كه شهرتی است كه كاد أن يكون اجماعاً، اما بعد از مراجعه معلوم شد كه مطلب اينگونه نيست، البته بعد از مرحوم علامه مخالف صريحی سراغ ندارم اما قبل از مرحوم علامه اينگونه نيست و حتی ادعای شهرت نيز درست نيست، غير از مرحوم ابی الصلاح حلبی در كافی، مرحوم شيخ طوسی در تهذيب عبارتی دارد كه از آن عدم جواز استفاده میشود و شهيد اول در رسالهای كه در اين موضوع دارد، میگويد يلوح منه عدم جواز، مرحوم شيخ اول میگويد لا ينبغی كه كسی در ماه مبارک مسافرت كند، تعبير لا ينبغی در روايات و كلمات قدماء همان لا يجوز است، در روايات هست كه «لا ينبغی أن تنقض اليقين بالشك» ، «سبحان من لا ينبغی التسبيح الا له»، اينها به معنای لا يجوز است، اكثر محرمات احرام با لا ينبغی تعبير شده، مثلاً «من لبس ثوباً لا ينبغی له لبسه و أكل طعاماً لا ينبغی له أكله»، پيامبر صلی الله عليه و آله در حجة الوداع حج را به عمره تمتع تبديل نكردند و فرمودند كه من سائق الهدی هستم «و لا ينبغی لسائق الهدی أن يحل حتی يبلغ الهدی محله»، مرحوم شيخ بعد میگويد اگر بيست و سوم گذشت، جايز است، ظهور ابتدائی جواز در اصل حليت است و مفهوم آن عدم جواز قبل از بيست و سوم است، مورد بحث نيز همين است. اينجا مطلبی به عنوان جمله معترضه عرض كنم كه در چاپ خرسان چاپ نجف از تهذيب متأسفانه قسمتی كه از مرحوم شيخ و مرحوم شيخ مفيد در مقنعه است، متن مقنعه مرحوم شيخ مفيد است و شرح آن از مرحوم شيخ طوسی است، همه آنچه مرحوم شيخ طوسی قبل از نقل روايات بيان كرده، داخل كلام مرحوم شيخ مفيد قرار داده، علامتی كه برای جداسازی شرح از متن است، اشتباه قرار داده شده است. به هر حال، اين كلام مرحوم شيخ طوسی است، بعد كه وجه اين مطلب را ذكر میكند، منحصراً مرسله علی بن اسباط عن رجل را كه میگويد ليس له كه اين كار را قبل از بيست و سوم انجام دهد كه ظهور در حرمت داشتن آن قابل ترديد نيست، پس از طرح ادعا ذكر میكند، لذا شهيد اول فرموده كه يلوح منه كه ايشان حرام میداند، تعبير جاز در آنجا هست و لا ينبغی نيز به معنای اصطلاحی امروزی منحصر نيست و در مقام استدلال نيز فقط روايتی را ذكر میكند كه دال بر حرمت و عدم جواز است، ايشان نيز قائل شده است. و میگويد از كلام مرحوم ابن ابی عقيل و مرحوم ابن جنيد يلوح حرمت و عدم جواز، اين دو كتاب در دسترس ما نيست. مرحوم شيخ در كتاب مبسوط و نهايه اول يكره گفته و بعد میگويد اگر بيست و سوم شد، جاز، از اينجا نيز استفاده میشود كه قبل از بيست و سوم لا يجوز، به خاطر اينكه در تعبير يكره بين اصطلاح امروزی و اصطلاح قدماء تفاوت وجود دارد، مرحوم كلينی در كافی عناوينی كه در ابواب ذكر میكند، مراد از يكره مبغوض است، و مبغوض علی الاطلاق همان تحريم است و گاهی در موارد تنزيه گفته میشود، مرحوم كلينی در اينجا پشت سر هم دو باب دارد، يكی همين است كه يكره خروج برای سفر در ماه مبارک رمضان، و دوم باب يكره الصوم فی السفر گفته و همه روايات دال بر تحريم را در آن ذكر كرده، رواياتی مانند اينكه پيامبر صلی الله عليه و آله آنها را عصات خوانده و فرموده كه من بر او نماز نمیخوانم و فرموده الصائم فی السفر فی رمضان كالمفطر فی الحضر، اين روايات را نقل میكند، مرحوم كلينی در عنوان باب يكره گفته منتها دو روايت نقل كرده كه يكی ظاهر در حرمت و ديگری ظاهر در كراهت است، مختار مرحوم كلينی روشن نيست. مرحوم ابن براج در مهذب نيز مانند مرحوم شيخ تعبير میكند و مرحوم ابن ادريس در سرائر نيز اول يكره میگويد و بعد میگويد بعد از بيست و سوم جاز و لم يكن مكروهاً. (سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : آن قابل وجهين است، میتوان گفت كه جايز است و مكروه نيست، ممكن است مقابل باشد و ممكن است تخصيص بزند، هر دو هست اما احتمال قوی هست كه تفسير باشد و تقييد نباشد، آن قابل وجهين است و نمیتوانيم به سرائر نسبت دهيم كه در اين مسئله با مرحوم شيخ مخالفت كرده است.و بسياری از سابقين مانند مرحوم محقق در شرايع و مختصر النافع و معتبر، و مرحوم ابن زهره و مرحوم سيد مرتضی و مرحوم شيخ مفيد و مرحوم علاء الدين حلبی در اشارة السبق عنوان نكردهاند، قبل از مرحوم علامه فقط مرحوم صدوق در من لا يحضر صريحاً به عدم حرمت حكم كرده و از ديگری چنين مطلبی سراغ ندارم، كلمه كراهت در اصباح مرحوم قطب الدين كيدری هست اما معلوم نيست مراد حرمت يا كراهت است، به خاطر ايشان نيز از قدماء است و قبل از مرحوم محقق و مرحوم علامه است، البته بعد از مرحوم علامه مخالفی نيافتم كه صريح در حرمت باشد، آنها قائل به كراهت هستند، آنها نيز همه عنوان نكردهاند اما كسانی كه عنوان كردهاند، قائل به كراهت هستند و فقط مرحوم محقق قمی در غنائم گويا در مسئله فی الجمله تأملی دارد، به خاطر اينكه اول تعبير میكند كه حرام نيست اما بعد به مناسبت مطلب ديگری برای نظر مخالف وجهی ذكر میكند و میگويد ولی اين مشكل است. پس، مسئله به آن محكمی نيست كه مرحوم آقای حكيم میفرمايد مشهور است و كاد أن يكون اجماعاً، شهرت را نمیتوانيم به قدماء نسبت دهيم، اين از نظر اقوال بود. اما از نظر آيه «من شهد منكم الشهر فليصمه» بين مفسرين در مراد از اين آيه اختلاف واقع شده، بعضی گفتهاند كه مراد اين است كه شخص در وطن بايد روزه بگيرد و در مسافرت و حال مرض بايد افطار كند، گفتهاند كه جمله بعدی مخصص جمله قبلی است، «الشهر» را مفعول به گرفتهاند و گفتهاند اگر كسی ماه مبارک رمضان را درک كرد باشد، وظيفه دارد روزه بگيرد و بعد آيه شريفه مسافر و مريض را استثنا كرده است. و بعضی از مفسرين «الشهر» را ظرف و مفعول فيه گرفتهاند و گفتهاند كه مراد اين است كه اگر كسی حاضر وطن در ماه مبارک رمضان بود، لذا اگر كسی در اول ماه حاضر وطن بود، بايد همه ماه را روزه بگيرد، منتها سنیها كه در وطن نيز جايز میدانند، میگويند چه حاضر و چه مسافر باشد، بايد آن ماه را روزه بگيرد، اما اماميه كه در سفر جايز نمیدانند، نتيجه اين مطلب اين میشود كه بنابر اينكه تحصيل شرط واجب لازم است، كسی كه اول ماه را درک كرده باشد، وظيفه دارد تمام آن ماه را روزه باشد، به خاطر اينكه حضر از شرائط واجب و شرط صحت عمل است، اما اگر خلاف شرع كرد و به سفر رفت، بايد روزه را افطار كند، اين خلاف شرع مجوز صوم نيست، اين مطلب بحث علمی دارد كه درباره آن بحث خواهيم كرد، اين نيز تفسير ديگری است. در مجمع البيان اين دو احتمال را نقل كرده و اين احتمال دوم را كه اگر اول ماه را درک كند، بايد همه ماه را روزه بگيرد، تقويت كرده، و مرحوم شيخ طوسی نيز هر دو احتمال را ذكر كرده اما نظری نداده است، پس، اگر بگوئيم كه مرحوم صاحب مجمع البيان كه اينطور نيست كه بر خلاف اجماع اماميه در سفر غير از بعضی از موارد استثنا، روزه گرفتن در سفر در مانند ماه مبارک رمضان را جايز بداند، ممكن است اينجا نظر ايشان اين باشد كه واجب است روزه بگيرد و يعنی خارج نشود و مسافرت نكند، چنين قولی نيز در مسئله هست. پس، اين مسئله از مسائل مقطوع نيست كه اگر كسی بر خلاف آن فتوا دهد، فقه جديد باشد. |
|
«و
آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين» |