|
كلام در اقسام حج بود كسانى حج تمتع بر آنها واجب
است و افرادى حج افراد و قران. حدش را تعيين كرديم
48 ميل يا 12 ميل يا آن حضور عرفى.
على كل مبنا اگر شك كرد كه آيا خارج از حد است يا
داخل حد گفتيم .
در اينجا دو بحث است:
اول
اين كه آيا فحص لازم است؟ گفتيم بله اينجا فحص
واجب است هر چند در موضوعات واجب نيست اينجا به دو
دليل فحص لازم است:
1-
اين كه طبيعت موضوع از موضوعاتى است كه بدون فحص
هرگز روشن نمىشود مبناى عقلاست شارع هم امضا
كرده.
2-
بعضىها يك راه ديگر براى وجوب فحص در اينجا
انتخاب كردهاند. گفتهاند فرق است بين جاهايى كه
شك در اصل تكليف باشد در آنجا فحص در موضوعات واجب
نيست. و آنجايى كه شك در مكلف به است
مثال :
الف ) شك در تكليف وجوبى و تكليف تحريمى .
شما شك داريد كه اين آب انگور جوشيده است يا نه
يعنى حرام است يا نه؟ نمىدانيد. لازم است فحص
كنيد؟ لازم نيست. چرا؟ براى اين كه شك داريد حرمت
حاصل شده يا نشده؟ شك در اصل حكم فحص لازم نيست.
وجوب هم همين طور. شك داريد آيا نذر كردهايد سه
روز روزه بگيريد ايام ام داود يا نذر نكردهايد؟
(شك در وجوب روزه و عدمش داريد) اصل اين است كه
واجب نشده فحص هم لازم نيست. پس گاهى شك در تكليف
وجوبى داريم، گاهى شك در تكليف تحريمى داريم، در
اينجا فحص لازم نيست.
ب) شک در مکلف به
اما اگر مىدانيم كه يك تكليف داريم حجى بر ما
واجب شده نمىدانيم اين حج تمتع است يا افراد؟
اينجا نمىتوانيم بگوييم فحص لازم نيست اينجا يقين
داريد كه مستطيع هستيد و حج واجب است، نوع آن را
نمىدانيد وهكذا در قصر و اتمام.
فعلى هذا بگوييم راه ديگر براى وجوب فحص در مسأله
ما عبارت است از اين كه مسأله ما خارج از آن مسأله
عدم وجوب فحص در شبهات موضوعيه است آن مال شك در
اصل تكليف است اين اصل تكليف داريم اينجا حج واجب
و مستطيع است در مكلف به شك داريم اين يك راهى است
كه گفتهاند.
اشکال :
آيا اين راه را مىشود نقد كرد و اشكال كرد؟
بگوييم دوران امر بين وجوب و حرمت يا بين واجبين،
اگر شك كنيم اين واجب است يا آن واجب است؟ حكم
تخيير است. در مورد تخيير هم بگوييم فحص لازم نيست
در برائت مىگوييم فحص لازم نيست در شبهات موضوعيه
مىگوييم فحص لازم نيست من نمىدانم مأمور به من
اين است يا آن؟ اگر احتياط لازم است احتياط اگر
احتياط ممكن نيست تخيير و فحص هم نمىكنيم.
نتیجه : اين
راه هم راهى نشد به عقيده من راه همان راه اول
بناى عقلاست در اين گونه مواردى كه (لا يعلم الا
بالفحص) از آن راه وارد شويم و خودمان را راحت
كنيم.
بناى عقلا بر اين است كه موضوعاتى كه بدون فحص
روشن نمىشود بايد فحص كنند شارع هم اين بناى عقلا
را امضا كرده و ما نحن فيه هم مصداق همين است.
در ضمن اين جمله را بگوييم و برويم سراغ مطلبى كه
مرحوم صاحب عروه دارد. گاهى مىشود در ما نحن فيه
هم استصحاب جارى باشد يعنى از استصحاب ما
مىتوانيم بفهميم بالاى حد هستيم يا زير حد سابقاً
خانه ما مثلا عسفان بوده حالا آمدهايم آبادى اين
طرفتر نمىدانيم زير حد است يا نه؟ استصحاب می
كنيم مىگوييم سابقا ماوراى حد بوديم الان هم هنوز
همان است. يا عكس آن.
گاهى ممكن است استصحاباتى در ما نحن فيه جارى شود
كه اسم اينها را مىگذارند استصحابات موضوعيه كه
ما را از ترديد بيرون مىآورد.
هذا كله کان قادرا علی الفحص
اذا لم یکن قادرا علی الفحص
عمل به احتیاط در شبهه
علم اجمالی
تذکر : قرعه جایی جاری می شود که نشود اصول علمیه
را پیاده کرد .
طرز احتیاط :
در میقات نیت مافی فی الذمه سپس عمره تمتع تقصیر و
مشکل تقصیر را هم حل کردیم . در روز عرفه از مکه
محرم می شود و می آید عرفات و مناسک حج را بجا می
اورد و بعد هم عمره مفرده .
صاحب عروه بجای احتیاط حج تمتع را برگزیدند برخلاف
مختار ما و امام و غالب محشین عروه .
عبارت عروه : و إن كان لا يبعد القول بأنه يجري
عليه حكم الخارج فيجب عليه التمتع لأن غيره معلق
على عنوان الحاضر و هو مشكوك فيكون كما لو شك في
أن المسافة ثمانية فراسخ أو لا فإنه يصلي تماما
لأن القصر معلق على السفر
خلاصه کلام صاحب عروه : هر جا هر جا مخصص یک عنوان
وجودی باشد و احراز نشود باید تمسک به عموم عام
کرد .
در ما نحن فیه اگر مخصص یعنی حاضر مسجد الحرام
احراز نشود عمومات حج تمتع را اخذ می کنیم
.
اشکال :
محشین عروه به صاحب عروه اشکال کرده اند تمسک به
عموم عام در شبهات مصداقیه مخصص جایز نیست
.
مثال :
اکرم العلماء و لاتکرم الفساق منهم
نمی دانیم زید عادل است یا فاسق و حالت
سابقه را هم نمی دانیم تا استصحاب کنیم . نمی شود
به عموم عام تمسک کنیم زیرا وقتی مخصص بر عام وارد
شد عام را محدود می کند یعنی اکرم العلماء غیر
فاسقین و حالا شک داریم زید مصداق عدول است یا
فساق نمی توانیم به عام تمسک کنیم .
نتیجه :
مانحن فیه هم یک عامی داریم که همه باید حج تمتع
بجا آورند و یک خاص الا حاضر مسجد الحرام و نمی
دانیم زید جزو حاضر است یا غیر حاضر می رویم سراغ
احتیاط
|