|
درس
خارج اصول حضرت آيت الله سبحاني بسم الله الرحمن الرحيم |
|
امروز
به بررسي معناي محکم و متشابه مي پردازيم:
اصل در تقسيم آيات به محکم و متشابه کلام خداوند در سوره ي
آل عمران است که مي فرمايد: (هُوَ
الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ
مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ
فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ
ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ
تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ
الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ
كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ
أُولُوا الْأَلْبابِ) (آل عمران / 7)
البحث الاول:
المحکم و المتشابه لغة و قرآنا
اما از لحاظ لغوي:
المحکم
هو الممنوع به اين معنا که اگر به ساختماني بگويند محکم
يعني ممنوع از اين است که خرابي به آن راه پيدا کند و آيات
محکمة يعني آياتي که احتمال ديگر که مخالف مراد اصلي آيه
باشد به آن راه پيدا نمي کند. از اين رو به لجام نيز حکيمه
گفته مي شود زيرا مانع از اين است که حيوان حرکت و جنب و
جوشي ناخواسته داشته باشد.
و اما متشابه
در لغت اين است که شيء غير واضح باشد و بعضي از آن شبيه
بعضي ديگر شود به نحوي که انسان نتواند به راحتي به حقيقت
آن دست يابد.
آيه ي اول:
(كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ
ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ
وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً) (بقره / 25) يعني وقتي
بهشتيان از رزقي تناول مي کنند مي گويند اين همان چيزي است
که قبلا خورديم و حال آنکه اين فقط شبيه قبلي است ولي طعمش
فرق دارد. در اينجا متشابه در مورد غذائي آمده است که از
لحاظ ظاهري شبيه غذاي قبلي است.
آيه ي دوم:
بني اسرائي در قصه ي ذبح بقره گفتند: (إِنَّ
الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا) (بقره / 70) يعني نوع
آن بقره براي ما واضح نيست.
آيه ي سوم:
(وَ هُوَ الَّذي أَنْشَأَ
جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ
وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَ الزَّيْتُونَ وَ
الرُّمَّانَ مُتَشابِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِه)
(انعام / 99) در بهشت درختهائي هستند که برگهايشان شبيه هم
است ولي ميوه هايشان با هم فرق
دارد.
خلاصه آنکه متشابه آن است که حقيقت در آن گم باشد و انسان
به راحتي به آن راه پيدا نکند.
تا اينجا
معناي محکم و متشابه
را از لحاظ لغوي بيان کرديم.
و اما معناي متشابه در اصطلاح قرآن:
قرآن در سوره ي آل عمران مي فرمايد: (منه آيات محکمات) در
اينجا معناي محکم هماهنگ با معناي لغوي است يعني آياتي
هستند که معناي آنها محکم است و مانع از اين است که احتمال
غير حقيقت در آن راه يابد.
در مقابل آن متشابه است که در آن احتمالات متعدد راه دارد
و مراد و غير مراد در آن شبيه هم هستند و مانند آيات
محکمات نيستند که انسان سريعا به معناي مراد منتقل شود.
ان قلت:
خداوند متعال در آيه ي آل عمران قرآن را به دو قسم تقسيم
مي کند: (منه آيات محکمات و اخر متشابهات) ولي در جاي ديگر
همه ي آيات قرآن را محکم مي داند (الر
كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ
حَكيمٍ خَبيرٍ) (هود / 1) و در جاي ديگر همه ي آيات
قرآن را متشابه توصيف مي کند: (اللَّهُ
نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِها مَثاني)
(زمر / 23)
قلت:
محکمي که در آيه ي سوره ي هود است غير از محکمي است که در
سوره ي آل عمران است. زيرا در سوره ي آل عمران خداوند آيات
را از لحاظ
دلالت تقسيم مي کند يعني دلالت آيات گاه محکم و
پابرجا است و گاه متشابه و لرزان. و اما
توصيف کل آيات به إحکام يا به لحاظ
مضمون است و يا به لحاظ
معنا
به لحاظ مضمون به اين معنا است که چينش و تنظيم آيات قرآن
به نحوي است که از لحاظ بلاغت، مضمون و امثال آن هيچ خلل و
عيبي در آن راه ندارد و هر آيه در جاي خود قرار گرفته و
نظمي بي نقص
دارد. کشاف وقتي به اين آيه مي رسد مي گويد:
ان مضامين القرآن متقنة لا
يتطرق اليه الباطل فلا يبلي و لا يخلق بل يکون طريا في کل
عصر.او النظم حيث نظمت نظما رصينا لا يقع فيه نقص و لا خلل
کالبناء المحکم المرصف (کشاف / ج 2 ص 89)
به لحاظ معنا يعني همه ي آيات شريفه ي قرآن معناي واحد و
مقصود يگانه اي را دنبال مي کنند و در آن تشتت راه ندارد
که هر آيه هدف خاصي که بي ارتباط به هدف آيات ديگر باشد را
دنبال کند. و اما جواب از اينکه در آيه ي زمر آمده بود که همه ي آيات قرآن متشابه است اين است که اين متشابه با متشابه در سوره ي آل عمران فرق دارد. مراد از متشابه در سوره ي آل عمران از لحاظ دلالت است ولي متشابه در سوره ي زمر به معناي مکرر است مثلا داستان حضرت موسي شصت و پنج بار در قرآن آمده است. دليل اينکه مراد از متشابه در اين آيه معناي (مکرر) است عبارت بعد از آيه ي فوق است که مي فرمايد: (مثاني) يعني دو تا دو تا يعني آيات قرآن تکرار شده اند البته اين بدان معنا نيست که کل آيات مضمونش تکرار شده باشد بلکه مراد اين است که ماهيت آيات به گونه اي است که در آنها تکرار راه دارد و مطالب متعددي مکررا بيان شده است. |