|
درس
خارج فقه آیت الله مکارم بسم الله الرحمن الرحیم
بحث
در مسائل مربوط به وصیت به حج است و به مسئله ی 12 رسیدیم.
بحث در این است که ما پولی را به
وصی داده ایم که به وصیت به حج عمل کند و او فوت
کرده است حال اگر او کسی را برای حج اجیر کرده باشد هم ذمه
ی خودش ادا می شود و هم ذمه ی میت ولی ما شک داریم که آیا
او این کار را کرده است یا نه و بحث در این است که آیا
اصلی داریم که به آن تمسک کنیم و یا باید سراغ اصل عدم،
اشتغال و عدم برائت ذمه برویم.
گفتیم که در این مورد سیره بر این است که می گویند او
مسلمان بوده است و ان شاء الله و ظیفه ی خود عمل کرده است.
برای تبیین آن سه مثال می زنیم:
از این رو
حکم مسئله ی مورد نظر واضح می شود زیرا بالاخره همه ی وصی
ها می میرند و این شک هم در بسیاری از وصیت ها پیش می آید
که بالاخره وصی وظیفه اش را انجام داده است یا نه. سیره بر
این نیست که بعد از فوت وصی تمامی وصایای پدر را از نو
انجام دهند. اسم این را می توان اصالة الصحة و یا اصالة
عمل مسلم به وظیفه و امثال آن گذاشت و به هر حال در
فرع اول که شک می کنیم بعد از فوت وصی، آیا او به وظیفه اش
که عمل به وصیت بوده عمل کرده است یا نه باید بگوئیم که او
مسلمان بوده هست و فرد مسلمان وظیفه ی خود را انجام می
دهد.
و اما الفرع
الثانی: این فرع در این است که ما
مال الحج را به وصی داده ایم و نمی دانیم حج را به جا
آورده است یا نه آیا می توانیم این مال را از او پس بگیریم
یا نه. این فرع سه حالت دارد:
کلام امام در فرع دوم از مسئله ی 12:
و الأقوى عدم ضمانه (وصی)
لما قبض و لو كان المال
المقبوض موجودا عنده أخذ منه نعم لو عامل معه معاملة
الملكية في حال حياته أو عامل ورثته كذلك لا يبعد عدم جواز
أخذه على إشكال (زیرا امام قائل است که در فرع اول باید گفت
که حج انجام نشده است از این رو اگر در این فرع قائل شود
که مال را نباید از آنها گرفت مستلزم این است که بین این
دو حکم تناقض باشد زیرا نمی توانیم بگوئیم هم حج انجام
نشده و هم این مال از آن وصی نمی توان گرفت چون حج را
انجام داده است)
خصوصا في الأول. (یعنی جائی
که خود وصی در زمان حیاتش در مال تصرف مالکانه کرده است
زیرا بعد از مرگ وصی می
توان اصالة الصحة جاری کرد ولی انجام این کار در
حال حیات مشکل است)
نقول:
از آنجا که ما در فرع اول
قائل بودیم که اصل این است که
مسلمان به وظیفه ی خودش عمل
کرده است و در نتیجه باید
بگوئیم که وصی قبل از مرگ به
وصیت عمل کرده و نباید مال را
به هیچ وجه از اموال او اخذ
کرد.
مسألة 13 -
لو قبض
الوصي الأجرة و تلفت في يده
بلا تقصير
(وصی مال الاجاره را
گرفت که حج را به جا آورد ولی
هنوز به جا نیاورده بود که
مال تلف شد)
لم يكن ضامنا و وجب الاستيجار
من بقية التركة أو بقية الثلث
و إن اقتسمت استرجعت و لو شك
في أن تلفها كان عن تقصير
أولا لم يضمن ، ولو مات
الأجير قبل العمل ولم يكن له
تركة أو لم يمكن أخذها من
ورثته يستأجر من البقية أو
بقية الثلث. این مسئله سه صورت دارد:o:p>
این مسئله را می توان گسترده
تر مطرح کرد یعنی در مورد ولی
صغیر هم این مسئله مطرح است و
هکذا در مورد شخصی که چیزی را
به عنوان عاریه گرفته است و
یا شخصی که از طرف فرد دیگری
وکیل بوده است و مالی را
گرفته است و یا کسی که عامل
مضاربه بوده است و سرمایه ای
را گرفته است که با آن تجارت
کند و در همه ی این موارد
مالی که در
درست فرد بوده است تلف
شده است و نمی دانیم تلف مال
ناشی از تقصیر او بوده است یا
نه.
خلاصه هر جا که پای امینی در
کار است یعنی فردی است که
تصرف او در مال به حق است و
غاصبانه نیست و مال می بایست
در دست او باشد ولی تلف شده
است و ما نمی
دانیم بدون افراط و
تفریط بوده است یا نه.
تفریط این است که در حفظ مال
دقت لازم را اعمال نکند مثلا
درب خانه و یا صندوق را قفل
نکند و دزدی به راحتی مال را
ببرد.
تعدی و افراط آن است که در
مورد مال زیاده روی کند مثلا
مرکبی را که فقط توان دارد
روزی سه فرسخ راه برود را هشت
فرسخ راه ببرد.
ان شاء الله این صور سه گانه
را در جلسه ی بعد مطرح می
کنیم. |