|
فردا روز شهادت امام باقرعلیه السلام و ايام
سوگوارى آن بزرگوار و مسلم بن عقيل و روز جمعه هم
كه روز عرفه است و ان شاء اللَّه استفاده از دعاى
عرفه و برنامه روز عرفه . ما را فراموش نكنيد و ما
هم براى توفيقات بيشتر و سلامتى و موفقيت شما ان
شاء الله دعا مى
كنيم .
امر ششم :
مبدأ اين
مسافت 48 ميل يا 12 يا 18 ميل مسجدالحرام است يا
آخرين خانه
هاى مكه؟
مرحوم امام مى
فرمايند : من مكه
عروة الوثقى مى
فرمايد : فيه وجهان (مکه یا مسجد الحرام) :
اقربهما الاول (مکه)
محشين هم موافقت كرده
اند معیار مبدا مسافت را مكه گرفته
اند نه مسجد الحرام
ادله
الف) وجه مسجد الحرام :
(مسجدالحرام همان منظور ديوار مسجد است نه كعبه)
1-
ظاهر آيه شريفه( ذلك لمن لم يكن اهله حاضرى
المسجد الحرام ) معيار در آيه شريفه مسجد الحرام
است.
سوال :
آيا واقعاً آيه مبدأ را مى
گويد يا نه حضور عند المسجد الحرام. حضورش چيست؟
بعيد است آيه در صدد بيان مبدأ اين مسافت 48 ميل و
12 و... باشد.
فقط يك كلام مبهمى به عنوان حضور عند المسجد
الحرام
2- قدر
متيقن . ما يك عامى داريم همه بایدحج تمتع بجا
آورند الا من خرج من دليل
قدر
متيقن 48 ميل از خود مسجدالحرام است نه از آخرين
خانه
هاى مكه
اذا شككنا قدر متيقن مى
گيريم و اخذ به عام. لا نعرف غير المتعه فقط حج
تمتع الا ما خرج بالدليل.
ب)
اگر معيار مكه باشد . رواياتى كه داشتيم. روايت 48
ميل من مكه مى
گويد روايت 18 ميل من مكه مىگويد همهاش مكه است.
حدیث 3 باب 6 از ابواب اقسام الحج
14738- وَ عَنْهُ
عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ
عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ
زُرَارَةُ عَنْ أَبِي
جَعْفَرٍ ع قَالَ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع
قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ
ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي
الْمَسْجِدِ الْحَرامِ- قَالَ يَعْنِي أَهْلُ
مَكَّةَ لَيْسَ عَلَيْهِمْ مُتْعَةٌ كُلُّ مَنْ
كَانَ أَهْلُهُ دُونَ ثَمَانِيَةٍ وَ أَرْبَعِينَ
مِيلًا ذَاتِ عِرْقٍ وَ عُسْفَانَ كَمَا يَدُورُ
حَوْلَ مَكَّةَ- فَهُوَ مِمَّنْ دَخَلَ فِي هَذِهِ
الْآيَةِ وَ كُلُّ مَنْ كَانَ أَهْلُهُ وَرَاءَ
ذَلِكَ فَعَلَيْهِمُ الْمُتْعَة
حدیث 7 باب 6 از ابواب اقسام الحج
14742- وَ
بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ السِّنْدِيِّ
عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع
قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ ذلِكَ
لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ
الْحَرامِ- قَالَ ذَلِكَ أَهْلُ مَكَّةَ لَيْسَ
لَهُمْ مُتْعَةٌ وَ لَا عَلَيْهِمْ عُمْرَةٌ قَالَ
قُلْتُ فَمَا حَدُّ ذَلِكَ قَالَ ثَمَانِيَةً وَ
أَرْبَعِينَ مِيلًا مِنْ جَمِيعِ نَوَاحِي
مَكَّةَ- دُونَ عُسْفَانَ وَ دُونَ ذَاتِ عِرْق
(سندش محل بحث است اما دلاتش واضحتر است)
حدیث 10 باب 6 از ابواب اقسام الحج
14745- وَ عَنْ
عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ
حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ
ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذلِكَ لِمَنْ
لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ
الْحَرامِ- قَالَ مَنْ كَانَ مَنْزِلُهُ عَلَى
ثَمَانِيَةَ عَشَرَ مِيلًا مِنْ بَيْنِ يَدَيْهَا
وَ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ مِيلًا مِنْ خَلْفِهَا وَ
ثَمَانِيَةَ عَشَرَ مِيلًا عَنْ يَمِينِهَا وَ
ثَمَانِيَةَ عَشَرَ مِيلًا عَنْ يَسَارِهَا فَلَا
مُتْعَةَ لَهُ مِثْلُ مَرٍّ وَ أَشْبَاهِه
ضمیر در من بين
يديها به چه مى
خورد؟ به مسجد الحرام مى
خورد يا به مكه؟ مسجد الحرام كه مذكر است من بين
يديها، مونث . ظاهر
ضمير اين است كه به مكه مى
خورد كه مؤنث ظاهرى است
بنابراين اگر كسى
قائل باشد به اعداد و ارقام بايد مبدا مسافت از
مكه باشد. &
اگر ما با مبنای قول صاحب جواهر سراغ مسافر و حاضر
رفتيم. گفتيم حاضر المسجد الحرام مقابل مسافر است
. آخرين خانه
هاى شهرمکه معيار است در مسافت مسافر.
نتیجه :
هر كدام
از مبانى را ما قائل باشيم چه اعداد وچه مبنای
صاحب جواهر ديگر نوبتى به قدر متيقن و تمسك به اصل
نمى
رسد
پس
قول حق بنابر مبناى مسافت همان مكه است نه
مسجدالحرام.o:p>
الفرع الرابع
ممن كان منزله على رأس الحد (48 یا 12 ) اين ملحق
به حج تمتع است يا ملحق به حج افراد؟.
شبيه اين را در جاى ديگر فقه هم داريم. كه مى
گويند خون بيشتر از درهم يا كمتر از درهم و حالا
اگر خون به اندازه درهم بود نه كمتر نه بيشتر آيا
ملحق به عفو است يا ملحق به عدم عفو؟
عبارت امام : من كان على نفس الحد فظاهر ان وظيفته
التمتع. o:p>
عروة الوثقى هم عين همين عبارت را دارد
ادله
ااشکال :
برخی گفتهاند اول موضوع اين مسأله را پيدا كنيد
ما نمى
توانيم كسى را پيدا كنيم كه على رأس الحد باشد.
فرض هم نمى
توانيم بگيريم لان الحد خط موهوم يك خط باريكى كه
هيچ طول و عرض ندارد .
جواب :o:p>
ااين حرف
اشتباه است نبايد مسائل فقهى را بر اساس مسائل
رياضى يا فلسفى يا عقلى حل كرد. فقه ابزارى دارد و
فلسفه و رياضى هم ابزارى دارد .
فقه
احكامش از كتاب و سنت و دليل و عقل و اجماع و
موضوعش از عرف مگر آنجايى كه حقيقت شرعيه داشته
باشد از شرع مى
گيريم .
شما وقتى
مى
گوييد فلان كارخانه كيلومتر چند جاده قم است
معنيش چيست؟ يعنى خط موهوم نه نيم كيلومتر اين طرف
يا آن طرف اينها همهاش همان حد است اين مسامحه
عرفى نيست.
مسامحات عرفيه را مثال بزنم
مثل اين است شما كاه را وزن مى
كنيد يك تن وزن كرديد اگر يك كيلو زيادتر باشد مى
گوييد يك تن است اما اگر زعفران را بخواهيد وزن
كنيد يك گرم و نيم گرمش هم حساب مى
شود اين مسامحه عرفى است. كه در اشياء كم قيمت
نمى
كنند و در اشياء پرقيمت مىكنند
سوال :/span>
خود ميل اندازهاش چه اندازه است؟
عبارتى صاحب جواهر در كتاب صلاة المسافر: المعروف
بين العلماء وبين الناس بلكه ينسب الى قطع الاصحاب
معروف انه اربعة الاف زراع بزراع اليد من لدن
المرفق الى طرف الاصبع الوسطى من مستوی الخلقه.
مستوی الخقه را ذراعشان را اندازه بگيريد با هم
تفاوت دارد گاهى دو الى سه سانت با هم تفاوت دارد.
نتیجه :
لا شك به اين كه موضوع براى اين مسأله تصور مىشود
عرفا
به
معيار عرف. موضوع درست شد حالا برويم سراغ حكمش که
آیا مشمول حج تمتع است یا افراد؟ .
|