هشت روايت دال بر اين که طواف نساء جزو اعمال عمره
نيست، دو روايت ديگر هم اضافه ميكنيم . حديث 4
باب 22 از ابواب احرام: 1649وَ عَنْهُ عَنْ
أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ (احمد بن محمد چون از
ياران امام رضاست احتمالا همان بزنطی است)
قَالَ قُلْتُ لِأَبِي
الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى ع كَيْفَ أَصْنَعُ
إِذَا أَرَدْتُ أَنْ أَتَمَتَّعَ فَقَالَ لَبِّ
بِالْحَجِّ وَ انْوِ الْمُتْعَةَ فَإِذَا دَخَلْتَ
مَكَّةَ طُفْتَ بِالْبَيْتِ- وَ صَلَّيْتَ
الرَّكْعَتَيْنِ خَلْفَ الْمَقَامِ- وَ سَعَيْتَ
بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ قَصَّرْتَ
فَنَسَخْتَهَا (اعمالت تمام می شود)
وَ جَعَلْتَهَا مُتْعَةً
در اينجا هم صحبتی از طواف النساء نشده
است . حديث 5 باب 22 از ابواب احرام:
16491وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ
مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ
اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ لَبَّى بِالْحَجِّ
مُفْرِداً ثُمَّ دَخَلَ مَكَّةَ وَ طَافَ
بِالْبَيْتِ وَ سَعَى بَيْنَ الصَّفَا وَ
الْمَرْوَةِ- قَالَ فَلْيَحِلَّ وَ لْيَجْعَلْهَا
مُتْعَةً إِلَّا أَنْ يَكُونَ سَاقَ الْهَدْيَ
فَلَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَحِلَّ حَتَّى يَبْلُغَ
الْهَدْيُ مَحِلَّه فليحل اشاره به
تقصير دارد که با تقصير از احرام بيرون می آيد و
همه چيز بر او حلال می شود. امام با اين که در
مقام بيان است از طواف نساء سخن به ميان نياورده
است. پس جمعاً 10 حديث برای تأييد حرف ما دال
بر اين که طواف نساء جزو اعمال عمرهی تمتع نيست،
وجود دارد. حديث معارض :
حديث 7 باب 82 از ابواب طواف:
18176وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ
سُلَيْمَانَ بْنِ حَفْصٍ الْمَرْوَزِيِّ
عَنِ الْفَقِيهِ ع(امام
معصوم است و شايد به دليل تقيه اين گونه از او نام
برده اند واحتمالا مراد امام موسی کاظم عليه
السلام است ) قَالَ إِذَا
حَجَّ الرَّجُلُ فَدَخَلَ مَكَّةَ مُتَمَتِّعاً
فَطَافَ بِالْبَيْتِ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ
خَلْفَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ ع- وَ سَعَى بَيْنَ
الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ قَصَّرَ فَقَدْ حَلَّ
لَهُ كُلُّ شَيْءٍ مَا خَلَا النِّسَاءَ لِأَنَّ
عَلَيْهِ لِتَحِلَّةِ النِّسَاءِ طوافان وَ
صَلَاةً . نسخة استبصار به جای "
لِأَنَّ عَلَيْهِ لِتَحِلَّةِ النِّسَاءِ طوافان
"، چنين آمده است: " لان عليه طوافاً و صلاة "
دارد. مرحوم صاحب جواهر هم همین نسخه را دارد .
اما از جهات مختلف نمی تواند معارض باشد . از نظر سند : سند روایت
خوب است غیر از سُلَيْمَانَ بْنِ حَفْصٍ
الْمَرْوَزِيِّ که مجهول الحال است و در ضعف و
توثيق او چيزی ذکر نکردهاند، هر چند کثير الروايه
است،اما ما کافی نمی دانیم برای وثاقت . از نظر دلالت : سه
اشکال به متن روايت وارد کرده اند که به نظر ما
همگی قابل جواب است: اشکال
اول: کلمه طوافان که در نسخه وسائل است غلط
است . هم از نظر قواعد نادرست است و هم از نظر
محتوا. از نظر قواعد چون اسم إنّ است، بايد منصوب
باشد و به صورت طوافين نوشته شود و از نظر معنا یک
طواف نساء داریم نه دوتا طواف نساء . عمره تمتع یک
طواف دارد و اگر طواف نساء را اضافه کنیم در نهایت
2 طواف می شود . جواب :
نسخه استبصار و صاحب جواهر طوافاً آمده است
که هم منصوب است و هم مفرد و مشکل حل می شود . ودر
نسخه آل البيت هم طوافاً ذکر شده است . اشکال دوم: لادليل بر
اين که اين روايت مربوط به عمره است . ممکن است
ناظر به حج تمتع باشد . حج تمتع دارای طواف نساء
است. مبهم هم که باشد بر وجود طواف نساء در عمره
تمتع دلالت ندارد بربحث ما . جواب : دو نکته را
باید در نظر گرفت : 1-
عبارت " دخل مکه متمتعاً " است یعنی چه؟
آیا می خواهد حج بعد از عمره تمتع بجا بیاورد ؟یا
نه می خواهد عمره تمتع انجام دهد . نه اين که رفته
منی – عرفات – و... را انجام داده و می خواهد وارد
مکه شود ، دخل متمتعاً يعنی تازه محرم شده است.
2- کلمه" قَصّر "
است. در منی یک بار تقصير کرد وتمام. بنابریننمی
توانیم حمل کنیم بر حج تمتع . جواب: در برخی نسخ
قصّر ندارد .در استبصارندارد. و ما در حاشيهی
عروه هم به اين موضوع اشاره کرده ايم. اشکال سوم : روايت صلاه
را هم دارد . و نشان می دهد که برای حلن نساء باید
طولف و نماز آن را بجا آورد . جواب : صلاه شرط حلیت
نیست بلکه شرط طواف است. از اين اشکال هم جواب
داده می شود . امام به عنوان لازم و ملزوم ذکر
کرده است، نه اين که صلاه شرط حلیت است .
جمع بندی : اين است که
اين روايت اشکال متنی مهم نداردو اشکالات راجواب
دادیم . و اشکال اصلی آن در سند آن است. سلمنا
سند و دلالت درست باشد، آیا روايت که معرض عنها
اصحاب است . و در مقابل روایات متعدده صحیحه قرار
دارد توتن ایستادگی دارد ؟ بر اساس خذ ما اشتهر
بين الاصحاب ودع شاذا نادراباید این روایت را کنار
گذاشت . نتیجه : فتوای ما
این است در عمره تمتع طواف نسائ نداریم . دو نکته : 1-
لو قلنا به وجوب طواف نساء ، آيا بعد از تقصير است
يا قبل از آن؟ ظاهر حديث قصر قبل از طواف نساء است
. ولی در عروه قصر بعد از طواف نساء است . کلام
عروه با متن حديث سازگار نيست. 2- وفتی تقصیر کرد همه
25 چیز حلال می شود مگر طیب و نساء . و گفتید صید
حرام باقی می ماند برای اینکه حرم است .
سوال : کندن گياه حرم هم ممنوع است چرا فقط
صید را ذکر کرده اید؟ جواب
: صید جزو تروک احرام است . کندن گياه حرم
جزو تروک احرام نيست و حرام مستقلی است از باب
حرمنه از باب احرام.