|
درس
خارج اصول آیت الله سبحانی بسم الله الرحمن الرحیم |
|
در
بين آياتی که برای اثبات حجيت خبر واحد به آن استناد شده است، آيهی نبأ از همه
مهمتر است. استدلال به اين آيه
از دو طريق است:
اين دو گاه حتی از
سوی بزرگان با هم خلط میشود و اينها را بايد از هم جدا کرد.
الف. تمسک به آيهی نبأ برای اثبات حجيت خبر واحد از طريق مفهوم وصف
خود مفهوم وصف را
هم دو نوع تقرير کردهاند:
تقرير اول مفهوم وصف ـ
خداوند فاسق را موضوع قرار داده است ولی موصوف اين وصف حذف شده است. در وصف اگر
موصوف ذکر شود به آن معتمد میگويند و اگر موصوف آن ذکر نشود به آن غير معتمد گفته
میشود. بر اساس اين تقرير موضوع مرکب از مخبر و فاسق است. معنای آيه اين می شود که
اگر مخبر فاسق شد، تبين کنيد و مفهوم آن اين میشود که اگر فاسق نباشد، ديگر تبين
لازم نيست. زيرا اگر فاسق نباشد، عادل است چون اين دو، دو وصفی هستند که لاثالث
لهماست. بين فاسق و عادل حالت ديگر وجود ندارد. مانند فی سائمه الغنم زکوه. اگر
سائمه نباشد، قهرا بايد معلوفه باشد و معلوفه زکاه ندارد و اگر قرار باشد هر دو
زکاه داشته باشد، قيد سائمه لغو میشود. آوردن قيد سائمه نشان می دهد که اين قيد
سائمه مدخليت دارد. در اينجا اصلا مفهوم شرط را به ذهن نياوريد. در ما نحن فيه هم
اگر فاسق مدخليت نداشت و موضوع فقط همان مخبر بود، نيازی به آوردن آن نبود.
يلاحظ عليه:
قيود بر پنج نوع
است:
حال قيد فاسق در
مخبر فاسق مسلما قيد زائد و توضيحی و غالبی نيست، بحث در اين است که احترازی است يا
ذات المفهوم. چه بسا فاسق قيد احترازی باشد که با رفتن آن حکم از بين نمی رود هر
چند ما از آن آگاه نباشيم. اگر پرسيده شود پس چرا قرآن بر فاسق تکيه کرد. جواب اين
است که ممکن است ادلهی مختلف داشته باشد و مثلا در اينجا میخواهد اين فاسق را که
همان وليد بن عقبه است رسوا نمايد. احتمال اين که يک قيدجانشين داشته باشد، برای ما
کافی است که نگوييم قيد حتماً ذات المفهوم است.
بيان اول در مفهوم
وصف مبتنی بر آيه، بيان معالم و قوانين و فصول است.
تقرير دوم مفهوم وصف ـ
بيان دوم بيان شيخ انصاری است. شيخ میفرمايد خبر فاسق دو خصوصيت دارد: خصوصيت ذاتی
و خصوصيت عرضی. خصوصيت ذاتی آن کونه خبر الواحد است و خصوصيت عرضی آن، فاسق بودن
است. شيخ میپرسد تبين مال خصوصيت ذاتی است يا عرضی؟ اگر عرضی باشد ثبت المراد
فتبين که مسأله گرد فسق می چرخد و اگر ذاتی باشد ديگر استدلال ساقط است زيرا خبر
واحد هم فاسق و هم غير فاسق را می کيرد. اگر علت ذاتی باشد تعليل به عرضی کار صحيحی
نيست مانند کمک به فقير دانشجو به دليل دانشجو بودن و يک کمک به عالم کاشانی به
دليل کاشانی بودن. در ما نحن فيه هم وقتی قرآن تبين را به عنوان عرضی معلق میکند،
نه به خصوصيت ذاتی مشترک بين عادل و فاسق، اين نشان میدهد که همين خصوصيت عرضی سبب
تبين است نه مطلق خبر واحد بودن. اگر خصوصيت ذاتی سبب بود، چرا قران تعليل ذاتی را
رها کرد و به تعليل عرضی روی آورد؟ قرآن میبايست می گفت ان جاء کم مخبر واحد
فتبينوا.. يلاحظ عليه:
حق با شماست، ملاک همان ذاتی است، مگر اين که عدول وجهی داشته باشد که در اينجا هم
علت عدول تصريح به فسق مخبر و رسوا کردن او يعنی وليد بن عقبه بوده است. همو بود که
تا آخر عمر بدنام بود و در مسجد کوفه نماز صبح را چهار رکعت خواند و در مستی قی کرد
و انگشتر او را از دستش درآوردند و با نامهی ابن مسعود و پيگيری اميرالمومنين عليه
السلام از امارت کوفه عزل شد.
ب.
تمسک به آيهی نبأ برای اثبات حجيت خبر واحد از طريق مفهوم شرط
پيش از بيان چگونگی
تمسک به آيهی نبأ برای اثبات حجيت خبر واحد، مقدمهای را بايد بطان کنيم. قضايای
شرطيه از نظر حمل محمول بر موضوع دو نوع است:
|