در اين جلسه حضرت استاد (مدظله) در طي بررسي حكم رؤيت هلال در قبل از زوال در يوم الشك، پس از بررسي شهرت در مسأله، به ذكر روايات مورد استدلال براي قول به عدم ثبوت هلال در فرض مذكور ميپردازند. ادامه بررسي حكم رؤيت هلال در قبل از زوال: كلام مرحوم آقاي حكيم: ايشان چنين تعبير ميكند كه «علي المشهور شهرة عظيمة يمكن تحصيل الاجماع معها» يعني شهرت عظيمي كه امكان تحصيل اجماع با آن هست، قائم است بر اينكه رؤيت هلال در قبل از ظهر، دلالتي بر اينكه شب قبلي، شب اول ماه بوده است، ندارد. و تعبير به اجماع در كلام ابوالمكارم ابن زهرة، در غنية آمده است، علامه هم در بعضي از كتابهايش دعواي اجماع را دارد. و همينطور در كتب ديگري هم شبيه به اجماع و شهرتهاي خيلي قوي ذكر شده است و رأي مخالف را به شذوذ نسبت دادهاند. عدم تماميت شهرت در مسأله: گفتيم كه در مسأله شهرتي وجود ندارد تا چه رسد به دعواي اجماع؛ چرا كه اين مسأله قبل از شرايع در بسياري از كتب اصلاً عنوان نشده است مثلاً ابن ابي عقيل، علي بن بابويه، صاحب فقه رضوي؛ كه مؤلفش معلوم نيست، مفيد، ابن حمزه، سلار و ابن ادريس اصلاً اين مسأله را عنوان نكردهاند و اما كساني كه مسأله را عنوان كردهاند؛ آن تعدادي كه ما پيدا كرديم عبارتند از: ابن جنيد كه در مورد اول شوّال و افطار تصريح ميكند كه اگر قبل از ظهر يا بعد از ظهر ماه ديده شود، حق افطار ندارند و اما در مورد ماه رمضان چيزي نميگويد. شيخ طوسي: اولين كسي كه فتواي روشني دارد عبارت از شيخ است كه در كتبش دارد كه هلال بايد در شب ديده شود و اگر در روز ديده شود، اثبات نميكند كه اول ماه است. ابوالصلاح حلبي هم ظاهر كلامش همينطور است. و اما جماعتي از فقهاء حتي مانند ابن براج كه خيلي جاها تابع شيخ است، اصلاً مسأله را عنوان نكردهاند. و اما ساير فقهايي كه مسأله را عنوان كردهاند يا بالصراحة و يا بالظهور خلاف اين قول را ميگويند و ايشان عبارتند از: كليني كه فقط روايتي را كه دال بر اين است كه اگر ماه در قبل از ظهر ديده شود، حكم به اول ماه ميشود، روايت نموده است. صدوق در مقنع و در فقيه به اين قول فتوا داده است. البته در فقيه يك تكهاي از عبارت هست كه بعضيها ترديد كردهاند؛ كه آيا متمم روايت است و يا كلام خود صدوق است. ولي ظاهراً كلام صدوق است؛ چون همان را كليني كه روايت كرده است، چنين ذيلي را ندارد. و خيلي لزومي هم ندارد كه آن ذيل به دنبال قسمت قبلي بيايد. به علاوه اينكه اگر هم از روايت باشد، ظاهر صدوق در اينجا كه اين روايت را نقل نموده و روايت صريحي در خلاف آن را نقل نكرده است اين است كه اين قول را پذيرفته است. سيد مرتضي هم در ناصريات اين قول را پذيرفته و مسأله را به اصحاب و اجماع نسبت داده است. اين در بين قدماء بود. اقوال متأخرين: و اما در متأخرين مرحوم صاحب شرايع، در كتاب شرايع خود فتواي به عدم ثبوت داده است ولي در دو كتاب بعدي خود؛ كه مختصر نافع و شرح آن به نام معتبر است، در مسأله ترديد كرده است. علامه هم در مختلف قائل به تفصيل بين ماه رمضان و ماه شوال شده است و در مورد ماه رمضان قائل به ثبوت هلال با رؤيت آن در قبل از ظهر شده است. و اما در مورد ماه شوال قائل به عدم ثبوت شده است. فاضل مقداد هم كلام علامه را نقل نموده و آن را با تعبير «هو حسن» قبول كرده است. در بين بعديهاي از متأخرين هم عدهاي هستند كه يا بر طبق قول به ثبوت اول ماه با رؤيت هلال در قبل از ظهر فتوا دادهاند و يا به آن متمايل شدهاند كه عدهاي از آنها عبارتند از: صاحب معالم در منتقي متمايل به اين قول است. فيض در مفاتيح صريحا فتوا داده است كه اصحّ عبارت از اين است كه ثابت ميشود. و در وافي كلام شيخ را كه ميگويد ثابت نميشود، رد كرده است و ظاهرش اين است كه اين را پذيرفته است و از مجموع كلام او اگر كسي مراجعه نمايد استفاده ميشود كه تمايل به ثبوت دارد. فاضل سبزواري هم در كفايه و ذخيره با «اقرب» حكم به ثبوت كرده است. و عده ديگري هم از بزرگان هستند كه به اين قول قائل شدهاند، اسم ايشان را بعداً ذكر خواهم كرد. و يكي از كساني كه در درجه بالايي از تحقيق است و به اين قول قائل است، مرحوم سيد بحرالعلوم است كه اين را به طور مفصل بحث نموده و قائل به ثبوت شده است. خلاصه: اينطور نيست كه يك شهرت عظيمهاي كه «كاد ان يكون اجماعا» در بين باشد؛ تا اينكه اگر خلاف آن را ترجيح بدهيم، مانعي در بين باشد. كما اينكه مرحوم آقاي حكيم تقريباً به همين جهت از اين قول دست برداشته است و موافق مشهور قائل شده است. تمسك دو طرف به روايات «صم للرؤية و افطر للرؤية»: به روايات «صم للروية و افطر للروية» ـ كه ميشود گفت كه متواتر هستند ـ عدهاي براي اثبات قول به عدم ثبوت هلال با رؤيت قبل از ظهر تمسك كردهاند و چنين استدلال كردهاند كه صوم حقيقي، صوم از طلوع فجر تا غروب است و اما صومهاي ديگر، صوم الحاقي هستند و اما صوم درست و كامل از طلوع فجر تا غروب است. پس اگر هلالي بخواهد كه منشأ صوم آمده در «صم للرؤية» بشود، با توجه به اينكه صوم عبارت از صوم از طلوع فجر تا غروب است، آن هلال بايد قبل از وقت ديده بشود و اما اگر بعد از فجر ديده بشود، چنين موضوعي درست نميشود. از طرف ديگر هم عدهاي مثل علامه به همين روايات براي اثبات قول به ثبوت هلال با رؤيت آن در قبل از ظهر چنين استدلال نمودهاند كه با توجه به اينكه در صورت عذر، اگر نيت صوم تا قبل از ظهر از شخص متمشي بشود صوم او صحيح ميشود، پس اطلاق اين روايات اقتضاء ميكند كه «صم للروية» معنايش اين باشد كه آن صومي را كه شما مأمور به آن هستيد را انجام دهيد و اين فرقي نميكند كه به عنوان اولي مأمور به باشد و يا به عنوان ثانوي؛ كه شخص فراموش كرده بود؛ هر دو را شامل است. خلاصه اين دو نظريه در مقابل هم در استدلال به اين روايات هست و انصاف اين است كه نه نسبت به ظهور اطلاقي و نه نسبت به ظهور تخصيصي؛ هيچ طرفش را نميتوان ظهور مورد اطميناني برايش در نظر گرفت. پس بايد تك تك روايات را مورد بررسي قرار بدهيم. ذكر روايات مورد استدلال براي عدم اعتبار رؤيت قبل الزوال: 1ـ صحيحه محمد بن قيس: كه از ابي جعفر حضرت باقر عليه السلام نقل ميكند كه «قال اميرالمؤمنين عليه السلام: اذا رأيتم الهلال فأفطروا أو شهد عليه عدول من المسلمين و ان لم تروا الهلال الا من وسط النهار او آخره فأتموا الصيام الي الليل». گفتهاند كه بنابر تحقيق نهار عبارت است از طلوع فجر تا استتار قرص و يا ذهاب حمره، در نتيجه وسط نهار عبارت ميشود از مقداري قبل از ظهر. و طبق اين روايت حضرت ميفرمايند كه اگر ماه ديده نشود مگر از وسط روز يا آخر روز، در اين صورت نبايد افطار كنيد و بايد روزه را تا شب به اتمام برسانيد. پس اين روايت دلالت ميكند بر اينكه اگر هلال در قبل از زوال رؤيت بشود، حكم به اول ماه شوّال نميشود. 2ـ مكاتبه محمد بن عيسي: «جعلت فداك ربما غمّ علينا هلال شهر رمضان فنري من الغد الهلال قبل الزوال و ربما رأيناه بعد الزوال، فتري ان نفطر قبل الزوال اذا رأيناه أم لا؟ و كيف تامرنا في ذلك؟ فكتب عليه السلام: تتمّ الي الليل فانه ان كان تامّا رئي قبل الزوال». در اين مكاتبه از حضرت سؤال ميكند كه گاهي هلال قبل از زوال ديده ميشود و گاهي بعد از زوال، در اين صورتها چه وظيفهاي داريم؟ حضرت ميفرمايند بايد روزهاتان را تا شب به اتمام برسانيد؛ چرا كه وقتي كه ماه كامل باشد ممكن است كه ماه بعدي در قبل از زوال ديده بشود؛ يعني در ماههاي سي روزه كه ماه مدتي طولاني از محاق خارج شده است، قهراً ممكن است كه قبل از ظهر هم ديده بشود. و اين امر در روز بيست و نهم نميشود ولي در روز سيام امكانش هست. البته اين روايت كلام علامه را رد نميكند، اما به طور في الجمله اين را اثبات ميكند كه هلال ماه شوال بايد در شب شوّال ثابت بشود و اگر در روز قبل ديده شود به درد نميخورد و روزه آن روز را بايد گرفت؛ چه قبل از ظهر ديده شود و چه بعد از ظهر ديده شود. و قدر مسلم اين است كه قبل از ظهرش ديده شود فايدهاي ندارد. شبهه دلالي روايت و حلّ آن: مشكلي كه در روايت هست اين است كه ظاهر صدر روايت اين است كه ترديد در ثبوت هلال ماه رمضان است چون ميگويد «غمّ علينا هلال شهر رمضان» ولي در ذيل روايت ظاهرش اين است كه ترديد در ثبوت هلال شوّال است چون حضرت ميفرمايد بايد آن روز را روزه بگيرد و ماه وقتي كه سي روزه باشد امكان ديده شدن هلال در قبل از زوال هست. مرحوم آقاي حكيم براي حل اين تنافي بين صدر و ذيل ميگويد: «بناء اعلي ان المراد من هلال شهر رمضان هلال شوّال». ولي اين حرف مشكل تهافت در روايت را حل نميكند؛ چون در صدر قرينه هست براي اينكه هلال رمضان مراد است و در ذيل قرينه هست كه هلال شوال مراد است و اين دو با هم تعارض ميكنند و با اين حرف اين تهافت رفع نميشود. جواب ديگري كه داده شده است و ايشان آن را ذكر نكرده است، اين است كه اين حديث را مرحوم شيخ در استبصار هم نقل كرده است و در آنجا اين اضطرابي كه در نقل تهذيب هست، وجود ندارد؛ چون عبارت صدر اين است كه: «ربما غمّ علينا في شهر رمضان» كه مقصود اين ميشود كه ماه رمضان است، هوا ابري شده است و هلال شوّال هنوز ديده نشده است و ما نميدانيم كه چه بايد بكنيم. يك معناي ديگري هم ممكن است براي روايت بكنيم كه حتي بنابر نقل تهذيب هم مشكلي نباشد و آن اين است كه با ديده شدن هلال در شب اول ماه رمضان به جهت اينكه اول ماه رمضان در اين صورت معين ميشود، در صورت شك در آخر ماه رمضان و اول شوّال به كار ميآيد؛ چون روز بيست و نهم و سيام ماه رمضان مشخص ميشود، و قهراً فرداي روز سيام ميشود ماه شوّال. و اما در صورتي كه در اول ماه رمضان هوا ابري باشد و ماه ديده نشده باشد به جهت معين نبودن روي سيام ماه رمضان، تشخيص اول شوّال هم مشكل ميشود و لذا گرفتگي آسمان در اول ماه رمضان مقدمه ميشود براي اينكه ما الآن نميدانيم كه آيا اين روز را روزه بگيريم يا نه. (پاسخ به سؤال): بله با توجه به عبارت «فنري من الغد الهلال» اين اضطراب متن فقط با نقل استبصار درست ميشود و با اين معنايي كه الان گفتيم، حل نميشود. و در صورت ترديد در اينكه كلام نقل صحيح است و اينكه در اينجا آيا نقل تهذيب صحيح است يا استبصار، اصالة الصحه كه براي موارد دوران امر بين اينكه صحيح هست يا فاسد، جاري ميشود، در اينجا ميآيد و حكم ميكند كه شخص ضابط كه عمداً خلاف را نقل نميكند و اينكه اشتباه براي شخص ضابط شده باشد، اصل عدم است و لذا ما بايد همان نقل استبصار را مقدم بداريم. 3ـ روايت جرّاح مدائني: قال ابوعبدالله عليه السلام: «من راي هلال شوّال نهارا في رمضان فليتمّ صومه» اين روايت ميگويد اگر هلال ماه شوال را در روز ماه رمضان ببيند بايد روزهاش را كامل كند. و اطلاق هم دارد شامل ديدن هلال در بعد از ظهر هم ميشود. با اينكه ممكن است كه قبل از غروب هلال ماه ديده شود و با چنين رؤيتي كه در خيلي از مواقع پيش ميآيد، ماه هم اثبات ميشود. و لذا اين اطلاق با ادله ديگر تقييد ميخورد. 4ـ و المرسل عن الفقيه عن اميرالمؤمنين عليه السلام: «اذا رأيتم الهلال، او رآه ذوا عدل منكم نهارا فلاتفطروا حتي تغرب الشمس، كان ذلك في اول النهار او في آخره». اين روايت هم در مورد ماه شوّال است و ميگويد با ديده شدن هلال در روز ماه شوال ثابت نميشود. ولي اين روايت هم قول علامه را كه اين مسأله را درباره هلال رمضان پذيرفته است، نفي نميكند. در مقابل اين روايات، روايات ديگري وجود دارد كه آن روايات صريح در ثبوت هلال با رؤيت آن در قبل از ظهر هستند و غير قابل تأويل هستند و لذا عدهاي طبق آنها فتوا دادهاند و گفتهاند كه اين رواياتي كه ذكر شد، داراي دستانداز هستند و درست كردن آنها تكلف دارد و لذا صلاحيت معارضه با آنها را ندارند. «و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين»
|