درس خارج فقه آیت الله شبیری
88/10/19

بسم الله الرحمن الرحیم

 بحث در شرائط صحت صوم بود. در اين جلسه، استاد دام ظله، مسئله صوم حائض را مورد بررسی قرار می‌دهند.
بطلان صوم حائض مورد اتفاق بين مسلمين است، بحثی ندارد و نيازی به خواندن روايات آن نيست.
مورد بحث فی الجمله اين است كه زن در تمام روز حائض نيست و در بخشی از روز در ابتدا يا در انتهای آن پاک است، مشهور بسيار قوی اين است كه روزه چنين شخصی نيز باطل است، ظاهر كلام مرحوم كلينی كه فقط روايت دال بر بطلان را ذكر كرده، استفاده می‌شود كه ايشان باطل می‌داند. و مرحوم صدوق در مقنع و مؤلف فقه رضوی در فقه الرضا به طور كلی می‌گويند اگر كسی در اول روز علتی داشته باشد كه با آن نمی‌تواند روزه بگيرد و بعد در بقيه روز آن علت زائل شد، تأديباً مأمور به روزه در ادامه روز هست اما برای او فرض نيست، عبارت فقيه چندان نيست كه ايشان در آنجا مستحب می‌داند يا نمی‌داند. و عده‌ای فقط گفته‌اند كه در اين موارد چه اول پاک و بعد حائض باشد و چه بر عكس كه اول حائض و بعد پاک باشد، امساک تأدبی هست، عكس را بسياری عنوان كرده‌اند و حكم به استحباب كرده‌اند و چند نفر معدودی استحباب را ذكر نكرده‌اند و گفته‌اند كه تأدباً امساک می‌كند، امساک تأدبی مصداق واجب مانند بطلان روزه به هر دليل در ماه مبارک رمضان و مصداق مستحب دارد، اين تعبير كه در كلمات عده‌ای از بزرگان هست، با وجوب و استحباب سازگار است و اگر قرينه‌ای بر خلاف نباشد، ظاهر آن وجوب است، اما قديماً و حديثاً بسيار زياد هستند كسانی كه تصريح به استحباب كرده‌اند، مرحوم آقای حكيم الاجماع قطعياً ادعا كرده، و غير از ايشان از سابقين در معتبر و در منتهی می‌فرمايند اين مطلب موضع وفاق است، مراد بين المسلمين است، در مسئله دعوای اجماع نيز بسيار است ؛ در تذكره و مدارک و مرحوم فيض در مفاتيح و مرحوم آقا رضی در شرح دروس و عده‌ای كتب ديگر می‌فرمايند اجماعی است، روايات متعدد كه بعضی صحاح است، می‌گويد كه روزه باطل است و امساک واجب نيست.
(سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : بعضی از اجماعات درباره بطلان صوم و بعضی درباره عدم وجوب امساک است.
در مقابل اين اقوال كه در بطلان صوم يا استحباب امساک دعوای اجماع كرده‌اند، چند نفر از معاريف بزرگان مخالفت كرده‌اند و امساک را واجب دانسته‌اند و در يک جا صحيح دانسته شده ؛ ظاهر مفنعه مرحوم شيخ مفيد اين است كه زن حائض كه در اثناء روز پاک می‌شود، واجب است امساک تأدبی كند و قضا دارد. كلام مرحوم سيد مرتضی ظهور بيشتری دارد و كالصريح در وجوب امساک است. مرحوم شيخ طوسی در خلاف برای وجوب دعوای اجماع می‌كند، حمل اين كلمه وجوب بر ثبوت متناسب با استحباب بسيار بعيد است، به خاطر اينكه برای وجوب امساک اينگونه استدلال می‌كند كه قاعده احتياط اين را اقتضا دارد، اين استدلال شاهد برای الزامی بودن است. گرچه مرحوم علامه در كتاب‌های خود حكم به استحباب كرده اما در تلخيص الاحكام می‌فرمايد عمل صحيح و مجزی است علی رأی، منظور مرحوم علامه از تعبير «علی رأی»، به شهادت فرزند ايشان مرحوم فخر المحققين و مستفاد از مجموع كتب مرحوم علامه، اين است كه اين فتوای ايشان است، در كتب ديگر فتوا می‌دهد و در كتابی علی رأی تعبير می‌كند، ايشان در اين كتاب امساک را واجب دانسته و عمل را نيز مجزی دانسته، اما مرحوم شيخ طوسی و مرحوم سيد مرتضی و مرحوم شيخ مفيد كه دعوای اجماع كرده‌اند، گفته‌اند قضا دارد و امساک تأدبی واجب است، حالا روايات را بررسی كنيم.
روايت اول : «صحيحه حلبی عن أبی عبد الله عليه السلام قال سألته عن امرأة أصبحت صائمة فلما ارتفع النهار أو كان العشی حاضت، أ تفطر؟ قال نعم و ان كان وقت المغرب» يعنی نزديک غروب، «فلتفطر، قال و سألته عن امرأة رأت الطهر فی أول النهار من شهر رمضان فتغتسل و لم تطعم فما تصنع فی ذلك اليوم؟ قال تفطر ذلك اليوم فانما فطرها من الدم». أبی الصباح الكنانی عن أبی عبد الله عليه السلام نيز همينطور روايت كرده است، مرحوم كلينی فقط همين روايت نقل را كرده كه ظاهر آن اين است كه فتوای ايشان همين است كه ديگر واجب نيست امساک كند.
روايت دوم : «عيص بن القاسم قال سألت أبا عبد الله عليه السلام»، اين نيز صحيحه است و صحيحه بودن آن نيز روشن‌تر از صحيحه حلبی است، در سند صحيحه حلبی ابراهيم بن هاشم هست كه سابقين می‌گفتند حسنه است و متأخرين می‌گويند صحيحه است، «عن امرأة تطمث فی شهر رمضان قبل أن تغيب الشمس، قال تفطر حين تطمث»، اين صريح در بطلان روزه است.
روايت سوم : «محمد بن مسلم عن المرأة تری الدم غدوة أو ارتفاع النهار أو عند الزوال قال تفطر». ممكن است كه از اين به طور كلی استفاده نشود كه اگر تا زوال نصف را به طور كامل طاهر بود و بعداً حائض شد، ممكن است بگويد كه روزه را بگيرد و روزه او صحيح است، نظير ساير موارد مانند مسافر كه در نصف روز عذری نيست و در بقيه اشكال دارد و حكم به صحت روزه شده، اين روايت دليل نيست، دليل بر خلاف نيز نيست، سائل فرض قبل از ظهر را سؤال كرده، اگر زن قبل از ظهر خون ببيند، ديگر روزه نيست، اما نسبت به بعد از ظهر ساكت است.
روايت چهارم : «حسن بن علی الوشاء عن جميل بن دراج عن محمد بن حمران جميعاً عن منصور بن حازم عن أبی عبد الله عليه السلام قال أی ساعة رأت الدم فهی تفطر الصائمة اذا طمثت، ....».
روايت پنجم : «أبی بصير قال سألت أبا عبد الله عليه السلام عن امرأة أصبحت صائمة فی رمضان فلما ارتفع النهار حاضت قال تفطر، قال و سألته عن امرأة رأت الطهر اول النهار قال تصلی و تتم صومها و تقضی».
از ظاهر اين روايت استفاده می‌شود كه نماز او صحيح است و امساک تأدبی لازم است و بايد روزه را تتميم كند و بايد قضا كند، جمع بين اين روايت و روايات ديگر اين است كه اين روايت بايد حمل به استحباب شود.
روايت ششم : «صحيحه عبد الرحمن بن حجاج قال سألت أبا الحسن عليه السلام عن المرأة تلد بعد العصر أ تتم ذلك اليوم أم تفطر قال تفطر و تقضی ذلك اليوم»، حكم نفساء با حائض يكسان است.
روايات ديگری هست كه نسبت به مقداری امر به امساک كرده ؛ روايت هفتم : «زهری عن علی بن الحسين عليه السلام»، بنابر نقل مرحوم شيخ اسم حائض نيز هست، اصل روايت اين است «المسافر اذا أكل من أول النهار ثم قدم أهله امر بالامساك بقية يومه تأديباً و ليس بفرض»، مرحوم صدوق و مرحوم كلينی همينطور نقل كرده‌اند اما در نقل مرحوم شيخ اضافه‌ای هست كه «و كذلك الحائض اذا طهرت» به ضم يا به فتح هاء، مرحوم ابن اديس در سرائر می‌گويد افصح با فتح هاء است، «أمسكت بقية يومها» يعنی تأديباً، ظاهر تعبير كذلك اين است كه أمسكت تأديباً و ليس بفرض، اين روايتی است كه فرض بودن را نفی می‌كند.
روايت هشتم : «عمار الساباطی عن أبی عبد الله عليه السلام فی المرأة يطلع الفجر و هی حائض فی شهر رمضان فاذا أصبح طهرت و قد أكلت ثم صلت الظهر و العصر كيف تصنع فی ذلك اليوم الذی طهرت فيه؟ قال تصوم و لا تعتد به». ظاهر آن اين است كه صوم تأدباً واجب است و قضا دارد.
(سؤال و پاسخ استاد دام ظله) : همان سند معروف است، معمولاً روايت عمار ساباطی را موثقه حساب می‌كنند.
روايت نهم : «محمد بن مسلم سألت أبا جعفر عليه السلام عن المرأة تری الدم غدوة أو ارتفاع النهار أو عند الزوال قال تفطر و اذا كان ذلك بعد العصر أو بعد الزوال فلتمض علی صومها و لتقض ذلك اليوم». در اين روايت تفصيل ذكر شده و می‌گويد اگر تا ظهر شد امساكی نيست و لزوم ندارد امساک كند اما اگر بعد از ظهر شد، امساک تأدبی بايد بكند كه قضا نيز دارد، اين از روااياتی است كه ظهور در وجوب دارد.
روايت دهم : «أبی بصير قال سألت أبا عبد الله عليه السلام عن امرأة رأت الطهر فی أول النهار قال تصلی و تتم صومها و تقضی»، اين نيز ظهور در وجوب دارد.
روايت يازدهم : «أبی بصير عن أبی عبد الله عليه السلام قال ان عرض للمرأة الطمث فی شهر رمضان قبل الزوال فهی فی سعة أن تأكل و تشرب و ان عرض لها بعد زوال الشمس فلتغتسل و لتعتد بصوم ذلك اليوم ما لم تأكل و تشرب». اين روايت ابی بصير مورد بحث است، فی الجمله بعداً بحث سندی می‌كنيم، سند را معتبر حساب می‌كنند و اشكال سندی ندارد. اشكالی هست كه معنا ندارد حائض در حال حيض غسل كند. مطلبی به ذهن من می‌آيد، ممكن است بعضی از آقايان استيحاش كنند اما كسی كه به خط آشنا باشند، استيحاش نمی‌كند، در رسم الخط رايج بوده كه وقوع اشتباه بين واو و فاء است، احتمال زياد می‌دهم كه واو «و لتعتد» به لام متصل شده بود، در بسياری از موارد اين اتصال واقع شده، و به خاطر اينكه در نقطه گذاری تسامح می‌شده، هر كدام از واو و فاء جايگزين ديگری می‌شده، احتمال می‌دهم كه به دليل اينكه «فلتغتسل» شباهت زيادی با «و لتعتد» دارد، اين در اصل «و لتعتد» بوده و به «فلتغتسل» تصحيف شده و بين نسخه بدل و اصل مبدل منه جمع بين النسختين شده، اين از اصول تصحيفات است كه در بسياری از موارد اينگونه تصحيف می‌شود، مثلاً در مشايخ مرحوم صدوق، احمد بن حسن القطان در جائی با تعبير احمد بن محمد بن الحسن القطان آمده، اين از همين قبيل تصحيف به جمع بين النسختين است، حسن و حسين نيز اينگونه است، پس، در اين روايت بايد «فلتغتسل» را كالعدم بگيريم، اين روايت اين می‌شود كه اگر قبل از ظهر بخورد، مانعی نيست، اما بعد از ظهر شد، اگر اكل و شربی نكرده، اين را روزه حساب كند، اين ندارد كه قضا نكند، كأنه ثواب روزه را حساب كند، اما اينكه قضا دارد يا ندارد، مطلب ديگری است، امساک تأدبی روزه مستحبی است، می‌گويد اين را كالعدم و لغو حساب نكند، جمع بين الادله می‌توان اين را گفت، حالا بر فرض كه اين را نتوانيم بگوئيم، به دليل اينكه روايات صحاح معتبر متعدد و تقريباً مورد اجماع در مسئله هست، اين موجب ترجيح بر اين روايت می‌شود.
 «و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين»
logo