|
درس خارج اصول حضرت
آیت الله شاهرودی |
|
نظر مختار: ما معتقديم اصلِ اين ظهور حالي درست هم كه باشد بدليل آنكه مدلول كلام نيست حجّت نميباشد. زیرا اساساً آن ظهورات حالی حجيّت دارند كه مربوط به مدلول كلام و مقاصد باب محاوره باشد و كشف از مقاصد كلام متكلّم کند مانند اطلاق يا عموم يا عدم تقدير و عدم قيد زايد و امثالِ آن در مقام كشف مراد از کلام متکلم امّا ظهور حالي در عمل و فعل استعمال كننده كه آیا لفظ معيّني را براي معناي خاصي وضع ميكند یا نمی کند چنين ظهوري خارج از ظهورات محاوراتي در مقام افاده مراد متكلم از يك كلام است. مثلاً ممكن است كسي تعهّد كرده باشد در صورت ورود زيد، شروع به تكلّم خواهد نمود. هنگام تكلّمش اگر ظنّ پيدا كنيم که زيد وارد شده است این ظهور حجت نیست زیرا اين ظهور براي كشف از مراد نيست در اینجا نیز همین گونه است زيرا مراد معلوم است كه همان معناي شرعي است ولي نميدانيم از برای آن معنا هم لفظ را وضع می کند يا به نحو ديگر در آن استعمال کرده است و چنانچه ظاهر حال استعمالكننده، يكي از اين دو باشد ربطي به مدلول كلام متكلّم ندارد تا مشمول حجيّت ظواهر شود. آري، اگر درصددِ افاده و اخبار از معنای وضعی لفظ باشد اين ظهور در كشف از اينكه اين وضع را انجام داده يا ميدهد حجّت خواهد بود زيرا مدلول و مراد كلام وضع است مانند اراده هر معنی و مقصود ديگري و آنگاه ميتوانستيم بگوئيم ظهور حالی وی هم در وضع تعييني بالاستعمال حجّت است. بنابراين فعل استعمال لفظ صلاة در معناي شرعی توسّط شارع كه قبلاً وضع براي آن معني نداشته است چنانچه ظهور حالی در وضع بالاستعمال هم داشته باشد مشمول كبراي حجيّت ظهورات نيست. نهايتاً نتيجه ميگيريم وضع تعييني بالاستعمال در صورتي ثابت ميشود كه قطعي باشد در حالي كه يقين به آن نداريم. و امّا وضع تعیّنی بالاستعمال، شرط اول آن این استعمال است كه قبلاً الفاظ عبادات و معاملات، وضع تعييني در آن معاني مخترعه نداشته باشد و شرط دوم آن که وضع تعیینی شرعی در کار نباشد. و شرط سوم آنكه کثرت استعمال الفاظ در اين معاني صورت پذيرفته باشد اعمّ از اینکه خود شارع به فراواني استعمال نموده باشد و يا در محيط پيروان او يا متشرّعين به فراواني استعمال شده باشد كه ترديدي نيست كثرث استعمال حدّاقل در نزد متشرّعين و مردم زمانِ تشريع شكل گرفته است و در نتيجه، تقارن بين الفاظ و معاني شرعيّه مخترعه ايجاد شده و اگر هم در استعمالات فراوانِ مزبور، قرائني وجود داشته است بدليلِ مشترك و يك دست نبودن آن قراين، مانع از حصول اقتران نمی شود ولذا وضع تعيّني به سبب كثرت استعمال صورت پذيرفته است.پس شرط سوم ثابت است و احتمال این که استعمالات شارع از باب مجاز و یا به نحو تعدد دال و مدلول بوده است مانع از حصول اقتران نمی شود. تنها اشكالي كه ممكن است وارد شوَد آن است كه ادّعا شود اين معاني مخترعه در شرايع سابقه و حتی نزدِ مشركين هم بوده است -يعني همان اشكالي كه به وضع تعييني وارد بود- پس شرط اول بويژه در محيط مكّه و مدينه كه مهد اديان الهي و غيرالهي بوده است بنابراين در اين صورت، حقيقت شرعيّه ای در کار نخواهد بود و بلکه این معانی حقيقت عرفي يا حقيقت شرعي همه شرايعِ الهي ميباشد كه در اين صورت پاسخ داده می شود که فرقي ميان اين دو فرض در نتیجه و اثر مطلوب نخواهد بود زيرا آنچه مهّم است آن است که این الفاظ به نحوِ حقيقت شرعي و یا حقيقت عرفي، ظهورِ در اين معاني دارد و شارع هم آن الفاظ را در همین معاني بكار گرفته است. و به عبارت دیگر اگر معانی مخترعه قبل از اسلام نبوده است پس قطعاَ حقیقت شرعی با وضع تعیینی ولو بالاستعمال حاصل شده است و اگر فرض شود آن معانی مخترعه ولو به معنای اعم از آنچه در اسلام است و آنچه در شرایع سابق بوده در حدّ معنای حقیقی این الفاظ نبوده است پس قطعاّ پس از شریعت اسلام در اثر کثرت احتیاج به استعمال این الفاظ در این معانی شرعیه حقیقت شرعی تعینی به سبب کثرت استعمال شکل گرفته است و اگر فرض شود معانی مخترعه شرعی قبل از اسلام هم بوده است و با همین الفاظ افاده می شده است و حقیقت عرفی بوده است پس این معانی مخترعه شرعی ولو به نحو جامع میان آنچه در شرایع سابق بوده و آنچه در شریعت ما اضافه شده است معانی حقیقی عرفی این الفاظ است که لازم است حمل بر آن شود و انکار هر سه فرضیه بسیار مستبعد است بنابر این اصل حقیقی بودن معانی مخترع شرعی نسبت به این الفاظ حتی در زمان صدر اسلام قابل قبول است. اثر علمی حقیقت شرعی: اثر علمی ثبوت حقیقت شرعی نیز قبلاَ اشاره شد زیرا الفاظ و اسامی عبادات و مخترعات شرعی در قرآن و احادیث بنوی براساس آن مشخص می شود و این اثر بسیار مهم است یعنی بنابر ثبوت حقیقت شرعی در آن زمان لازم است این الفاظ در لسان آیات شریفه قرآن کریم و احادیث منقول از پیامبر اکرم (ص) حمل بر معانی شرعی شود و اگر اشتراک لفظی میان معانی شرعی و معانی عرفی پس از اسلام و یا قبل از آن ثابت شود الفاظ مذکور مجمل بوده و قرینه لازم دارد که ممکن است قرائن نوعی نیز در کار باشد که شارع این الفاظ را در همان معنای شرعی اختراعی استعمال می کند بلکه چنانچه این الفاظ مختص به معانی لغوی هم باشد باز هم قرینه نوعی بر اراده معنای شرعی ممکن است در کار باشد که ظهور کلام را در معنای شرعی اختراعی شکل دهد. که البته این قرائن نوعی و یا شخصی را در فقه و ابواب گوناگون بایستی دنبال کرد. و در صورت علم به حقیقت شرعی در معانی اختراعی به نحو نقل باشد و شک در زمان آن باشد بحث اصل عدم نقل تا زمان علم به انتقال لفظ از معنای لغوی و مهجور شدن آن معنی مطرح می شود که به تفصیل در بحث تعارض احوال گذشت. |